وریز وجوهات
جهت ملاقات و تفقد ازاساتید و طلاب حوزه های علمیه و ملاقات با شیعیان هندوستان طبق رویه سنواتی هیاتی از طرف دفتر مرجع عالیقدر حضرت ایت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی روز سه شنبه چهارم خرداد عازم کشورهندوستان گردید.این هیات ضمن بازدید ازحوزه...
يكشنبه: 1398/04/30 - (الأحد:18/ذو القعدة/1440)

آشناسازی مردم با معارف ولايی، هدف احيای غدير

بنده از همه عزيزاني که در اين برنامه بسيار مقدّسِ تعظيم امر ولايت اميرالمؤمنين(ع) و احيای روز بزرگ غدير شركت و اهتمام دارند و هدفشان اين است كه مردم بهتر و باشكوه‌تر بتوانند اين جشن بزرگ را برگزار کنند و به معاني، اهداف و پيام‌هايي که اين جشن و عيد دارد بيشتر آشنا شوند تشكر می‌كنم.

فارسی
چهارشنبه / 15 شهريور / 1396

 9. علی‌محوری[1]

 

بسم الله الرحمن الرحيم

﴿عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾؛[2]

﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوا.... ﴾؛[3]

 

[1]. این پیام به مناسبت عید غدیر در 15 ذی‌الحجة الحرام سال 1430 هجری قمری صادر شده است.

[2]. مؤمنون، 92. «او دانای نهان و آشکار است؛ پس برتر است از آنچه برای او همتا قرار می‌دهند».

[3]. آل‌عمران، ١٠٣. «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید».

فارسی
يكشنبه / 12 شهريور / 1396

اعتبار و تواتر حديث غدير

يکي از علما مي‌گويد: «در بغداد و در دکّان صحافي، کتابي را ديدم که پشت آن نوشته شده بود: جلد بيست و هشتم از اسناد حديث شريف غدير و پس از آن جلد، بيست و نهم مي‌باشد».[1]

اين مطلب حکايت از اين دارد که بیست ‌و نُه جلد کتاب فقط درباره اسناد اين حديث در آن زمان نوشته شده بود.

اين اجمالي از کثرت اسناد اين حديث و شدّت اعتنا و اهتمام علما و محدّثين به واقعه تاريخي غدير خم است.

فارسی
يكشنبه / 12 شهريور / 1396

تعظيم ايّام الهی، نشانه التزام به شعائر دينی

مسلمانان عموماً و شيعيان خصوصاً در اعياد جليله و روزهاي تاريخي و باعظمت و ايّام الهي با برگزاري مراسم باشکوه جشن و تشکيل مجالس، همايش‌ها و برنامه‌هاي ويژه، حيات، بقا، موجوديت و التزام خود را به شعائر ديني، هويت، استقلال اسلامي و حضور و علاقه خود را به سنن و آداب اسلامي اظهار مي‌نمايند و پيام‌هاي سازنده و ارزنده اين ايام الهي را به گوش دل مي‌شنوند.

فارسی

علی(ع) را الگوی خويش قرار دهيم

بياييد در اين دهه مبارکه غدير، خود را به علي(ع)، به رفتار علي(ع)، به گفتار علي (ع) و به اخلاق علي(ع) عرضه کنيم. از آن حضرت درس و سرمشق بگيريم. آيا در کمک به مستضعفان و محرومان در راه علي(ع) مي‎رويم؟ آيا در لباس و غذا، در مظاهر

 

فارسی

از رجوع به جاهليّت اولی و استقبال به جاهلیّت آينده بپرهيزيد

نه به سوي جاهليت اولي برگرديد و نه از جاهليت آينده، که همين مکتب‌هاي لاييکي است، استقبال نماييد. بايد نشان بدهيم و ثابت کنيم که دين، ملّيت، قانون، سياست، نظام، حکومت، فرهنگ و دنيا و آخرت ما اسلام است:

«لا نَبْتَغي غَيرَهُ؛َ لا نِظاماً وَلا سِياسَةً وَلا وَطَناً»؛[1]
﴿وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ﴾.[2]

 

فارسی
غدير؛ استمرار بعثت
غدير استمرار بعثت/نوشتار مرجع عالیقدربمناسبت دهه مبارکه ولايت (1)
سلسله نوشتارهاي حضرت آيت‌الله العظمي صافي به مناسبت دهه مباركه ولايت/1

  

قال‌الله تعالي: "يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ‌الله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ"(1(

روز بعثت و غدير، تأسيس و بقاي اسلام

روز تاريخي و بزرگ عيد سعيد غدير مانند روز عظيم بعثت با اهميت و بي‌نظير است. اين دو روز با يكديگر، پيوند و بستگي كامل دارند. بعثت، اصل، اساس و پايه انقلاب الهي، جهاني و جاوداني اسلام، و روز غدير مكمّل و تداوم‌بخش آن است.

