وریز وجوهات
   قال‌الله تعالي: "يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ‌الله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ"(1( روز بعثت و غدير، تأسيس و بقاي اسلام روز تاريخي و بزرگ عيد...
دوشنبه: 3 / 07 / 1396 ( )

اسامی ‌برخی از معمّرین

1. آدم، 930 سال.

2. شیث، 912 سال.

3. انوش، 905 سال.

4. قینان، 910 سال.

5. مهللئیل، 895 سال.

6. یارد، 962 سال.

 

7. اخنوخ، 365 سال.

8. متوشالح، 969 سال.

9. لامک، 777 سال.

10. نوح، 950 سال.[1]

11. سام، 600 سال.

12. ارفکشاد، 438 سال.

13. شالح، 433 سال.

14. عابر، 464 سال.

15. ابراهیم، 175 سال.

16. اسماعیل، 137 سال.

مدّت اعمار این افراد همه طبق تورات نوشته شد که علاوه بر این جمعی دیگر را نیز مانند فالح و رعو و سروج و ناحور و غیره ذکر کرده،[2] و ظاهراً اخنوخ همان ایلیا است که یهود و نصاری معتقدند سه هزار و سیصد و هشتاد و دو سال پیش از میلاد زنده به آسمان برده شد و الم مرگ نچشید.[3]

 

17. ربیعة بن ضبیع فزاری، 380 سال.[4]

18. اوس بن حارثه، 220 سال.[5]

19. عبید بن شرید جرهمی، 350 سال.[6]

20. برد، 962 سال.[7]

21. ایوب بن حداد عبدی، 200 سال.[8]

22. ثعلبة بن کعب، 300 سال.[9]

23. تیم‌الله بن ثعلبه، 500 سال.[10]

24. ثوب بن تلده اسدی، 220 سال.[11]

25. جعفر بن قرط عامری، 300 سال.[12]

26. جلهمة بن ادد بن زید، 500 سال.[13]

 

27. یحابر بن مالک بن ادد، 500 سال.[14]

28. زهیر بن عتاب کلبی، 300 سال.[15]

29. جلیلة بن کعب، 190 سال.[16]

30. حادثة بن صحر، 180 سال.[17]

31. حادثة بن عبید کلبی، 500 سال.[18]

32. حامل بن حادثه، 230 سال.[19]

33. حبابه والبیه که از عصر خلافت امام‌علی‌(علیه‌السلام) تا زمان امامت حضرت امام‌رضا‌(علیه‌السلام) عمر کرد، (کتاب‌های معتبر حدیث).

34. حارث بن مضاض جرهمی، 400 سال.[20]

35. ذوالاصبع العدوانی، 300 سال.[21]

36. حنظلة بن شرقی، 200 سال.[22]

 

37. درید بن زید، 450 سال.[23]

38. ذوجدن حمیری، 300 سال.[24]

39. درید بن صمت، 200 سال.[25]

40. ذوالقرنین، 3000 سال.[26]

41. ربیعه بجلی، 190 سال.[27]

42. رداد بن کعب نخعی، 300 سال.[28]

43. زهیر بن خباب، 420 سال.[29]

44. سطیح کاهن، 30 قرن.[30]

45. سیف بن وهب، 300 سال.[31]

46. شریة بن عبدالله جعفی، 300 سال.[32]

 

47. شق کاهن، 300 سال.[33]

48. صیفی بن ریاح، 270 سال.[34]

49. ضبیرة بن سعید، 220 سال.[35]

50. عباد بن سعید، 300 سال.[36]

51. عوف بن کنانه کلبی، 300 سال.[37]

52. عبدالمسیح بن عمرو غسانی، 350 سال.[38]

53. اوس بن ربیعة اسلمی، 214 سال.[39]

54. عبید بن شرید (شریه) جرهمی، 350 سال.[40]

55. عمرو بن حممة الدوسی، 400 سال.[41]

56. عمرو بن لحی، 345 سال.[42]

 

57. قس بن ساعده، 600 سال.[43]

58. کعب بن حمة الدوسی، 390 سال.[44]

59. کعب بن رادة نخعی، 300 سال.[45]

60. محصن بن عتبان زبیدی، 250 سال.[46]

61. مرداس بن صبیح، 230 سال.[47]

62. مستوغر بن ربیعة بن کعب، 330 سال.[48]

63. هبل بن عبدالله کلبی جدّ زهیر بن خباب، 700 سال.[49]

64. نفیل بن عبدالله، 700 سال.[50]

مخفی نماند که یادداشت‌ کردن نام معمّرینی که شرح حالاتشان در کتاب المعمّرین ابوحاتم سجستانی و الغیبه شیخ طوسی و کمال‌الدین صدوق و کنزالفوائد کراجکی و کتاب‌های تاریخ حفظ شده، سبب

 

اطاله مقاله می‌گردد؛ لذا به همین قدر قناعت کردیم و بر آن اسامی معمّرین دیگر را از کتاب‌هایی که اخیراً تألیف شده اضافه می‌نماییم و همچنین بعضی از معمّرین معاصر را که اتّفاقاً و بدون اینکه در مقام فحص باشیم در روزنامه‌ها به شرح احوال آنها برخوردیم.

65. هنری جنکس، 169 سال، این مرد در سن 112 سالگی در جنگ فلورفید شرکت داشت.

66. جون بافن بولندی، 175 سال داشت و سه نفر از اولاد خود را که متجاوز از صد سال داشتند دید.

67. یوحنا سورتنغتون نروژی (م. 1797م.)، 160 سال.

68. طوز مابار، 152 سال.

69. کورتوال، 144 سال.

70. یک فرد زنگباری، 200 سال.

نام این چند نفر در تفسیر الجواهر، ذکر شده است.[51]

71. ماتوسالم، 969 سال.

72. ملک جزیره «لوکمبانز»، 802 سال.

73. چند نفر پنجابی، 200 سال.

74. مارکوس ابونیوس، بیش از 150 سال.

 

75. اهالی جبل آتوس، هریک 130 سال.

76. دودون، 500 سال.

77. سنجرین پادشاه قبرس، 160 سال.

78. قدیس سیمون، 107 سال.

79. قدیس تاکریس، 165 سال.

80. قدیس انطوان، 105 سال.

81. البومامطران حبشه، 150 سال.

82. توماس بار، 152 سال.

83. معمّر دیگری که در هنگام مرگ فرزندش 140 سال داشت.

84. برنوکوتریم، 150 سال.

85. یک نفر معمّر اهل سربیا، 135 سال.

86. یک نفر دیگر از اهل سربیا، 125 سال.

87. معمّر دیگر از اهل سربیا، 290 سال.

88. یک نفر معمّر از اهل لیفونیا، 168 سال.

89. معمّر دیگر که در لوسرون مرد، 186 سال.

90. یک نفر کشاورز ایقاسی، 185 سال.

91. معمّر مصری، 154 سال.

92. زار و معمّر ترکی، 156 سال.

 

نام این افراد در مقاله‌ای در روزنامه الاهرام، تحت عنوان «الخلود و طول العمر حوادث مدهشة عن طول الاعمار» ضبط شده است.[52]

93. شیخ محمد سمحان، 170 سال.[53]

94. سیّد میرزا کاشانی، 154 سال.[54]

95. جمعه، 140 سال.[55]

96. محمود باقر عیوض‌اف، جشن صدوپنجاه سالگی خود را گرفت و وزارت پست و تلگراف شوروی تمبر یادبودی که عکس عیوض‌اف بر روی آن نقش شده چاپ نمود.[56]

97. دهقان صربستانی از اهل یوگسلاوی به نام اوچکوویچ متولّد 1798میلادی که تا سال 1335 شمسی زندگی داشت.[57]

98. شیر علی مسلم‌اف 164 ساله، در سال 1346 شمسی 162 سالگی خود را جشن گرفت، این مرد در این سنّ سرزنده

 

و شاداب است و لب به مشروب و الکل در عمرش نزده است، بارها جراید جهان از طول عمرش سخن گفته و شرح‌حالش را انتشار داده‌اند.[58]

99. حاجی محمد بدوئی ابوالشامات، 125 سال.[59]

100. شیخ علی بن عبدالله، حکمران سابق قطر، 150 سال.[60]

101. سیّد محمد الفجال، 136 سال در حفر کانال سوئز شرکت داشت.[61]

102. نوذر باباتا مصطفی‌یف اهل آذربایجان شوروی چندی پیش صدوچهلمین سال خود را جشن گرفت.[62]

103. محمد انباتوف، 149 سال، پیرترین کاندیدای انتخابات آذربایجان شوروی که بالغ بر صد نفر اولاد و نوه و نتیجه و نبیره دارد.[63]

104. کدخدا قنبر علی رستم‌آبادی، 156 سال.[64]

105. یک زن اهل ترکیه به نام ‌هاجر، 169 سال، که یک برادر 113

 

ساله هم داشت.[65]

106. حسین پیرسلامی فارسی، 146 سال.[66]

107. مردی که در زمان ناپلئون به دنیا آمده و در سال 1342 شمسی، 163 سال داشت و دارای 150 نوه و یک پسر 110 ساله است و تابه‌حال لب به مشروب و سیگار نزده است، نام این مرد هادی محمد است و اکنون در کازابلانکا زندگی می‌کند.[67]

108. سیّد حسین قرانی، 135 سال.[68]

109. محمد ولیّ مسلمی مراغه‌ای، 140 سال.[69]

110. ناوارز زن آرژانتینی، 148 سال.[70]

111. پیرمرد اتریشی به نام فرانزواینر، یکصدوچهلمین سال ولادت خود را جشن گرفت و گفت! تاکنون به یاد ندارم حتّی یک بار بیمار شده باشم و هنوز هم در مزرعه اجدادی خود کار می‌کنم.[71]

 

112. مردی به نام اشانکر اهل گرجستان، 147 سال.[72]

113. عایشه دختر حاج اسماعیل تونسی، 130 سال.[73]

114. بانو گوموکا ساکن دهکده گالون قفقاز، صدوچهل‌وهفتمین سال تولّد خود را جشن گرفت و هنوز نشاط خود را از دست نداده و در حسّ شنوایی و بینایی او هیچ‌گونه ضعفی حاصل نشده است.[74]

115. دیوید فرباندز آمریکایی، 133 سال.[75]

116. پیرمرد صدوهشتادوپنج ساله که وقت ولادت ناصرالدّین‌شاه پنجاه‌ساله و زمان آغامحمدخان قاجار دوازده‌ساله بوده است.[76]

117. کردیف قفقازی، 147 سال.[77]

118. یک فرد چینی، 155 سال.[78]

119. یک نفر از اهالی آلبانی به نام «خوده» 170سال.[79]

120. خدیجه ننه اهل ترکیه، 168 سال، که پزشکان هم این سن و

 

سال او را تصدیق کرده‌اند، این زن در دوران ناپلئون و فتحعلی‌شاه حیات داشته و پس از مرگ روبسپیر (1794م.) به دنیا آمده است.[80]

121. شخصی به نام «راسیا رام» اهل پنجاب هند، 140 سال.[81]

122. بانو «کومروبمیرنین» اهل ترکیه 173 سال.[82]

123. سیّد حبیب بن معاطی مراکشی، 147 سال، وی در این سن و سال به تمام مشاغل خود اشتغال داشت و سن پسرش سال‌ها است که از صد، تجاوز کرده است.[83]

124. یک فرد چینی موسوم به دلی چینک، 253 سال.[84]

125. احمد آداموف، 161 سال، وی با همسرش صدمین سال ازدواج خود را جشن گرفت.[85]

126. محمود باقر اوغلو، صدوهشتادوچهارمین سال ولادت خود را جشن گرفت.[86]

 

127. پی ریرارا یاجاویر پیریراپیر، 167 ساله از سرخ پوستان آمریکای جنوبی.[87]

128. سیّد ابوطالب موسوی فارسی معروف به ذی‌القرنین، 191 ساله که ریاست یک ایل چندصد نفری را که همه فرزندان و نوه و نتیجه وی هستند دارد و آخرین همسرش 105 ساله است و مدّعی است که پیش از ناصرالدّین‌شاه زن گرفته و دو مرتبه دندان در آورده است.[88]

129. شیرسوار، مرد 140 ساله فومنی.[89]

130. کربلائی آقا باطنی کرمانشاهی، 140 سال.[90]

131. سیّد علی فریدنی 185 سال و دو فرزند او که بیش از صد سال عمر کرده و سی سال قبل یعنی در سن صدوپنجاه‌وپنج سالگی دندان درآورده و هیئت پزشکی رسمی دولتی او را معاینه کرده و شرح‌حالش و گزارش هیئت پزشکی و نامه وزیر بهداری ایران در اطّلاعات درج شد.[91]

 

132. ایکورکرویف 157 ساله که در جنگ‌های ناپلئون اوّل، علیه ژنران الکسی میرمولف روسی، آشپز این ژنرال بود، «ایکور» از استعمال مشروبات الکی و دخانیات سخت احتراز داشت.[92]

133. مردی که در صدوپنجاه‌وهشت سالگی آپاندیس او را در یکی از بیمارستان‌های «نایروبی» پایتخت کنیا عمل کردند، این پیرمرد که در معنی از جوان‌ترین جوانان جوان‌تر است، بین 120 تا 130 سالگی صاحب پنج فرزند از زن جوانش شد و بزرگ‌ترین فرزند وی هم‌اکنون 125 سال دارد و پیر و خموده است درحالی‌که خود پدر «پیل‌افکن» است و به مانند پهلوانان اساطیری ستبر و نیرومند. این پیرمرد، فرزند ارشد رئیس قبیله‌‌ی است که به هنگام حیات 39 زن گرفت و صاحب 173 فرزند شد و آگاهی به احوال این خانواده طویل‌العمر و کثیرالاولاد ضرب‌المثل شیرین خودمان را یادآور است که «دود از کنده برخیزد».[93]

134. به‌موجب یک آمار رسمی در گرجستان بیش از دوهزار و

 

یک‌صد نفر متجاوز از یک‌صد سال سن دارند.[94]

135. طبق یک آمار در شوروی حدود دویست‌نفر زن و مرد که سنّ آنها از 110 تا 150 است زندگی دارند و پس از رسیدگی معلوم شد اغلب آنها به تربیت زنبور عسل اشتغال داشته و قسمت مهمّی از غذایشان عسل بوده و بدین‌جهت نتیجه گرفته شد که عسل در طول عمر اثر بسزایی دارد.[95]

136. تعداد اشخاصی که در آمریکا عمرشان متجاوز از صد سال است به سه‌هزاروپانصد نفر تخمین زده شده است.[96]

137. در چین، 3384 نفر بیش از صد سال عمر دارند که افراد متجاوز از صدو‌پنجاه سال هم در بین آنها هست.[97]

138. در اتّحاد جماهیر شوروی، تعداد افرادی که دوّمین قرن زندگی خود را می‌گذرانند تقریباً سی‌هزار نفرند.[98]

139. یک نفر دهقان مجاری در سال 1724 در سنّ 185 سالگی

 

درگذشت. نامبرده تا روزهای آخر عمرش مانند جوانان کار می‌کرد.[99]

140. شخص دیگری به نام «جان راول»، به هنگام مرگ 170 سال داشت و همسرش در آن هنگام 164 ساله بود، آنها صدوسی سال باهم زندگی کرده بودند.[100]

141. زنی به نام آشرا اوماروا 159 ساله.[101]

142. چند سال پیش روزنامه‌ها خبر دادند: یک مرد 207 ساله در آمریکای جنوبی فوت شده است.[102]

در اینجا این مقاله را پایان می‌دهیم و متذکّر می‌شویم که اگر کسی تواریخ ملل و جراید و مجلّات تمام کشورهای دنیا را در اختیار داشته باشد، به آمارهای جالب و اطّلاعات مهمّی دست خواهد یافت.

و از همین مختصر که نگارش یافت معلوم می‌شود ازنظر تاریخ و بررسی احوال معمّرین قدما و معاصرین، برای عمر بشر حدّ و اندازه‌ای که از آن تجاوز ننماید معلوم نیست و همان‌طور که سیّد بن ‌طاووس+، در کشف‌المحجه، درضمن آن مثال معروف توضیح

 

داده،[103] نباید از عمر بسیار طولانی تعجّب کرد و آن را بعید شمرد زیرا با تکرار و کثرت وقوع آن وجهی برای تعجّب باقی نمی‌ماند.

