وریز وجوهات
  رؤیت هلال با چشم مسلح س. آیا رؤیت هلال با استفاده از ابزارهای نجومی (دوربین، تلسكوپ و ...) اعتبار شرعی دارد؟ ج. كفایت رؤیت با چشم مسلّّح، مورد اشكال است.والله العالم   اثبات اول ماه س. اگر رادیو و رسانه‌ها خبر...
دوشنبه: 6/خرد/1398 (الاثنين: 22/رمضان/1440)
  1. سخنى با منتظران

برادر و خواهر عزيز كه روز و شب در انتظار ظهور آقا و مولايت و مولاى همه، حضرت صاحب‌الامر مهدى(علیه السلام)   هستى، به ياد آن زمان و آن عصر الهى اشك شوق مى‌ريزى و آرزو مى‌كنى در التزام ركاب آن حضرت به درجه رفيع شهادت برسى، در روزهاى عيد فطر، قربان، غدير و هر روز جمعه، دعاى ندبه[1] را عاشقانه با آن شور و سوز و گريه و ندبه مى‌خوانى و با هر وسيله ممكن، مى‌خواهى ارتباط خود را با آن حجت خدا، زنده و زنده‌تر سازى.

درود بر تو و آفرين بر احساسات پاك و تابناك؛

«ثَبَّتَكَ اللهُ عَلى هذهِ اِلْحٰالَةِ النوريَّةِ الروحانِيَّةِ لَقَدْ فُزْتَ فَوْزاً عَظيماً»؛

«خداوند تو را بر این حال نورانی روحانی پابرجا بدارد به یقین به یک موفقیت بزرگی دست یافتی و رسیدی».

عزيزان منتظر! شما كه به حقّ، رضاى امام زمان (عج) را فوز اكبر

 

مى‌دانيد، ويژگى‌هايى كه در اين نوشتار مى‌خوانيد برخى از خصوصيات نظام و جامعه‌اى است كه شما منتظر آن هستيد؛ هركس در خط ولايت و انتظار قدم برمى‌دارد، بايد آن ويژگى‌ها را بشناسد و خودش را باتوجّه‌به آنها، به‌طورى‌كه لايق عضويت در آن جامعه جهانى و الهى شود، بسازد؛ بايد همه اين ويژگى‌ها را دوست داشته و براى تحقق آنها در جامعه، كشور و شهرش تلاش نمايد؛ كسانى كه به ارزش‌هاى ضد آن جامعة جهانى گرايش دارند، بايد در وضع خود تجديدنظر كنند و با گرايش به ارزش‌هاى اسلامى صداقت خود را در دعوى انتظار، نشان بدهند و با اجراى احكام‌الله و اقامه عدل و قسط و احقاق حقوق و ساده‌زيستن و حفظ شخصيت اسلامى خود، رضاى آن آقاى عزيز و موعود انبيا را فراهم نمايند.

«أللّهُمَّ إِنّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَريمَةٍ، تُعِزُّ بِهَا الْإسْلامَ وَأَهْلَهُ»؛[2]

«خداوندا! ما دولت باكرامتى را از لطف تو مشتاق هستيم كه با آن اسلام و اهلش را عزيز گردانى».

يكى از برنامه‌هاى مهمّ رسالت انبيا، خصوصاً رسالت رسول خاتم (ص) ، سوق‌دادن جامعه اسلامى به سوى امّت واحده و دولت عدل جهانى است كه اين برنامه در متن دعوت اسلام قرار گرفته و به‌طورحتم

 

و يقين با ظهور حضرت مهدى (عج) اين جامعه و حكومت برقرار مى‌شود و دنيا تحت يك نظام و قانون واحد و امّت واحده اداره خواهد شد؛ اين وعده الهى است كه قرآن كريم و احاديث بسيار و متواتر بر آن دلالت و صراحت دارند.

ازجمله در آيه 33 سوره توبه و آيه 9 سوره صف مى‌فرمايد:

(هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ)؛

«او (خدا) كسى است كه پيامبر خود را به هدايت و دين حقّ فرستاد تا اينكه دين حقّ را بر هر دين ديگر غالب نمايد».

اهل ادب مى‌دانند، اگر لام در «ليظهره» لام غايت و نهايت باشد، مفاد آيه اين است كه، اين دين حقّ پيش مى‌رود تا خدا آن را به نهايت كمال برساند و بر همه اديان غالب گرداند. و اگر لام براى تعليل باشد، باز هم علّت غايى فرستادن پيامبر را كه غلبه يافتن دين او بر همه اديان است، بيان مى‌نمايد.

و نيز در همين دو سوره وعده مى‌دهد: تلاش‌هاى كفّار كه مى‌خواهند با دهان‌هاى خود نور خدا را خاموش كنند، نقش‌بر‌آب و بى‌نتيجه خواهد شد و خدا نورش را تمام و كامل مى‌گرداند.

در سوره انبياء، نور، قصص، صافات و سوره‌هاى ديگر قرآن، آيات

 

متضمّن وعده و بشارت به اين ظهور و اين حكومت الهى بسيار آمده است و در احاديث معتبر كه در جوامع حديث و صحاح و مسانيد شيعه و سنى روايت شده، نيز اين وعده به‌صراحت داده شده است.

در تأكيد بر حتميّت اين ظهور و اينكه وقوع آن ـ هرچند به تأخير افتد- تخلّف‌ناپذير است، يكى از روايات معروف كه اِشعار به امتداد بسيار طولانى زمان قبل از ظهور دارد، به اين مضمون است:

«اگر از دنيا باقى نماند مگر يك روز، خدا آن قدر آن را طولانى و دراز مى‌نمايد تا امام موعود، ظهور نمايد و عالم را پر از قسط و عدل نمايد، چنان‌كه پر از ظلم و جور شده است».[3]

بديهى است شخص مؤمن به خدا و رسول؛ وقوع اين ظهور را استبعاد نمى‌نمايد؛ چون خداوند متعال بر هر امرى قادر و تواناست، خدايى كه اين عوالم بزرگ و كوچك و اين ميلياردهاميليارد كهكشان و منظومه را آفريده و عجايب و نيروهايى كه در ذرّات اين عالم و اتم‌ها خلق كرده است، عقل بشر را به حيرت انداخته و كوچك‌ترين مخلوق او، انديشه‌هاى همه كاوشگران را به خود مشغول ساخته است، قادر است مقدمات و تمام اسباب اين ظهور را فراهم نمايد و نه در صدق پيامبرى كه وعده‌هاى بسيارش از غيب و آينده جهان

 

و اشخاص به وقوع پيوسته، شكّ و ترديد مى‌نمايد؛ چون واضح است زمينه تصديق پيغمبر(ص)  بعد از وقوع اين همه خبرهاى غيبى قرآن كريم و خود آن حضرت و اميرالمؤمنين على(علیهماالسلام)  براى كسانى كه در بسيارى از اين وعده‌ها، صدق آن حضرت را تجربه كرده و درك نموده‌اند، به ‌مراتب زيادتر و وسيع‌تر از آغاز ظهور اسلام و اعلام اين وعده‌هاست. بااين‌حال، مسلمانان مؤمن و روشندل كه به آن حضرت ايمان آورده بودند، به همه وعده‌هاى ایشان ايمان محكم داشتند.

توضيحاً اضافه مى‌‌شود، پيغمبر اكرم (ص)  از آغاز بعثت و هنگامى كه خودش بود و غير از فرزند نورسته عمويش ابوطالب، على(علیه السلام)   و همسر بيداردل و آگاهش خديجه ÷ كه علناً ايمان و همبستگى خود را به او اعلام مى‌كردند، و غير از ابوطالب كه يگانه حامى و پشتيبان و مدافع او بود و ايمان خود را مانند مؤمن آل‌فرعون كتمان مى‌كرد و كمتر به زبان مى‌آورد، طرف‌دار و همراه و يار و ياورى نداشت و همة سران كفار و بت‌پرستان و گردنكشان قريش در برابر او بودند و دعوت او را به مسخره و استهزا مى‌گرفتند و نفوذ او را در يك روستا و يك قبيله باور نمى‌كردند، در آن هنگام مردم را به پرستش خداى يگانه دعوت مى‌كرد كه بگوييد: «لا إله إلاّالله» تا مستكبران و ابرقدرت‌هاى جهان را از مركب استكبار و قدرت پياده كرده و خلع سلاح نماييد و گنج‌ها و خزاين آنها را انفاق نماييد و ...

