رسول الله صلى الله عليه و آله :شَعبانُ شَهري و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهري كُنتُ لَهُ شَفيعا يَومَ القِيامَةِ پيامبر صلى الله عليه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قيامت شفيع او خواهم... بیشتر
چهارشنبه: 4/خرد/1401 (الأربعاء: 23/شوال/1443)

تعلیقه چهارم:

ممكن است بعضي اين پرسش را بنمايند كه در آيه:

(قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمانُهُمْ وَلا هُمْ يُنظَرُونَ)[1]

«(اي رسول ما) بگو: روز پيروزي ايمان‌آوردن سودي به حال کافران نخواهد داشت و به آنها هيچ مهلت داده نمي‌شود».

بنابر اين تفسير، كه چگونه در يوم‌الظهور و يوم‌الفتح، ايمان كفار قبول نمي‌شود و صدها ميليون بشر محكوم به فنا و نابودي خواهند شد، با اينكه كفر بيشتر آنها از راه عناد و لجاج و بعد از ظاهر شدن حقّ به آنها نمي‌باشد و اين با عدل خدا چگونه توجيه مي‌شود؟

در پاسخ مي‌گوييم: سرمنشأ اين پرسش در آيه زير مي‌باشد:

(يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ)[2]

 

«روزي كه برخي از آيات و دلايل پروردگارت آشكار شود، بر هيچ‌كس ايمانش نفعي نمي‌بخشد اگر قبل از آن ايمان نياورده باشد».

پاسخ هر دو پرسش اين است كه:

اوّلا: ممكن است به همين قرينه عقليه گفته شود كه مراد از كفاري كه ايمانشان ـ در يوم‌الفتح و روزي كه بعض آيات خدا مي‌آيد ـ سود نمي دهد، كفاري است كه از روي عناد و لجاج كفر ورزيده باشند، به مصداق آيه:

(وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنفُسُهُمْ)[3]

«(وقتي آيات ما بر ايشان نازل شد) با اينكه در پيش خود به آن‌ها يقين داشتند (در عين حال) آن‌ها را انكار كردند».

كه در هنگام ظهور ايمانشان مثل ايمان فرعون است و پذيرفته نمي‌شود; امّا كساني كه به محض ظاهر شدن حقّ بر آنها ايمان مي‌آورند، مشمول اين آيات نيستند.

ثانياً: ممكن است ايمان در اين آيات، به معناي اسلام لساني و اقرار به شهادتين باشد و مقصود اين است كه ايمان لساني در صورتي كه با ايمان و تسليم قلبي توأم نباشد، پذيرفته نمي‌شود، و اين منافات ندارد با اينكه آن حضرت دين جديد ندارد، و مأمور است به احكام اسلام عمل

 

نمايد و مثل تمام امّت و ساير ائمه علیهم السلام تابع رسالت حضرت خاتم‌الانبياء صلي‌الله عليه وآله مي‌باشد؛ زيرا وقتي دين جديد مي‌شود كه در احكام اسلام اين حكم ذکر نشده باشد، در حالي كه از اين آيات و آنچه در تفسير آن‌ها رسيده است و آياتي كه راجع به منافقين و احكام آنهاست، فهميده مي‌شود كه موضوع احكامي كه براي منافقين ذكر شده و ترتّب بعض آثار ظاهر مثل "حقن دماء" بر اسلام ظاهري آنها، در منافقين قبل از يوم‌الفتح مي‌باشد، و منافقين بعد از آن حكم ساير كفّار را دارند. البته اين دين جديدي نيست؛ بلكه عين اسلام است.

ثالثاً: ممكن است گفته شود: كفر در لغت و در قرآن، مفاهيم مختلف دارد، اگرچه همه به ستر و پوشيدن برمي‌گردد. مثلاً يكي از اقسام كفر، كفران نعمت است كه بعضی از اقسامش، موجب كفر اصطلاحي است و اقسام ديگر موضوع احكام خاصّه‌اي كه براي كفّار در شرع معين شده، نمي‌باشد.

بنابراين دعواي ظهور كفر در آيات مذكور، در كفر اصطلاحي كه شامل كساني هم بشود كه در دل‌هايشان بيماري انكار حقّ نيست، بدون شاهد است و بيشتر از قدر متيقّن را نمي‌توان مستفاد از آيات دانست.

رابعاً: ممكن است گفته شود: كفر كه مفهومش ستر و پوشيدن است، ظاهر در فعل عمدي است كه از شخص به قصد پوشيدن حقّ يا چيز ديگر صادر شود و نسبت به كساني كه حقّ را به واسطه قصور يا عدم

 

عناد و لجاج نشناخته باشند، اطلاق كفر، مجاز يا مسامحه در لغت است؛ بنابراين مي توان گفت: كفاري كه با عدم معاندت قبلي ايمان بياورند، ايمانشان قبول مي‌شود.

گفته نشود: با اين بيان، بايد كفار فعلي كه كفر جحودي و عنادي ندارند كافر نباشند و محكوم به احكام كفر نگردند؛ زيرا جواب داده مي‌شود: نسبت به حكم قبول ايمان، كفار فعلي با كفار غير‌معاند يوم‌الفتح فرقي ندارند و اگر با سابقه معاندت هم ايمان بياورند، ايمانشان مقبول است، و ترتّب احكام كافر بر آنها براي اين است كه موضوع آن احكام، عدم اقرار به شهادتين است، و حكم به اسلام كه موضوع ترتّب احكام مُسلم بر شخص است، متوقّف بر اقرار به شهادتين است.

بديهي است مصلحت و منشأ اين حكم، فقط كفر جحودي نيست; بلكه مصالح مهم ديگر نيز در آن هست.

و خلاصه اينكه، منافاتي ندارد نظر به بعض اقسام كفر، همه را كافر بگويند و نظر به بعض اقسام ديگر، برخي را در حكم كافر بشماريم. و چون در اين‌جا مجال تفصيل و تحقيق بيشتر و ادامه بحث‌هاي فقهي و كلامي در اين موضوع نيست، به همين مقدار اكتفا می‌كنيم.

والله الهادي إلى الحقّ المبين

 

 
[1]. سجده، 29.
[2]. انعام، 158.
[3]. نمل، 14.
نويسنده: 
کليد واژه: