وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم در اين دنياي پرغوغا كه بسياري از مردم از فشار مادّيّات و مدنيّت (منهاي انسانيّت) خسته شده و از سرگرداني هايي كه توجّه به مادّيّات براي بشر فراهم نموده، به ستوه آمده و از رواج فساد اخلاق، فحشا و بي عفّتي و خدعه و نيرنگ رنج مي...
جمعه: 1400/02/3 - (الجمعة:10/رمضان/1442)

حضرت خدیجه، بانوی بی‌همتای اسلام سلسله مقالات حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان (شماره ۱۰)
حضرت خدیجه، بانوی بی‌همتای اسلام، بمناسبت ماه مبارک رمضان (۱۰)

در سال دهم بعثت سه سال قبل از هجرت، در روز دهم ماه مبارك رمضان، اُمُّ المؤمنين خديجه، بانوي مؤمنه و فداكار ـ پس از سپري شدن شصت و پنج سال از عمر پر بركتش درگذشت(1) و رسول خدا او را به دست خويش، در حجون مكّه مكرّمه دفن كرد، و حزن و اندوه آن حضرت، در مصيبت او به حدّي زياد شد كه آن سال را «عامُ الْحُزْن» نام نهاد.

 

  • در بیت شرف و فضیلت

خديجه سلام الله عليها از جانب پدر و مادر و اجداد پدري و مادري از اصيل‌ترين خانواده‌هاي جزيرة العرب و صاحب شرافت و سيادت بودند.

 

  • صاحب صفات ممتاز

خدا خواست كه اين بانوي بي‌همتاي حرم نبوّت و مادرِ يازده اخترِ برج امامت و ولايت، در عقل، ادب، حكمت، بصيرت و معرفت، نابغه و ممتاز باشد.

او نمونه‌ برجسته كمال و نبوغ و فهم و بينش بود كه همانند آن را در ميان مردان و زنان، كمتر مي‌توان يافت و عفّت، نجابت، طهارت، سخاوت، حسن معاشرت و صميميّت و مهر و وفا از جمله صفات برجسته او بود.

 

  • نمونه در شوهرداری

براي مرد، به ويژه مردي كه بيرون خانه و در اجتماع فعاليّت‌هاي بزرگ مشغول بوده و مقاصد عظيم داشته باشد و عهده‌دار پيكار و جهاد بوده و مورد يورش مخالفان و هجوم دشمنان باشد، بهترين آرامش‌دهنده قلب و روح و نگهبان پايداري و استقامت و رفع‌كننده خستگي و ناراحتي، همسر هوشيار و خردمند و مهربان و دلسوز است.

اگر مردي در خارج از خانه با دشمنان گرم پيكار گشته و به حمله‌هاي وحشيانه، استهزاء، سرزنش و اذيّت و آزار مردم گرفتار گردد و در منزل نيز با همسري نادان و بدخو و ترسو، ضعيف و شماتتگر، روبرو شود كه او را از كار و هدف وي و پيمودن راهي كه مدّ نظر اوست باز دارد و او را سرزنش كند و به ترك دعوا و تسليم‌شدن به دشمنان وادار نمايد، از اينكه هر روز شوهرش مورد شتم و استهزاي جاهلان قرار مي‌گيرد، خسته و ناخوشايند باشد و در پي حلّ مشكلات همسر خويش برنيايد، بي شك مشكلات و دشواري هاي آن مرد، دو چندان خواهد شد.

بدون ترديد چنين مردي همواره بر مشكلات و دشواري‌هايش افزوده خواهد شد؛ چرا كه نه تنها همسر وي او را در حلّ مشكلات ياري ننموده است، بلكه با اعمال و رفتار غير منطقي خود از قبيل: سرزنش و اعتراض، آن مشكلات را صد چندان كرده است.

پيامبر اسلام صلّی الله عليه وآله آورنده بزرگ‌ترين رسالت آسماني، از طرف خدا مأمور بود كه مشركان، همه توان و قدرت خويش از جمله شجاعان پيلتن و مردافكن، شعراي دشنام‌ده و ناسزاگو، ارازل و اوباش، زن و مرد، خويش و بيگانه، را براي مبارزه با اهداف آن حضرت بسيج كردند و تا آنجا كه مي‌توانستند او و چند تن از يارانش را اذيّت كردند مي زدند؛ رنج داده، ناسزا مي‌گفتند؛ سر راهش را با خار و خاشاك مي‌بستند؛ در حال نماز و پرستش به او توهين كرده و روابط خود را با او و يارانش قطع نمودند.

با وجود اين همه دشمن و موانع و مشكلات، اگر در ميان همه اين دشمنان، پيامبر صلّی الله عليه وآله وسلّم  هر روز وقتي به خانه مي‌آمد، با چهره گرفته و معترض همسرش، آن هم همسري كه سيّده زنان قريش و داراي آن شخصيّت و صاحب آن همه ثروت و مكنت بود، روبرو مي‌شد كه از راه دلسوزي و ترحّم و يا اعتراض، از او مي‌خواست تا از دعوت خويش دست بردارد و خود را مورد اين همه اهانت و استهزاء قرار ندهد، در چه وضع عجيب و دشواري قرار مي‌گرفت؟!

امّا لطف خدا دريچه‌هاي قلب خديجه را چنان به سوي درك حقّانيّت دعوت اسلام باز كرد و آن چنان دلش را نوراني و سرشار از معرفت و حكمت گردانيده بود كه هرگز پيامبر صلّی الله عليه وآله وسلّم با چنان منظره اسفناك، در داخل خانه روبرو نشد.

 

  • لبیک به ندای الهی

دکتوره بنت الشّاطي مي‌گويد: «آيا همسري غير از خديجه اين استعداد را دارا بود كه دعوت تاريخي شوهرش را وقتي از غار حرا آمد، با ايمان قوي و آغوش باز و مهر و عطوفت استقبال كند، بي آن كه در راستي او و اين‌كه خداوند او را تنها نخواهد گذاشت، شكّي در دل راه بدهد؟

آيا جز خديجه، هيچ بانوي ثروتمندي كه در ناز و نعمت و آسايش و احترام زيسته، مي‌توانست با كمال رضايت و خرسندي از زندگي اشرافي، اموال بسيار و عزّت و توانگري چشم بپوشد تا در دشوارترين لحظات زندگي كنار همسرش بايستد، و او را در بلايا و مشكلات موجود در راه تحقّق هدفي كه به حقّانيّت آن ايمان داشت، ياري كند؛ حاشا و كلاّ! فقط خديجه چنين بود و زنان ديگر چون او نيستند، مگر در طبقه و رتبه او باشند»(2)

 

  • بهترین زنان عالم

پيامبر صلّی الله عليه وآله وسلّم هم هيچ‌گاه خديجه را بعد از وفاتش فراموش نكرده و از اخلاق و صفات او ياد مي‌فرمود؛ به كساني كه با او آشنا و دوست بودند، احسان و لطف مي‌كرد.

از «عايشه» روايت شده است كه: «رسول خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم از خانه بيرون نمي‌رفت، مگر آن كه خديجه را ياد مي كرد و بر او به خوبي و نيكي مدح و ثنا مي‌فرمود.

روزي از روزها غيرت مرا گرفت، گفتم: او پير زني بيش نبود و خدا بهتر از او را به شما عوض داده است.

پيامبر صلّی الله عليه وآله و سلّم غضبناك شد، به طوري كه موي جلوي سرش از خشم تكان مي‌خورد؛ سپس فرمود: «نه، به خدا، بهتر از او را خدا به من عوض نداده، ايمان آورد به من، وقتي مردم، كافر گرديدند و تصديق كرد مرا، هنگامي كه مردم مرا تكذيب مي كردند و در اموال خود با من مواسات كرد، وقتي مردم مرا محروم ساختند و خدا از او فرزنداني روزي من كرد و از زنان ديگر محروم فرمود»(3)

«انس بن مالك» روايت كرده كه رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم فرمود: «بهترين زنان عالم مريم بنتِ عمران و آسيه بنت مزاحم و خديجه بنت خُوَيْلِد و فاطمه بنت محمّد صلّی الله عليه وآله وسلّم هستند»(4)

در «صحيحين» از عايشه روايت شده كه: «پيامبر صلّی الله عليه وآله وسلّم  خديجه را به خانه‌اي در بهشت بشارت داد كه در آن سر و صداي بلند و رنج و زحمت نيست»(5)

امروز ما وظیفه داریم که گوشه‌ای از کمالات و صفات بلند آن حضرت را برای جهانیان بخصوص زنان بازگو کنیم و ایشان را به عنوان الگوی بزرگ خدمت به اسلام و پیامبر و شوهرداری به مردم معرّفی نماییم، و راه و روش ایشان را دنبال کنیم.

 

پی‌نوشت‌ها:

  1. مسار الشیعة شیخ مفید (ره)
  2. اهل البيت، توفيق ابو علم، ص 102، ترجمه نقل به معني
  3. همان
  4.  اسدالغابة، ج 5، ص 437 ـ الاستيعاب، بهامش الاصابة، ج 4، ص 284 و 285
  5. الاصابة، ج 4، ص 282 ـ اسدالغابة ، ج 5، ص 438 و نظر اين حديث در تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 26، ذكر شده است

 

برنامه زندگی و سعادت، سلسله مقالات حضرت آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان (شماره ۹)
برنامه زندگی و سعادت؛ به مناسبت ماه رمضان (9)

ما مسلمانان بر آن عقيده‎ايم كه قرآن، نور و رحمت و هدايت به سوي خير و سعادت است و كافي‌تر و جامع‎تر از آن دستوري براي بشر نيامده و نخواهد آمد و جامعه انساني با وجود احكام قرآن و مكتب اسلام به هيچ نظام و قانون ديگري احتياج ندارد.

 

 

  • تمسّک به ثقلین، تنها راه سعادت جامعه بشری.

شكّ نداريم كه اگر تعاليم قرآن به اجرا درآيد، نقاط ضعف و نابساماني‎هايي كه زندگي جوامع بشري را فرا گرفته، مرتفع خواهد شد و برادري و عدل و داد، جهان را فرا خواهد گرفت.

بنابراين، وظيفه ما است كه به حكم حديث شريف و متواتر: «اِنِّي تارِكٌ فِيكُمْ الثَّقَلَيْنِ كِتابَ اللهِ وَعِترَتِي ما اِن تَمَسَّكتُم بِهما لَن تَضِلُّوا اَبَداً»(1) به قرآن و عترت پيامبر ‎صلّي‎الله عليه وآله وسلّم‎ متمسّك شويم و رسالت قرآن را به جهانيان برسانيم؛ مبدأ و مقصد انجام حركات و نهضت‎ها، اقدامات و انقلاب‎هاي اصلاحي را، تعاليم قرآن قرار دهيم؛ و همواره آن را نقطه شروع و نقطه پايان، مصدر هدايت و منبع جهش بدانيم؛‌ و در تمام شؤون و نواحي زندگي فقط به قرآن و عترت رجوع نماييم و آن را يگانه‌ميزان و قانون محترم و واجب الإتّباع دين و دنيا دانسته، در هيچ اقدام و هيچ حالی از آن غافل نگرديم.

 

 

  • ملاک تشخیص جامعه‌ی اسلامی از جوامع دیگر.

تشخيص اجتماع اسلامي از جوامع ديگر به اين است كه مصدر افكار و افعال و سلوك اجتماعي، تربيتي، تجاري، سياسي و مبدأ تحرّك و محور تمام فعّاليّت‎هاي علمي و صنعتي و اصلاحي، «قرآن» و «سنّت» باشد؛ از اين رو، اگر مسلمانان بتوانند چنين انقلابي در جهان اسلام و در جوامع خود به وجود آورند، آينده آنان سعادت‌بخش و مقرون به رستگاري و آزادي خواهد بود و براي ابلاغ رسالت اسلام به جهانيان و نجات بشر از اين همه سرگرداني و گمراهي، لياقت و شايستگي خواهند يافت.

 

 

  • لزوم همراهی عمل با عقیده به کمال قرآن.

متأسّفانه برخي از مسلمانان، هدايت قرآن را تمام و جامع و شامل مي‎دانند؛ ولي در مقام عمل به تعاليم ديگر گرايش پيدا مي‎كنند و مكتب‎هاي غير اسلامي، و افكار و آراء و دستور زندگي خود را از جاهاي ديگري اقتباس مي‎نمايند و سپس سعي دارند با تأويل و توجيه نصوص، كتاب و سنّت را با آن افكار و تعاليم، موافق معرّفي نمايند. چنان‌چه برخي در استفاده از آيات قرآن، اخبار و احاديث را ترك كرده و روايات را كنار مي‎گذارند و بدين‌گونه بين قرآن و عترت جدايي مي‎اندازند و به اجماع فقها و فهم و استظهارات بزرگان، اعتنا نمي‎كنند، كه بي‎شك هدف آنان از اين روش، پيدا كردن معاذير و دستاويزهايي براي پيروي از نظريّات مأخوذ از ديگران و تقليد از اجانب و مكتب‎هاي غرب يا شرق است.

اين‌ها در روشني تعاليم اسلام گام برنمي‎دارند، و روشي كه دارند، آنان را از قرآن دور، و جمال زيباي اسلام را مستور، و هرج و مرج فكري و اعتقادي و پراكندگي ايجاد مي‎كنند.

اين‌ها را بايد به كيفيّت صحيح و طريق مستقيم استفاده و استنباط از كتاب و سنّت، راهنمايي كرد؛ و از توجيه و تأويل و هم چنين تقليد از افكار بيگانگان و مكتب‎هاي مادّي و ضعف شخصيّت، برحذر داشته و آنان را به استقلال فكر و تعقّل و تأمّل و پيروي از علم تشويق نمود.

گروه دیگری از مسلمانان که بر صراط مسقیم‌اند، كساني هستند كه به طور جدّي و قاطع، قرآن و عترت را منبع هدايت و يگانه كتاب راهنماي دنيا و آخرت مي‎دانند؛ و از هيچ مكتب و مصدر ديگري حاضر به اقتباس برنامه زندگي نيستند و متون و نصوص كتاب و سنّت را محترم شمرده و به حلال و حرام و واجب و مستحب و مكروه آن ايمان آورده و قرآن را راهنمايي براي همه مي‎دانند. اين افراد را مي‎توان اهل قرآن و امّت قرآن خواند.

اين جمعيّت، جمعيّت وفادار به قرآن و خواهان اجراي كامل احكام قرآن هستند؛ هر چند وفاداري و فداكاري آنان يكسان نيست و امتحانات و حوادث، معلوم مي‎سازد كه تا چه حد و تا كجا و به چه مقدار براي قرآني شدن اجتماع، فداكاري و اقدام مي‎كنند.

آيا به همان عقيده قلبي وبحث علمي در اين موضوع، قناعت كرده يا حاضرند قدم به جلو گذارند و واقعاً هدايت اسلام را بر مسايل زندگي از اخلاق و معاملات، تربيت، اقتصاد و... تطبيق نمايند و به اخطارات و انذارات و بشارت‎ها و تعاليم قرآن توجّه كنند؟

وظيفه‎اي كه اين دسته در مقابل دين و قرآن دارند اين است كه: قرآن را مايه‌ی نشاط فكري و برنامه عمل و حركت قرار داده و تصميم بگيرند كه در هيچ‌جا و هيچ مورد از آن منحرف نشوند و تنها به اين كه قرآن، زينت اوراق مصاحف و محور بحث‎ها و مطالعات علمي و فقهي و تحقيقي است و از خواندن و نوشتن و شنيدن آن، زبان‎ها و دست‎ها و چشم‎ها و گوش‎ها مستفيض مي‎شود، اكتفا نكرده و اجراي احكام قرآن را ـ كه كتاب عمل و كتاب دين و دنيا و برنامه حيات است‎ ـ هدف خود قرار داده و به آن اهميّت بدهند؛ دين و احكام آن را به عقايد و عبارات و جنبه‎هاي فردي و روحي محدود نسازند و در هر رشته‎اي احكام قرآن را مطاع و مرجع دانسته؛ و دنيا و آخرت خود را با احكام آن اداره كنند.

 

 

  • لزوم حاکمیت قرآن و عترت در همه برنامه‌ها.

تا وقتي كه اين وضع در جوامع مسلمانان به وجود نيايد و افراد غيور و با همّت براي تحقّق اين مقصد، كمر همّت نبندند و صادقانه و مخلصانه، تلاش و جهاد ننمايند، از بحث علمي و اعتقادي بي‎عمل، هدايت و رهبری قرآن بر كرسي تسلّط مطلق بر تمام شؤون بشر، مستقر نمي‎شود. از اين رو بايد كاري كرد كه آفتاب اسلام در عرصه‎هاي گوناگون زندگي مسلمانان پرتو افكن شده و جلوه‌ی نفوذ و رسوخ اشعّه آن در نواحي متعدّد حيات آنان آشكار گردد.

مادام كه دنيا قرآن و عترت را در اجتماع مسلمانان، مرجع امور و مصدر نهضت و تحرّك نبيند، از حقيقت اسلام و قدرت آن در سازندگي مترقّي‎ترين اجتماعات چيزي نمي‎فهمد.

دنيا به ما مي‎گويد: اگر چنان‌چه شما مدّعي هستيد كه از امّت حضرت خاتم الانبياء ‎صلّی الله عليه وآله وسلّم مي‎باشيد؛ اسلام را دين خدا و قرآن را كتاب خدا و قانون حكومت و اجتماع و تجارت و حيات و موت مي‎دانيد و به آن ايمان داريد و نقص و ناتمامي در آن فرض نمي‎كنيد، پس چرا ريزه‎خوار خوان ديگران شده و پاي ركاب ديگران مي‎دويد و كوركورانه نظريّات و آرا و مباني و راه ديگران را گرفته و ترويج مي‎كنيد؟

 

 

  • بزرگترین خدمت به اسلام.

در عصر حاضر، بهترين و بزرگ‎ترين خدمتي كه هر مسلمان بايد به اسلام بنمايد، اين است كه: با محدود كردن قرآن در دايره عبادات و چهارديواري مساجد و جدا كردن آن از اجتماع و امور دنيا ـ ‎كه يك فكر خطرناك غربي و بيگانه از اسلام است‎ ـ مبارزه كند و مفاهيم و مقاصد وسيع اسلامي را از قرآن و سنّت ترويج و تبليغ نمايد؛ تا هر جا، هر مقام و هر مجمع، سازمان و مؤسّسه‎اي، مظهر تعاليم اسلام گرديده و جامعه اسلامي با سرعت هر چه بيشتر ترقّي نمايد.

 


 

پی‌نوشت‌ها:

۱. بحار الانوار، ج 35، ص 184، ح 2؛ همانا من در ميان شما دو چيز گران‌سنگ باقي مي‌گذارم، کتاب خدا و عترتم مادام که به آن دو تمسّک جوييد هرگز گمراه نخواهيد شد.

ماه رمضان، از منظر اسلام تا رفتار مسلمانان؛ سلسله مقالات حضرت آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان(شماره ۸)
ماه رمضان، از منظر اسلام تا رفتار مسلمانان؛ بمناسبت ماه رمضان (8)

بیترديد كساني كه میخواهند اسلام را در آينه اعمال و رفتار اجتماع مسلمانان اين عصر ببينند و آن جمال نوراني و خورشيد جهان تاب را در چنين منظر و آيينه تيره و تار زيارت كنند، سخت در اشتباه‌ هستند.

اگر تصوير چهره اسلام ممكن بود و يك نفر آگاه به تمام تعاليم و امتيازات و هدايتهاي اسلام و برنامههاي تربيتي و جامع آن، چهره زيباي آن را تصوير ميكرد، از هر اثر هنري ديگر زيباتر و جالبتر ميشد.

اگر خداي جهان و آفريننده زمين و آسمان ـ كه نعمت اسلام را به وسيله حضرت خاتم الانبيا انعام و اعطا فرمود ـ آن را به صورتي تمثيلي ميساخت، يقيناً زيبايي و جمال آن صورت، خلق اوّلين و آخرين را از خود بيخود ميكرد.

اسلام را بايد در آينه نصوص قرآن و سنّت، و در سيره رفتار و گفتار و كردار پيشوايان دين و كساني كه اسلام در وجودشان به تمام معنا منعكس شده و در سلوك مجاهدين و مسلمانان صدر اسلام تماشا كرد.

اجتماعي را ميتوان يك جامعه كاملاً اسلامي دانست كه همه احكام و دستورات اسلامي بر تمام مسائل زندگي فردي و اجتماعي آن جامعه منطبق بوده و به عبارت ديگر، اسلام از برنامههاي كسب و كار، معاشرت، حكومت، سياست و... آنها تفكيك نشده باشد.

با اين وصف، اجتماعات ما معرّف يك اجتماع كامل و تمام عيار اسلامي نيست؛ زيرا بسياري از احكام اسلام در بين مسلمانان معاصر متروك گرديده، و جز «عبادات» (مثل: نماز و روزه، حج و...) ـ كه اجتماع اسلام به آنها نيز قائم است ـ بقيّه احكام و دستورات اسلامي كمتر مورد عنايت قرار گرفته و بعضاً مهجور مانده است. چه بسا كه عبادات ما نيز آن طور كه شايسته است نشان دهنده مقاصد اسلام نيست و كساني كه از آثار و بركات آن هم محروم ميباشند، بسيارند.

در «عبادات»، معاني بزرگ و درسهاي عميق به ما آموخته ميشود كه اگر به آنها توجّه كنيم، افق افكار ما روشن و طرز تصوّر ما دگرگون ميشود.

در عبادات هم جنبه عادت نهفته است و هم اظهار شوكت اسلام، اتّحاد و هماهنگي مسلمين، ارشادات اخلاقي، آموزشي و تربيتي، تعاليم اجتماعي، رشد فكري، عقلي و علمي و بلكه فوايد بهداشتي و اقتصادي نيز منظور شده است.

همين روزه ماه رمضان كه از اركان اسلام و نيز شعاير بزرگ و وسيلهاي جهت تقرّب به خدا است، آيا با همان برنامه مقرّر انجام ميشود؟ و آيا ماه رمضان ما همان ماه رمضان اسلام است؟ اين موضوع و مسألهاي است كه به بررسي و تحقيق نياز دارد.

ماه رمضان اسلام: چنان‌چه از خطبه حضرت رسولاكرم صلّيالله عليه وآله وسلّم استفاده ميشود، فرصتي براي افزودن به اعمال خير و كارهاي نيك، دستگيري از فقيران و بينوايان، پيوند با خويشاوندان، ياري ضعيفان، تكميل و تهذيب اخلاق، فرو خوردن خشم و غضب و كنترل قواي شهواني است.

امّا برنامه ماه رمضان ما: پرخوري در افطار و سحر، تندخويي و بدزباني با نزديك و بيگانه، شب‌نشينيهاي زيان بخش است.

ماه رمضان اسلام: بهترين فرصت و گران‌بهاترين وقتي است كه حتّی يك دقيقه و ثانيهاش نبايد هدر برود و بيهوده مصرف شود؛ بلكه بايد تمام دقايق و ساعات آن در انجام كارهاي نيك و اعمال حسنه، تفكّر و تأمّل، توبه و اصلاح حال سپري شود.

ماه رمضان ما: بيشتر اوقاتش تلف ميشود و اوقاتي به اين عزيزي، آسان از دست ميرود.

ماه رمضان اسلام: مسلمانان بايد در آن به مناسبت نزول قرآن در سيره رسول اكرم صلي الله عليه وآله وسلّم شخصيّتي كه قرآن به او نازل شد به طور عميق مطالعه نمايند و ارشادات و راهنماييهاي آن رهبر عاليقدر آسماني را ـ كه دافع هر ضرر و خسارت، و علاج كننده تمام مشكلات اجتماعي و حياتي است ـ سرمشق خود قرار دهند و به حكم: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كانَ يَرجُوا اللهَ وَالْيوْمَ الأَخرَ (1) به روش و سلوك آن رسول اعظم خدا صلّيالله عليه وآله وسلّم تأسّي نمايند.

ماه رمضان ما : اكثريّت مسلمانان از سيره رهبر عظيم خود بياطّلاع بوده و در اين موضوع كه درس و بحث، تفكّر و مطالعه در آن بر هر مسلماني لازم است، نه در ماه رمضان و نه در ماههاي ديگر اهتمام شايان ندارند و به دانستن تاريخ حيات رسول خدا صلّیالله عليه وآله وسلّم كه آموزندهترين صفحات تاريخ است، اعتنايي لازم و كافي نميكنند. تاريخ كدام شخصيّتها، و رجال تاريخ، زعما و رهبران اصلاحات و انقلابها و پيامبران بزرگ، مانند تاريخ پيامبر بزرگ اسلام، آموزنده و سودمند است.

ماه رمضان اسلام: ماه نشاط، و اقبال و شتاب به سوي عبادت و تقرّب به خدا است.

ماه رمضان ما: بعضي آن را در كسالت و سستي و تن پروري و خواب و بيخبري به پايان ميرسانند.

ماه رمضان اسلام: آغاز فصل جديد و مرحله نوين عمر و زندگي است كه در آن بايد قواي فكري و اخلاقي خود را از نو به رشد و نموّ وا داريم و با گذشته خود وداع كرده، و دل خود را جلا دهيم و زنگار معصيّت و گناه را از آن بزداييم.

ماه رمضان ما: تغيير مختصر در وقت خوردن غذا و امساك از مفطرات است كه هر چند امتثال و اطاعت فرمان خدا و دليل بيدار بودن وجدان ديني و شعور مذهبي است و نسبت به آن بدبختها و گمراهاني كه روزه را افطار ميكنند شرافت و فضيلت آن بسيار است؛ امّا با اين وجود، روزهدار نبايد فقط به امساك از مفطرات قناعت كند؛ بلكه بايد ساير برنامههايي را كه براي روزه‌داران معيّن شده نيز انجام دهد تا از فوايد بسيار و رَحَمات واسعه الهي در اين ماه حدّاكثر استفاده را بنمايد.

ماه رمضان اسلام: سبب تهذيب نفوس، تطهير قلوب و تخلّق به اخلاق حميده، اعتياد به عادات حسنه، تمرين خلوص نيّت، احياي معالم و مباني اسلاميّت و انسانيّت، انتشار محبّت و نوع‌پروري و صداقت است.

ماه رمضان ما: بسا شب‌نشينيها و مجالسي كه پس از افطار برپا ميشود و با متحمّل شدن مصارف زياد به پرخوري، غيبت، لهو و مزاحهاي باطل و گفت و شنودهاي بيثمر مشغول شده و با پرخوری‌هایی كه ميكنند از حكمت نبويّه «صُومُوا تَصِحُّوا» (2) محروم ميشوند، و چون از روح همكاري و همدردي اسلامي و ارتباط معنوي و اتّصال ناگسستني قلبي و ايماني، نشانه و علامتي نيست، آن ديد و بازديدها و معاشرتها، سبب كينه و عداوت و دشمني و سوء تفاهم ميگردد.

 


پی‌نوشت‌ها:

۱. سوره احزاب، آيه 21: قطعاً براي شما در اقتدا به رسول خدا سرمشقي نيكوست؛ براي آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد.

۲. «روزه بگیرید تا سلامت باشید». بحار ‌الأنوار؛ ج 96، ص 255.

 

ابوطالب؛ مدافع رسالت سلسله مقالات حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان(شماره ۷)
ابوطالب؛ مدافع رسالت؛ به مناسبت ماه رمضان (7)

یکی از اتّفاقات تاریخی که در ماه مبارک رمضان به وقوع پیوست، وفات حضرت ابوطالب است. بنا به قول شیخ مفید قدّس سرّه، در هفتم ماه رمضان سال دهم بعثت، سه سال قبل از هجرت، ابوطالب یگانه حامی و کفیل پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم وفات نمود.
روزهاي عمر اكثر افراد بشر مربوط به خود و امري است فردي، ولي رجال مصلح و خدمت‌گذاران به عالم انسانيت، مردان خدا و انبيا و اوليا، روزهايشان به همه‌ي جامعه، به تاريخ و به خدا ارتباط دارد و به حساب همه موجب فخر و مباهات، عزّت و خير، صلاح و ترقي و حركت‌هاي بزرگ تاريخي است. هرچه اين روزها وجهه‌ي الهي، خيرخواهي برای جامعه و نجات مردم از جهالت، دعوت به رستگاري، حق و عدالت و جلوه هدايت داشته باشد پايدارتر و ماندگارتر است.
نكوداشت اين روزها، نكوداشت حق و نصرت ايمان است. در تاريخ اسلام اين ايام درخشان و تاريخي جلوه‌اي خاص دارد و تاريخ اسلام مزيّن به اين روزهاست.
از جمله مرداني كه در اسلام به واسطه نقش خاص، موقعيت و حفظ مواضع بسيار حسّاس و مسئوليت‌دار بايد خود او و نه روزش بلكه روزهايش و همه‌ي ياد و خاطره‌هايش زنده باشد سيّد بطحا، رئيس مكّه و قبله قبيله است؛ او كه جميع فضايل اخلاقي را دارا بود و همه به او احترام مي‌گذاشتند و شخصيّت و مكارم اخلاقش را مي‌ستودند؛ «عَلَيْهِ بَهَاءُ الْمُلُوكِ وَ وَقَارُ الْحُكَمَاءِ؛ در رخساره او ظرافت پادشاهان و وقار حكيمان ديده مي‌شد»
آری! ابوطالب پدر بزرگوار اميرالمؤمنين علی عليه السلام از بزرگترین رجالی است که به گردن بشریت و جامعه مسلمانان، حقّ بزرگی دارد. كسي كه حكيم معروف عرب «اكتم بن صيفي» وقتي از او پرسيدند: «حكمت و رياست و حُكم و سيادت را از كه آموختي؟» گفت: «از حَليف علم و ادب، سيّد عجم و عرب، ابوطالب بن عبد المطلب»
او بود كه در حمايت از پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله و سلم در حساس‌ترين مواقع تاريخ اسلامي يعني سرآغاز ابلاغ وحي و شروع و ظهور آن، نقش حفاظت و حراست او، اساسي، سازنده، نجات‌بخش و موجب استقرار اين دين مبين گرديد.
او به همه امت اسلام حق دارد و همه وامدار اويند و روزهاي چهل و دو سال حمايت و كمك و خدمت او به حضرت رسول اكرم صلی الله عليه و‌آله بيش از چهارده هزار روز است كه هر كدامشان تاريخ ساز و الهي است؛ هر يك از اين ايام به حساب پشتيباني آن مرد تاريخ از اسلام و دين توحيد و آن حركت بزرگ كه جامعه‌ي انسانيت را به سوي ترقي و تكامل و خودشناسي و خداشناسي هدايت كرد روز خدا و روز اسلام است.
هيچ كس شمار روزهاي نصرتش از پيغمبر صلی الله عليه و آله و دعوت او و ياري حق  به اين شمار نرسيد.
ابوطالب عليه‌السلام به واسطه فداكاري‌هاي عجيب و مواجهه محكم با دشمنان دين خدا، آنان را از خاموش كردن نور الهي بازداشت.
همه روزها و همه كارهايش، سزاوار نكوداشت و الگوگيری است.
چهارده هزار روز در نصرت و خدمت به رسول خدا صلی الله عليه و‌آله و سلم، همه از ايام الله است.
چهارده هزار روز استقامت، چهارده هزار روز تحمّل شدايد، محروميت‌ها، تحريم‌ها و انواع فشارها و توطئه‌هاي مشركين، اسلام را بيمه كرد.
اين ابوطالب بود و ابوطالب بود و باز هم ابوطالب بود كه در روزهاي نخست و سال‌هاي آغازين دعوت با موقعيت خاص و استفاده از احترام بالايي كه در جامعه داشت از دين خدا پاسداري نمود و پيغمبر را در ابلاغ دعوت ياري مي‌‌داد.
قصيده‌ي لاميّه ابوطالب در مدح حضرت رسول صلی الله عليه و آله، نمونه‌اي از اوج ايمان و خلوص نيت و وفاداري و نصرت كامل او از پيغمبر صلی الله عليه و آله است.
اين قصيده به اعتراف بعضي بزرگان ادب و بلاغت و سخن شناس اهل سنت، در اعلی مرتبه‌ي بلاغت و فصاحت است و از قصايد سبعه‌ي معلّقه قوي‌تر و برتر است و به جز ابوطالب، احدي را نمي‌توان سراينده آن گفت. اين قصيده، نشان مي‌دهد كه ابوطالب، آن مرد عزم و تصميم خلل‌ناپذير در پشتيباني از رسالت الهي پيغمبر تا به كجا و تا چه حد مصمم، جازم و قاطع بوده است و در برابر دشمنان قوي پنجه، خطرناك و خونخوار، يك تنه دفاع نموده و اسلام را در مسير حركت غير قابل برگشت قرار داد.
همان گونه كه روزهاي همراهي ابوطالب با پيامبر اسلام  صلي الله عليه و‌آله و سلم در بين روزهاي تاريخ، درخشان است اين قصيده نيز در ميان هزاران قصيده از عرب و عجم كه در مدح پيغمبر و اسلام سروده شده و مي‌شود، ممتاز و يگانه و اساسي است.
سزاوار است مخصوصاً فضلا و طلاب عزيز، آن را كه نزديك به صد بيت است، حافظ باشند.
نسل جوان و جامعه كنوني اسلام بايد تاريخ حيات و زندگي حضرت ابوطالب را وجهه‌ي نظر و الگو قرار دهند و درس‌هاي بزرگ و آموزنده‌ي اين تاريخ را فرا بگيرند.
سزاوار است همگان از اين روز تجليل نمايند و برنامه‌هاي مناسب براي آن در نظر بگيرند و در سخنراني و مقالات از حقوق اين بزرگوار بر مسلمانان و بر تاريخ اسلام ستايش نمايند.

بهار دعا؛ امید به آینده، سلسله مقالات آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان (شماره 6)
بهار دعا؛ امید به آینده، به مناسبت ماه رمضان (6)

بسم الله الرحمن الرحیم
يكي از وظايف و برنامه‎هايي كه روزه‎داران در ماه رمضان اجرا مي‎نمايند، دعا و مناجات و طلب حوايج از خداوند قاضي‌الحاجات است.

 

 

  • دعا، نجات از ناامیدی.

خواندن دعا و طلب خيركردن از خداوند در هر زمان، مستحب و توان‌بخش روان و از اسباب نشاط دل، انبساط خاطر و تجديد قواي فكري و روحي است.
«دعا»، رافع غم و اندوه، غذاي مقوّي روح، برطرف‌كننده ناراحتي‎ها، سبب خوش‎بيني و امّيد به آينده و نجات از كابوس نااميدي است.
دعا، خواندن پروردگار و ياري‌خواستن و حاجت‌طلبيدن از اوست كه انسان فطرتاً از اين نعمت بزرگ و رحمت واسعه الهي، بهره‎مند است.

 

 

  • بشر، پناهنده قدرت لایزال.

بشر ـ هر چه هم قوي و نيرومند باشد ـ در شدايد و سختي‎ها به وجود خدا ـ ‎كه برتر از همه و بي‎نياز از همه و كارساز همه است ـ رو مي‎آورد و به او پناهنده مي‎شود و رفع سختي‎ها و بلاهايي را كه به آن گرفتار شده را از او مي‎طلبد. فطرتش او را به سوي خدا رهبري مي‎نمايد و غير از خدا كارسازي نمي‎يابد: «قُلْ اَرَءَيْتَكُمْ اِنْ اَتاكُمْ عَذابُ اللهِ اَوْ اَتَتْكُمُ السّاعَةُ اَغَيْرَاللهِ تَدْعُونَ اِن كُنْتُمْ صادِقِينَ بَلْ اِيَّاهُ تَدْعُونَ»(1)
اگر افتي به دام ابتلايي * به جز او از كه مي‎جويي رهايي(2)
 
انسان در پستي و بلندي‎هاي زندگي و حوادث روزگار و در برابر پيشامدهاي سخت و ناگوار به مواردي مي‎رسد كه غير از دعا هيچ‎گونه تكيه‎گاهي براي خود نمي‎يابد و فقط دعا مي‎تواند ضعف و ناتواني روحي او را جبران كند.

 

 

  • عقده‌گشایی، نیاز شدید بشر.

يكي از چيزهايي كه هر بيمار و گرفتار به آن شايق و مايل است «دعا» است. هر شخص بيمار و هر انسان مبتلا و ناراحت مايل است دوستي داشته باشد كه دردهاي خود را با او بگويد و او را از ناراحتي‎هاي خود آگاه ساخته، گرفتاري‎هاي خود را برايش شرح دهد و آن چه را بر سرش آمده يكايك براي او بازگو كند و به اصطلاح، «عقده‎گشايي» نمايد.
يكي از فوايد دعا اين است كه مؤمن، با خداي مهربان و شنوا، رازها، غصّه‎ها و رنج‎ها و افسردگي‎هايش را در ميان مي‎گذارد و گرفتاري‌هاي خود را بي‎كتمان شرح مي‎دهد؛ و از او چاره‎جويي مي‎كند و مي‎داند كه خدا از هركس به او نزديك‎تر است؛ ناله و صدايش را مي‎شنود و او را پاسخ مي‎گويد.
بنده مؤمن، پس از دعا احساس مي‎كند كه آلام دروني‎اش تخفيف يافته و سنگيني بار اندوه و فشارهاي روحي‎اش سبك‎تر شده است.
راستي اگر دعا نبود و اگر بندگان راه به دعا نمي‎بردند و ناچار بودند راز دل و غصّه‎هاي خود را بازگو نكنند، چقدر زندگي ناگوار و تلخ مي‎شد و عقده‎هاي روحي، آنان را آزار مي‎داد.

 

 

  • لزوم شکر نعمت دعا.

ما بايد به خاطر وجود نعمت «دعا»، حمد خدا را به جاي آوريم و اين نعمت را عزيز و گرامي بداريم.
در دعاي «ابي حمزه» است كه: «اَلْحَمْدُ للهِ الَّذِي اَدعُوهُ فَيُجِيبُنِي وَاِن كُنتُ بَطِيئاً حِينَ يَدعُونِي؛ حمد براي آن خدايي است كه او را مي‎خوانم؛ پس مرا جواب مي‎دهد، هر چند من در جواب او ـ ‎وقتي مرا بخواند ـ كُند هستم.»
و در همان دعا مي‎خوانيم: «اَلْحَمدُللهِ الَّذِي اَسْئَلُهُ فَيُعْطِيَنِي وَاِنْ كُنتُ بَخِيلا حِينُ يَسَتَقْرِضُنِي؛ حمد، مخصوص خدايي است كه از او مي‎خواهم، پس مرا عطا مي‎كند؛ هر چند وقتي از من وام بخواهد بخل مي‌ورزم.»(3)
و در فرازهاي ديگري از اين دعاي زيبا مي‎خوانيم: «اَلْحَمدُللهِ الَّذِي اُنادِيهِ كُلَّما شِئتُ لِحاجَتِي وَاَخلُو بِه حَيثُ شِئتُ لِسِرِّي بِغَيرِ شَفِيع فَيَقضِي لِي حاجَتي؛ سپاس مر خداي را كه هر زمان بخواهم براي نيازم او را ندا مي‎كنم و براي راز گفتن با او خلوت مي‎نمايم؛ بدون اين كه شفيعي داشته باشم، پس حاجتم را برمي‎آورد.»
آری! دعا، همّت را بلند، اراده و تصميم را استوار، و انسان را در برابر حوادث بزرگ و مصايب جانكاه مجهّز و بيمه مي‎سازد.
دعا، وسيله تهذيب باطن و نشان از شعور دعا كننده به فقر و نيازش به خدا و باعث رسوخ صفت تواضع و فروتني و افتادگي و پرهيز از تكّبر و گردنكشي است.
راجع به دعا و آثار و بركات و شرايط و آداب آن در اين مجال نمي‎توان حقّ سخن را ادا كرد و علاوه بر آن از عهده ضعيفاني چون من نيز خارج است.
از جمله اخبار درباره «فضيلت دعا» اين روايت است: «الدُّعاءُ مخُّ العِبادة؛ دعا مغز و حقيقت بندگي و پرستش است.»(4)
و نيز در حديث ديگر است: «اَلدُّعاءُ سلاحُ المُؤمِنِ وَعَمُودُ الدِّينِ وَنُورُ السَّماواتِ وَالاَرْضِ؛ دعا اسلحه مؤمن و ستون دين و نور آسمان‎ها و زمين است.»(5)

 

 

  • ماه رمضان، بهار دعا.

پر واضح است كه ماه رمضان، بهار دعا و موسم آن است. افراد نااميد، شكست خورده، گرفتار، بي‎نشاط و ناراحت، كم صبر و بي‎شكيب در اين ماه از بركت دعا و توجّه به رحمت واسعه الهي اميدوار، با نشاط، بردبار و شكيبا گرديده و از نو با روح شكست‎ناپذير، در ميدان حيات و زندگي به فعّاليّت و كوشش مشغول مي‎شوند.
ماه رمضان به انسان اين نويد را مي‎دهد كه نبايد در كشاكش دشواري‎ها و سختي‎هاي اين جهان خود را ببازد و از دست و پنجه نرم كردن با حوادث عالم بيم‎ناك گشته و مغلوب پيشامدها گردد.
خواندن دعاي ابي حمزه، افتتاح و دعاهاي ديگر، چنان شخص را گرم و پرشور و سرشار از نشاط و معنويّت مي‎سازد كه تمام مصائب دنيا را فراموش كرده و وجودش غرق خوش‎بيني و خوش گماني به آينده مي‎شود و همان طور كه در حديث است اين گونه دعاها ـ كه در ماه رمضان رسيده و نمونه‎هاي آن در ماه‎ها و مواقع ديگر نيز زياد است ـ سلاح و زره مؤمن است و وجود او را در برابر حوادث، بيمه قطعي كرده و روحش را غيرقابل نفوذ قرار مي‎دهد.
سرتاسر دعاي ابي حمزه، برنامه تسليح اخلاق واقعي و درس رضا و تسليم و قناعت و توكّل و حبّ به خدا و پيغمبر خدا و اولياي دين است. همان سلاح و زرهي كه مجاهدان اسلام با آن به جهاد دشمنان خدا مي‎رفتند و آن‎ها را ـ ‎كه غرق سلاح و زره بودند‎ ـ شكست مي‎دادند و اسلام را بر كفر غالب مي‎ساختند.
خواننده عزيز و روزه‎دار ارجمند! از برنامه‎هاي دعايي اين ماه استفاده كنيد. وقت را غنيمت بشماريد. فرصت را از دست ندهيد كه: «الفرصة تمرّ مرّ السّحاب»(6) با خدا سخن بگوييد و سپاس و ستايش او را - كه شايسته‌ی سپاس و ستايش است- به جاي آوريد. از دعا روي نگردانيد و اظهار تكبّر ننماييد که خداوند تبارک و تعالي در قرآن کريم مي‌فرمايد: «اِنَّ الَّذِينَ يَستَكبِرُونَ عَن عِبادَتِي سَيَدخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِين»(7)

 


پی‌نوشت‌ها:
1. سوره انعام، آيه 40 و 41؛ بگو: «به نظر شما، اگر عذاب خدا شما را در رسد يا رستاخيز شما را دريابد، اگر راست گوييد، كسي غير از خدا را مي‎خوانيد؟» [نه،] بلكه تنها او را مي‎خوانيد، و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور مي‎گرداند، و آنچه را شريك [او] مي‎گردانيد فراموش مي‎كنيد.
2. از مرحوم آيت‎الله والد ‎قدّس سرّه نويسنده گنج دانش.
3. اشاره به آيه كريمه: (مَن ذَاالَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرضاً حَسَناً).
4. حديث نبوي: بحارالانوار، ج 93، ص 300.
5. كافي، ج 2، ص 468.
6. فرصت‌ها همچون ابر مي‌گذرد.
7. سوره غافر، آيه 60؛ در حقيقت، كساني كه از پرستش من كبر مي‌ورزند به زودي خوار در دوزخ در مي‎آيند.

آرامش بشریت در پناه ایمان، سلسله مقالات آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان(شماره 5)
آرامش بشریت در پناه ایمان، به مناسبت ماه رمضان (5)

بشر دنياي مادّي، انسان عصر فضا، جهان سركش و رها شده از التزامات اخلاقي، جوامع ماشيني و اجتماعات سرمايه‎داري كه شب و روز از كار و كوشش براي يك زندگي پر از حرارت مادّي آرام نمي‎گيرند؛ جوامعي كه در آن رشته‎هاي محكم و استوار فضيلت، پاكدامني و عفاف يكي پس از ديگري گسسته مي‎شود، هر روز ناراحتي‎هاي روحي و فكري و بي‎اعتمادي تازه‎اي بر سرشان سايه مي‎افكند.

 

 

  • جامعه جهانی، گرفتار آخرین مراحل فساد و انحطاط.

خيانت و شهوت‎راني به سر حدّ افراط رسيده است؛ به گونه‎اي كه تاريخ بشر مانند آن را به خود نديده است.
وضع واقعي برخی انسان‌ها در آخرين مرتبه‌ی انحطاط و پستي و سقوط قرار گرفته و شرافت آن‎ها لكّه‌دار شده و بلكه از ميان رفته است؛ چرا كه خوش‌بخت‎ترين آنان در منطق و مكتب مادّي‎گري، كسي است كه در اجتماعات شهوت‌راني، و در بين مردان پست و كثيف بيشتر و برهنه‎تر، آشكار شود و با بوالهوسان هم پياله گردد و از اين رهگذر و از طفيل اين روابط به ظواهر زندگي خود سر و سامان داده و شكم خود را سير سازد.
در پاره‎اي از نقاط، وضع به طوري است كه زن بدبخت، خواه و ناخواه بايد خود را تسليم اميال حيواني مردان متجاوز سازد؛‌ و اگر اين موازين اخلاقي كه هنوز پرتو ضعيفي از آن، بر دل‎ها مي‎افتد از ميان برود و اين نور خفيف عفّت و پاكدامني و احترام به ناموس و زن و التزام به انجام غريزه جنسي از طريق ازدواج مشروع از بين برود، و اگر يك برنامه تربيتي اسلامي همه جانبه كه رهبر و راهنماي بانوان به عفاف و پاكدامني، تعديل غريزه جنسي، حفظ موجوديّت و شخصيّت ارجمند زن موجود نباشد و يا به اجرا در نيايد، زن هيچ‎گونه استقلالي نيافته و براي جلوگيري از تجاوز به او هيچ قانوني و قدرتي دست به اصلاح نخواهد زد و بايد به حكم اجبار، به هر پستي و ننگي تن در دهد. تصوّر مفاسدي كه از تعقيب روش «اختلاط زن و مرد» در اجتماع كنوني بشریت پديد مي‎آيد، واقعاً سرسام آور است.

 

  • آرامش واقعی، گمشده بشریت.

بي‎شك، آرامش و آسايش مصنوعي ـ ‎كه با سرگرمي‎ها، شب نشيني‎ها، و مواد تخديركننده قواي عقلي و روحي فراهم مي‎شود ـ نمي‎تواند بشر را سير و قانع سازد، و افرادي كه بدين ابزار متوسّل مي‎شوند از بهتر زيستن واقعي كه با آرامش و سكون روحي و اطمينان قلبي توأم باشد، دورتر مي‎شوند.
در چنين جهاني كه تشريح ناكامي‎هاي آن در اين مجال ممكن نيست و آن چه مي‎شنويم و مي‎بينيم گوشه‎اي از بدبختي‎هاي جهان انساني است، يگانه راه علاج براي آرام‌كردن روح بشر، توسّل به نيروي ايمان، تقوا، تقويت قواي اخلاقي و كنترل غرايز حيواني است.
مللي كه در زور و قدرت مافوق ديگران‌اند و مللي كه ضعيف و خودباخته و غارت‌زده هستند، و بالاخره تمام انسان‎هاي عصر ما، براي رسيدن به يك حال معتدل، و توازن روحي و براي رفع اين همه نگراني‎ها و تأمين زندگي آرام‌بخش به برنامه‎هايي اطمينان‌بخش، بيش از انسان‎هاي سال‎ها و قرون پيش نياز دارند.
تمام برنامه‎هاي ديني براي تكميل و ترقّي انسانيّت و تقويت اراده پي‎ريزي شده و حبّ فضيلت، بشردوستي و راهنمايي به سوي اهداف عالي‎تر از اهداف مادّي را مدّ نظر دارد.

 

 

  • برنامه نجات‌بخش ماه رمضان.

يكي از مهم‌ترین این برنامه‎ها، همين برنامه «روزه ماه رمضان» است. آيا مي‎دانيد و هيچ فكر كرده‎ايد كه اجراي اين برنامه در هر سال تا چه حدّ انسان را به خود باز مي‎گرداند و ضمير فرد را آگاه و شعورش را بيدار مي‎سازد؟

آيا انديشيده‎ايد كه اجراي برنامه ماه رمضان توسّط انسان‎هايي كه در عصر ما گرفتار مسايل مادّي وحيواني، مسابقات بيهوده، شهوت‎راني‎هاي بي‎نهايت شرم‎آور، شركت در مجالس لهو و لعب و رقص، و صدها آفت ديگر شده‎اند، چه آثار نيك و سودمندي دارد و چگونه آنان را از منجلاب اين پليدي‎ها نجات مي‎دهد؟
كساني كه در طول سال به واسطه اشتغالات مادّي حتّي براي لحظه‎اي فرصت توجّه به امور روحاني را نداشته‎اند و از وجدان انساني خود جدا شده و موج اجتماع، آنان را از اين سو به آن سو پرتاب كرده و پناهگاه و آسايشگاهي نيافته‎اند، اكنون در پناه ماه رمضان مي‎آرمند و در لذايذ روحاني و معنوي غرق مي‎شوند؛ با خدا مناجات كرده و دعا مي‎خوانند: «اَللُهَّم اِنّي اَسئَلُكَ اِيماناً تُباشِرُ بِه قَلبِي ...»(1) گريه كرده و اشك مي‎ريزند؛ و با روحي سرشار از اميدواري عرض اميد نموده و دعاي: «اِلهِي لَو قَرَنتَنِي فِي الاَصفاد، وَمَنعَتَنِي سَيبَكَ بَينَ الاَشهاد، وَدَلَلتَ عَلي فَضائِحِي عُيونَ العِباد ما قَطَعتُ رَجائي مِنكَ، وَمَا صَرفتُ تَأميلي لِلعَفوِ عَنكَ أنَا لاأنسي أياديَك عِندي»(2) را زمزمه مي‎كنند كه دين، منبع اميد و خدا مصدر تمام خيرات است و غير از اين مادّيّات، غير از جنگ‎ها و مسابقه‎ها، خيانت‎ها و جنايت‎ها، استثمارها، پرده‌دري‎ها و بي‎غيرتي‎ها ‎كه خسته‎كننده روح و تاريك كننده باطن و باعث تضعيف اعصاب و پرده خرد و بينش و كشنده غيرت و مردانگي و شخصيّت است عالم ديگر و لذّت‎هاي بهتري وجود دارد.
مي‎فهمند كه آدمي‎زاد مي‎تواند به مادّيّات بي‎اعتنا باشد؛ و در مقابل شهوات، اميال تشنگي و گرسنگي، زبان، چشم‎چراني و... سر خم نكند.
مي‎فهمند كه آرامش واقعي روح، در ياد خداست، و در عالم فضايل انساني صفاتي مانند: راستي و درستي، شكيبايي، بشر دوستي، خدمت به هم نوع، دانش پژوهي، نيكوكاري، فروتني و دادگري وجود دارد؛ و مزاحمت، دشمني و كينه، جنگ، بي‎خانمان كردن و صفاتي از اين قبيل در آن راه ندارد.
عالم فضايل، عالمي است كه هر چه بشر، عالي همّت و بلندنظر باشد، زودتر در آن به مقصد مي‎رسد.

 

 

  • ثمرات ماه خدا در تعالی جامعه.

راستي، كدام مدرسه و چه مكتبي براي تربيت اين بشر، بهتر از ماه رمضان است؟
در ماه رمضان؛ شعائر اسلام ـ كه شعائر انسانيّت و فضيلت است ـ زنده مي‎شود. نماز جماعت‎ها رونق يافته و در آن مساوات اسلامي و حسّ هم رديفي و هم قدمي آشكار مي‎شود.
غرورها، خودخواهي‎ها، كبرها و طمع‎ها و حسدها همه در ماه رمضان ضمن اجراي برنامه‎هايي از قبيل: ادعيه، مجالس وعظ و خطابه و... به اندازه قابل توجّه ضعيف يا نابود مي‎شود.
اگر كساني كه مادّيّات، چشم بصيرت آنان را كور كرده، اين برنامه‎هاي اسلامي را انجام دهند و از لذايذ مادّي كناره‎گيري نموده و به حال معنوي خود برسند، در يازده ماه ديگر سال نيز از حدود اعتدال، چندان تجاوز نمي‎كنند.
ادعيه‎اي كه در ماه رمضان مي‎خوانيم، هر يك درسي آموزنده و راهنمايي براي توجّه به مصالح عموم و آسايش همگان است. اين جمله‎ها، گوياي احساسات و خواسته‎هاي روزه‎دار است: «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلي اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورِ. اَلّلهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقير اَلّلهُمَّ اَشْبِعْ كُلَّ جائِع ...»(3)
ما بايد از ماه رمضان حداكثر استفاده را برده و شكر اين خوان گسترده و نعمت بي‎دريغ را به جاي آوريم و از موائد و غذاهاي روحي آن بهره‎مند گرديم.

 


پی‌نوشت‌ها:
1. خدايا! از تو درخواست مي‌کنم ايماني ثابت که هميشه در قلبم برقرار باشد.
2. از دعاي ابي حمزه : معبود من! اگر مرا در قيود در بند كني، و در بين گواهان عطايت را از من بازگيري؛ و چشم‎هاي بندگان را بر رسوايي‎هاي من دلالت دهي; و فرمان دهي مرا به سوي آتش برند، و ميان من و نيكان حايل شوي، اميدم را از تو نمي‎گيرم و آرزويم را از عفو تو برنمي‎گردانم. و دوستي تو از دلم بيرون نمي‎رود. من نعمت‌هاي تو را ـ كه در نزد خود دارم ـ فراموش نمي‎كنم.
3. خدايا! بر اهل قبول شادي و سرور عطا کن، خدايا هر نيازمندي را بي‌نياز کن خدايا هر گرسنه‌اي را سير کن.

اصلاح وضع اجتماعی در آیینه روزه‌داری سلسله مقالات آيت ‌الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف در ماه مبارك رمضان (شماره ۴)
اصلاح وضع اجتماعی در آیینه روزه‌داری، به مناسبت ماه رمضان (۴)

روزه داراي فوايد، مصالح رواني و اخلاقي، جسمي، اجتماعي، اقتصادي، بهداشتي، درماني و حتّي سياسي است و بايد در هر يك از اين فوايد جداگانه و مستقل به بحث پرداخت و تذكّر و توجّه به اين فوايد يقين مسلمان را به دين اسلام، زياد و اطمينانش را به حكمت خدا در تشريع اين فريضه بزرگ قويتر مي سازد.
در اين مقال، مي‌خواهيم برخي از حكمت هاي اجتماعي روزه را يادآور شويم(۱)؛ تا در روشنايي آن به اوضاع اجتماعي كنوني نيز توجّه كنيم و از ماه رمضان و آيين روزه داري براي اصلاح وضع اجتماعي خود كمك بگيريم:

1. يكي از فوايد اجتماعي روزه اين است كه روزه، اراده اجتماع را قوي و همّت جامعه را بلند و بر هواها و اميال و شهوات، حاكم و مسلّط مي سازد.
كسي كه توانست مدّت چهارده ساعت كمتر يا بيشتر در شدّت گرما، طعام و غذا را ترك و زحمت و رنج تشنگي را تحمّل كند، و از لذايذ جنسي خودداري نمايد، مي تواند براي خاطر مصالح بزرگ اجتماعي و براي حفظ شرف و آبروي خود و جامعه نيز شكيبايي ورزد، و زحمات و دشواري ها و ناراحتي ها را براي نيل به مقاصد عالي اجتماعي متحمّل گردد.
بديهي است هر اجتماعي كه بخواهد در راه ترقّي قدم به جلو بردارد و با حركات و نهضت هاي مترقّيانه به پيش رود، به قوّت اراده، عزم آهنين و همّت بلند نياز دارد؛ قوّت و همّتي كه او را به اقدامات بزرگ و نهضت هاي خطير برانگيزد، و از تصوّر شكست و ضعف و عقب نشيني در برابر عوامل مأيوس كننده و مخرّب مصون بدارد.
يگانه چيزي كه سبب امتياز افراد و اجتماعات از يكديگر و باعث پيروزي و غلبه آن ها بر مشكلات است، قوّت اراده و عزم سخت است كه هر ملّتي از آن بيشتر برخوردار باشد، بيشتر مي تواند با مشكلات و مصايب دست و پنجه نرم كند و مصالح عالي عمومي را با بذل مصالح و منافع شخصي و ترك هواهاي نفساني بازخريد نمايد.
نقش روزه و تأثير آن در تكميل و تقويت اراده، بسيار مهم است؛ زيرا روزه تمرين صبر و خويشتن داري و قوّت اراده و ايجادكننده عزم محكم به واسطه ترك لذايذ حلال، و سبب صبر و شكيبايي در ترك لذايذ حرام است.

2. يكي ديگر از فوايد اجتماعي روزه، تذكّر و ياد كردن حال فقرا و طبقه محروم و توجّه به شرافت نفس و علوّ طبع بي نوايان صابر و شكيبا است.
اگر روزه دار متمكّن و توانگر فقط در ماه رمضان به صبر و شكيبايي مي پردازد و از خوردن غذاهاي لذيذ و اعمال غريزه جنسي خودداري مي كند، فقير و محروم صابر و با ايمان، علاوه بر اجراي برنامه ماه رمضان در دوره سال، بر محروميّت هايي كه دارد صبر مي كند و از حدود شرع تجاوز نمي نمايد و زبان به شكايت از خدا نمي گشايد و به مال كسي چشم طمع ندوخته و به اغنيا و ثروتمندان حسد نمي‌ورزد.
پس روزه دار توانگر و فهيم در مي‌يابد كه چه بسا اين دسته از فقرا و محرومان مؤمن به واسطه صبر بر محروميّت‌ها در قوّت اراده و شرافت طبع و بلندي همّت بر او فضيلت داشته باشند؛ زيرا هر چه كام گيري هاي نفساني بيشتر باشد و طبع، معتاد به هواپرستي، و مشغول به التذاذات جسماني شد، مقاومت در برابر آن دشوارتر، و اراده ضعيف‌تر و توانايي انسان به تحمّل مشكلات و سختي‌ها و اقدام به اعمال نيك و بزرگ كمتر مي‌شود.
چنانچه در تاريخ بزرگان ديده شده و به تجربه نيز ثابت گرديده، در خاندان‌هايي كه با ناز و نعمت فراوان خو گرفته باشند، افراد برجسته، با همّت، شجاع و با اراده كمتر پيدا شده و در خانواده‌هايي كه با اختيار يا بدون اختيار، به ترك لذايذ و بي اعتنايي به امور مادّي و تن‌پروري مبادرت شده، نوابغ و مردان باشخصيّت و با اراده، بيشتر ظهور كرده‌اند.
پس، روزه‌دار هم به عزّت نفس و شرافت فقراي فاضل آگاه گشته و هم از سختي و رنج آن طبقه محروم اجتماع، خبردار مي‌شود و به فكر كمك به آنها مي‌افتد.
در حديث است كه "حمزة بن محمّد" به حضرت امام حسن عسكري عليه السّلام نوشت: چرا خدا روزه را واجب فرموده؟
پاسخ رسيد:
لِيَجِدَ الغَنِي مضَضَ الجُوعِ فَيَحنُو عَلَی الفَقِير(2)؛ براي اين كه توانگر درد گرسنگي را بيابد و به فقير عطوفت نمايد.
و از حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ روايت است كه فرمود:
اِنَّما فَرَضَ اللهُ الصِّيامَ لِيَستَوِي بِه الغُنِي وَالفَقِير...(3)؛ خداوند روزه را واجب گردانيد تا به وسيله آن غني و فقير مساوي گردند.

3. از ديگر فوايد روزه آن است كه روزه‌دار، حقيقت آزادي و حرّيت را درك مي كند و روزه او را از عبادت، شهوات، عادات و پرستش هواي نفس آزاد مي سازد و روح او را ارتقا داده و فكرش را روشن مي نمايد و در پيكر اجتماع، روح آزادي مي دمد و همه را به خضوع در پيشگاه آفريدگار ـ كه جز او كسي سزاوار پرستش نبوده و هر مخلوقي از قيد رقيّت و عبوديّت او بيرون نيست ـ رهبري مي نمايد و از بشرپرستي و كرنش و تعظيم در برابر صاحبان قدرت هاي مادّي و ستمگران باز مي‌دارد.
روزه‌دار مؤمن و خداشناس، آزاد واقعي است؛ آزادي كه كامل‌ترين معاني و مفاهيم آزادي را درك كرده است.
كساني كه آزادي را به ترك وظايف و التزامات شرعي و عقلي و هوس‌راني و شهوت پرستي مي دانند، بنده شهوات و عادات و اسير هواي نفس هستند. چنين كساني مؤمنان را ـ كه به پرستش خداي يگانه مي پردازند ـ مسخره مي نمايند؛ در حالي كه خودشان در پرستش هوا و شهوات و لذّات خسيسه، طوق عبوديّت به گردن انداخته و مصداق اين كلام معجزه نظام الهي مي باشند:
اَفَرَأَيتَ مَنِ اتَخَذَ اِلهَهُ هَواهُ(4)؛ آيا آن كس كه هواي نفس خود را معبود خويش  گرفته است ديدي؟
آن هنگام كه هواي نفس مطاع و معبود شد، استبدادش از استبداد هر سلطان مستبد خطرناك تر است و اگر از استبداد هواي نفس پيروي شد، خطرش زوال شخصيّت، شرف و حيثيّت است و آن كساني كه پيروي از پليدي هاي نفس و شهوت پرستي و سرپيچي از اوامر شرع را آزادي مي دانند، علاوه بر آن كه معناي آزادي را نفهميده اند، در پليدترين قيد و بندها مقيّد و بسته هستند و تا اين قيود، صفات ذميمه از قبيل: حرص و آز، حبّ دنيا، تجمّلات و جاه و رياست و... را پاره نكرده و به جهان آزادِ خداپرستي و صف آزادمردان موحّد منتقل نشده و اعلان آزادي بشر را در تعاليم اسلام نخوانند، از نعمت آزادي بهره‌اي نمي‌برند.
"ابن خضرويه" مي گويد: "فِي الُحرِّيَةِ تَمامُ العُبُودِيّة، وَفِي تَحقِيقِ العُبُودِيّةِ تَمامُ الحُرِّيَة"؛ در آزادي حقيقي تمام عبوديّت و پرستش خدا، و در پرستش خدا تمام آزادي درج است.
آزادي، رهايي از بندهاي پرستش غير خدا، قيود و اخلاق زشت و عادات ناپسند است و اعتماد و اتكاي به خدا و بندگي خالص و حقيقت عبوديّت خدا، آزادي از قيد بندگي و اسارت ديگران است.

4. روزه، تمرين اخلاص و پاكي نيّت و تنزّه از ريا، و اجتناب از شهرت طلبي و مدح و ثناي خلق است. اين عيوب و آفات در امور نيك ديگر بيشتر وارد مي شود؛ ولي روزه دار براي رياكاري ناچار به حفظ رژيم روزه و امساك از مفطرات نيست؛ زيرا ممكن است در خلوت از مفطرات امساك ننمايد و خود را روزه دار معرّفي كند.
پس اگر شخصي در تمام مدّت روز و در خلوت و جلوت، پنهان و آشكار روزه دار بود، علامت پاكي نيّت و صدق باطل و اخلاص او است و فايده آن، تمرين و تربيت نفس بر خلوص نيّت و طهارت مقصد و پرهيز از حبّ شهرت و عوام فريبي و حبّ جاه و كسب اعتبار در بين مردم است.
هر مقدار اجتماع از آفات عوام فريبي و حبّ شهرت و جاه و مقام پاك شود، واقعيّات و حقايق، ميزان سنجش كارها معلوم مي شود و اشتباه كاري ها از بين مي رود و بزرگ ترين خطري كه حيات زعما و رهبران ملل و حتّي حكما و دانشمندان را تهديد مي كند، همين عوام فريبي و حبّ جاه و شهرت است كه به واسطه آن اعمال از مسير حقيقت پرستي و واقع بيني منحرف شده و اجتماع در اشتباه مي افتد و علّت عمده شكست بسياري از نهضت ها و قيام ها و حركات اصلاحي، عدم خلوص نيّت از ابتدا و يا آلوده شدن نيّات در ميانه راه و وسط كار، به اين آفات است و هر چه اجتماع انساني از اين آفات تطهير شده و سران و رهبران از حبّ مدح و سپاس پاك باشند و مدح و سپاس، وسيله تقرّب به آنها نباشد و مبالغه و گزافه گويي و نيايش و تواضع نسبت به آن ها از بين برود چنين جامعه اي به سوي ترقّي واقعي خود بهتر قدم بر مي دارد.(5)
از اين جهت در اسلام به اخلاص در نيّت، و توحيد در عبادت، اهميّت بسيار داده شده است.
قرآن مجيد مي فرمايد:
"وَمَآ اُمِرُوا إِلاّ لِيَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّين"(6)؛ و فرمان نيافته بودند جز اين كه خدا را بپرستند، و در حالي كه به توحيد گراييده اند.
معناي خالص قرار دادن دين، براي خدا اين است كه انسان ها اعمال و رفتارهايي كه جنبه معنوي و وجهه ربوبي داشته و نمايش پرستش و حاكي از حسن ضمير و صفاي باطن است، فقط براي خدا به جاي آورند و در برنامه هاي بازرگاني و روابط اجتماعي، سياسي و نظامي فقط به احكام خدا ملتزم باشند، و از غرور و حبّ جاه و جنبه هاي شخصي، خود را پاك كرده و از التزام به آن چه بيرون از احكام خدا و حدود شرع است پرهيز نمايند، و در هر كار و عمل و هر حركت، رضاي خدا را شرط بدانند.
در روزه و برنامه هاي ماه رمضان، درس اين معاني و آموزش اين حقايق عالي و اين حكمت هاي بزرگ نهفته است و به قدري اين عبادت از ريا دور است كه خدا آن را براي خود و مخصوص خود معرّفي فرموده است؛ با اين كه تمام عبادات بايد براي خدا انجام شود.
از حضرت امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه خداوند تبارك و تعالی مي فرمايد:
"اَلصَّومُ لِي وَاَنا اجزِي عَلَيه"(7)؛

 ز هر حرف بشارت ده سراسر بود لفظ أنا اجزي نكوتر(8)

5. يكي ديگر از فوايد اجتماعي روزه، حصول ملكه حسن خلق و عفو و گذشت و دوري از كينه توزي، تندخويي، بدزباني، ستيزه جويي، غيبت و دشنام است؛ زيرا از جمله تعاليمي كه به طور مؤكّد به روزه دار داده شده، اين است كه مواظب چشم و زبان و گوش خويش باشد و اگر از كسي ناداني و بي ادبي ديد يا دشنام و سخن زشتي شنيد به او پاسخ ندهد.
در حديث است كه حضرت ابي عبدالله عليه السّلام فرمود: "اِذا صُمتَ فَليَصُم سَمعُكَ وَبَصَرُكَ وَشَعرُكَ وَعَدَّدَ اَشياءَ غَيرَ هذا" وَقَال: "لا يَكُونَنَّ يَومُ صَومِكَ كَيَوْمِ فطرِكَ"(9)؛ وقتي روزه مي گيري بايد گوش تو و چشم تو و موي تو روزه بگيرد. و چيزهاي ديگر را شمرد و فرمود: البتّه روز تو مثل روزي كه روزه نيستي، نباشد.
و از رسول خدا ـ صلّی الله عليه وآله وسلّم ـ  روايت است كه فرمود: "ما مِن عَبد صائِم يَشتِمُ فَيَقُولُ: اِنِّي صائِمٌ سَلامٌ علَيكَ لااَشتِمُكَ كَما تَشتِمُنِي الاّ قالَ الرَّبُّ تَعالي: اِستجارَ عَبدِي بِالصَّومِ مِن شَرِّ عَبدِي قَد اَجرتُهُ النّارَ"(10): بنده روزه داري نيست كه به او دشنام داده شود و او به دشنام دهنده بگويد: من روزه هستم. سلام بر تو! من دشنام نمي دهم؛ چنان چه تو دشنام مي دهي؛ مگر اين كه پروردگار تعالي مي فرمايد: بنده من به وسيله روزه از شرّ بنده به من پناه جست. من به تحقيق او را از شر آتش پناه دادم.
ذكر فوايد و حكمت‌هاي اجتماعي روزه نشان مي‌دهد كه روزه يك كلاس تربيتي، اجتماعي و عملي و تعليم سلوك و معاشرت هر چه بهتر و منزّه تر و انساني تر است. از اين رو در صدر اسلام اجتماع اسلامي از حيث سلوك اجتماعي و معاشرت افراد با يكديگر و روابط آن ها با هم راقي ترينِ اجتماعات بود و مدرسه عبادات اسلام، از جمله كلاس "روزه"، مسلمانان را شايسته آن نمود كه رسالت اسلام را به دنيا ابلاغ كنند و از ثمرات اخلاقي و بركات درسهاي آن ـ كه عبارت از ايثار، فداكاري، استقامت، تملّك نفس، كوشش در راه هدايت و بيداري ملّت ها و آزادي اجتماعات از ظلم سران و فرمان روايان و پيكار با جهل، فساد عقيده و رذايل اخلاقي است ـ جهانيان را به حقيقت اسلام متوجّه سازند.
اين معاني بلند را در ضمن اداي مسلمانان صدر اسلام، عبادات و برنامه هاي نماز، روزه، حج و... فرا گرفته و در پياده كردن آن مي كوشيدند.
اكنون نيز ماه رمضان اين آثار را داراست و طبق آمارهايي كه داده مي شود، از ميزان و تعداد جرايم و جنايات در اين ماه كم مي شود.
مسلمان در وضع اجتماعي كنوني به تلمّذ در مدرسه عالي روزه ماه مبارك بيش از گذشته احتياج دارند و هتك حرمت اين ماه با افطار روزه، مبارزه با اين مدرسه تربيتي اسلامي و مخالفت با تهذيب نفوس و تزكيّه اخلاق و تكامل و ترقّي جامعه بوده و معاندت با خدا و اهانت و استخفاف فرمان خالق جهان و جهانيان است. (اعاذنا الله منه).

پي‌نوشت‌ها:
[1]. برای مطالعه در فواید دیگر روزه، به مقالات قبل و بعدی مراجعه نمایید.
[2] . وافى، ج 7، ص 6، ب 2.
[3] . وافى، ج7، ص7، ب 2.
[4] . سوره فرقان، آيه 43؛ سوره جاثيه، آيه 23.
[5] . از كلام اميرالمؤمنين عليه السّلام و در يكى از خطبه هايى كه شايسته است هر شيعه آزادى خواه آن را حفظ داشته باشد: وَاِنَّ مِن اَسخَفِ حالاتِ الوُلاةِ عِندَ صالحِ الناس اَن يُظَنَّ بِهم حُبُّ الفَخرِ وَيُوضَعُ اَمرُهم عَلَى الكِبر وَقَد كرِهتُ اَن يكُونَ جالَ فِي ظَنِّكم اِنِّي اُحِبُّ الاِطراء وَاستِماعَ الثَّناء وَلَستُ بِحَمْدِاللهِ كَذَلكَ (الى ان قال) فَلا تُكَلِّمُونِي بِما تكلمُ بِه الجَبابِرةَ وَلا تَتَحَفَظُوا مِنِّي بِما يُتَحفَّظُ بِهِ عِنْدَ اَهلِ البِادرةِ (الى ان قال) فَاِنَّمااَنَا وَاَنْتُمْ عَبِيدُ مَملُوكُونَ لِرَبٍّ لا رَبَّ غَيره. نهج البلاغه، خطبه 214.
[6] . سوره بيّنه، آيه 5.
[7] . وافى، ج 7، ص5، ب 1.
[8] . از گنج دانش مرحوم آيت الله والد ـ قدّس سرّه ـ.
[9] . وافى، ج 7، ص 33، ب 34.
[10]. كافى، ج۳، ص۸۸.

اخلاق آموزی و اخلاق مداری در ماه رمضان سلسله مقالات آیة ‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان (شماره 3)
اخلاق‌آموزی و اخلاق‌مداری در ماه رمضان ، به مناسبت ماه رمضان (3)

بسم الله الرحمن الرحیم
در اين دنياي پرغوغا كه بسياري از مردم از فشار مادّيّات و مدنيّت (منهاي انسانيّت) خسته شده و از سرگرداني هايي كه توجّه به مادّيّات براي بشر فراهم نموده، به ستوه آمده و از رواج فساد اخلاق، فحشا و بي عفّتي و خدعه و نيرنگ رنج مي برند، نياز جامعه به معنويّات و اخلاق هر روز آشكارتر مي شود.
يگانه راهي كه بشر را به سرمنزل رستگاري مي رساند، راه اسلام است. همان آييني كه تعاليم و برنامه هاي آن، همه‌جانبه و در هر عصر و زمان مترقّي ترين تعاليم است. همان ديني كه معنويّت و روحانيّت آن، دل هاي بشر را تحت نفوذ گرفته و ماه رمضانش، وضع و اوقات كار و پيشه، اداره و برنامه زندگي و... را عوض مي كند.
اسلام برنامه تسليحات اخلاقي عميقي از چهارده‌ قرن پيش به اجرا گذارده كه اگر همه باهم همكاري كنند تا اين برنامه از هر لحاظ اجرا شود، سطح اخلاق فاضله به ميزان بي سابقه اي بالا خواهد رفت.
اين برنامه تسليحاتي اسلام در مقابل جنود خشم و شهوت، بي‌عفّتي و ناپاكي، جنايت و خيانت، حبّ مال و جاه، بي رحمي، حرص، حسد، ظلم و ستم، تجاوز به حقوق ضعفا، ضعف اعصاب و ضعف روح، ناتواني اراده و آفات ديگر، همان برنامه ماه رمضان است.
البتّه اسلام برنامه هاي اخلاقي و اجتماعي ديگر، بسيار دارد كه چون موضوع گفتار ما نمي باشد، بحث درباره آن را به فرصتي ديگر محوّل مي كنيم.
براي ما توجّه به برنامه هاي ماه رمضان لازم و مفيد است؛ زيرا مي توانيم با برنامه هاي آن نقاط ضعف و نواقص امور خود را برطرف كنيم.
آري، ماه رمضان، ماه روزه، قرائت قرآن، دعا و ذكر خدا، توبه و اعاده حيثيّت، ماه كمك به مستمندان و صله رحم، ادب و حسن خلق بوده و دستوراتش به‌قدري جالب و ارزنده است كه ارزش آن را با جواهرات و اموال اين دنيا نمي توان سنجيد. ثواب تمام اعمال حسنه و كارهاي نيك در اين ماه بيش از ماه هاي ديگر است.
قرائت قرآن مجيد ـ  به‌ويژه اگر با تأمّل در معاني آيات آن توأم باشد  ـ ما را به معارف حقيقي و به عالم انسانيّت، آشنا كرده و امراض روحي را شفا مي بخشد.

 

 

  • ماه رمضان و ادعيه.

ادعيّه اي كه در اين ماه خواندن آنها توصيه شده، رشد فكري، علمي، اخلاقي و اجتماعي مسلمانان را قوّت مي بخشد و آنان را به مصالح اجتماع و كوشش در قضاي حوايج مردم، علاقه مند مي سازد؛ و آتش حرص و آز را فرو مي نشاند.
دعاي «افتتاح»، معارف اسلام و عقايد حقيقي و حمد و سپاس خدا و كيفيّت صلوات و عرض ادب به محضر پيغمبر اكرم و ائمه طاهرين‌(علیهم‌السلام) را مي آموزد.
سحرگاهان خواندن دعاهاي سحر مخصوصاً دعاي «ابوحمزه ثمالي» انسان را در عوالمي ملكوتي و روحاني سير مي دهد و او را به افق اعلي صعود مي دهد.
آنچه در اين دعا درج است از موادّ لازم براي ترقّي روح، و از تمام موادّي كه استفاده از آن براي تغذيه جسم و تربيت بدن احتياج مي باشد، گران بهاتر است. اين دعا، براي تربيت روح و اصلاح امور اجتماعي و هدايت فكري، اعتقادي و تنظيم امور معيشت، مانند كتاب جامعي است كه حاوي تمام دستورات بهداشتي جسم باشد؛ هرچند اين مثال هم در معرّفي اين دعا ناقص است.
تمام جملات اين دعا، ارزنده و بااهميّت است و هر بندي از آن ما را به يك يا چند وظيفه از وظايف انساني، اجتماعي و اخلاقي متوجّه مي سازد و از همه بالاتر، روحانيّت و حقيقتي است كه خواننده در اين دعا احساس مي نمايد.

 

 

  • ارشاد و تربيت در ماه رمضان

علما و گويندگان و خطبا بر منبرهاي وعظ و ارشاد، توفيق هدايت و دعوت به دين و بيان احكام و تهذيب اخلاق را در اين ماه بيشتر دارند.
در حقيقت بايد گفت: ماه رمضان يك مؤسّسه تربيتي و ارشادي و مدرسه اي است كه همه‌ساله تشكيل مي شود و تعاليم آن عمومي و همگاني است. مدرسه اي كه هم وظيفه آموزش‌وپرورش و هم وظيفه شهرباني خوب و مأموران امين انتظامات و هم وظيفه بهداري و هم عمران و آبادي و هم وظيفه سازمان هاي خيريّه و تعاون و نيكوكاري و هم راهنمايي هاي ديني و اجتماعي را انجام مي دهد.
به‌طور قطع اگر بشر بخواهد با تمام وسايل مادي و بودجه هاي هنگفت و كلان چنين مدرسه اي بگشايد كه روحانيّت و حقيقت آن را رهبري نمايد، قادر نخواهد بود.
امّا به نيروي نفوذ كلمه يگانه رهبر بزرگ جهان بشريّت حضرت محمّد بن عبدالله، پيامبر اسلام‌‌ صلی الله علیه و آله،  همه‌ساله اين مدرسه و اين دانشگاهي كه صدها میلیون دانشجو دارد و شعبه هاي آن مساجد و خانه ها و اطاق ها و منازل مسلمين است، افتتاح و معلّمان روحاني از فراز منابر و درون مساجد به درس و راهنمايي و هدايت مردم انجام وظيفه مي كنند.
اگر مسلمين به‌طور صحيح از اين فرصت عالي براي تهذيب اخلاق و تحكيم مباني ايمان و صداقت و صحّت عمل، بهره برداري نمايند، به‌طورقطع به موفقيّت هاي درخشاني نايل مي گردند.
در اين برنامه هيچ عيب و نقصي نيست و كامل تر از اين برنامة تربيتي پيدا نمي شود؛ ولي متأسّفانه ما در استفاده از آن كوتاهي مي كنيم.
 روزه‌دار عزيز! ما مي دانيم كه در روزه داري فقط به طاعت پروردگار نظر داري؛ امّا بدان كه روزه عبادتي است كه مصالح و فوايد آن بسيار است و فايده آن منحصر به تهذيب نفس و تمرين خودداري و ايستادگي و مقاومت در برابر تمايلات اهريمني نفس سركش و صفاي باطن و نورانيّت ضمير نيست.

 

 

  • نقش بهداشتي روزه.

روزه از نظر بهداشت جسم و جلوگيري از بيماري ها و ازنظر علاج امراض هم، مفيد و مؤثّر است و اگر انسان بخواهد از سلامت مزاج برخوردار شود، بايد همه‌ساله اين يك ماه را به رژيم اسلام در غذا و ساير تمتّعات عمل نمايد.
مؤلّف كتاب «روزه و نفس» مي گويد: روزه از نظر صحّي و بهداشتي، وسيله اي براي تطهير بدن از سموم ضارّه و از غذاهاي غير لازمه مي باشد.
دكتر روبرت بارتلو مي گويد: «شكّي نيست كه روزه از وسايل مؤثّر در نجات از ميكروب هاي مضرّه است.»
دكتر عبدالعزيز سليمان مي گويد: »روزه در موارد بسياري مورد استفاده و طريق علاج است و در حالات بيشتري سبب حفظ صحّت و سلامت بدن است.» وي پس از آن مي گويد: «حكمت بسياري از اوامر ديني با پيشرفت علم ظاهر مي شود و از آن جمله در مورد روزه ظاهر شده است؛ كه در حالات بسياري مفيد و نتيجه‌بخش و در حالات ديگر علاج منحصربه‌فرد است.»
سپس مواردي را كه روزه به‌عنوان علاج تجويز مي شود (مانند: اضطرابات مزمنه امعاء و التهاب حاد و مزمن كليه و امراض قلب) را ذكر كرده و مي گويد: «روزه در هرسال، يك ماه بهترين وسيله پيش‌گيري از جميع امراض است كه در حقيقت اين بيان همان ترجمه حديث معروف «صُومُوا تَصِحُّوا» است.
دكتر ظواهري مي گويد: «كَرَم ماه رمضان شامل بيماران بيماري هاي جلدي نيز شده است؛ زيرا بعضي امراض جلدي با روزه بهبود مي پذيرد.» وي بعد از يك سلسله تحقيقات علمي درباره امراض جلدي مي گويد: «بهترين علاج براي اين حالات، خودداري و امساك (روزه داري) از طعام و نوشيدني هاست.»
سپس، نظرات علمي خود را راجع به تأثير روزه در جلوگيري از افزايش ميكروب هاي ضارّه اظهار داشته و مي گويد: «ماه روزه، ماه استراحت از اين سموم و ضررهاي آن مي باشد.» او امراضي را معرّفي مي كند كه «روزه» علاج آنها شناخته شده است.
بعضي از دانشمندان مطّلع مي گويند: روزه وسيله حفظ‌الصحّه و علاج امراضي است كه تمدّن و رفاه‌پرستي، سبب پيدايش يا انتشار آن شده و هرچه وسعت دايره تمدّن بيشتر شود، رژيم روزه داري اسلام بيشتر لزوم پيدا مي كند و سرّ اينكه اسلام از ساير اديان به روزه بيشتر اهميّت داده، اين است كه اسلام آخرين شريعت آسماني است؛ و در زماني آمده كه امراض به‌واسطه افراط در خوش‌گذراني و خوش‌خوراكي، روزافزون بوده است.
بنا به ‌نقل يكي از كتب علمي، تازه ترين نظرات علم بهداشت اين است كه: بر هر شخصي خصوصاً سالمندان واجب است در هر هفته يك روز يا در هر ماه يك هفته را روزه بگيرند؛ و بهتر اين است كه در سال، يك ماه روزه بدارند.
يكي از مشهورترين مراكز بهداشتي دنيا، مركز بهداشتي دكتر هنريج لاهمان در «سدن سكسونيا» است. در اين مركز صحّي، بيماران را با روزه معالجه مي كنند و علاوه ‌براين، مراكز ديگر مانند: مركز بهداشتي دكتر برشريز و دكتر مولر و... نيز وجود دارد كه به اين روش، به معالجه بيماران مبادرت مي‌ورزند.
يكي از پايه هاي علاج در اين مراكز، پاك‌كردن جسم بيمار از فضولات زائده بر حاجت جسم است كه اسباب سستي فعّاليّت ساير اعضا مي شود و ديگري، فرصت استراحت‌دادن به اعضا و جهاز هاضمه است.
غالباً اين روش علاج، در امراض مهمّي مثل: اضطراب هضم، امراض قلب و كبد و كليه و بالارفتن فشارخون، مؤثّر واقع شده است.
پس اي روزه دار عزيز! قدر خود را بدان و فرق خود را با روزه‌خواران جاهل و شكم‌پرست كه بي‌عذر شرعي روزه‌خواري مي كنند، بشناس.
متوجّه باش كه تو نيرومند و قوي هستي! تو هستي كه سرسختانه و با احاطه بر اميال نفساني، پيروز شده و كشوري را كه قهرمانان زورمند و پيلتن از فتح آن عاجز شده اند، فتح كرده اي!
روزه، رمز صبر و بردباري بشر مي باشد. كدام صبر بالاتر از صبر بر گرسنگي و تشنگي است كه سفره غذاهاي لذيذ گسترده باشد و انسان يك لقمه از آن را به دهان نزديك نبرد و قَدَح آب خنك حاضر باشد و با غلبه بر تشنگي، شكيبايي ورزد و آب نياشامد.
اين نيروي ايمان است كه مي تواند به جان آدمي چنين صبر و ثبات بخشد و هرجا كه خواست خواهش هاي نفس را كنترل كند و او را به نظم و ترتيب و حفظ مقرّرات و انضباط عادت دهد.
اين روزه‌داران بودند كه با عدّه كم، قشون هاي بسيار را شكست دادند و ممالك و كشورهاي زيادي را فتح نمودند. همين روزه‌داران بودند كه با دست خالي، امّا با دلي پر از ايمان و فضيلت و با سلاح صبر و استقامت و اسلحه اي كه ماه رمضان به آنان عطا كرده بود، صفوف سپاهيان مسلّح دنيا را از هم شكافتند؛ و در ميادين جنگ، درحالي‌كه روزه دار بودند، شربت شهادت مي نوشيدند.
روزه‌دار پاك‌دل! تمام اين فوايد در مقابل ثواب و اجرهايي كه براي روزه مقرّر شده و در برابر تقرّبي كه روزه دار به درگاه آفريدگار جهان حاصل مي كند و معنويّت و وسعت روح و نشاطي كه در خود احساس مي كند، ناچيز است.
روزه‌دار موفّق و بااراده! حال كه در دانشگاه الهي (ماه رمضان) به يادگرفتن اصول عالي انسانيّت و رياضت نفس و قدرت اراده اشتغال داري، همه دروسي را كه در اين مدرسه به تو مي دهند، خوب به ‌خاطر بسپار و آنها را در زندگي خود به‌كار گير؛ و بدان كه تمام احكام اسلام ـ ديني كه من و تو به آن افتخار داريم ـ همين قِسم است و سعادت بشر در گرو عمل به اين دين است.
بيا در اين ماه رمضان، تصميم بگير و تلاش كن هر قدر كه مي تواني به اسلام، به قرآن، به هدف عالي پيامبر و امامان علیهم‌السلام، به توسعه فرهنگ و معارف اسلامي، به تهذيب اخلاق جوانان و نسل حاضر، كمك كني، و دِين خود را به دين اسلام ادا كرده و خود نيز فردي صالح و شايسته، خيرخواه، خدمتگزار جامعه و مواظب وظايف ديني ات باش!
جوانان ارجمند! سالمندان بزرگوار! اساتيد دانشگاه و شخصيّت هاي كشوري و لشكري! هركه و در هر مقامي كه هستيد ماه رمضان را احترام كنيد و خود را در معرض نسيم هاي رحمتي كه در اين ماه همواره در وزش است، قرار دهيد. خود را به برادران ديني خود نزديك كنيد تا همه با هم، همفكر و همرنگ، پيوند اتّحاد خود را محكم و استوارتر سازيد. به امّيد خدا و به انتظار همّت مسلمانان آگاه و غيرت‌مردان آزاده و پاك‌دل و ترقّي‌خواه.

فرصت‌سازی بی‌نظیر برای نشر معارف الهی سلسله مقالات آیة ‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف در ماه مبارک رمضان (شماره 2)
فرصت‌سازی بی‌نظیر برای نشر معارف الهی، به مناسبت ماه رمضان (2)

بسم الله الرحمن الرحیم
از حوادث و اتّفاقات تاريخي كه در روز اول ماه مبارك رمضان به ‌وقوع پيوست، بيعت با ولايتعهدي حضرت امام علي بن موسي الرّضا علیهماالسلام بود.
واقعه واگذاری ولایتعهدی به حضرت رضا علیه السّلام از جانب مأمون، یک نقشه سیاسی بود و امام علیه السلام هم در پاسخ به این پیشنهاد، راهی خراسان شدند. در این نوشتار قصد نداریم درباره موجّه و مقبول‌بودن حرکت امام به سوی خراسان بحثی به میان آوریم؛ چرا که از عهده ما خارج است که در این میادین و موشکافی‌ها وارد شویم و در کار امام ـ که کردار و رفتار و گفتارش برای ما بر طبق نصوص متواتر و حکم عقل، حجّت است و آنچه فرمان دهد و انجام دهد، به امر خدا و دستور پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم است ـ چون و چرایی به میان آوریم.

هرگز اندیشه‌های کوتاه نمی‌تواند به نهایت این حقایق برسد؛ جایی که نکته‌ها و حکمت‌ها و باطن کارهای «خضر» بر کسی چون «موسی» پنهان بماند، باطن کار و اقدامات اولیای بزرگ خدا یعنی محمّد و آل محمّد ـ که در وصف آنان باید گفت: «عِبادٌ مکرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِاَمْرِهِ یَعْمَلُونَ» چه سان بر ما فاش و آشکار می‌شود؟
با این همه، به قدری که اندیشه، توانایی ورود در این عالم وسیع و دریای بیکران را دارد و تا آنجا که غوّاص عقل، به خود جرأت فروفتن به عمق این بحر ژرف و اقیانوس عمیق را می‌دهد، از حکمت‌ها و فواید این بیعت، مختصری می‌نگاریم:

 

 

  • فرصت‌سازی بی‌نظیر جهت نشر معارف.

پس از اختناق شدید دوران هارون و حبس طولانی حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام دست عموم شیعه و طرفداران حق به طور علنی و رسمی از دامن اهل بیت کوتاه شد و آن مدرسه جهانی و مکتب علم و دانش و هدایتی که به واسطه حضرت صادق علیه السلام افتتاح شده بود و خورشید جهان تابش به تمام عالم اسلام، نور افشانی می‌کرد به واسطه فشار حکومت وقت، تعطیل گردید و اگر فشار و اختناق، بیشتر ادامه پیدا می کرد، به تدریج علوم آل محمّد علیهم الصّلوه والسّلام از دسترس مسلمانان خارج می‌شد؛ و با کنترلی که از طرف حکومت، در تألیف و توزیع و نشر کتب و جمع‌آوری و نقل روایات برقرار بود و شیوخ و مجامع علمی، تحت مراقبت جاسوسان قرار داشتند، این مقدار از علوم اهل بیت که بین محدّثان و علما منتشر شده بود، نیز باقی نمی‌ماند.
وجود یک آزادی ظاهری نیز برای مردمان آزادی‌خواه و شیعه و فرقه‌ای که اجرای کامل کتاب و سنّت را طالب بودند، فرصتی بسیار گران‌بها به شمار می‌رفت، چرا که در این فرصت، می‌توانستند افکار خود را از نو منتشر نموده و جوانان و طبقه‌ای را که در دوران اختناق (عصر هارون) و زندانی‌شدن حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام در مدارس و مجامع بنی‌عبّاس تربیت شده بودند، با افکار صحیح توحیدی و آزادی‌بخش اسلام، آشنا سازند و در ضمن معرّفی مذهب شیعه، نهضتی برای رساندن رسالت اسلام به تمام ملل اسلامی، بر پا کنند.
ولایتعهدی حضرت رضا علیه السّلام و گرایش ظاهری مأمون به خاندان پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم  این فرصت را در اختیار دانشمندان و محدّثان و شاعران شیعه قرار داد و اقداماتی که در آن فرصت، شیعه برای ادای رسالت اسلام و نشر علوم و فضایل آل محمّد صلوات الله علیهم اجمعین ـ انجام داد، شاید بی‌سابقه یا کم سابقه بود.
امّا اگر امام، روش دیگری پیش می‌گرفت و از راه انقلاب و جنگ و رو در رو قرار گرفتن با مأمون وارد می‌شد، بی‌شک با موانع بسیاری روبرو می‌گردید و به علّت فراهم‌نبودن اوضاع سیاسی و اجتماعی برای خلافت شخصی مانند آن حضرت، جبهه حق‌پرستان شکست می‌خورد و اختناقی شدیدتر از عصر هارون پیش می‌آمد؛ و این فرصت کذایی و بی‌نظیر، برای انقلاب فکری از دست می‌رفت.

 

 

  • اعتراف بنی‌عبّاس به حقّانیّت اهل بیت علیهم‌السلام.

بسیاری از خلفای بنی‌عبّاس با همه دشمنی و حسادتی که با اهل بیت علیهم السّلام داشتند، جسته و گریخته، فضایل اهل بیت را نقل می‌کردند و آنها را وارث حقیقی پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم  و لایق منحصر به فرد خلافت و رهبری مسلمین می‌دانستند و نمی‌توانستند منکر فضایل و علوم و صلاحیّت آنها شوند و یا آنها را به حرکات و رفتار ناپسند متّهم سازند. بنابراین، فقط حبّ جاه و ریاست و سلطنت، آنها را به غصب خلافت و ارتکاب آن همه جنایت و کشتار دسته جمعی سادات بزرگوار و آزار و شکنجه شیعیان وادار می‌ساخت.
با این همه، تا زمان مأمون، یک اعلام عمومی و رسمی و دولتی در مورد این موضوع صادر نشده بود و خلفای بنی عبّاس، به ظاهر، خود را شایسته خلافت معرّفی می‌کردند و خلافت را حقّ خود می‌شمردند.
موضوع ولایتعهدی امام، یک اعتراف حکومتی و رسمی و سندی بود که بر تمام تبلیغات و دعاوی بنی‌عبّاس، خط بطلان کشید و اگر چه مأمون، کناره‌گیری نکرد و خلافت را واگذار ننمود، امّا عموماً آن را اقرار علیه خودش تلقّی کرده و او را غاصب مسند خلافت شناختند.
به عقیده ما، این پیشامد در تاریخ پیروزی‌های چشمگیر، بی‌نظیر است و بیش از آنچه که ما تصوّر می‌کنیم، اعتراف به حقّانیّت امام علیه السّلام در نفوس، انعکاس داشته است.

 

 

  • خضوع ادیان و مذاهب مختلف در برابر مکتب اهل بیت علیهم‌السلام

مسافرت امام رضا علیه السّلام به خراسان، فرصت مناسبی بود تا علوم و معارف اسلام که در نزد امامان، موجود بود و از مواریث نبوّت به شمار می‌رفت منتشر شود و در دسترس علما و دانشمندان قرار گیرد.
عصر مأمون، سرآغاز آشنایی مسلمانان با اصطلاحات و مکتب‌های فلسفی بود که به واسطه ترجمه کتب فلسفی به زبان عربی، صورت گرفت و مأمون نیز از این برخورد استفاده نموده و شخصاً آن را ترویج و تشویق می‌کرد و در نتیجه نابسامانی‌های فکری و القای شبهات و اشکالات، در عقاید و مسایل اسلامی زیاد گردید؛ و از سوی دیگر، بحث و مناظره بین مسلمانان و علمای ادیان دیگر نیز توسعه یافت و مباحثات مذهبی رایج گردید.
حضرت رضا علیه السّلام برای حفظ عقاید مسلمانان و ردّ هر گونه شبهه و شکّ و ایراد و نیز راهنمایی علما، مجاهدت‌های فراوانی فرمودند و شخصاً با دانشمندان بزرگ ادیان مختلف، مباحثه کرده و آنها را محکوم و مجاب کردند که صورت آن جلسات مباحثه و مناظره، در کتب تاریخ وحدیث ثبت و ضبط گردید و امروزه یکی از ذخایر مهمّ علمی در فنّ احتجاج و استدلال و اثبات عقاید محسوب می‌شود و همواره مورد استفاده علما و دانشمندان بوده و خواهد بود.
مردم، هر گونه اشکال درباره مسایل فلسفی را به آن حضرت عرضه می‌داشتند و پاسخ شافی و کافی می‌شنیدند.
آوازه علم و فضل آن حضرت، جهان اسلام را پر کرد و این سفر با همه افاضات علمی، معارف دینی و علوم اسلام و عقاید و فقه را تجدید کرد و به واسطه همین مطلب است که آن حضرت را «مجدّد رأس مأه ثانیه» خوانده‌اند.
در کتاب «عیون اخبار الرّضا» که کمتر از یک قرن، بعد از رحلت آن حضرت تألیف گردیده، از سندهای عالی و معتبر استفاده شده است و از این رو، این کتاب عظمت مقام علم و جلالت و موقعیت بی‌نظیر امام را تا حدّی بیان نموده است. مشایخ علمای سنّت نیز به آن حضرت، ارادت می‌ورزیدند و ایشان را یکی از اولیای بزرگ می‌شمردند و در مدح آن حضرت اشعار و قصاید بسیاری سروده‌اند.
به نظر ما یکی از مهم‌ترین آثار اتّخاذ این روش توسط امام رضا علیه‌السلام همین بود که علما و دانشمندان ادیان و مذاهب دیگر به غنای علمی و معرفتی مکتب اهل بیت علیهم‌السلام پی بردند و پشیانی خضوع در برابر علم آن حضرت بر زمین مسکنت ساییدند.

لبّیک همگانی به ندای الهی، سلسله مقالات آیة ‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف درباره ماه مبارک رمضان (شماره 1)
لبّیک همگانی به ندای الهی، به مناسبت ماه رمضان (1)

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تبارک و تعالی: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‌» مردان و زنان با ايمان! سخن خدا را گوش دهيد. شما و فقط شما در اين آيات، مشرّف به خطاب خداى جهان شده‌ايد! خدا شما را مى‌خواند؛ شما را ندا مى‌كند. از حضرت امام جعفر صادق عليه‌السّلام روايت است كه فرمود: «لَذَّةُ مَا فِي النِداءِ ازالَ تَعَبَ العِبَادَةِ وَالعَناء؛ اين لذّت و احساس افتخار كه خدا مؤمنان را ندا كرده و خوانده، زحمت و رنج عبادت را برده است.»

 

يا ايُّهَا الذينَ آمَنُوا ...
اى مؤمنان! اى مسلمانان! اى مرد و زنى كه به خدا و پيغمبرش ايمان  آورده‌ايد! اى گروندگان!
مخاطب شما هستيد؛ خدا با شما است. به هوش باشيد! خدا شما را ندا كرده است! شما بايد به نداى خدا پاسخ بدهيد! شماييد كه دعوت او را اجابت مى‌كنيد! شماييد كه فرمان خدا و حلال، حرام، واجب و هر حكم و دستور اسلام را پذيرفته‌ايد!
شماييد كه خدا را ولى تمام امور و صاحب اختيار مطلق و نازل‌كننده شرايع و جاعل احكام مى‌دانيد؛ و براى او در جعل احكام و امر و نهى و تحريم و تحليل، و وضع نظامات و انشاى قوانين، شريك و انبازى نمى‌شناسيد!
شماييد كه به حكم ايمان و عقيده، فقط ملتزم به احكام اسلام و تعاليم قرآن مى‌باشيد؛ و التزام به هر برنامه و روش و هر نظام و قانون و هر ترتيبى را كه غير از احكام خدا و بيرون از حدود تعاليم قرآن باشد، باطل و انحراف و گناه مى‌دانيد!
به شما كه اسلام را عقيده و كيش و برنامه زندگى، حكومت و ملّيت، قانون اجتماع، صلح و جنگ و همه چيز خود مى‌دانيد و بيرون از حصار و صداى اسلام، به هيچ صدايى پاسخ نمى‌دهيد، و به هيچ دعوت  ديگر نگرويده‌ايد!
به شما كه از بركت ايمان به خدا، آزادى واقعى يافته و در جامعه انسان‌هاى آزاد- كه غير از خدا صاحب اختيار و معبودى ندارند- وارد شده‌ايد!
به شما انسان‌ها كه شيرينى آزادى اسلام را چشيده و از بند رقيت و اسارت حكّام و صاحب اختياران دروغين، رها شده و از ذلّت استعباد اولياى اديان باطله و حكومت‌هاى مستبده و قوانين موضوعه انديشه‌هاى عليل و مغزهاى ناتوان نجات‌يافته و به عزّت پرستش خداى يگانه و تعبّد به احكام و التزام به قوانين و فرامين او گرامى و سرافراز شده‌ايد!

 

خداوند به شما خطاب فرموده است كه: «يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ »
اكنون الطاف خداى مهربان را بنگريد. خدايى كه ما و تمام افراد بشر و ساير موجودات كوچك و بزرگ عالم را آفريده است. خدايى كه اين همه نعمت در درون و بيرون وجود ما به ما بخشيده است.

 

دست تربيت تكوينى و تشريعى خداوند متعال به سوى همه دراز شده، تا همگان از نقص به سوى كمال ترقّى كنند؛ و مؤمنان و بندگان خاص و خالص خود را در اداى تكاليف و اطاعت و روزه‌دارى و رياضت و تربيتى كه از آن منظور است، آماده ساخته و به فرمان برى تشويق فرموده، تا با نشاط و معرفت و بينش هر چه بيشتر، فرمان او را پذيرفته و محروميت از لذايذ حيوانى، خورد و خوراك و نگاهدارى اين رژيم الهى بر آنان دشوار نگردد. در آيات ۱۸۳ ، ۱۸۴ و ۱۸۵ دوّمين سوره قرآن مجيد، به نوزده خطاب و در آيه ۱۸۷ به بيست خطاب، در اين باره مخاطب و مشرّف فرموده است؛ در اين آيات، عنايات و الطافى به كار برده است كه هم دليل اعجاز بلاغت و هم گواه كمال عنايت به جنبه‌هاى نفسى، روانى و نكات تربيتى است.

 

تعابير موجود در اين آيات نشانگر آن است كه احكام اسلام تنها يك سرى قوانين خشك و بى روح و برنامه‌هايى براى حفظ و انتظام روابط اجتماعى و سياسى افراد با حكومت نيست؛ كه غير از قدرت سرنيزه و ارعاب و بيم از كيفر و مجازات، تضمين اجرايى ديگرى نداشته باشد.

 

اسلام، اطاعت و تمكين و احترام در مقابل قانون را با توجّه به تمام مصالح و نواحى باطن و ظاهر وجود انسان، در خود او ايجاد مى‌نمايد؛ و پيش از هر چيز از او مى‌خواهد به خدايى كه شارع احكام و قوانين، و پيامبرى كه آورنده آن هاست، از صميم جان گرويده و ايمان آورد.

 

در احكام اسلام به جنبه‌هاى عقيده و ايمان، عقل و ضمير، عواطف و احساسات، مصلحت و خير، راحتى و آسايش و به توان روحى و جسمى بشر توجّه شده است تا همه، به اجراى آن علاقه‌مند و تخلّف از آن را تخلّف از عقيده و ايمان، هدايت و حكومت، عقل و نداى وجدان، و تخلّف از خير و مصلحت بدانند.

 

اسلام پايه اجراى قوانين را بر قلب و ايمان بشر گذاشته است؛ چرا كه بخش عمده‌اى از احكام و برنامه‌هاى اسلامى را نمى‌توان با اعِمال زور و قدرت انتظامى به مرحله اجرا گذارد؛ زيرا با اتّكاى به قدرت و سلاح مادّى، كنترل بشر به طورى كه همواره در راه راست قدم بردارد و از روش صواب منحرف نگردد، امكان پذير نبوده و آن چه با قدرت مادّى و نظامى، قابل اجراست از حدود حفظ ظواهر، تجاوز نكرده و در نهايت، زور و قدرت نمى‌تواند عامل اساسى و پايه منحصر به فرد يك اجتماع منظّم، مرتّب و قانونى باشد.
با اين وجود، اسلام از اين موضوع هم چشم نپوشيده و در مورد لزوم وجود قدرت براى پيشبرد اصلاحات و اجراى احكام، غافل نگشته و براى حفظ امنيت و عدالت اجتماعى، احقاق حقوق و دفع تجاوز و بيدادگرى، كيفر و مجازات را پيش‌بينى نموده و اجراى آن را وظيفه صالح ترين و قوى ترين قوه اجراييه و دفاعيه قرار داده است.

 

امّا نكات، دقايق، لطايف و تعبيرات بلاغت آميز آيات شريفه:

۱ . خطاب «يا ايُّها الَّذينَ آمَنُوا»، توجّه به ايمان و عقيده، عمل به مقتضاى ايمان به خدا و پيامبر صلّى الله عليه وآله و يادآورى شرافت مؤمن است كه به مناسبت مقام ايمان، شايسته خطاب خاصّ الهى شده است.
ايمان به خداى يگانه، شخص را براى اطاعت احكام آماده‌تر ساخته، مصالح و مفاسد واقعى امور و خير و صلاح بندگان را نمايان و روح مؤمن را سرشار از عزّت نفس و بزرگوارى و شرافت كرده، و او را از نزديك‌شدن به كارهاى زشت و سرپيچى از فرمان خدا باز مى دارد.
بنده مؤمن و خداشناس، قانون خدا را محترم مى‌شمارد و بيش از هر قانون و قاعده‌اى، قانون خداوند نزد او مورد احترام است. احكام و قوانينى كه ساخته فكر بشرى است، جايگزين احكام خدا نمى‌شود و علم، تبليغات و قدرت حكومت نمى‌تواند اين احترام و اعتبار را به او ببخشد.
به عنوان مثال، قواعد بين‌المللى يا منشور سازمان ملل و نظاير آن، از جمله قوانينى است كه تا حدّى حكومت‌ها و برخى از سران ملل تظاهر به احترام آن داشته و خود را طرفدار آن معرفى مى‌كنند؛ امّا آيا حقيقتاً نيز اين‌گونه است؟ يا اين احترام به جهت ناچارى‌هاى سياسى و در حدود حفظ منافع و مصالح شخصى يا مملكتى است؟! و اگر اين منافع در بين نباشد و يا در خطر افتد به خاطر نفس اين اصول كسى به آن احترام و اعتنا خواهد كرد؟! آيا همان كسانى كه در مجامع بين‌المللى عضويت دارند و يا همان‌ها كه خود را مؤسّس اين سازمان‌ها مى‌دانند، هنگامى كه منافع‌شان اقتضا كند، اين اصول را پايمال نمى‌نمايند؟!
شايد تاكنون ديده و يا شنيده نشده است كه در مواقع خطير و حسّاس حق و عدالت از سوى آن مجامع رعايت شده و به نداى وجدان پاسخ داده شود!
فقط ايمان به خدا است كه حقّ و قانون را به خودى خود در نظر شخص مقدّس مى‌سازد و از او مى‌خواهد تا همه‌جا جانب حق را بگيرد و به او مى‌گويد: «وَلا يَجرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قُومٍ عَلي ان لا تَعدِلُوا اعدِلُوا هُوَ اقرَبْ لِلتَّقْوي؛ البتّه نبايد دشمنى گروهى، شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد. عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است.»
هر كجا عامل ايمان وجود يافت، متن قانون اجرا مى‌شود. افراد مؤمن در برابر قانون خدا حتّى به فلسفه و فايده و حكمت آن نيز توجّه نداشته و فقط ايمان وسيع و محكم‌شان، آنان را مقيد و ملتزم به آداب دينى مى‌نمايد؛ در حالى كه از بيش‌تر مصالح و فلسفه احكام اطّلاع ندارند.
از جمله مثال‌ها براى اين موضوع، همين دستور روزه است. يقيناً روزه فوايد صحّى و جسمى دارد و در روايات هم به آن اشاره شده است: «صوموا تصحّوا؛ روزه بگيريد تا سالم بمانيد»
پزشكان حاذق و مشهور دنيا نيز فوايد بهداشتى و درمانى روزه را تصديق كرده‌اند، و راه علاج برخى بيمارى ها تقريباً منحصر به امساك از غذا است؛ و افراط در تغذيه، سبب ايجاد بسيارى از بيمارى ها مى‌گردد. بسا بيمارى‌هايى كه روزه درمان آن است و بسا بيمارانى كه با برنامه روزه‌دارى درمان يافته‌اند.
روزه، از نظر اقتصادى نيز داراى فوايد بوده و از اين جهت روزه را با مصلحت شناخته‌اند.
امّا با تمام اين فوايدى كه روزه دارد و بيشتر ما از آن آگاه مى‌باشيم، آيا در سال چند نفر براى اين فوايد و منافع بهداشتى، جسمى و ... بدون نظر به اطاعت خدا حاضرند روزه بگيرند، و طى يك ماه، روزانه خوردنى‌ها و آشاميدنى‌ها و لذايذ جنسى را ترك كنند؟ و يا اگر اين برنامه روزه، از جانب پزشكان بزرگ پيشنهاد مى‌گرديد، چند نفر همه ساله به آن عمل مى‌كردند؟!
بى‌شك، كمتر افرادى حاضر مى‌شدند به اين پيشنهاد عمل نمايند و آمار عاملان به اين پيشنهاد در برابر آمار كسانى كه ماه رمضان را فقط براى اين كه روزه يك وظيفه شرعى و سبب تقرّب به خدا و كسب ثواب است، روزه مى‌گيرند بسى ناچيز جلوه مى‌كرد!
امّا مسلمانان اعم از مكلّف و غيرمكلّف، معذور و غيرمعذور و حتّى اطفال غيربالغ فقط براى اطاعت خدا در سخت‌ترين شرايط آب و هوايى روزه مى‌گيرند و نزديك به چهارده قرن است كه آداب و برنامه‌هاى ماه رمضان، زندگى فردى و اجتماعى مسلمانان را در اين ماه تحت تأثير قرار داده و متّحدالشكل مى‌سازد؛ و اين نمونه‌اى از تأثير عامل ايمان در افراد است.
از اين جا در مى‌يابيم كه افتتاح آيه به خطاب: (يا ايُّها الَّذِينَ آمَنُوا ...)، تا چه حد اعجازآميز بوده و چه حقايق و معانى بلندى در آن مندرج است.
قرآن، مؤمنان را ندا مى‌دهد و فرمان تشريع روزه را ابلاغ مى‌كند و مؤمنان - كه گوش به فرمان خداى شان سپرده‌اند- به محض صدور امر الهى براى اطاعت، بدون هيچ درنگ و ترديدى اقدام كرده و روزه مى‌گيرند و به مجرّد رؤيت هلال ماه، خويش را با يك جهش معنوى از قيد عاداتى كه داشته‌اند، آزاد مى‌سازند.

 

۲ .  جمله: «كَما كُتِبَ عَلَي الَّذِينَ مِن قَبْلِكُم»
بيان اين است كه روزه تكليفى تازه و بى‌سابقه جهت پرهيز از خوردنى‌ها، نوشيدنى‌ها، التذاذ جنسى و ساير مفطرات نيست؛ بلكه در اديان و شرايع گذشته نيز فرض و واجب بوده است.
اين بيان، كه حاكى از دل جويى خاصّ ربوبى است، احساس زحمت و رنجى را كه در ترك مفطرات است كم مى‌كند و از جنبه روانى، روزه‌دار را نيرومند و با شكيب مى‌سازد.

 

۳ . جمله: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»
اشاره است به فوايد بزرگِ رياضتى، تربيتى، روحانى و معنوى روزه و تأثير آن در تهذيب اخلاق و حصول ملكه پرهيزكارى و تقوا و تسلّط بر غرايز و قواى نيرومند حيوانى كه از اين لحاظ آن چه از روزه به روزه‌دار مى‌رسد، داراى فوايد و بركاتى است كه شرح اهميت و عظمت آن ممكن نيست و شخص سالك و فردى كه در مقام اصلاح باطن و تصفيه و تزكيه نفس و رياضت دادن آن به تقوا و پارسايى است، حتماً بايد ماه رمضان را روزه بدارد.
به جرأت مى‌توان گفت: آن‌گونه كه درك ثواب و كسب اخلاق حميده و صفات ملكوتى، تملّك نفس و مجاهده با هوى، تحصيل قوّت اراده و تقرّب به درگاه قادر متعال در اين ماه براى همگان ميسّر است، در هيچ زمان ديگر چنين فرصتى فراهم نيست.

 

۴ . جمله: «اياماً مَعدودات» در ابتدای آیه بعد نيز، يك لطف و عنايت ديگر است و دل‌جويى از بنده است تا روزه‌دار، با معرفت زحمت روزه را بزرگ و زمان آن را دير سپر نشمارد.

 

۵ . جمله: (شَهرُ رَمَضان ...) در آیه بعدی نیز، بيان فضيلت و بركت ماه مباركى است كه در آن روزه واجب شده است. اين ماه به علّت نزول قرآن مجيد، مبدأ بزرگ‌ترين تحوّلات تاريخ زندگى انسان و آغاز عالى‌ترين نهضت‌هاى دينى و اجتماعى و سرفصل حيات نوين علمى و اخلاقى است. قرآن- كه هادى و راهنماى عموم انسان‌ها بوده و آخرينِ تعليمات آسمانى و برنامه‌هاى سعادت جاودانى را داراست- در اين ماه نازل گرديده. از اين رو، اين ماه بر تمام ماه‌هاى سال، فضيلت دارد. روزهايش از همه روزها با ارج‌تر و شب‌هايش از همه شب‌ها گرامى‌تر است. اين ماه، يادبود نزول قرآن و سالگرد تاريخ مجد و شرف انسان و اعلام حقوق واقعى و آزادى حقيقى بشر است.

 

۶ . جمله: «فَمَن شَهِدَ مِنكُم» تا جمله  «وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ العُسر»
دلالت مى‌كند كه در تعاليم اسلام يسر، آسانى و سهولت، مراعات شده و دشوارى، سخت‌گيرى و تحميل بر فطرت و خواسته‌هاى واقعى بشر در آن وجود ندارد.
خداوند پيغمبر عالى مقام اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم را بر شريعتى سهل و آسان برانگيخته است؛ كه فرمود: «ما بُعِثْتُ بِالرهبانيَّةِ الشَّاقَّة وَلكنْ بِالحَنَفِيَّةِ السَمحة»

 

۷ . نكته ديگر كه از آيات شريفه با نظر به عموميت خطابات و توجّه كلّى به همه آن ها استفاده مى‌شود، «مساوات همه در تكليف» است. هر كس صاحب هر مقام و هر درجه و هر شغل باشد، بايد روزه بگيرد و از فوايد تربيتى، دنيوى و اخروى آن بهره‌مند شود، و همه ساله در اين مدرسه كمال، رياضت ديده و تربيت گردد و قواى عقلانى و انسانى  خود را نيرومند ساخته و بر قواى شيطانى و حيوانى مسلّط شود، و دريابد كه انسان، فقط اين جسم ظاهر و گوشت و استخوان نيست و قدرت انسان، فقط نيرومندى جسم و شكست حريف زورمند نمى باشد.

 

قدرت واقعى انسان، تسلّط بر نفس، شهوت، غضب و پايدارى در برابر مشكلات و صبر و شكيبايى است:

 

مردى گمان مبر كه به پنجه است و زور كتف
با نفس اگر برآيى، دانم كه شاطرى
با شير مرديت، سگ ابليس صيد كرد
اى بى‌هنر بمير كه از گربه كمترى
هشدار تا نيفكندت پيروى نفس
در ورطه‌اى كه سود ندارد شناورى
مردان به سعى و رنج به جايى رسيده‌اند
تو بى‌هنر كجا رسى از نَفْس پرورى!

 

پرخورى و تن پرورى آفات و خطرات زيادى را در پى داشته و سبب تيرگى روح، تاريكى دل و كورى بصيرت است.

 

اندرون از طعام خالى دار
تا در آن نور معرفت بينى

 

اگر تربيت جسم- كه در عصر ما به آن اهميت فراوان مى‌دهند- مقدمه تربيت روح و پرورش افكار و اخلاق سالم نباشد، هيچ سودى نخواهد داشت.
در هر چيزى بايد اعتدال رعايت گردد؛ تربيت بدن نيز بايد در حدّ اعتدال باشد و همه به آن توجّه كرده و ضعف و ناتوانى را از جسم و روح خود دور سازند؛ نه آن كه تربيت بدنى هم به عنوان يك فن از فنون و پيشه و شغل مطرح گرديده و افراد را از توجّه به روح و وظايفى كه در اجتماع دارند باز بدارد!
اسلام دين خدا و دين عقل و منطق است. از اين رو، در مواردى كه تربيت و تعليم سربازان و افسران مجاهدِ مدافع از دارالاسلام و وطن مسلمانان و نگهبانان امنيت و انتظامات به اجراى مسابقات بدنى- جسمى وابسته باشد و هم چنين در مواردى كه سبب تقويت قواى علمى و صنعتى گردد، برپايى آن و اعطاى جايزه در آن را صحيح دانسته است.
به هر حال مكتب «صوم»، كلاس خودسازى و نردبان عروجى است كه همه مسلمانان بايد از آن بهره برند.
هم اكنون اى مسلمانان و مؤمنان! به استقبال ماه مبارك رمضان بشتابيد و از رحمت‌هاى واسعه خداوند متعال استفاده بريد.
بكوشيد تا مراسم روزه‌دارى اين ماه را- كه از شعائر بزرگ اسلام و نمايش وفادارى و استقامت و مساوات و التزام جامعه ما به احكام دين است- با احترام و ادب هر چه بهتر انجام دهيد.

 

بدبخت آن كسى است كه بدون عذر شرعى، از سعادت روزه و بركات آن محروم گردد. و گستاخ، آن شكم‌پرستى است كه بدون عذر شرعى (العياذ بالله)، روزه اين ماه را افطار كند؛ يا با داشتن عذر، آشكارا روزه را بخورد، و حكم خداى جهان را خوار شمارد و به عقايد و احساسات صدها ميليون مسلمان نقض ادب و احترام كرده و حرمت اين ماه شريف را رعايت ننمايد.

 

بدا به حال كسى كه ماه رمضان را به گناه و معصيت سر برد و از آمرزش خدا محروم گردد. بكوشيد تا علاوه بر مراسم و آداب ظاهرى روزه و خوددارى از خوردن و نوشيدن و ترك ساير مفطرات اندام و اعضا، خود را نيز به پرهيز از گناهان عادت داده و فكر و انديشه خود را نيز از افكار پليد و انديشه‌هاى ناپاك و شيطانى، پاك و منزّه سازيد.

 

بكوشيد تا كار و رفتارى را كه با آثار، فوايد و مقاصد معنوى، تربيتى، جسمى و ... روزه سازش ندارد، انجام ندهيد.

 

از غيبت‌كردن بپرهيزيد؛ دشنام ندهيد؛ بدخويى ننماييد؛ سخنان تند و درشت نگوييد؛ كم‌حوصله و بى‌شكيب نباشيد؛ به دنبال بى‌عفتى نرويد؛ از چشم‌چرانى و نگاه به نامحرم بپرهيزيد؛ با دست و زبان، مردم را نيازاريد؛ حرام نخوريد؛ مفاخره نكنيد؛ به هم بزرگى نفروشيد؛ به زيردستان ترحّم كنيد؛ به سالخوردگان احترام نماييد؛ صله‌رحم به جاى آوريد؛ از فقرا و بى‌نوايان دستگيرى كنيد؛ از بيماران عيادت و پرستارى نماييد و حيا و آزرم پيشه سازيد.

 

ادعيه‌اى را كه در اين ماه در اوقات مختلف: سحر، شب و روز وارد شده بخوانيد و نكوتر آن كه در مضامين و معانى آموزنده آن تأمّل فرماييد.

 

در حالات، اخلاق و روش و رفتارى كه داريد، مطالعه و رسيدگى نماييد. مبادا كار و پيشه شما حرام باشد. به دقّت نهانى‌ها و پنهانى‌هاى روح و ضمير خود را بازرسى كنيد؛ سعى در جبران گذشته را نموده تا پاك و منزّه از ماه بيرون شويد.

 

در اين ماه از مرگ و عاقبت اين جهان و زندگى مادّى و عوالم بعد از مرگ و قيامت و حشر و نشر و سؤال و حساب، بسيار ياد كنيد، و براى مواقفى كه در پيش داريم گريه كنيد و اين جملات دعاى ابى حمزه را زمزمه كنيد: «أبكِي لِخُروجِ نَفسي، ابكِي لِظُلمَةِ قَبْرِي، ابكِي لِضِيقِ لَحدِي، ابْكِي لِسئوالِ مُنكَرٍ وَنَكِيرٍ ايّاي، ابكِي لِخُرُوجِي مِن قَبري عُرياناً ذليلًا حاملًا ثِقلْي عَلي ظَهرِي؛ براى بيرون رفتن جانم مى‌گريم؛ براى تاريكى قبرم مى‌گريم؛ براى تنگى لَحَدم مى‌گريم؛ براى سؤال منكر و نكير از من، مى‌گريم؛ براى بيرون شدنم از قبر، برهنه و خوار با بار سنگين گناه بر دوشم مى‌گريم .»

 

پس، توبه نماييد و به سوى خدا بازگشت كنيد. مبادا از رحمت خدا مأيوس و نا اميد شويد: «الهي حَقِّقْ رَجائِي وَآَمِنْ خَوفِي فَانَّ كَثْرَةَ ذُنُوبِي لا ارْجُو فِيها الّا عفوك؛ خدايا! اميدم را محقّق ساز، و بيم مرا ايمن گردان؛ زيرا با بسيارى گناه به جز عفو تو اميد ندارم.»

 

هر كه هستى و هرحال كه داشته باشى و به هر شكل كه تا كنون زندگى كرده اى اصلاح كار تو آسان است. و آلودگى‌هاى تو با آب توبه و استغفار و گريه در حال مناجات و دعا شسته شده و تو پاك و بى‌آلايش مى‌گردى. پس، طلب رحمت كن و بگو: «الهِي ارحَمنِي اذَا انقَطَعَت حُجَّتِي وَكَلَّ عَن جَوابِكَ لِسانِي، وَطاشَ عِندَ سُؤالِكَ ايّاي لُبِّي فَيا عَظِيمَ رَجائي لا تُخَيِّبني اذَا اشتَدَّت فَاقَتِي الَيْكَ؛ معبود من! آن گاه كه برهانم قطع شود و زبانم از جوابت كُند گردد و در هنگام پرستش تو عقلم برود بر من رحم كن. پس اى بزرگ! اميد من! مرا نااميد مكن؛ آن گاه كه نيازم به تو شديد شود .»

 

بيا كه توشه اين راه، ناله و آه است
بنال بر در او كو به ناله آگاه است
اگر چه غرق گناهى، از او مشو نوميد
بيا بيا كه هنوزت به سوى او راه است

 

آرى، فقط با يك جهش از عالم  تاريك شهوات وهواپرستى، دنياطلبى، بى‌رحمى، ستمگرى و ... به عالم سراسر نور و روشنايى، فضيلت و شرافت، پارسايى و بندگى خدا پرواز كن و هر آن چه در پى هواى نفس رفته و گناه كردى، و خداى يگانه را معصيت نموده‌اى؛ هرچه به شهوت‌رانى‌هاى نامشروع آلوده شده‌اى، هرچه از جاده عفاف و پاك‌دامنى بيرون رفته‌اى، هر چه تملّق و مدح بى‌جا نموده‌اى، هرچه گردن كشانه و متكبّرانه بر روى زمين راه رفتى و به بندگان خدا و زيردستان، ظلم و ستم كرده‌اى، همه را واگذار و به درگاه الهى اشك ندامت بريز، و براى سفر آخرت توشه‌اى برگير:

 

«الهِي وَسَيِّدي وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ لَئِنْ طالَبتَنِي بِذُنُوبِي لَاطالِبَنَّكَ بِعَفْوِكَ وَلَئِنْ طَالَبتَنِي بِلؤُمي لَاطالِبَنَّكَ بِكَرَمِكَ؛ معبود من! آقاى من! به عزّت و جلالت سوگند كه اگر مرا به گناهانم بازخواست كنى، من البتّه به عفوت، تو را خواستار مى‌شوم و اگر به پستى من، مرا بازخواست نمايى، البتّه من تو را به كرمت خواهان مى‌گردم .»

 

نزد خداوند توّاب، پشيمانى عرضه‌دار و عفو و آمرزش از او بخواه و بگو:
«يا قابِلَ التَّوْبِ يا عَظِيمَ المَنِّ اينَ سَترُكَ الجَمِيل اينَ عَفوُكَ الجَلِيل اينَ فَرَجُكَ القَرِيبُ اين غَياثُكَ السَّرِيعُ اينَ رَحْمَتُكَ الواسعةُ؛ اى پذيرنده توبه! اى بزرگ نعمت! اى قديم الإحسان! پرده پوشى نيك تو كجاست؟! گذشت با جلالَت تو كجاست؟! گشايش نزديك تو كجاست؟ فرياد رسى شتابان تو كجاست؟ رحمت با وسعت تو كجاست؟»

 

همواره بنده خدا باش تا آزاد باشى؛ و از نفس امّاره بگريز تا بزرگى يابى.

 

از گناه بپرهيز و به سوى خداى آمرزنده پوزش پذير قدم بردار. حيف است كه عمر و وقت و نعمت‌هايى را كه خداى سبحان عطا فرموده، بيهوده تلف نمايى! بيا و طعم بهره روحانى و لذّت بندگى و پرستش خدا و تسلّط بر نفس را تجربه كن!

 

بر سر اين سفره گسترده ضيافت الهى در اين ماه بنشين و از موائِد آن تناول كن. و خود را در معرض نسيم رحمت الهى قرار ده.

 

به جاى نغمات موسيقى و اصوات طرب‌انگيز، به نواى زيباى تلاوت قرآن و مناجات با خدا و دعا، گوش خود را آشنا ساز و در يك عبارت، برادر و خواهر عزيز! در انديشه فردا و پايان كار خويش باش:
«تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الارضِ وَلا فَسَاداً وَالعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ؛ سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‌دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند، و فرجام [خويش ] از آنِ پرهيزكاران است.»

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مناسبت‌ها