 

براى بسيارى ـ غير از آن چهار نفر (شخص پيامبر (ص) ، ابوطالب، على و خديجه(علیهم السلام) ـ اين وعده‌ها از جانب كسى كه در شهر و محلّة خودش، در معرض اذيت و آزار است و قوم و قبيله‌اش با او به‌شدت به ضدّيت برخاسته و هيچ لشكر و سپاه و تجهيزات و امكانات مادّى در اختيار ندارد، باوركردنى و به‌اصطلاح امروز واقع‌بينانه و دورانديشانه نبود؛ ولى همان مردم ديدند كه، زمان به سرعت گذشت و در مدت كوتاه بيست و سه سال عصر رسالت، اسلام مشكلات بسيار بزرگى را يكى پس از ديگرى پشت‌سر گذاشت، همه اقوام و قبايل را به دين خدا فراخواند و همه فوج‌فوج به اسلام گرويدند و عادات ناپسندى كه شمشير و زور هيچ امپراتورى نمى‌توانست تغيير دهد، متروك و فراموش شد.

زن‌ها كه در آن جامعة ضدانسانى زنده‌به‌گور مى‌شدند، آزاد شدند. ربا و قمار و ميگسارى و فحشا و آدم‌كشى و راهزنى همه منسوخ شد و جاى خود را به اخلاق و روش‌هاى انسانى داد و از همه مهم‌تر و بالاتر؛ كيش بت‌پرستى كه با خون و جان مردم درآميخته بود، محو و نابود و همه بت‌ها شكسته و معدوم گرديد و دين توحيد، آن دل‌هاى سخت و تيره را نرم و روشن نمود و صداى دلنواز «أشهد أن لا إله إلاّالله» پرده‌هاى شرك را پاره كرد؛ علاوه‌بر مكّه و مدينه، تمام شبه‌جزيره در قلمرو نظام الهى اسلام قرار گرفت و دعوت آن حضرت (ص)  دل‌ها

 

را مسخّر نمود و به آينده اميدوار ساخت. پس از آن هم قلمرو نفوذ اسلام آن‌گونه گسترش يافت و اسلام دل‌هاى مردم هوشمند ايران را كه از مظالم نظام استبدادى شاهنشاهى و تبعيضات طبقاتى به ‌ستوه آمده بودند، فتح نمود و هنوز يك قرن نگذشته بود که اسلام از شرق تا ديوار چين و از سوى غرب به درياى آتلانتيك رسيد.

با اين رويدادها، همه صدق دعوت پيغمبر اعظم (ص)  و قوّت دعوت و نفوذ رسالت او را كه از پشت پرده‌هاى ضخيم عادات و تعصّبات و اخلاق زشت به درون قلوب وارد مى‌شد و مردم را منقلب و شيفته و دلباخته اسلام مى‌ساخت، همواره ظاهر مى‌شد و مسلمانان با اطمينان به اينكه آتية روشن و تابناكى درپيش دارند، به جلو مى‌رفتند و از مهالك و انبوه لشكريان تا دندان مسلح ايران و روم و آن همه تشريفات رعب‌آميز نمى‌هراسيدند.

اين وقايع كه رسول خدا (ص)  از آن خبر داده بود، صدق دعوت آن حضرت را بر همگان آشكار و آشكارتر ساخت و باورها را به نبوّت و رسالت محكم‌تر نمود و همه را در انتظار وقوع اين وعدة قرآنى ‌ـ كه اسلام بر همه اديان غالب و حكومت عدل الهى جهانى برقرار خواهد شد ـ قرار داد، حصول آن همه وعده‌ها و وقوع آن همه خبرهاى غيبى را همه ديدند؛ حصول اين وعده را نيز همگان خواهند ديد.         

ان ‌شاء الله

 

 

 

[1]. دعاى ندبه كه مشتمل است بر عقايد شيعه و تأسف بر غيبت حضرت قائم #، منقول است كه سنّت است اين دعاى ندبه را در چهار عيد بخوانند (يعنى در روز جمعه، روز عيد فطر، عيد قربان و عيد غدير). مشهدی، المزار، ص573 - 584؛ مجلسى، زادالمعاد، ص303.

[2]. طوسی، مصباح‌المتهجد، ص581؛ کفعمی، المصباح، ص581؛ محدث قمی، مفاتيح‌الجنان، ص321 (دعاى افتتاح).

[3]. احمد‌ بن‌ حنبل، مسند، ج1، ص99؛ ابوداوود سجستانی، سنن‌ ابی‌‌داوود، ج2، ص310؛کوفی، ‌مناقب ‌الامام امیرالمؤمنین ×، ج2، ص133؛ طوسی، الغیبه، ص46؛ صافی گلپایگانی، منتخب‌الاثر، ص247 - 250.

نويسنده: 
کليد واژه: