وریز وجوهات
مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله‌العالی:   در روزی که پیامبران الهی و فرشتگان مقرب خداوند جشن و سرور و شادمانی دارند، شیعیان هم باید یکپارچه مراسم جشن و شادی برگزار نمایند و سنت‌های گذشته خود را احیا کنند. و هیئت‌...
سه‌شنبه: 19 / 09 / 2017 ( )

نسخه مناسب چاپSend by email

اعتراف فريقين به فضایل علی(ع)

تشعشع بيش‌ازپيش نور ولايت باوجود همه دشمنی‌ها، همه علامت حقّانيت ولايت است. وقتی از خليل بن احمد پرسيدند:

«مَا تَقُولُ فِي شَأْنِ الْإمامِ عَلِيّ بنِ أَبِي‌ طَالِبٍ؟».

 

در توصيف اين موقعيت‌های تاريخی و مبارزه بين حق و باطل و پيروزی حق بر باطل چنين گفت:

«مَا أقُولُ في حَقِّ امْرءٍ كَتَمَتْ مَنَاقِبَهُ‏ أَوْلِياؤُهُ خَوْفاً وَ أَعْداؤُهُ حَسَداً، ثُمَّ ظَهَرَ مِنْ بَيْنِ الْكَتْمَيْنِ مَا مَلَأَ الخـَافقَيْنِ».[1]

می‌گويد: وضعيّت خاصي به وجود آمده بود که دشمن‌ها از روي دشمنی فضایل علي(ع) را کتمان مي‌کردند و دوستان هم از روی خوف و به‌خاطر ممنوعيّت نقل احاديث در قرن اول و دوم و بعد از آن به صورت‌هاي ديگر نمي‌توانستند اين فضایل را بگويند.

خليل بن احمد می‌گويد كه در بين اين دو کتمان، آن‌قدر از فضایل اميرالمؤمنين× ظاهر شد که شرق و غرب عالم را فرا گرفته است.

و چنان شد كه مثل شافعی بگويد:

 

أنَــا عَبْــدٌ لِلْـــفَتی
اُنْزِلَ فِيهِ «هَلْ أَتی»[2]
 

و محدّثين معروف اهل سنّت در آن شرايط سخت، کتاب «فضایل» و «مناقب» اميرالمؤمنين(ع) نوشتند و اوضاع به نحوی پيش رفت که الآن در تمام شعب علوم اسلامي، مسئله غدير مطرح است. در علم تفسير، در علم اسباب نزول،

 

در علم لغت، در حديث، در تاريخ، کتب تراجم و معرفة الصحابه و سایر علوم، حديث غدير مورد استشهاد محققان و علمای بزرگ واقع شده است.

بالأخره جايي نيست که مسئله غدير و ولايت اميرالمؤمنين(ع) و «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَولاهُ»[3] نباشد، يعني مي‌توانيم بگوييم که يقيني‌ترين کلامی که از پيغمبر اکرم(ص) به اتّفاق فريقين صادر شده است همين:

«مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهذَا عَلِيٌّ مَولاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَعَادِ مَنْ عَاداهُ، وَانْصُـرْ مَنْ نَصَـرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»؛[4]

است.

هيچ‌کسی نمي‌تواند اينها را انکار کند يا بگويد شک دارم و اگر كسی بگويد شک دارم معنايش اين است که کمال عناد و لجاج را دارد و مثل اين است که آفتاب را ببيند و بگويد كه شک دارم الآن آفتاب است و روز می‌باشد.

حديثی به اين كثرت اسانيد و مصادر اگر هم يافت شود بسيار نادر و كمياب است. در مورد اسناد حديث غدير هم، دانشمند بزرگ اهل سنّت ابوالمعالی جوينی می‌گويد که در بغداد در نزد صحافی يک جلد کتاب ديدم که بر آن نوشته شده بود:

«المجلدة الثامنة والعشرون من طرق قوله(ص): «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ، ويتلوه المجلّدة التاسعة والعشرون؛ جلد بیست و هشتم از طرق حديث: «مَنْ كُنْتُ مَولاهُ» كه جلد بیست و نهم بعد از آن می‌آيد».[5]

بعضي از بزرگان و حفّاظ علم حديث، مثل ابن‌عقده ـ كه

 

مورد قبول همگان است و در علم حديث تا آنجا پيش رفته كه می‌گويد: «يکصد هزار حديث مسند حفظ دارم و سيصد هزار احاديث ديگر هم نقل مي‌کنم»،[6] مخصوصاً کتاب «الولایه» دارند كه فقط مربوط به حديث غدير است نه روايات ديگر. حال در مورد چنين مطلب و مقامي واقعاً انسان مبهوت مي‌شود که چطور حرف بزند، چه بگويد و از کجا شروع کند؟

 

[1]. مامقانی، تنقيح المقال، ج26، ص11ـ12، بيان خليل بن احمد فراهيدی نحویّ معروف. «چه بگویم در حق مردی که دوستانش از ترس و دشمنانش از روی رشک و حسد مناقب او را پنهان کردند سپس مناقب آن‌حضرت از میان دو پنهان‌کاری شرق و غرب عالم را پر کرد».

[2] . «من بنده جوان‌مردی هستم که درباره او سوره «هل اتی» نازل شد».

[3] . «هرکس که من ولیّ و مولای اویم این علی ولیّ و مولای اوست».

[4] . طبری، بشارة المصطفی، ص207؛ طبرسی، اعلام الوری، ج1، ص262؛ خوارزمی، المناقب، ص205؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج42، ص208، 212، 219، 228؛ قندوزی، ینابیع‌المودّه، ج1، ص107؛ ج2، ص282 ـ 283. «بار خدایا کسی که او را دوست دارد تو او را دوست دار و کسی که او را دشمن بدارد تو او را دشمن بدار و هرکس او را یاری کند تو او را یاری کن و هرکس او را خوار کند تو او را خوار کن».

[5]. قندوزی، ينابيع المودّه، ج2، ص113 ـ 114.

[6]. خطیب بغدادی، تاريخ بغداد، ج5، ص220؛ ذهبی، سير  أعلام النبلاء، ج15، ص 346 ـ 347.

موضوع: 
نويسنده: 
یک‌شنبه / 10 سپتامبر / 2017