غدير در وجود، فرع بعثت است و روز بعثت در بقا، پيش‌آهنگ غدير است. بعثت، سرآغاز ابلاغ وحي و عرضه نظامات فراگير و همه جانبه اسلام، تا تشكيل حكومت اسلامي و حاكميت‌الله به رهبري شخص رسول اعظم صلّي‌الله عليه و آله است، و روز غدير كامل‌كننده دين و اعلام استمرار نظام عصر نبوّت به رهبري اميرالمؤمنين و فرزندان آن حضرت، ائمه معصوم عليهم السلام است.

اين دو همايون‌روز، با يكديگر هم‌سويي معنوي و بستگي ناگسستني دارند. حصار خلل‌ناپذير اسلام را كه توحيد همچون پي بناست، امامت چار ديوار و بعثت سقف است. پس هيچ‌يك از اين دو روز را از ديگري بي‌نيازي نيست كه هر دو خط اسلام را در تأسيس و بقا ترسيم نموده‌اند، نه اسلام منهاي حكومت و نظام غدير است و نه نظام غدير، غير از اسلام است.

غدير، استمرار نظام رسولان الهي

نظامي كه در غدير به آن‌صورت عام و جلوه رسمي به همگان اعلام شد نظامي است كه همواره استمرار داشته و هرگز منقطع نخواهد شد و زمين هيچ‌گاه از شخصي كه صاحب، مدير و رهبر آن نظام باشد خالي نخواهد ماند. چنان‌كه اميرالمؤمنين علي عليه‌السّلام در خبري كه خاص و عام آن را روايت نموده‌اند مي‌فرمايد: "اللَّهُمَ‏ بَلَي‏ لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ للهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً"(2(

تبعيّت از نظام امامت، وظيفه‌اي همگاني

مسلمانان راستين و متعهّد همواره تابعيت اين نظام را كه نظام امامت و ولايت است داشته‌اند و دارند و اگر به ظاهر تابعيت يكي از نظامات ديگر را داشته باشند و يا در كشورهاي بيگانه ناچار از مراعات نظامات آنها باشند در همان حال و همان‌جا نيز بايد تابع نظام امامت باشند و در حال مراعات از نظام‌هاي غيرمسلمان، بايد در محدوده تابعيت از نظام امامت عمل نمايند و از آن خارج نشوند.

لزوم تجليل از غدير

بديهي است روز ابلاغ و اعلان تشكيل اين نظام كه در آن واقعيت و هويت حاكميت‌الله ظهور مي‌يابد از ايام‌الله بزرگ است كه بايد سالروز آن را گرامي داشت و پيام و درسي را كه براي همه جهانيان به ويژه مسلمانان دارد همواره بازگو كرد. روزي كه دين در آن به كمال رسيده و نعمت خداوند متعال بر اين امت تمام يافته است، بسيار با عظمت است.

ياد آن روز كه نظام سياسي دين، اعلام و رهبري فكري، علمي، معنوي، سياسي و امام، حجّة‌الله، وليّ‌الله و خليفة‌الله معرّفي شده است، بايد هميشه در دل‌ها زنده بماند و تعهّد جامعه به بزرگداشت و پيروي از آن آشكار باشد.

بايد در هر فرصت مناسب و به خصوص در ماه ذي الحجة پيرامون ابعاد اين نظام، شرايط و شخصيت رهبران آن و ويژگي‌هاي حكومت در اسلام، سخنراني‌ها، كنفرانس‌ها، سمينارها و تأليف كتاب و تحقيق و بررسي ادامه يابد.

پيام غدير، پيام ولايت و پيام كمال دين و اعلام نظام جاوداني و جهاني اسلام و بيان بقا و استمرار نظام عصر رسالت است. محتواي اين پيام، وجود حكومت جهاني و واحد اسلامي است كه بدون انقطاع و كمترين فترت در همه ادوار و اعصار برقرار بوده است و بر هر مسلماني در هر كجا باشد اگرچه به ظاهر در تابعيت نظام‌هاي غير شرعي محسوب شود واجب است از اين نظام امامت تبعيت نمايد و خود را ملزم به تابعيت آن بداند.

مسلمانان راستين در طول متجاوز از چهارده قرن در عصر امثال سلاطين بني اميه و بني عباس و ديگران، تابعيت اين نظام را داشته و دارند و اگرچه اين تابعيت با قوّه قهريه بر آنها تحميل نشده خود به خود به تعهّدي كه در برابر اين نظام دارند و بيعتي كه از امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف در هر زمان به گردن دارند وفا دارند و از آن تبعيت مي‌نمايند و در اين عصر كه‌ شمس آسمان ولايت حضرت بقية‌الله ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء در پرده غيبت قرار گرفته است از علماي عامل و فقهاي عادل كه نوّاب عام آن خليفه يزدان و رهبر دوران هستند و به ظاهر عهده‌دار شئون نظام امامت، نگهبان ثغور دين و دفع بدع مبدعان و شبهات ملحدان مي‌باشند پيروي و تبعيت مي‌نمايند.

 

 

پي نوشت ها:

1. سوره مائده، ‌آيه 67.

2. نهج البلاغة صبحي صالح، حكمت 147.

 

 

يكشنبه / 12 شهريور / 1396
خوان گسترده رحمت / نوشتاری از آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی بمناسبت روز عرفه
خوان گسترده رحمت/نوشتار مرجع عالیقدر بمناسبت روز عرفه

 

امروز روز بزرگ عرفه است. عرفان و وجدان و دريافت و احساس حضوري كه براي شخص متوجه به موقف خود در این روز حاصل مي‎شود، مادي نيست. در هنگام دعا، اشك‌ها بي‌اختيار جاري مي‎شود و ناله‎‌ها بلند مي‎گردد، دست‌ها به سوي درگاه قاضي الحاجات بالا مي‎رود. شعور انسان به فقر و ناچيزي و مسكنت و تقصير خودش، و غنا و بي‌نيازي و توانائي و فياضيت و رحمت و آمرزش و عفو و بخشش خداي تعالي زياد مي‎شود.

 

* ادعیه حیات بخش
دعا‌هايي كه خوانده مي‎شود، همه عروج دهنده و بينش آفرين و كمال بخش روح است، مخصوصاً دعاي عرفه حضرت امام حسين عليه‎السلام، و دعاي عرفه فرزند عزيزش امام زين العابدين عليه‎السلام كه نمي‎توان رقائق و معارف آنها را توصيف كرد. هر جمله از آنها نور است كه بر باطن شخص مي‎تابد و آن را روشن مي‎كند، و كدورات و زنگارهاي آن را زايل مي‎سازد، و حيات و سعادت را تفسير مي‎كند، و نعمت‌هاي خدا را بر مي‎شمارد، و قصور و تقصير آن را در اداي شكر اين نعمت‌ها شرح مي‎دهد كه هر انساني - در هر اوج از معرفت كه باشد- از خواندن آنها لذّت مي‎برد، و خود را در عوالم روحاني مشاهده كرده، و هر دم، حضور خود را در درگاه خداوند تعالي بيشتر مي‎بيند.

واقعاً جامعه‎اي كه چنين ذخائر عرفاني و تربيتي را در اختيار دارد بايد از همه اوضاع و احوال و برنامه‎هايش نور و معنويت و بي‎اعتنائي به مال و منال و اعتبارات دنيا ظاهر باشد.
در بين نعمت‌ها، اين دعا از مهمترين نعمت‌هاست كه ما از آن استفاده نمي‎كنيم و به درك حقايق آن اهتمام لازم نشان نمي‎دهيم. اگر بخواهيم در اينجا چند جمله از اين دعاها را به عنوان نمونه بياوريم هر كدامش كتابي مي‎شود، و چه خوب است كه دعا كننده سعي كند در حد معرفت خود مقاصد و مفاهيم اين دعاها را در خود بيابد و به خود بفهماند مثلا وقتي مي‎گويد: ماذا فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ وَ ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَك
بفهمد كه اين جمله تمام حقيقت و حقيقت تمام است. يكي از مختصرترين دعاهاي اين روز اين دعا است:
اَللّهُمَّ لاْ تَحْرِمْني خَيْرَ ما عِنْدَكَ لِشَرّ ما عِنْدي فَاِنْ اَنْتَ لَمْ تَرْحَمْني بِتَعَبي وَ نَصَبي فَلا تَحْرِمْني اَجْرَ الْمُصابِ عَلي مُصيبَتِهِ
باري امروز شیفتگان خاندان نبوّت، هر كدام، به زباني و با حالي با خدا مشغول راز و نيازند، و همه با خدا خلوت كرده؛ آن خدائي كه «لا يَشْغَلَهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْع وَ وَسِعَ سَمْعُهُ الأصْواتَ»، صداي همه را مي‎شنود و همه را با غذاهايي كه ملائكه ربانيين به آن تغذيه مي‎شوند كه «طعامهم التسبيح و شرابهم التهليل» غذا مي‎دهد.
و خلاصه همه جا و همه جا قُرب است و حضور و جلوه‎اي از جلوات كوه طور، اگر هم بسياري از اين حالات مجاز باشد و از حقيقت محروم باشد باز هم ظاهر آن شكوهمند و روحانيت بخش است و اگر دل صاحبش را پاك نكرده باشد دل ديگران را مي‎لرزاند و زبانشان را به تسبيح خدائي كه زبان‌ها با اختلاف لغات به ذكر او بلند است مي‎گشايد.

 

* يادي از كربلا
به سند معتبر از بشير دهان منقول است كه گفت: عرض كردم به خدمت حضرت صادق عليه‎السلام كه گاه هست حج از من فوت مي‎شود و روز عرفه را نزد قبر امام حسين عليه‎السلام مي‎گذرانم فرمود: كه نيك مي‎كني اي بشير هر مؤمني كه به زيارت قبر امام حسين عليه‎السلام برود با شناسائي حق آن حضرت در غير روز عيد نوشته شود براي او ثواب بيست حج و بيست عمرة مبروره مقبوله و بيست جهاد با پيغمبر مرسل يا امام عادل، و هر كه زيارت كند آن حضرت را در روز عيد بنويسد حق تعالي براي او ثواب صد حج و صد جهاد با پيغمبر مرسل يا امام عادل، و هر كه زيارت كند آن حضرت را در روز عرفه با معرفت حق آن حضرت نوشته شود براي او ثواب هزار حج و هزار عمرة پسنديده مقبوله و هزار جهاد با پيغمبر مرسل يا امام عادل گفتم: كجا حاصل مي‎شود براي من ثواب موقف عرفات پس آن حضرت نظر كرد به سوي من مانند كسي كه خشمناك باشد و فرمود: اي بشير هرگاه مؤمني برود به زيارت قبر حسين عليه‎السلام در روز عرفه و غسل كند در نهر فرات پس متوجه شود به سوي قبر آن حضرت بنويسد حق تعالي از براي او به هر گامي كه بر مي‎دارد حجي كه با همه مناسك به عمل آورده باشد و چنين گمان دارم كه فرمود و عمره (و غزوه).

* روز تقرّب به خداوند متعال
خلاصه اسباب اطاعت و مغفرت واقعاً فراهم و جور است، و بسيار شقي است آن كسي كه از اين زمينه و خوان گسترده و نامتناهي مغفرت و آمرزش محروم بماند.
و چقدر سعادتمندند آن مردان و بانواني كه اين روز عظيم و روحاني و جلوه‎هاي رحمت رحماني را در آن درك مي‎كنند.
و چقدر لذّت بخش است استماع صداهاي دلنواز مناجات کنندگان با خدا. در این روز، همه به تدارك گذشته و جبران مافات و اعاده حيثيت خويش مشغولند و دعاهاي وارده را مي‎خوانند.
به راستي انسان در این روز كاملاً درك مي‎كند كه در اينجا به خدا نزديكتر شده، مثل اينكه حجاب‌ها و پرده‎‌ها برداشته مي‎شوند، و فاصله‎‌ها كم مي‎گردند، و حقايقي از عالم غيب لمس مي‎شود.
ارزش اين موقف را از جنبه روحاني و معنوي و ساختن شخصيت افراد و طرد تعينات و فوائد اجتماعي و تربيتي نمي‎شود معين كرد. خدايا بحق محمد و آل محمد عليهم الصلاة والسلام همه ساله به احسن انحاء درك اين روز بزرگ و خواندن دعاهای با عظمت آن را نصيب فرما.

شهادت حضرت محمد بن علي باقر العلوم (ع) پنجمين نور امامت، بر شيفتگان اهل بيت (ع) تسليت باد
شهادت حضرت محمد بن علي باقر العلوم (ع) تسليت باد

صلوات خاصه امام باقر عليه السلام
«اللَّهُمَ‏ صَلِ‏ عَلَى‏ مُحَمَّدِ بْنِ‏ عَلِيٍ‏ بَاقِرِ الْعِلْمِ‏ وَ إِمَامِ الْهُدَى وَ قَائِدِ أَهْلِ التَّقْوَى وَ الْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبَادِكَ اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ وَ مَنَاراً لِبِلَادِكَ وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِكَ وَ مُتَرْجِماً لِوَحْيِكَ وَ أَمَرْتَ بِطَاعَتِهِ وَ حَذَّرْتَ عَنْ مَعْصِيَتِهِ فَصَلِّ عَلَيْهِ يَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ ذُرِّيَّةِ أَنْبِيَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ أُمَنَائِكَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِين‏»/ بحار الأنوار؛ ج91، ص76.

 

 

* كلام نور
قِيلَ لِلْبَاقِرِ ‌عَلَيْهِ ‌السَّلَامُ: مَنْ أَعْظَمُ النَّاسِ قَدْراً؟ قَالَ ‌عَلَيْهِ ‌السَّلَامُ: مَنْ لَايُبَالِ فِي يَدِ مَنْ كَانَتْ الدُّنْيَا؛ از حضرت باقر ‌عليه ‌السلام پرسيده شد: بزرگترين مردم از جهت قدر و ارزش كيست؟ فرمود: آن‌كه باك ندارد كه دنيا در دست چه كسي باشد.
(مشق پاكان تأليف معظم له به نقل از نزهة الناظر؛ صفحه37)

 

 

* سوگوار بقيع (سروده‌‌ي معظم له در مظلوميت بقيع)

خوش آن نسيم كه مى آيد از كنار بقيع * خوشا هواى روان بخش و مُشكبار بقيع
فرشتگان ز زمين مى برند سوى بهشت * براى غاليه‌ي حوريان غبار بقيع
اگر كه طور تجلّى ز صدق مى طلبى * بيا به گلشن روحانى ديار بقيع
دريغ و درد كه از ظلم دشمنان خدا * خراب شد همه آثار بى شمار بقيع
ايا كه غيرت دين دارى و ولايت آل * ببار خون، عوض اشك در كنار بقيع
خراب كرد ستم، مشهد چهار امام * كز آن شرف به سما يافت خاكسار بقيع
نخست مرقد سبط نبى امام حسن * بزرگ محور اعزاز و افتخار بقيع
مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد * امين اعظم حق، ركن استوار بقيع
مزار حضرت باقر، عزيز پيغمبر * كه بر فزوده به اجلال و اشتهار بقيع
مزار حضرت صادق رييس مذهب و دين * جهان علم و عمل، نور كردگار بقيع
قبور منهدم ديگر از تبار رسول  * فزوده است بر اوضاع رنج بار بقيع
زظلم فرقه وهّابيان ناكس دون * بيا ببين كه خزان گشته نوبهار بقيع
سعوديان عميل يهود و صهيونيسم * ز ظلم، هتك نمودند اعتبار بقيع
قبور آل پيمبر، خراب و ويران است * فرشتگان همگان اند سوگوار بقيع
در اين مصائب عظمى ولىّ عصر بوَد * شكسته خاطر و محزون و داغدار بقيع
كند ظهور و جهان پر كند ز دانش و داد  * زند به ريشه خصم ستم شعار بقيع
قيام بايد و مردانگىّ و همّت و عزم * كه بر طرف كند اين وضع ناگوار بقيع
وگرنه تا نشود قطع دست استعمار  * جهان شيعه بود زار و دل فكار بقيع
حراميان به حرم تا كه حاكم اند رواست * كه مسلمين همه باشند شرمسار بقيع
سلام بى حد و بسيار بر پيمبر و آل * درود وافر و بى انتها نثار بقيع
ز ياد مرقد ويران اولياى خدا * هميشه «لطفى صافى» است بى قرار بقيع
                                                                                      لطف الله صافي

به سوی سرزمین وحی / سلسله گزارش‌ های کوتاه از سفرنامه حج آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف (شماره ۹)
به سوی سرزمین وحی/ سلسله گزارش‌های کوتاه از سفرنامه حج (۹)

 

انبوه جمعيت

جمعيت زوار در مدينه منوّره در موسم حج شايد بيشتر از هر موقع باشد به طوري كه از كثرت جمعيت، آمد و شد در خيابان‌ها دشوار است و اگر كسي فرصت داشته باشد و وضع رفتار و روش اين جمعيت‌هايي كه هر كدام و هر گروهي نماينده يك نوع فرهنگ و عاداتي مي‎باشند كه با تفاوت‌هايي كه دارند همه در فرهنگ اسلام بهم پيوسته‎اند يا به نظر بعضي همه نمايش فرهنگ اسلام هستند به مسائل جالب و دانستني‌هاي مهم آگاهي مي‎يابد.

بهترين فرصت براي بررسي اوضاع اجتماعي ملل مسلمان همين موسم است اينجانب آنچه توانستم در اين اجتماع بشري بينديشم در تمام آنها جمال معنويت اسلام را بيشتر ظاهر مي‎ديدم اگر چه از جهت وضع لباس و حتي چهره براي برخي جالب نيستند اما از نظر معنويت همه جالبند، و از همان‌هايي كه شايد به نظر عقب مانده و نادان جلوه كنند چنان انسانيت و وقار عبادت و پرستش خدا و تواضع در برابر او و خلوص نيت ظاهر است كه قابل توصيف نيست.

باور كنيد براي بعضي از اين گروه‌ها كه فاقد وسايل آسايش هستند، و لباس‌هاي ژنده و كهنه در بر دارند و از راه‌هاي دور در حالي كه بسياري از آنها در سن پيري و كهولت يا در عنفوان جواني مي‎باشند اين مسافرت جهاد اكبر است كه جز با همت و تصميم مؤمنان كسي بدان اقدام نخواهد كرد.

من هميشه و هر وقت از منزل بيرون مي‎روم و اين مردم را از اهل هر شهر و ديار كه مي‎بينم از همت و تصميم و خلوصشان لذت مي‎برم و تعجب مي‎كنم و بر صاحب آن مكتبي كه اين ايمان را در بشر ايجاد كرده كه چهارده قرن است انسانيت را در اين زمين با اين جلوه تابناك در معرض نمايش قرار مي‎دهد درود مي‎فرستم.

در اين مظاهر و در اين اوضاع است كه انسان به معني پاسخ خدا به فرشتگان تا حدي آگاه مي‎شود كه وقتي ملائكه گفتند:اَتَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكَ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَك؟

در جواب آنها فرمود: اِنّي اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ[1]

بديهي است اين جماعت بزرگ بشري به آن مرحله از كمال كه اسلام پيشنهاد نموده و مكتب اهل بيت عليهم‌السلام و تمسك به قرآن و عترت مي‎پروراند نرسيده‎اند اما انسان اثر اسلام و تعاليم نجات بخش و انسان ساز اسلام را در اينها مشاهده مي‎كند، و مي‎فهمد كه اينها كلاس‌هايي را كه سازنده‎اند طي كرده و به مراحلي از خودسازي دست يافته‎اند هر چند كلاس‌هاي بسيار ديگر در جلو دارند.

 

تفاوت اشخاص از جهت تسليم در برابر احكام خدا

در صدر اسلام هم تأثير اسلام و تسليم اشخاص در برابر دستورات، و فرمان‌هاي رسول اكرم صلي‎الله عليه وآله وسلم مساوي نبود. بعضي تسليم محض و كامل بودند، و به آنچه پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم خبر مي‎داد يا به آن امر مي‎فرمود صد درصد مؤمن بودند و ذره‎اي احتمال خلاف آن را نمي‎دادند، مانند علي عليه‎السلام كه سوابق ايمان و مواضع و مواقف او در اسلام همه روشنگر اين حقيقتند كه ايماني سنگين‎تر و محكمتر از ايمان او قابل تصور نيست و حتي يك لحظه در برابر حكم خدا و فرمان رسول خدا صلي‎الله عليه وآله وسلم در يك مورد هم انديشه ديگر والعياذ بالله خود رأيي اظهار ننمود و بلكه چنان شخصيتي كه به اتفاق همه، علوم و معارفي از او صادر شد كه جهان را پر نمود، و دانشمندترين فلاسفه الهي نتوانسته و نخواهند توانست در توصيف و تنزيه و سپاس حق تعالي مانند او سخن برانند و آن زباني كه پس از پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم اينهمه درفشاني كرد و علوم و معارف بشري و اسلامي را براي مردم بيان فرمود در عصر پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم آنچنان ساكت و خاموش بود كه هرگز در خور عشري از اعشار و يك از هزار علوم و حكمت‌ها و دانش‌هايش از او شنيده نشد.

آري اين است حقيقت فناء در محبوب كه: با وجودت ز من آواز نيايد كه منم.

اين است ادب علوي و معرفت او نسبت به پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم و اين است تسليم كامل در برابر خدا و رسول كه مافوق آن تصور ندارد.

و اين است معني بندگي و عبوديت و عمل به آيi: وَ ما كانَ لِمُؤْمِن وَ لا مُؤْمِنَة ‎اِذا قَضَي اللهُ وَ رَسُولُهُ اَمْراً اَنْ
يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ[2] اينجا است كه مقام كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرُهُ الَّذي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسانُهُ
الَّذي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتي يَبْطِشُ بِها[3] و معناي: وَ ما رَمَيْتَ اِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ اللهَ رَمي،[4]

فعليت و تحقق خارجي مي‎يابد.

بنده آن باشد كه بند خويش نيست
جز رضاي خواجه‎اش درپيش نيست
گر (ببرّد) خواجه او را پا و دست
دست ديگر آورد كاين نيز هست
نه ز خدمت مزد خواهد نه عوض
نه سبب جويد ز امرش نه غرض

نقطه مقابل و ضد اين بينش موضع ابليس مآبانه بعضي ديگر بود كه ابليس گرچه به ظاهر سوابق زيادي در عبادت و پرستش خدا داشت اما انانيت و تكبر و خودبيني او در برابر خدا بر جاي مانده و به مقام توحيد نرسيده بود و فرمان خدا را براي اطاعت نمي‎برد لذا زبان به اعتراض گشود و گفت: اَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني مِنْ نار وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طين،[5] در بين افرادي كه به اصطلاح به آنها صحابه اطلاق مي‎شود و در بين مردم ديگر و در عصر ما نيز بعضي در برابر حكم خدا و رسول خدا اظهار عقل و رأي مي‎نمايند و زبان معترضانه به چون و چرا باز مي‎كنند و گاه به صراحت حكم خدا را رد مي‎نمايند و اين بيماري در عصر ما بسيار شايع شده و بسا كساني كه صبح مي‎كنند در حالي كه از دين خارج شده‎اند.

 

 

تلبيس ابليس

نكته ديگر كه از مشاهده مناظر اظهار شوق و ارادت و عبادات اينهمه مردم كه متأسفانه به راه ولايت راه نيافته‎اند درك مي‎شود تلبيس ابليس است كه چگونه در اين مناظر و برنامه‎ها كه به صورت عبادت و اطاعت است وارد شده و برنامه‎هاي اسلامي را در بعض موارد بالمره تغيير داده يا در آن تصرف كرده و نقش خود را در آنها پنهان نموده است و به صورت پيروي از فلان و بَهمان و ابوهريره‎ها و...خود را وارد كرده و دستورات شخصيت‌هايي را كه در طول تاريخ اسلام را از تحريف غالين و ابطال مبطلين حفظ فرموده‎اند كنار گذارده است.

اين تلبيس ابليس كه از آستين منافقين درآمد به قول ابودرداء همه برنامه‎هايي را كه در عهد رسول خدا بود حتي نماز را تغيير داد وبزرگترين چهره‎زشت و‎وحشتناكش غصب ‎خلافت ‎اهل‎بيت عليهم‌السلام ‎بود.

مسؤوليت آنها كه از روز اوّل خشت كج بكار گذارده و موجب گمراهي اين همه مردم شده و سنّت سيئه را تأسيس كردند مساوي است با مسؤوليت تمام گناهكاران و خطاكاراني كه در طول تاريخ از راه آنها پيروي نموده‎اند و بلكه بيشتر است.

 

بقیع

بقيع يكي از دو قبرستان معروفي است كه در صدر اسلام و عصر رسالت مسلمين، اموات خود را در آنها دفن نموده‎اند و تاكنون هم دفن اموات در آنها به مناسبت شأن و فضيلتي كه همه مسلمانان براي اين دو گورستان قائلند و جنبه‎هاي تاريخي آنها ادامه دارد قبرستان ديگر همان قبرستان معروف مكه مكرمه (حجون) است كه در آينده به آن خواهيم رسيد.

قبرستان بقيع پيش از هجرت پيغمبر اكرم صلي‎الله عليه وآله وسلم به مدينه منوره، قبرستان نبود و بر حسب بعض نقل‌ها اولين نفري كه از انصار در اين مقبره مدفون گرديد اسعدبن زراره بود سپس از مهاجرين اولين كس عثمان‎بن مظعون بود كه هر دو از صحابه عاليقدر بودند و به امر پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم اين زمين براي قبرستان آماده گرديد و پس از رحلت ابراهيم فرزند عزيز پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم كه به امر آن حضرت او را نيز در بقيع در جنب عثمان‎بن مظعون دفن كردند اين قبرستان رسميت يافت و به دفن اموات مسلمين در آنجا اختصاص پيدا كرد.

اين قبرستان در سمت شرقي مدينه واقع است و طول آن بر حسب تعيين بعضي 150 متر و عرض آن 100 متر است و ظاهراً اين طول و عرض قطعه‎اي است كه فعلا بقيع ناميده مي‎شود و الاّ عرض و طول آن كمتر بوده است و مكان قبر عثمان كه به نام (حش كوكب) موسوم بوده است خارج از بقيع قرار داشته است كه چون مسلمانان مانع از دفن او در مقبره مسلمين شدند و حتي ابتداء انقلابيون از دفن او هم مانع مي‎شدند چند تن از بني اميه او را روي دري گذاردند و چون در (حش كوكب) كه مقبره يهود بود حفره‎اي كندند و خاك بر آن ريخته جسدش را مخفي كردند اين مكان را بني اميّه بعدها ضميمه بقيع نمودند.

باري اين قبرستان از چهارده قرن پيش تا امروز همواره زيارتگاه مسلمين و مركز بيداري و تذكار خاطرات رجال و شخصيت‌هاي بزرگ اسلام و رويدادهاي زشت و زيبا بوده است.

و اين قبرستان پس از روضه مقدسه نبويه يكي از منابع تاريخ اسلام است كه وجود شخصيت‌هاي تاريخي اسلامي را اثبات و تأييد مي‎نمايد.

در حدود ده هزار نفر از صحابه در اين قبرستان مدفون مي‎باشند. از معاريف و مشاهيري كه در اين قبرستان مدفون هستند و از بانوان نخست به احتمال حضرت زهرا عليهاالسلام را بايد نام برد و نفر دوم به طور مسلم نيز فاطمه‎بن اسد ام الوصي و ام الائمه است كه نسبت به پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم به مناسبت پرستاري و كفالتي كه از آن حضرت داشت مقام مادري دارد و بر حسب احاديث پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم او را مادر مي‎خواند و فرمود بعد از ابوطالب كسي نسبت به من نيكي كننده‎تر از او نبود و در مقام تجهيز و تشييع و تكفين و دفن او عنايت‌هايي فرمود كه مورد تعجب و جلب توجه گرديد، از جمله اينكه پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم پيراهن خود را براي كفن او مرحمت كرد و در قبر او خوابيد و از جمله قبور محترمه قبر ام البنين مادر حضرت عباس ابي الفضل شهيد در كربلا است، و قبور زوجات النبي نيز به غير از حضرت خديجه عليهاالسلام كه در مكه مكرمه و ميمونه كه در سرف مدفون مي‎باشند، در بقيع مي‎باشد و همچنين قبور ديگر بنات پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم و صفيه عمه بزرگوار آن حضرت و جمعي از بانوان معظمه اهل بيت از بنات بلا واسطه يا مع الواسطه ائمه عليهم‌السلام نيز در بقيع است و اما از مردان نيز شخصيت‌هاي بسيار در اين قبرستان مدفونند كه عزيزترين و بزرگترين آنها نخست سبط اكبر حضرت امام حسن مجتبي عليه‎السلام سيد جوانان اهل بهشت و ديگر حضرت امام زين العابدين علي بن الحسين عليهماالسلام و حضرت امام محمدباقر و حضرت امام جعفر صادق عليهماالسلام مي‎باشند (امام دوم و چهارم و پنجم و ششم) كه تواريخ زندگي مشحون از افتخارات و فضايل و بزرگواريِ آنها مستقلاً و در ضمن صدها تاريخ معتبر نوشته شده است و ديگر قبر جناب عباس عموي پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم و عقيل عموزاده آن حضرت و عبدالله جعفر و از جمله چنانكه قبلا گفته شد قبر مطهر جناب ابراهيم فرزند عزيز و عاليمقام رسول خدا صلي‎الله عليه وآله وسلم است كه بالخصوص در بقيع زيارت مي‎شود.

 

وضع كنوني قبرستان بقيع

وضع قبرستان بقيع در حال حاضر بسيار موهن است و اهانتي كه به رجال و شخصيت‌هايي كه در اين گورستان مدفونند شده، فوق العاده تأسف آور و رقت انگيز است تقربياً جز اقليت غير قابل توجهي كه به اسم وهابي ناميده شده و موجوديت دارند و گروهي از مردم غافل از حقايق جريان‌ها و دخالت سياست در امور كه فريب تبليغات عوام فريبانه آنها را خورده‎اند، اكثريت مسلمانان از اين استخفاف و اهانت سخت ناراحت و آزرده خاطرند.

در هيچ كجاي دنيا نسبت به قبور بزرگان خود اين همه بي‎ادبي و بي‎احترامي روا نمي‎دارند و در هر كجا دفن اموات مرسوم است قبور اموات و مقبره آنها نيز محترم است.

نقشه تخريب آثار و ابنيه اسلامي نقشه بسيار عميق و خائنانه‎اي بود كه بيگانگان براي محو مستندات و شواهد عيني و اثري تاريخ اسلام كشيده بودند و در موقعي كه براي تسلط بر كشورهاي اسلامي دست به تفرقه و فرقه سازي بودند، مثلا علي محمد شيرازي و حسينعلي نوري را در ايران به ادعاي بابيت و مهدويت و نبوت و بلكه الوهيت برانگيختند و در هند غلام احمد قادياني به اصطلاح فرقه مزدور احمديه را و در عربستان نيز فرقه وهابي را وسيله دست ساختند و محمدبن عبدالوهاب را به مزدوري گرفتند و مهمترين مقصد آنها علاوه بر غارت معادن بزرگ نفت، از ميان بردن آثار اسلامي بود كه حتي روضه مقدسه پيغمبر صلي‎الله عليه وآله وسلم را نيز فرا گرفت.

ادامه دارد ...

 

 

 

[1]. سوره بقره، آيه 30.

[2]. سوره احزاب، آيه 36.

[3]. اربعين شيخ بهايي، صفحه 143، حديث35.

[4]. سوره انفال، آيه 17.

[5]. سوره اعراف، آيه 12.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مناسبت‌ها