در پایان این مقالات یک‌بار دیگر نیز یادآور می‌شویم که آنچه ما پیرامون موضوع طول عمر و نواحی مختلف آن شرح دادیم برای این است که معلوم شود استبعاد عمر بسیار طولانی ناشی از قلّت اطّلاع از تاریخ و احوال معمّرین و جهل به علوم طبیعی و ضعف ایمان به خدا و یا عناد و لجاج و سرپیچی از پذیرفتن حقّ است.

و اگر این شواهد و دلایل هم در بین نبود و مسئله عمر طولانی بی‌سابقه بود و علوم طبیعی هم امکان طبیعی طول عمر را تأیید نمی‌کرد، طول عمر حضرت ولیّ عصر‌(علیه‌السلام) یک موضوع خردپسند و باورکردنی و ثابت بود زیرا بااین‌همه اخبار و بشارات پیامبر اعظم‌(ص) و ائمّه طاهرین(علیهم‌السلام) و باآن‌همه معجزات و خوارق عاداتی که از آن حضرت در عصر حیات پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری‌(علیه‌السلام) و در غیبت صغری و غیبت کبری صادر شده و بااینکه جمعی بسیار از بزرگان که در صداقت و تقوا و ورع آنها هیچ شبهه‌ای نیست از شرفیابی خود به حضور ولیّ عصر‌(علیه‌السلام) خبر

 

داده‌اند و گروه‌هایی که بیش از حدّ تواتر است به سعادت دیدار ایشان نایل شده‌اند، طول عمر و زندگی آن رهبر عدالت‌گستر جهان ثابت و محرز است، همان‌طور که معجزات انبیا بااینکه خارق عادت است با اتّکای به تواتر خبردهندگان و قدرت مطلق الهی ثابت و مسلّم است.

«اَللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْكَ فِي دَوْلَةِ کَرِیمَةِ تُعِزُّ بِهَا اْلإِسْلَامَ وَأَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَی طَاعَتِكَ وَالْقَادَةِ إِلَی سَبِیلِكَ وَتَرْزُقُنَا بِهَا کَرَامَةَ الدُّنْیَا وَاْلآخِرَةِ».[104]

 

 

[1]. بنا بر تواريخ و کتب حديث مجموع مدّت عمر او پيش از بعثت و بعد از طوفان 2500 سال شد.

[2]. ر.ک: ترجمه عربی تورات، بيروت، 1870ميلادی؛ منتخب‌الاثر، تأليف نگارنده، ص276 – 277.

[3]. ر.ک: هندی، اظهار‌الحق، ج2، ص124.

[4]. صدوق، کمال‌الدين، ص549 – 550.

[5]. ابوحاتم سجستانی، المعمرين، ص36.

[6]. صدوق، کمال‌الدین، ص547.

[7]. کراجکی، کنزالفوائد، ص245.

[8]. صدوق، کمال‌الدین، ج2، ص142.

[9]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص64.

[10]. سبط ابن‌جوزی، تذکرة‌الخواص، ص326؛ ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص31.

[11]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص59.

[12]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص43.

[13]. طوسی، الغیبه، ص124.

[14]. طوسی، الغیبه، ص124.

[15]. کمال الدین، ص246.

[16]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص65.

[17]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص49.

[18]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص67.

[19]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص69.

[20]. طوسی، الغیبه، ص75؛ المعمرین، ص42.

[21]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص82.

[22]. ابوحاتم سجستانی، االمعمّرین، ص49.

[23]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص20.

[24]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص33.

[25]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص22.

[26]. سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص325، نقل از تورات.

[27]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص68.

[28]. صدوق، کمال‌الدین، ص556.

[29]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص25.

[30]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص 5.

[31]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص41.

[32]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص39.

[33]. صدوق، کمال‌الدین، ص551.

[34]. طوسی، الغیبه، ص116.

[35]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص20.

[36]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص70.

[37]. صدوق، کمال‌الدین، ص567.

[38]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص38.

[39]. ابوحاتم سجستانی، المعمرين، ص36.

[40]. صدوق، کمال‌الدين، ص547.

[41]. طوسی، الغيبه، ص117.

[42]. طوسی، الغیبه، ص125.

[43].  کراجکی، کنزالفوائد، ص254.

[44]. سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص326؛ ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص22.

[45]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص66.

[46]. صدوق، کمال‌الدین، ص567؛ ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص21.

[47]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص35.

[48]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص9. و  ابن‌هشام، ج1، ص57.

[49]. ابوحاتم سجستانی، المعمّرین، ص29.

[50]. سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص326.

[51]. طنطاوی، الجواهر، ج 17، ص 226.

[52]. روزنامه «الاهرام»، ش 3، دسامبر 1930 میلادی؛ طنطاوی، الجواهر، ج24، ص86 - 88.

[53]. مجله صبا، شماره 29، سال3، از مجله الاثنین قاهره.

[54]. پرچم اسلام، شماره3، سال2.

[55]. کیهان، شماره 7253.

[56]. اطلاعات، شماره 9603.

[57]. اطلاعات، شماره9215.

[58]. کیهان، شماره 7151 و شماره 7746؛ اطلاعات، شماره 11744، 11750، 11871، 11904، 11965، 12882، 12893.

[59]. اطلاعات، شماره 9072.

[60]. اطلاعات، شماره 9303. 

[61]. اطلاعات، شماره 9093.

[62]. اطلاعات، شماره 11622.

[63]. اطلاعات، شماره 9431.

[64]. اطلاعات، شماره 9763 و 9873.

[65]. اطلاعات، شماره 11347.

[66]. اطلاعات، شماره 9746 و 9748.

[67]. کیهان، شماره 5991.

[68]. اطلاعات، شماره 11924.

[69]. اطلاعات، شماره 10000.

[70]. اطلاعات، شماره 8731.

[71]. اطلاعات، شماره 8739.

[72]. اطلاعات، شماره 11187.

[73]. اطلاعات، شماره 8646.

[74]. اطلاعات، شماره 8972.

[75]. اطلاعات، شماره 8972.

[76]. کیهان، شماره 6063.

[77]. اطلاعات، شماره 9023.

[78]. اطلاعات، شماره 11، آبان ماه 1333ش.

[79]. مجله دانشمند، شماره 61.

[80]. اطلاعات، شماره 11105.

[81]. اطلاعات، شماره 8928.

[82]. اطلاعات، شماره 8745.

[83]. مظفری، الامالی‌المنتخبه، ج 1، ص79 ـ  80، نقل از روزنامه الاخاء الوطنی، بغداد، شماره 757، سال4، 1934م.

[84]. مظفری، الامالی‌المنتخبه، ج1، ص79، نقل از سالنامه پارس.

[85]. اطلاعات، شماره 8963.

[86]. اطلاعات، شماره 8963.

[87]. شرح احوالش به‌طور مفصّل در شماره 9236 و به‌طور مختصر در شماره 9121 و 9574 و 9575 اطّلاعات درج است.

[88]. اطلاعات، شماره 11179 و 11180.

[89]. اطلاعات، شماره 9741 و 9742.

[90]. اطلاعات، شماره 9780.

[91]. اطلاعات، شماره‌های 9741 و 9744 و 9765 و شماره 26 مهر 1337.

[92]. اطلاعات، شماره 9337.

[93]. اطلاعات، شماره 12672.

[94]. اطلاعات، شماره 11178.

[95]. اطلاعات، شماره 8904.

[96]. اطلاعات، شماره 9437.

[97]. اطلاعات، شماره 11، آبان 1333هـ. ش.

[98]. مجله دانشمند، شماره 61.

[99]. دانشمند، شماره 61.

[100]. دانشمند، شماره 61.

[101]. اطلاعات، شماره 12882، ص21.

[102]. دانشمند، شماره 61.

[103]. ابن‌طاووس، کشف‌المحجه، ص55 – 56 (فصل 79).

[104]. طوسی، مصباح‌المتهجد، ص581؛ همو، تهذیب‌الاحکام، ج3، ص111؛ ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص142؛ کفعمی، المصباح، ص581.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: