وریز وجوهات
بسم اللّه الرحمن الرحيم قال اللّه الحکيم في کتابه الکریم: قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى تکريم و تجلیل از اهل البيت عليهم السلام و امامزادگان واجب التعظيم، بنابر حديث شريف ثقلين که مقبول فريقين می...
شنبه: 28 / 05 / 1396 ( )

هوایش چو خُلد برین روح‌افزا
هوایش چو خُلد برین روح‌افزا (به مناسبت میلاد امام رضا (ع))
( یادداشت مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته به مناسبت میلاد حضرت علیّ بن موسی الرضا علیه‌السّلام)

اللّهم صلّ علي علي بن موسي الّرضا المرتضي الامام التّقيّ النّقيّ و حجتك علی من فوق الارض و من تحت الثّری الصدّيق الشّهيد صلوةً كثيرةً تآمّةً زاكيةً متواصلةً متواترةً مترادفة كافضل ما صلّيت علی احدٍ من اوليائك

 

 

اگر انسان در سخن از فضائل و مناقب سلطان سریر ارتضا حضرت علیّ بن موسی الرضا علیه‌السّلام، همه زبان‎هاي گويا را در دهان داشته باشد و با هر کدام از آنها جاودانه، مدح و ثنا بگويد، از حرف نخستين مدح او، بيشتر نخواهد گفت، و زبان حالش اين شعر خواهد بود: «اين شرح بي‎نهايت کز وصف يار گفتند * حرفي است از هزاران کاندر عبارت آمد»

 

 

دانشمندان محقّق، نويسندگان متتبّع و ارباب علوم و فنون اسلامي در اين ميدان همواره حضور داشته و اين رشته را بي‎انقطاع ادامه داده، و  هر کدام به اميد کسب افتخار و نيل به اجر ثواب، بضاعت علم و تحقيق خود را هر چند که بسيار ثمين و گران‌بها بوده، با کمال مسکنت و خجلت در پيشگاه چاکران درگاه آسمان‎جاه آن حضرت نثار کرده و با عرض «إنّ الهدايا على مقدار مهديها» زمين معذرت و ادب بوسيده‎اند.

امّا به جهت «فمن تشبه بقوم فهو منهم»، با آن‌که در ميدان وسيع سخن از عظمت‌های حضرت علیّ بن موسی الرّضا علیهماالسلام ذرّه، و کمتر از ذرّه هم در حساب نمي‌آيم، جسارت نموده و چند کلمه‌ای را عرضه می‌دارم:

نواحي متعدّد عظمت‌هاي حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه آلاف التّحیة و الثّناء بسیار است؛ آن تجسّم بندگي و عبوديت خالصانه، اخبار از مغيبات، علم به عوالم غيب، زهد و پارسايي و پرهيزگاري، خوف از خدا و شب‎زنده‎داري، و ... اينها و بيشتر و بسيارتر از اينها، همه ابعاد عظمت وجود آن امام بزرگوار است.

در شرایط و اوضاع بعد از زندانی‌شدن حضرت موسی بن جعفر علیهماالسّلام، و نیز شهادت آن بزرگوار، موضع و موقعیت شیعه که ضعیف شده بود؛ با وجود حضرت ثامن الحجج امام رضا علیه‌السلام رو به قوّت گرایید، و مذهب دوباره تشیید شد.

به واسطه وجود مبارک آن حضرت، تشیّع و ولایت اهل‌البیت علیهم‌السّلام، بلکه اسلام تجدید حیات پیدا کرد، و حتّی در سطح دنیا، آن امام بزرگوار را مجدّد مذهب می‌دانند.

 

 

مطالب و علوم صادره از آن بزرگوار در خداشناسی و توحید و مبانی دین، همگان را دوباره متوجّه این کرد که اگر کسی علم و معرفت صحیح می‌خواهد غیر از محضر اهل البیت پیامبر علیهم‌السلام، در جای دیگری به آن دست نخواهد یافت. شما مباحثات علمی آن حضرت با سران ادیان و مذاهب دیگر را ملاحظه و مطالعه نمایید.

آن‌قدر ظهور علمی امام رضا علیه‌السلام فوق‌العاده بود که بدین سبب ایشان را - با آن‌که همه ائمه نور واحدند- «عالم آل محمدّ علیهم‌السلام» نامیدند.

 

 

حضرت رضا علیه‌السلام از جهات و شقوق مختلف، مقامات بسیار بلند و ارجمندی دارند که هر کدام را اگر انسان زیر نظر قرار بدهد هر چه بخواهیم مطلب بگوییم و در اطراف آن توضیح بدهیم از عهده بر نمی‌آییم.

حضرت رضا علیه‌السلام شخصیّتی بسیار والا و ارجمند دارند که به واسطه وجود حضرت، تشیّع و ولایت اهل بیت، بلکه می‌توان گفت اسلام تجدید حیات پیدا کرد و حتّی در سطح دنیا، آن حضرت را مجدّد مذهب می‌دانند. جهاتی که در وجود مقدّس حضرت رضا علیه‌السلامفراهم شد با آن اوضاع و احوال همه برای اسلام برکت و مايه افتخار شد.

 

 

علومی که از حضرت رضا علیه‌السلام صادر شد اختصاص به وجود مبارک ایشان دارد، البته ائمه علیهم‌السلام همه نور واحد و مشاعل هدایت هستند و علوم همه علی السواء، ولی فرصتی که برای آن حضرت فراهم شد و آن موضعی که مأمون در مقابل حضرت اتخاذ کرد، یك فرصت طلایی بود که برای شیعه و اهل ولایت فراهم گردید که دوباره آوازه تشیّع در تمام جهان اسلام دوباره احیا شد.

در همین مسافرتی که حضرت از مدینه تا مرو آمدند هر کجا كه تشريف می‌آوردند مردم با ولایت ائمه علیهم‌السلام تجدید عهد می‌کردند و نیز مواضع و احتجاجاتی که ایشان با ارباب مذاهب مختلف داشتند، باعث شد موقعیت و علم اهل بیت علیهم‌السلام همه بر مردم مکشوف و ظاهر شود و همه در برابر حضرت رضا علیه‌السلام سر خضوع بر زمین گذاشتند.

 

 

شما قضیّه بیان حدیث سلسلة‌ الذّهب از لسان مبارک آن امام همام را بخوانید. نيشابور در آن عصر، از مراكز مهمّ علمي و مجمع محدّثين نامدار و حُفّاظ مشهور بود. وقتي موكب با عظمت و جلالت امام به آن شهر رسيد، با تجليل و تكريم بي سابقه، استقبال شده؛ خُرد و كلان، پیر و جوان، مردان و بانوان و... همه و همه براي شرف‌يابي و درك افتخار زيارت فرزند عزيز پيغمبر صلّي الله عليه وآله وسلّم بيرون آمدند.

يكي از مورّخان نيشابور، روايت كرده است: امام بر قبّه‌اي كه بر استري شهبا بود، قرار داشت. در بازار، دو پيشوا و حافظ حديث ـ با گروه بي شماري از علما و محدّثين و طلاّب ظاهر شدند و عرض كردند:

از پدرانت، از جدّت روايتی كن كه به سبب آن تو را ياد كنيم.

و امام علیه‌السّلام با سلسله‌ای از راویان که آباء و اجداد بزرگوارش تا پیامبر بودند، حدیث معروف به سلسلة‌الذّهب را نقل فرمودند. صاحب كتاب تاريخ نيشابور مي گويد: «شمرده شد كه بيش از بيست هزار نفر، اين حديث را مي‌نوشتند». «احمد بن حنبل» رئيس مذهب حنابله و جامع مسند معروف به «مسند احمد» مي‌گويد: «اگر اين اسناد، بر ديوانه‌اي خوانده شود، شفا مي‌يابد».

 

 

غرض اینکه مکارم و فضایل آن حضرت بیش از آن است که بتوان با هزارها مقاله و سخنرانی و کتاب، گوشه‌ای از آن را بیان کرد. مثلاً انسان وقتی قضیه قبول ولایتعهدی توسط آن بزرگوار را به دقت ملاحظه می‌کند می‌بیند که هیچ عملی در آن برهه از زمان نمی‌توانست بهتر از عمل آن حضرت، فرصت بی‌نظیری برای شیعه به وجود آورد.

پس از اختناق شدید دوران هارون و حبس طولانی حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام دست عموم شیعه و طرفداران حق به طور علنی و رسمی از دامان اهل بیت کوتاه شد، و آن مدرسه جهانی و مکتب علم و دانش و هدایتی که به واسطه حضرت صادق علیه السلام افتتاح شده بود، به واسطه فشار حکومت وقت، تعطیل گردید و اگر فشار و اختناق، بیشتر ادامه پیدا می کرد، به تدریج علوم آل محمّد علیهم الصّلوه والسّلام از دسترس مسلمانان خارج می‌شد.

 

وجود یک آزادی ظاهری نیز برای مردمان آزادی‌خواه و شیعه، فرصتی بسیار گران‌بها به شمار می‌رفت، چرا که در این فرصت، می‌توانستند افکار خود را از نو منتشر نموده و جوانان و طبقه‌ای را که در دوران اختناق (عصر هارون) و زندانی‌شدن حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام در مدارس و مجامع بنی‌عبّاس تربیت شده بودند، با افکار صحیح توحیدی و آزادی‌بخش اسلام، آشنا سازند و در ضمن معرّفی مذهب شیعه، نهضتی برای رساندن رسالت اسلام به تمام ملل اسلامی، بر پا کنند.

 

ولایتعهدی حضرت رضا علیه السّلام و گرایش ظاهری مأمون به خاندان پیغمبر صلّی الله علیه و آله این فرصت را در اختیار دانشمندان و محدّثان و شاعران شیعه قرار داد و اقداماتی که در آن فرصت، شیعه برای ادای رسالت اسلام و نشر علوم و فضایل آل محمّد صلوات الله علیهم اجمعین ـ انجام داد، شاید بی‌سابقه یا کم سابقه بود.

 

امّا اگر امام، روش دیگری پیش می‌گرفت و از راه انقلاب و جنگ و رو در رو قرار گرفتن با مأمون وارد می‌شد، بی‌شک با موانع بسیاری روبرو می‌گردید و به علّت فراهم‌نبودن اوضاع سیاسی و اجتماعی برای خلافت شخصی مانند آن حضرت، جبهه حق‌پرستان شکست می‌خورد و اختناقی شدیدتر از عصر هارون پیش می‌آمد؛ و این فرصت کذایی و بی‌نظیر، برای انقلاب فکری از دست می‌رفت

به هر حال، جهات عظمت وجود مقدّس امام رضا علیه‌السلام، همه مایه برکت، سعادت و افتخار است؛ باید به ولایت آن حضرت افتخار نماییم و خود را در هر نقطه‌ی دنیا که هستیم مروّج و مبلّغ آموزه‌ها و تعالیم نورانی مکتب اهل‌البیت علیهم‌السلام خصوصاً معارف بلند و والای رضوی بدانیم. در پایان چند بیتی را به محضر آن امام بزرگوار تقدیم می‌دارم:

 

 

خدا را حريمي است اندر خراسان * كه هر كار مشكل در آن سازد آسان
حريمي ظهور عنايات الله * حريمي به رفعت فراتر ز كيهان
كمال ابد اندر آن در تجلّي * جمال ازل اندر آنجا نمايان
حريمي چو كعبه مطاف خلائق * از آن آفتاب حقيقت فروزان
هوايش چو خلد برين روح‌افزا * نسيمش نشاط‌آور و عنبر افشان
حريمي همه فيض بي حدّ باري * حريمي همه رحمت و روح و ريحان

موضوع: 
چهارشنبه / 11 مرداد / 1396
احیاگر شرع، امام راستین نوشتار مرجع عالیقدر بمناسبت شهادت امام صادق (ع)
احیاگر شرع، امام راستین نوشتار مرجع عالیقدر بمناسبت شهادت امام صادق (ع)

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالي: ﴿يَا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾

حضرت صادق، امام راستین
پیشوا و مقتدای اهل دین
کرد احیا، شرع جدش مصطفی
داد رونق، رسم و آئین ولا
مکتب فقه و فضیلت باز کرد
دعوت مردم ز نو آغاز کرد

حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) با آن شخصيت بسيار با عظمت علمی ‌و جامع الاطرافشان، بر تمامی عالم اسلام حق دارند، يعني در تمام رشته‌هاي علمی، اسلامی، ‌از ايشان، هدايت‌ها و معارفی که کافي و وافي باشد باقي مانده است؛ در رشتۀ الهيات، عقايد، توحيد، اخلاق، فقه، احکام، تفسير قرآن و همۀ علومی ‌که در اسلام مطرح بوده، آثار حضرت صادق (علیه السلام) درخشندگي و تابندگی فوق‌العاده‌ای دارد که نه فقط در بين ما شيعيان، بلکه در تمام عالم اسلام، جلوۀ خودش را دارد.

 

 

 چهار هزار شاگرد
ابن‌عقده کتابي دارد که در آن، ٤٠٠٠ نفر از کسانی که از حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) در علوم مختلف روايت داشته‌اند ذكر مي‌کند، و از هر کدام، روايتشان را نقل مي‌کند.
در رشته‌هاي ديگر علمی، ‌مثل علوم جديدۀ امروز، مانند شيمی ‌و فيزيک هم حضرت شاگرداني داشته‌اند که فوق‌العاده بودند، مثل جابر بن حيان که وقتي کتاب‌هايش را در اروپا ترجمه کردند لقب پدر شيمی ‌به او دادند، هزار يا پانصد کتاب در رشته‌هاي مختلف علوم دارد و دائماً از حضرت امام صادق(علیه السلام) روايت مي‌کند: شخصيتي است که علوم و اطلاعات علمی ‌عجيب و غريبي داشته است. او يک شاگرد از شاگردان حضرت است. در رشته‌هاي ديگر هم، حضرت شاگرداني داشته است، مثلاً رشتۀ تشريح يا همين توحيد مفضل که ترجمه شده است: تهيه کنيد بخوانيد و ببينيد که در آن زمان حضرت، مردم را با چه علومی ‌آشنا نمودند.
در بسیاری از فروع فقهي، فقط يک روايت از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) هست. اصلا به‌واسطۀ رواياتي که از ايشان هست فقه و احکام دين به ما رسیده است.
یا این‌که نجاشى از احمد بن عیسی اشعرى نقل کرده که می‌گوید: «من در طلب علم حدیث به کوفه رفتم، و در آنجا به خدمت حسن بن على وشا رسیدم، به او گفتم: کتاب علاء بن زرین و ابان بن عثمان احمر را به من بدهید تا از روى آن‌ها نسخه‌بردارى کنم؛ او آن دو کتاب را من داد، گفتم: اجازه روایت نیز بدهید. فرمود: خدا تو را رحمت کند، چقدر عجله دارى ببر بنویس؛ سپس بیا براى من بخوان تا بشنوم؛ آن‌گاه اجازه روایت بدهم.
گفتم: بر خودم از پیشامدهاى زمان خاطر جمع نیستم.
حسن بن وشا گفت: عجب! اگر من می‌دانستم که حدیث این‌گونه مشترى و خواهان دارد، بیشتر از این جمع می‌کردم. من در مسجد کوفه ۹۰۰ شیخ را درک کرده‌ام که همه می‌گفتند: حدیث کرد مرا جعفر بن محمّد.»

 

 

امام صادق و معرفی امام زمان علیهماالسلام

مرحوم شيخ صدوق و شيخ طوسى رحمهماالله هريك به سند خود، حديث مفصلى را از «سدير صيرفى» روايت كرده‌اند كه در آن، گريه و ندبه امام جعفر صادق (علیه السلام) بر غيبت صاحب‌الزمان (علیه السلام) بيان شده است. براى رعايت اختصار، جمله‌ها و مضمون قسمتى از اين حديث شريف را نقل مى‌نماييم.
سُدير صيرفى مى‌گويد: من و مُفضّل بن عمر و ابوبصير و ابان بن تغلب به محضر آقايمان حضرت صادق(علیه السلام) شرفياب شديم. ديديم حضرت بر روى خاك نشسته و لباسى كه از مو بافته شده و طوق‌دار و بى‌گريبان بود، پوشيده است و مانند فرزند مرده جگرسوخته گريه مى‌كند. آثار حزن و اندوه از گونه و رخسارش آشكار، و اشک كاسه چشم‌هايش را پر كرده بود و مى‌فرمود:
«سَيِّدِي! غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِي، وَضَيَّقَتْ عَلَيَّ مِهَادِي، وَابْتَزَّتْ مِنِّي رَاحَةَ فُؤَادِي. سَيِّدِي! غَيْبَتُكَ أَوْصَلَتْ مُصَابِي بِفَجَائِعِ الْأَبَدِ، وَفَقْدُ الْوَاحِدِ بَعْدَ الْوَاحِدِ يَفْنِي الْجَمْعَ وَالْعَدَدَ ...»؛
«اى آقاى من! غيبت (دورى) تو خوابم را گرفته و خوابگاهم را بر من تنگ كرده و آرامش و راحت دلم را ربوده است. آقاى من! غيبت تو مصيبتم را به مصيبت‌هاى دردناك ابدى پيوسته، و از دست‌دادن يكى پس از ديگرى، جمع و عدد را فانى مى‌سازد. پس احساس نمى‌كنم به اشكى كه در چشمم خشك مى‌گردد و ناله ای

كه در سينه‌ام آرام مى‌گيرد، مگر آن كه مصائب بزرگ‌تر و دل‌خراش‌تر و پيشامدهاى سخت‌تر و ناشناخته‌تر در برابر ديده‌ام مجسّم مى‌شود».
سدير گفت: عقل از سر ما پريد و دل‌هاى ما از غم و اندوه اين پيشامد هولناک و حادثه خطرناک پاره شد، و گمان كرديم از اتّفاق ناگوار كوبنده‌اى اين‌چنين گريان و سوگوار است، يا از روزگار به او مصيبتى رسيده است.
عرض كرديم: خدا ديدگانت را نگرياند اى پسر خيرالورى! از چه پيشامدى اين‌گونه گريانى و از ديده اشک مى‌بارى؟ چه حالى روى داده كه اين‌گونه سوگوارى؟
حضرت چنان آه عميقى كشيد كه ناراحتى‌اش از آن افزون شد، و فرمود: «واى بر شما، بامداد امروز در كتاب «جَفر» نگاه كردم و آن كتابى است كه علم مرگ‌ها و بلاها و آنچه واقع شده و تا روز قيامت واقع مى‌شود، در آن مندرج است و خداى، محمّد(صلی الله علیه و آله) و امامان بعد از او را به آن اختصاص داده است و تأمّل كردم در موضوع ولادت غايب ما و غيبت و طول عمر او و گرفتارى‌هاى مؤمنان در آن زمان، و شک‌هايى كه از جهت طول غيبت در دل‌هايشان پيدا مى‌شود، و اينكه بيشتر آنها از دين برگردند و رشته اسلام را از گردن بردارند (تا آخر حديث)».

 

 

عظیم ترین مکتب و دانشگاه

اين چه مدرسه‌ و دانشگاه عظیمی بوده است؟ اين چه علوم و معارف والایی بوده است كه اين‌ها داشته‌اند؟ مرور زمان نشان داد اين‌كه پيغمبر اكرم بارها مي‌فرمود: «أُذَكِّرُكُمُ‏ اللّهَ‏ فِي أَهْلِ بَيْتِي» و يا «لَا تُعَلِّمُوهُمْ‏ فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ»
اين‌ها همين طور نبود كه مثلاً چون از خويشان آن حضرت هستند اين را بفرمايد، بلكه براي همين مقامات و علوم و درجاتی بود كه اين‌ بزرگواران داشتند.
 ابن عياش از علماي بزرگ ما در قرن چهارم كتابي دارد به نام مقتضب الاثر في النص علی الائمة الاثنی عشر. حقیر بيش از 50 سال پيش نسخه‌اي از آن را ديدم كه خوب چاپ نشده بود. تصميم گرفتم مجدد آن چاپ شود و براي اين‌كه معلوم شود كه اين كتاب اثر آن وقت‌ها است، تمامي مدارك و شواهد را ديدم و از كتاب‌هاي ديگر كه بعد از آن روايت كرده‌اند همه را استخراج كردم.
مقدمه‌اي بر آن نوشتم كه در آن، كلامي از شبراوي رييس اسبق جامعه الازهر راجع به عظمت علمی اهل بیت علیهم السلام نقل كردم. الشيخ عبدالله الشبراوي كتابي به نام الاتحاف بحب الاشراف دارد كه در موضوع فضايل سادات نوشته است. او در آن كتاب از قول بعض اهل علم نقل مي‌كند كه مي‌گويد: هر كس فضايل اهل بيت عليهم السلام را منكر شود، مثل كسي است كه بخواهد آفتاب را بپوشاند. و هيچ‌كس از آن‌ها تا به حال سؤالي نكرده كه آن‌ها در جواب بمانند.
تا اين‌كه مي‌گويد: «وقد اشرق نور هذه السلسلة الهاشمية، والبيضة الطاهرة النبوية، والعصابة العلوية، وهم اثناعشر اماماً مناقبهم علية، و صفاتهم سنية، ونفوسهم شريفة ابيه، و أرومتهم كريمة محمدية. ثم ذكر اسمائهم الشريفة عليهم الصلوة والسلام».
بايد قدر اهل بيت عليهم السلام و اين معارف و هدايت‌هايی كه از آن بزرگواران در دست ماست را بدانيم، و به علاوه اين معارف را به گوش همه جهانيان برسانيم تا همگان – كه تشنه اين علوم هستند- از اين اقیانوس بی نظير معرفت و دانش بهره مند گردند.

موضوع: 
مقابله با حجاب، محور دشمنی با فرهنگ اسلام

مقابله با حجاب، محور دشمنی با فرهنگ اسلام

 

اشاره: 21 تیرماه سالروز قيام خونين مسجد گوهرشاد مشهد مقدّس عليه كشف حجاب در تقويم جمهوری اسلامی به نام روز «عفاف و حجاب» نامگذاری شده است.

مرجع عالیقدر آيت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله‌الوارف بدین مناسبت در نوشتاری با عنوان «مقابله با حجاب، محور دشمنی با فرهنگ اسلام» ضمن اشاره به اهمّيت مسأله حجاب و مفاسد روشن اختلاط مردان و زنان، تاريخچه‌‌ای از عداوت دشمنان اسلام با فريضه‌ی حجاب را به اختصار بيان كرده و زنان مسلمان را به مراقبت بر حفظ حجاب و عفاف، سفارش كرده‌اند. متن نوشتار معظم له بدين شرح است.

* حجاب، امتیاز زنان مسلمان

ركن قويم و اصيل «حجاب»، اساس و پايه‌ای است كه بانوان مسلمان در جهان به آن ممتاز هستند و كرامت و شرافتي است كه به آن افتخار مي‌نمايند؛ همان اصلي كه دشمنان اسلام به اهميت آن تا آنجا پي‌برده‌اند كه يكي از نخست‌وزيران اسبق انگلستان در نطقي به صراحت مي‌گويد: «مادامي كه كعبه، قرآن و حجاب در جوامع اسلامي باشد، ما نمي‌توانيم سيادت و آقايي خود را داشته باشيم. بايد قرآن را بسوزانيم، كعبه را از بين ببريم (كه وهّابيت را براي رسيدن به همين هدف به عربستان آوردند) و عفّت و حجاب را از بانوان مسلمان بگيريم.»

* نقشه‌های استعمار علیه حجاب

از همين رو امان‌‌الله‌خان را در افغانستان آوردند كه مردم افغانستان، مجالي براي پياده‌كردن نقشه‌هاي استعماري به وي ندادند. كمال آتاتورك در تركيه روي كار آمد كه منجرّ به حكومتي سكولار شد و در ايران نيز رضاخان را علم كردند تا ريشه‌ی دين را از جوامع اسلامي بخشكاند؛ امّا پس از يك‌صد و پنجاه سال، تلاش سياست‌هاي استعماري در حجاب‌زدايي ناكام ماند و با اين‌كه در كشورهايي مثل تركيه، افغانستان و ايران، عوامل مزدور و بي‌سواد و فاقد غيرت، مثل رضاخان و مصطفي كمال و امان‌‌الله ‌خان را برانگيختند و به قوّه قهر و كشتار و حبس و زور و ارتكاب جنايات بسيار، به ميدان جنگ با حجاب اسلام آمدند، در برابر استقامت مسلمانان شكست خوردند و خودشان از صفحه‌هاي ظلم و جنايت به دار البوار جهنّم شتافتند.

* بیداری مسلمانان غیور در مقابل تهاجم دشمن

قوّت ايمان مسلمانان و التزام آنها به سنن اسلامي و حجاب، در كمال استحكام متجلّي گرديد. در ايران ما ـ كه الحمدلله از بركت انقلاب اسلامي، حجاب و عفاف در جايگاه رفيع خود قرار گرفت ـ بيشتر بانوان متعهّد و متديّن به هويّت خود، به حجاب به چادر افتخار مي‌كنند.

در كشور تركيه، بازگشت به حجاب، روز به روز بيشتر و مقامات عالي اين كشور در اعاده اين هويّت پيشقدم مي‌باشند. در افغانستان ـ كه از همان روز اول امان‌‌الله‌خان را خلع نمودند ـ الحمدلله شجره طيّبه حجاب در شرايط فعلي و بيداري اسلامي هر روز شاداب‌تر مي‌شود.

هرچند دشمنان اسلام، دست از معارضه با آن بر نمي‌دارند و با زنان محجّبه مسلمان در داخل كشورهاي خود جنگ دارند و با جعل قوانين ضدّ انساني، و حتّي جريمه و ممنوعيت‌هايي، فضا را بر مسلمانان ـ كه برخي از آنان از اساتيد دانشگاه‌ها هستند ـ تنگ مي‌كنند، امّا با مقاومت و استقامت و اعتراضات قانوني آنها مواجه مي‌شوند؛ مانند همين جرياني كه در كشور به اصطلاح آزاد و متمدّن فرانسه جاري است.

در اين كشور، زناني هستند كه عليرغم جريمه‌هايي كه دولت معيّن كرده است اهتمام دارند حجاب خود را كاملاً رعايت كنند. البته در آنجا مؤسسه‌اي تشكيل شد كه مي گويد: ما جريمه مي‌دهيم، ولي زنانمان را بي‌حجاب به خيابان‌ها نمي‌فرستيم.

* دیدگاه اسلام درباره مقام زن

مسأله مهم ديگر اين است ‌كه الان مي‌خواهند فرهنگ اسلامي در رابطه با زن را تغيير دهند. فرهنگ پاك اسلام براي زن، همين خانه‌داري مي‌باشد كه برخي گمان مي‌كنند بيكاري است.

اگر كارها را بر مبناي ثواب الهي و تقرّب به خدا حساب كنيم، خانه‌داري از عبادت‌هاي بسيار بزرگ براي زن مسلمان است، و اين پست و مقام‌هاي ظاهري زنان از نظر ارزش الهي به خانه‌داري نمي‌رسد.

در جامعه، كاري كه برحسب وضع طبيعي بين زن و مرد توزيع شده است هر دو كار است، هر دو شريف است، هر دو بايد رعايت شود تا جامعه بر نظام درست برقرار باشد.

خانه‌داري زن از اشرف كارها است. زن خانه‌دار، بيكار نيست. مرد هم كه مشاغل بسا سخت بيرون را عهده‌دار است؛ جهاد في سبيل الله است. كارهاي پر زحمت و سخت به عهده مرد است.

بعض افراد بي‌اطّلاع، نگاه ظاهري به غرب و اروپا و آمريكا مي‌كنند، و يك زن را مي‌بينند كه مثلاً وزير يا وكيل شده است، امّا هزاران زن را كه در نهايت محروميّت‌هاي اقتصادي گوناگون هستند نمي‌بينند.

ا‌ن‌شاء الله نظام جمهوري اسلامي ما در همه اين مسائل، نمونه باشد و همه روي حرفي كه زديم و به دنيا اعلام كرديم كه رژيم طاغوت بايد ساقط شود و دستورات قرآن و اهل بيت عليهم‌السلام اجرا شود، پايدار بمانيم.

* لزوم استقامت بانوان مسلمان بر حجاب

البتّه با همه دشمني‌هايي كه با اين مسأله مهمّ اسلامي شده است، اين مسأله در ميان چالش‌هاي سياسي و سياست اسلام‌زدايي استكباري حفظ شده است، و مسلمانان حتّي در كشورهاي مسيحي از بعض كشورهاي اسلامي بيشتر متعهّدند كه روي‌پوش مناسب داشته باشند.

ما به بانوان فاضل و شجاع كه در ميان آن سياست‌ها در كشورهاي غربي، شخصيّت اسلامي خود را با حجاب كامل اعلام مي‌كنند، افتخار مي‌كنيم. سزاوار نيست و دور از انتظار است كه بانوي مسلمان، در غرب و قلب اروپا بر حفظ حجاب اسلامي آن‌گونه در برابر فشارهاي دولت‌هاي آنها مقاومت كند، ولى در كشور اسلامي عزيز ما ايران، ترك چادر مدّ و رايج شود و بعضي از دختران بدون چادر باشند! آنجا ايستادگي و قدرت ايمان و شجاعت و خودباوري باشد و اينجا گرايش به قهقرا و ترك سنّت‌ها و شعارهاي مقدّس انقلاب اسلامي ـ العياذ بالله ـ رايج شود!

وضعي كه فعلاً در بعض اماکن متعارف شده ـ كه به هيچ وجه، بانوان بر مرجوحيت و ناخوشايندبودن كشف وجه توجه ندارند و با مردان بيگانه به طور مستمرّ، مثل مرد با مرد، يا زن با زن معاشرت و همكاري دارند و آن را عادت و رسم قرار داده‌اند و در معابر و خيابان‌ها و مجالس ظاهر مي‌شوند ـ با مجموع تعاليم اسلامي ‌و جهاتي كه شارع مقدّس در آن، حفظ كرامت والاي زن را در نظر گرفته، منطبق نمي‌شود و با اين جمله بزرگ و پر معني قرآني كه حدّ رابطه زن و مرد بيگانه با هم اگر چه به صورت ارشاد و سفارش و توصيه آن را فرض كنيم، سازگار نيست: «ذلكُم أطهرُ لقُلُوبكُم و قُلُوبهن؛ هر نوع و هر وضعي كه با آن دل‌ مردان و زنان پاكتر بماند، آن مطلوب است.»

امروز در غرب، كار فساد بي‌حجابي و اختلاط زن و مرد به جايي رسيده است كه از جلوگيري مفاسد آن عاجز شده و به مفاسد بسيار مخرّب آن تن در داده‌اند. در غرب طبق اخباري كه خبرگزاري‌ها منتشر مي‌كنند زن‌ها در هر نهاد و مخصوصاً نهادهاي ارتشي مورد اذيّت و آزار مردهاي مافوق هستند. زندگي راحت و آرام و انساني ندارند. مواليد تا حدّ چهل و هشت درصد در شناسنامه، بي‌پدر معرفي مي‌شوند.

* حجاب، حکم همه ادیان

ما بايد به تعاليم اسلام افتخار كنيم. سالم‌ترين مجتمعات و جوامع، مجتمعات اسلامي است. تفكيك جنسيتي براي سلامت جامعه، شرط اساسي است. چادر و رعايت محرم و نامحرمي و اختصاص‌يافتن بعض مشاغل به زن، و بعض مشاغل به مرد بر اساس همين تفكيك لازم جنسيتي و ترتيبات و ضوابط آن است.

در احكام شرع، جنبه‌هاي جسماني و روحي مرد و زن ملاحظه شده است، و بر اساس صرف برتري‌دادن يك جنس بر جنس ديگر دستور و برنامه‌اي نيست. پيامبران همه به حجاب دستور داده‌اند، و اختصاص به اسلام ندارد، و حكم ملازم زن و مرد است.

چندي پيش به يكي از وزراء در ايتاليا پيشنهاد كرده بودند كه زنان مسلمان را از روبند ممنوع سازد، جواب داده بود كه از كار و برنامه‌اي كه حضرت مريم داشت كسي را منع نمي‌كنم! يعني حضرت مريم طاهره هم حجاب كامل داشته‌اند.

غرض آن كه بايد خواهران با فضيلت بر جوانب متعدّد حيات زن و سياست‌هايي كه هميشه براي تغيير هويّت اسلامي ‌بانوان و در نتيجه تغيير هويّت اسلامي‌ كلّ جامعه وجود داشته، احاطه و آگاهي يابند، و بتوانند تعهّد خود را با سنن اسلامي، ‌بيش از پيش استحكام بخشند و خود را در برابر تبليغات سوء، مصونيت داده و بيمه نمايند.

موضوع: 
خیانت بزرگ برای نابودی تاریخ اسلام / نوشتار‌ آیت‌الله العظمی صافی بمناسبت هشتم شوال، روز جهانی بقیع
نوشتار‌ آیت‌الله العظمی صافی بمناسبت هشتم شوال، روز جهانی بقیع

بقیع، از چهارده قرن پیش تا امروز همواره زیارتگاه مسلمین و مرکز بیداری و تذکار خاطرات رجال و شخصیّت‌های بزرگ اسلام بوده است.

این قبرستان، پس از روضه مقدّسه نبویّه، یکی از منابع مهمّ تاریخ اسلام است که وجود شخصیت‌های تاریخی اسلامی را اثبات و تأیید می‎نماید که در حدود 10 هزار نفر از صحابه نبیّ مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله در این قبرستان مدفون می‎باشند.
 

 

* ناراحتی اکثریت مسلمانان از اهانت به تاریخ اسلام

امّا با این همه عظمت برای این مکان مقدّس، وضع کنونی آن در حال حاضر بسیار موهن است و اهانتی که به رجال و شخصیت‌هایی که در اینجا مدفونند شده، فوق العاده تأسّف آور و رقّت انگیز است.
تقریباً جز اقلیت غیر قابل توجهی به اسم وهّابی‌ها که در سایه حمایت استعمارگرانی همچون انگلیس عرض وجود نموده و موجودیت دارند و گروهی از مردم غافل از حقایق جریان‌ها و دخالت سیاست در امور که فریب تبلیغات عوام فریبانه آنها را خورده‎اند، اکثریت مسلمانان از این استخفاف و اهانت سخت ناراحت و آزرده خاطرند.
در هیچ کجای دنیا نسبت به قبور بزرگان خود این همه بی‎ادبی و بی‎احترامی روا نمی‎دارند و در هر کجا دفن اموات مرسوم است، قبور اموات و مقبره آنها نیز محترم است.

 

 

*  آغاز یک نقشه خیانتکارانه

اساس نقشه تخریب آثار و ابنیه اسلامی نقشه بسیار عمیق و خائنانه‎ای بود که بیگانگان برای محو مستندات و شواهد عینی و اثری تاریخ اسلام کشیده بودند و در موقعی که برای تسلّط بر کشورهای اسلامی دست به تفرقه و فرقه سازی بودند، مثلاً علی محمد شیرازی و حسینعلی نوری را در ایران به ادّعای بابیت و مهدویت و نبوّت و بلکه الوهیت برانگیختند و در هند غلام احمد قادیانی به اصطلاح فرقه مزدور احمدیه را ساخت، در عربستان نیز فرقه وهابی را وسیله دست ساختند و محمدبن عبدالوهاب را به مزدوری گرفتند و مهمترین مقصد آنها علاوه بر غارت معادن بزرگ نفت، از میان بردن آثار اسلامی بود که حتّی روضه مقدّسه پیغمبر صلی‎الله علیه وآله را نیز فرا گرفت.

شاید تا قبل از قرن معاصر و قریب به آن، عمده منابع تاریخ و مصدر آن، کتاب‌ها و نوشته‎هایی بود که بر اساس نقلیات مسند و غیر مسند و مطالعات گسترده آنها در کتاب‌های متعدّد تدوین شده بود و شناخت مطالب معتبر آنها از غیر معتبر هم کار همه کس نیست و اهل فن و افراد بصیر به تاریخ و مسائل مربوط به آن می‎توانند در مواردی که اختلاف نقل باشد با تحقیق و بررسی اظهار نظر نمایند.

* نقش مهم آثار تاریخی در شناخت تمدن ها

با کاوش‌ها و فحص‎هایی که علمای باستان شناس از مدّتی قبل آغاز کرده و روز به روز بر تکامل آن افزوده، منبع مهمّ دیگری نیز بر منابع تاریخی و شناخت ملل افزوده شد که اگر چه در گذشته هم این منبع مورد توجّه بود، لیکن عمق وسعت فعلی را نداشت و در عصر ما یکی از منابع مهم تاریخ و شناخت احوال اقوام و ملل آثاری است که از آنها باقی مانده و حتّی با حفریات کشف می‎شود؛ بناها، معابد، قبرها، سکّه‎ها، ظرف‌ها، زیورها و آثار هنری و چیزهای دیگر امروز از بزرگترین معرّف‌های تمدّن و اوضاع و احوال اجتماعی ملل است.
خوشبختانه تاریخ اسلام از جنبه تاریخی بر اساس نقل‌ها و روایات بسیار مورد اعتبار و اعتماد است و از همان صدر اسلام، تاریخ نویسی و نقل حدیث و روایت جریان‌های مختلف شروع و حوادث و وقایع ثبت و ضبط گردیده و فترت‌های طولانی که موجب فراموش شدن تاریخ شود در تاریخ اسلام پیش نیامده و همچنین وقایعی که موجب محو کتاب‌های تاریخی و ایجاد فاصله گردد اتفاق نیفتاده و سیر تاریخ اسلام از تمام ابعاد، مشخص و معلوم است و استنتاج و استنباط تاریخی بر اساس مطالعات روی تواریخ و احادیث کاملاً باور بخش و اطمینان آور است، و به طور مسلّم آن بخش از تاریخ ما که مثلاً به یک قرن پیش مربوط می‎شود با بخشی که به سیزده و چهارده قرن پیش ارتباط دارد، در اتقان و استحکام تفاوت ندارد بلکه گاهی بخش دوم از اول بیشتر مورد اعتماد است و مستندات آن قوی‌تر است و خلاصه اشخاص متخصص و دانشمند می‎توانند به وسیله همین تواریخ به اوضاع و احوال اجتماعی مردم در این چهارده قرن و حقایق و وقایع مهمّی که در سرنوشت این امّت تأثیر داشته است واقف شوند، و در حقیقت اگر بنا باشد امروز هم برای قرن حاضر تاریخی بنویسیم، از حدود همان تاریخ نویسی مورّخین اسلامی تجاوز نمی‎کند.
از جنبه مؤیدات و شواهد خارجی و عینی و آثار باقیمانده از حوادث نیز تاریخ اسلام غنیّ و کامل و دارای پشتوانه‎های بسیار محکم است و از این جهت هم هر چه شخص دیر باور باشد و یا نخواهد از روی غرض بعض حقایق را انکار کند یا شبهه و شکّ در آن ایجاد نماید، در تاریخ اسلام بالخصوص بخش‌هایی از آن که با معرّفی اصل رسالت و واقعه ظهور و انقلاب اسلام و سیره پیغمبر اکرم صلی‎الله علیه وآله و امور مهمّ دیگر ارتباط دارد اینگونه اظهار شک و تردیدها قابل قبول و مورد اعتنا نیست.

اگر چه تاریخ اسلام و مسلمین معتبرترین تاریخ تمام ادیان و جوامع بشری است و بلکه به شهادت بعض مورخین یگانه دینی که تاریخ معتبر و مورد اعتماد دارد اسلام است از ناحیه این شواهد تاریخی و مؤیدات که مخصوصاً برای دراز مدت و آینده‎های بسیار دور حفظ آنها مفید است، بسیار غنی و سرشار از شواهد خارجی و عینی است یعنی همه نقاط مهم تاریخ اسلام و مسلمانان را مشاهد و مواقف و ابنیه و قبور و مساجد و اوضاع جغرافیائی ممالک و کشورها تأیید می‎کند و در کشورهای پهناور عالم اسلام همه جا آثار تمدّن مسلمین و فتوحات آنها به چشم می‎خورد حتّی در کشورهایی مثل اسپانیا که پس از آن عصر طلائی اسلامی به آن سرنوشت اسفناک و بی‎رحمی‌ها و وحشی‎گری‌های مسیحی‎ها و محاکم تفتیش کذائی و شکنجه و اعدام‌های دسته جمعی و جنایات دیگر دچار شد، امروز آثار اسلامی تمدن مسلمین را در آنجا به جهانیان عرضه می‎دارند که اگر به کتاب‌هایی مثل (الآثار الاندلسیّة الباقیة) مراجعه فرمائید به عمق این مطالب تا حدی آگاه می‎شوید و بخش عمده‎ای از بودجه کلان اسپانیا از عوائدی که از راه توریستی و کسانی که از اطراف جهان برای مشاهده آثار عصور اسلامی به این کشور سفر می‎نمایند تأمین می‎شود.

 

 

* تاریخ اسلام و حرمین شریفین

مکّه مکرّمه و مدینه منوّره از این جهت که گفته شد بیشتر از هر نقطه اهمیت و موقعیت دارد و آثار و ابنیه این دو شهر و نواحی آن همه از مصادر تاریخ ما و بلکه ادیان به اصطلاح ابراهیمی است، و اگر این دو شهر را علاوه بر جنبه‎های روحانی و معنوی موزه بزرگ عالم اسلام و وحی بدانیم گزاف نگفته‎ایم.
در این دو شهر تا قبل از تخریب‌های پی‎درپی وهابی‎ها مشاهدی موجود بوده که هر یک گوشه‎ای و ناحیه‎ای از تاریخ پیامبر بزرگ اسلام را بازگو می‎نمود و آثار ارزنده‎ای از تاریخ زندگی و تلاش‌های آن حضرت در راه ابلاغ وحی و رسالت اسلام بود.
مشاهدی که همه در سلسله اسناد تاریخی اسلام و سوابق حرمین شریفین قرار دارد و معرّف سلسله نسب پیغمبر صلی‎الله علیه وآله بوده و حتّی از اوضاع دوران جاهلیت، ما را با خبر می‎سازد.
و خلاصه تمام مسجد مدینه و مسجد الحرام و تمام شهر مدینه و مکه و بقعه‎ها و اماکن و مساجد و حتی چشمه‎ها، چاه‌ها، راه‌ها، کوه‌ها و سرزمین‌ها و قراء واقع در اطراف و نواحی این دو شهر همه از سرگذشت اسلام و چگونگی ظهور و سیر آن حکایت می‎کند و مسلمانان که به حفظ تاریخ و شرف و سوابق درخشان خود و احیای آثار اسلامی علاقه دارند، باید همگان در حفظ این آثار و بازسازی آنچه ویران شده اقدام نمایند و حرمین را از دستبرد استعمار و تصرّفات ویرانگرانه آنها خارج نمایند.
این آثار و نشانه‎ها و بناها بهتر از کتب سیره، مردم را با سیره پیغمبر صلی‎الله علیه وآله آشنا می‎سازند.
کتاب‌های سیره فقط به نظر اهل مطالعه می‎رسد در حالی که این آثار را عموم مردم که از دور و نزدیک می‎آیند مشاهده می‎نمایند و از آن برکت‌ها و درس‌های بزرگ می‎گیرند.
به نظر حقیر، حتی باید نام‌های اصلی کل اماکن و زمین‌هایی که در عصر رسالت و در لسان روایات مذکور است حفظ شود و بالخصوص نام‌های متعلق به مسجد النبی و مسجد الحرام و در‌ها و ستون‌ها و سایر متعلقات آن نباید تغییر کند، زیرا همه اینها محفظه تاریخ اسلام است و کسانی که این ویرانگری‌ها را مرتکب شده‎اند بزرگترین دشمنی و خیانت را به تاریخ اسلام نموده‎اند.
حفظ این اماکن علاوه بر آن که از جنبه تعظیم شعائر شرعاً لازم است به ملاحظاتی که بیان شد نیز لازم است و تخریب این بقاع، صرف نظر از هتک و توهین، موجب تزلزل و سستی مبانی تاریخ می‎شود و تخریب این مشاهد و آنها را به این صورت در آوردن که نه سنگ قبری داشته باشند و نه امتیازی و در معرض محو و فراموشی قرار بگیرند از سوزاندن کتب تاریخ، خسارتش برای یک امّت و ملّت اگر بیشتر نباشد کمتر نیست.

 

 * وظیفه همگان در روز جهانی بقیع

روز هشتم شوّال، روزی است که ویران‌گری‌های گروهی گمراه از بقیع شروع شد و مراقد مطهّر و نورانی اهل‌البیت علیهم السّلام را تخریب نمودند و به هویّت اسلام عزیز تاختند. لذا لازم است که همه‌ی مسلمانان، اعمّ از شیعه و سنّی و مذاهب مختلف، در این روز، جنایات آنان را محکوم نمایند و همه با هم تجدید بنای این مشاهد عزیز و احیای سوابق درخشان اسلام را مطالبه نمایند.
باید این واقعه‌ی دلخراش را همه ساله مسلمانان روز عزا و مصیبت اعلام کنند و آن را محکوم نمایند. باید تا وقت نگذشته، این آثار نوسازی شود، مخصوصاً مشاهد و مقاماتی، مثل محلّ ولادت نبی اکرم در مکّه مکرّمه و مدفن جدّ بزرگوار و عموی عالی‌مقام و همسر فداکار آن حضرت و محلهّ بنی‌هاشم بازسازی شود.
و در مدینه منوّره، أحد، مشهد حضرت حمزه و سایر شهداء و بقیع مظلوم باید احیاء شود؛ مخصوصاً مقام و حرم ائمه طاهرین؛ حضرت امام حسن مجتبی و امام زین العابدین و امام محمد باقر و امام ‌جعفر‌صادق علیهم‌السلام؛ این مفاخر بی‌نظیر عالم اسلامیت و بشریت تجدید شود. خانه امام جعفر صادق علیه السلام که از همان خانه‌های مذکوره در قرآن مجید است به حال اوّل باز گردد.
خصوصاً شیعیان برای به یادماندن این اسناد تاریخ و این اهانتی را که در حرمین شریفین به اهل بیت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله شده و هنوز هم ادامه دارد، این روز را روز حزن اهل بیت علیهم‌السلام و روز هجوم به تاریخ اسلام دانسته و با اقامه مجالس عزاداری و عرض تسلیت به ساحت مقدس حضرت بقیة الله الاعظم ارواح العالمین له الفداء، این جنایتی را که علیه اسلام و قرآن و شخص پیغمبر اکرم و اهل بیت آن حضرت بوده، محکوم کنند و فراموش ننمایند که این جنایت، فراموش‌شدنی نیست. «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متمّ نوره ولو کره الکافرون».

موضوع: 
مناجات امیرالمومنین علی علیه السلام سروده آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
مناجات امیرالمومنین علی (ع) سروده آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

مناجات امیرالمومنین علی علیه السلام
سروده آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

 

 

شب به گوش آمدم از سوى  حجاز
ناله و صوت مناجات و نياز
ناله‌اى كز دل پاكي خيزد
حالت شوق و نشاط انگيزد
نغمه‌اى روح نشين جان پرور
اندر آن سرّ حقيقت مضمر
ناله پرشور، و صدا پرسوز است
شب ز انوار تجلّي روز است
رهروى حاكم مُلك و ملكوت
بنده‌اى واقف سرّ لاهوت
عاشقي مست ز صهباى وصال
گشته با خالق خود گرم مقال
حمد مي‌گفت و ستايش مي‌كرد
بر در دوست نيايش مي‌كرد
ناله‌ي نافذ سوزاني داشت
حالت زار پريشاني داشت
تنش از بيم خدا لرزان بود
نازنين ديده‌ي او گريان بود
يار، بي پرده تماشا مي‌كرد
خلوت خاص تمنّا مي‌كرد
اين چنين دُرّ حقايق مي‌سفت
راز در حضرت جانان مي‌گفت
اى كه ذكر تو بود اصل شفا
نيست سرمايه‌ي من غير رجا
از درت كس نشود خائب باز
پاكي از بخل و نياز و انباز
نعمتت هست فزون از احصا
حق شكرت نتوان كرد ادا
ياد تو ورد زبانم باشد
حُبّ تو مونس جانم باشد
فخرم اين بس كه تو مولاى مني
خالق و رازق و ملجاى مني
بر درت خوار و حقير آمده‌ام
زار و محتاج و فقير آمده‌ام
تو‌يى آن خالق قهّار جليل
منم آن بنده‌ي مسكين و ذليل
چه خوش است آن كه به درگاه خدا
بنده‌اى روى نهد بهر دعا
آن قدر عرض ادب كرد و نياز
كه جهان گشت پر از سوز و گداز
زان مناجات، ملايك مبهوت
دشت و صحرا همه جا بود سكوت
ناگهان گشت صدايش خاموش
جلوه‌ي دوست نمودش مدهوش
مرغ حق ماند ز تسبيح و نوا
من در انديشه‌ي آن نغمه سرا
يارب اين صوت مناجاتِ كه بود؟
كه ز من طاقت و آرام ربود؟
يارب اين‌صوت‌ روان‌بخش ز كيست؟
هاتفي گفت كه اين صوت علي است
اين مناجات علي شير خداست
كه از آن ولوله در ارض و سَماست
يكّه تاز غزوات اسلام
فاتح خيبر و احزاب لئام
اين علي بود كه در بزم حضور
هست چون موسي عمران در طور
شب رود چونكه به خلوتگه راز
به سوى دوست نمايد پرواز
همه شب سوز و گدازى دارد
با خدا راز و نيازى دارد
از رُخش نور خدا تابان است
محو در معرفت جانان است
صاحب مكرمت و لطف عميم
مظهر رحمت يزدان رحيم
خود به سر وقت يتيمان مي‌رفت
كلبه‌ي تنگ فقيران مي‌رفت
پرسش از حال ضعيفان مي‌كرد
با همه رأفت و احسان مي‌كرد
نشد از معدلتش كس محروم
خصم ظالم بُد و يار مظلوم
داشت مُلك دو جهان زير نگين
بُد غذايش نمك و نان جوين
آه كز ضربت بِن ملجم دون
حق نما صورت او شد پُر خون
چهره‌ي عدل شد از ظلم نهان
گشت اركان هدايت ويران
كُشته شد شير خدا حبل متين
كُشته شد رهبر ارباب يقين
يا علي! اى تو مُراد دل من
حُبّ تو مايه‌ي آب و گِل من
الكن از مدح تو نطق مَلك است
كمترين پايه‌ي قَدرت فلك است
نامه‌ام پر شده از جرم و گناه
روسياهم به تو آورده پناه
به درت  آمده محتاج عطا
"لطفي صافيت " اى بحر سخا
به ولايت، دل محكم دارم
پس چه باكي‌ ز جهنم دارم
بسته‌ي سنبل گيسوى توام
فخرم اين بس كه سگ كوى توام
من نجف را به جهان نفروشم
سر كويت به جنان نفروشم
حَرَمت روضه‌ي رضوان من است
دين و دنياى من ايمان من است

موضوع: 
دنیائے اسلام کی ممتاز خاتون کے سوگ میں
دنیائے اسلام کی ممتاز خاتون کے سوگ میں (ماه رمضان کی مناسبت سے مخصوص تحریر /5)
(ماہ مبارک رمضان کے بارے میں آیت ‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف کے سلسلہ وار نوشتہ جات /5)

ہجرت سے تین سال قبل اور بعثت کے دوسوں سال ماہ مبارک رمضان میں مؤمنہ اور فداکار خاتون امّ المؤمنین حضرت خدیجہ سلام اللہ علیہا اپنی پینسٹھ سال کی بابرکت عمر کے بعد رحلت فرما گئیں۔ شیخ مفید علیہ الرحمۃ کے قول کے مطابق یہ دردناک واقعہ دس ماہ رمضان کو پیش آیا۔ (1) اور رسول خدا صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم نے آپ کو خود اپنے ہاتھوں سے حجون مکہ مکرمہ میں دفن کیا اور رسول خدا صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم کے لئے آپ کی رحلت اس قدر غم و اندوہ کا باعث بنی کہ آپ نے اس سال کو «عامُ الْحُزْن»  کا نام دے دیا۔

جناب خدیجہ سلام اللہ علیہا کا خاندان

حضرت خديجه سلام الله عليہا اپنے ماں باپ اور دودھیال و ننیہال کی طرف سے جزیرۃ العرب کے اصیل خاندان سے تھیں کہ جو صاحب شرافت و سيادت تھے۔

برجستہ صفات کی حامل

خدا نے یہ چاہا کہ یہ بے نظیر اور یگانہ خاتوں حرم نبوت اور امامت و ولایت کے گیارہ تابناک ستاروں کی ماں اور عقل، ادب، حکمت، بصیرت اور معرفت میں ممتاز اور بے مثال ہو۔

آپ کمالات، نبوغ فکری، فہم و فراست اور عقل و بینش کے لحاظ سے برجستہ نمونہ تھیں۔ مردوں اور عورتوں میں ان کی مثال نہیں ملتی۔  عفّت، نجابت، طہارت، سخاوت، حسن معاشرت، محبت اور وفا آپ کی کچھ برجستہ صفات تھیں۔

شوہر داری میں نمونه

ایک شوہر کے لئے اور بالخصوص اگر وہ گھر سے باہر اہم سماجی امور میں مصروف ہو اور اس کے عظیم مقاصد ہوں، نیز وہ جنگ اور جہاد کے فرائض بھی انجام دے رہا ہو اور اسے دشمنوں اور مخالفین کی جانب سے طرح طرح کی مشکلات کا سامنا ہو تو ایک دلسوز، مہربان، عقل مند، اور ہوشیار بیوی ہی اس کے دل کو آرام، روح کو سکون فراہم کر سکتی ہے اور اس کی تھکاوٹ اور پریشانیوں کو ختم کرنے اور اس کے لئے استقامت اور ثابت قدمی کا باعث بن سکتی ہے۔

اگر شوہر گھر سے باہر دشمنوں سے برسر پیکار ہو اور اسے دشمن کی طرف سے وحشیانہ حملوں، تکالیف اور اذیتوں کا سامنا ہو اور گھر میں بھی نادان، بد اخلاق، ڈرپوک اور منہ پھٹ بیوی کا سامنا کرنا پڑے کہ جو تو یہ اسے اس کے ہدف و مقصد سے دور کرے، اس کی سرزنش کرے، جنگ چھوڑ کر دشمن کے سامنے ہتھیار ڈالنے پر مجبور کرے اور کہے کہ ہر دن جاہل لوگ اس کے شوہر پر سبّ و شتم کرتے ہیں، اس کا مذاق اڑاتے ہیں کہ جس سے وہ تھک گئی ہے  لیکن ان مشکلات کے حل کے لئے اپنے شوہر کی مدد نہ کرے تو اس صورت میں کوئی شک و شبہ نہیں ہے کہ شوہر کی مشکلات کئی گناہ اضافہ ہو جاتا ہے۔

اس میں کوئی شک و شبہ نہیں ہے کہ ایسے شخص کی مشکلات اور دشواریوں میں مزید اضافہ ہو جاتا ہے کیونکہ نہ صرف اس کی بیوی مشکلات کو حل کرنے میں اس کی مدد کرتی ہے بلکہ اپنے غیر منطقی اعمال و افعال (منجملہ بے جا سرزنش اور اعتراض) کے ذریعہ اس کی مشکلات کو کئی گنا بڑھا دیتی ہے۔

پیغمبر صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم خداوند متعال کی جانب سے سب سے اہم آسمانی رسالت پر مؤمور تھے اور مشرکین اپنی تمام تر توانائیوں ( منجملہ انہوں نے اپنے بہادروں، بدزبانی کرنے والے شعراء، سبّ و شتم کرنے والے اوباش افراد، عورتوں، مردوں، اپنوں اور بیگانوں کو پیغمبر صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم سے محاذ آرائی کے لئے جمع کیا ہوا تھا) کے ساتھ آنحضرت کے مقابلہ میں کھڑے تھے اور جہاں تک ممکن ہو وہ آپ اور آپ کے اصحاب کو تکالیف پہنچاتے اور برا بھلا کہتے، آپ کی راستہ میں کانٹے بچھا دیتے، نماز کے دوران آنحضرت کی توہین کرتے اور انہوں نے رسول خدا صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم اور آپ کے اصحاب سے تعلقات ختم کر دیئے۔

ان تمام دشمنوں،  مشکلات اور مصائب کے ہوتے ہوئے اگر  پیغمبر صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم گھر واپس جاتے اور دیکھتے کہ ان کی زوجہ ( کہ جو قریش کی عورتوں کی سرادر ہیں اور جو صاحب شخصیت اور مال و دولت کے لحاظ سے ملیکہ ہیں)ان سے دلسوزی اور ترحم کر رہیں ہیں یا ان پر اعتراض کرتے ہوئے یہ تقاضا کر رہی ہیں کہ وہ اپنی اس دعوت سے دستبردار ہو جائیں تا کہ آپ کے دشمن آپ کی توہین نہ کریں اور آپ کا مذاق نہ اڑائیں؛ اگر ایسی صورت حال ہوتی تو پیغمبر صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم کوکیسی عجیب مشکل کا سامنا ہوتا؟ !

لیکن خدا کا لطف تھا کہ خدا نے دعوت اسلام کی حقانیت کو درک کرنے کے لئے قلب خدیجہ کو اس طرح سے کھول دیا تھا اور آپ کے دل کو اس طرح سے منور اور معرفت و حکمت سے سرشار کر دیا تھا کہ پیغمبر خدا صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم نے کبھی بھی گھر میں ایسا کوئی افسوسناک منظر نہیں دیکھا تھا۔

دعوت الٰہی کا استقبال

ڈاکٹر «بنت الشّاطي» کہتی ہیں: « کیا خدیجہ کے علاوہ کسی اور بیوی میں یہ صلاحیت تھی کہ وہ اس تاریخی دعوت کے بعد قوی ایمان، کھلی آغوش اور محبت و عطوفت سے اس کا استقبال کرتی کہ جب وہ غار حرا سے آئے تھے اور دل میں اس کی سچائی کے بارے میں کوئی شک و شبہ نہ آنے دیتی اور اسے تسلی دیتی کہ خدا اسے تنہا نہیں چھوڑے گا؟

کیا خدیجہ کے علاوہ اس قدر ناز و نعمت سے پلی ہوئی اور اس قدر احترام و آسائش میں زندگی بسر کرنے والی کوئی اور خاتون اپنی مکمل رضائیت سے اپنی عالی شان زندگی، بے حد مال و دولت اور توانگری سے منہ موڑ سکتی ہے اور کیا کوئی اور یہ سب چھوڑ کر زندگی کے سخت اور دشوار لمحات میں اپے شوہر کے ساتھ کھڑی ہو سکتی ہے تا کہ وہ اپنے اپنے شوہر کی حقانیت پر ایمان رکھتے ہوئے راہ حق میں آنے والی مشکلات اور مصائب میں اس کی مدد کرے؟ نہیں! ہرگز نہیں! صرف خدیجہ ہی ایسی خاتون تھی اور کوئی دوسری خاتون آپ کی طرح نہیں ہو سکتی مگر یہ وہ آپ کے ہم مرتبہ ہو» (2)

کائنات کی بہترین خواتین

حضرت خدیجہ سلام اللہ علیہا کی وفات کے بعد پيغمبر صلّی الله عليه و آله و سلّم نے کبھی بھی آپ کو فراموش نہیں کیا اور آنحضرت آپ کے اخلاق اور صفات کو یاد فرماتے تھے اور جو لوگ ان سے آشنا اور ان کے دوست تھے؛ رسول خدا صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم ان پع لطف و احسان فرماتے تھے۔

«عائشه» سے روایت ہوئی ہے کہ: «رسول خدا صلّی الله عليه و آله و سلّم اس وقت تک گھر سے باہر نہ جاتے جب تک جناب خديجه سلام اللہ علیہا کو یاد نہ کر لیتے اور نیکی و اچھائی سے آپ کی مدح و ثناء فرماتے۔

ایک دن مجھے اس بات پر حسد ہوا اور میں نے کہا: وہ ایک بوڑھی عورت سے زیادہ کچھ نہ تھی اور خدا نے آپ کو ان کے بدلے بہتر عطا کیا ہے۔

پيغمبر صلّی الله عليه و آله و سلّم اس قددر غضبناك ہوئے کہ آپ کے سر کے سامنے کے بال غصہ سے ہل رہے تھے اور پھر آپ نے فرمایا: «نہیں! خدا کی قسم! خدا نے مجھے اس سے بہتر کوئی نہیں دیا، وہ مجھ پر تب ایمان لائیں جب لوگ کافر تھے، اور تب میری تصدیق کی جب لوگ میری تکذیب کر رہے تھے، اور تب میرے ساتھ اپنا مال (راہ خدا میں) خرچ کیا جب لوگوں نے مجھے محروم کر دیا اور خدا نے ان سے مجھے اولاد عطا کی اور دوسری عورتوں سے محروم فرمایا ».(3)

«انس بن مالك» نے روایت کی ہے کہ رسول خدا صلّی الله عليه و آله و سلّم نے فرمایا: «کائنات کی بہترین عورتیں مريم بنتِ عمران ، آسيه بنت مزاحم ، خديجه بنت خُوَيْلِد اور فاطمه بنت محمّد صلّی الله عليه و آله و سلّم ہیں».(4)

«صحيحين» میں عائشه سے روايت ہوئی ہے کہ: «پيغمبر صلّی الله عليه و آله و سلّم نے حضرت خدیجہ سلام اللہ علیہا کو جنت میں ایسے گھر کی بشارت دی کہ جہان کوئی شور و شرابا اور رنج و زحمت نہیں ہے ».(5)

آج ہماری یہ ذمہ داری ہے کہ آپ کے کمالات اور آپ کی بلند صفات کے گوشوں کو دنیا اور بالخصوص خواتین کے لئے بیان کریں۔ نیز اسلام، پیغمبر صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم اور شوہر داری کے لحاظ سے لوگوں کے سامنے آپ کا تعارف نمونۂ عمل کے طور پر کرایا جائے اور ان کے راہ و روش کی پیروی کی جائے۔

 

حوالہ جات:

1. مسار الشیعة شیخ مفید رحمۃ اللہ ۔

2. اهل البيت، توفيق ابو علم، ص 102، ترجمه نقل بہ معنی۔

3. ایضاً۔

4. اسدالغابة، ج 5، ص 437 ـ الاستيعاب، بهامش الاصابة، ج 4، ص 284 و 285۔

5. الاصابة، ج 4، ص 282 ـ اسدالغابة ، ج 5، ص 438 اس کی مانند ایک اور حدیث تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 26، میں ذكر ہوئی ہے ۔

موضوع: 
شب قدر؛ مبدأ تاریخ كمال بشریّت
شب قدر؛ مبدأ تاریخ كمال بشریّت (ویژه‌نامه ماه رمضان/8)
(سلسله نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف درباره ماه مبارک رمضان/8)

 

شب قدر، شب نور، رحمت و شب نزول قرآن و مَطلع خیرات و سعادات، و هنگام نزول بركات و سرآغاز زندگی نوین بشر و مبدأ تحوّل و تاریخ كمال واقعی انسان‎هاست.

* شب قدر، شب آزادی بشر

شبی كه اگر نبود و نیامده بود، شب تیره بدبختی انسان به پایان نمی‎رسید و بامداد نیك‎بختی او طلوع نمی‎كرد و از بند اسارت اقویا و استعمارگران آزاد نمی‎گشت.

شب قدر، لیله مباركه، شب آزادی بشر و اعلان حقوق انسان و حكومت عدالت و دادگستری است. شبی كه برای ملّت‎های غفلت‌زده، ناآگاه و آلوده به فساد و تباهی و گمراهی، صبح هدایت و بیداری و آگاهی و رستگاری گشت و بزرگ‎ترین و گرامی‎ترین كتب آسمانی ـ ‎كه إلی الأبد و جاودان، راهنمای بشر و ضامن سعادت است ـ نازل شد و با اشراق ملكوتی، جهان را از ظلمت شرك و ثنویتِ مجوس، تثلیث ترسا، خرافات یهود و بت‎پرستی و... به روشنایی توحید و پرستش خدای یگانه راهبر شد.
اگر این شب نبود، تمدّن عظیم اسلامی با آن همه ارزش‎ها و علوم معارف، اخلاقیات، عرفان، فقه و... شخصیت‎های والای پرورش یافته در دامن آن نیز وجود نداشت.

* تأثیر شب قدر در ترقّی جامعه بشری

مدارجی كه بشر پس از نزول قرآن طی كرده و به منازل و معارجی كه پس از این می‎رسد، همه از بركات این شب و هدایت قرآن است.

برای این كه تأثیر این شب عزیز در پیشرفت اهداف انسانی و ترقّی جامعه بشری آشكار شود، موفقیت‎های بزرگ و حركت‎ها و جهش‎هایی را كه تحت تأثیر تعالیم آزادی بخش قرآن در علم و صنعت و تمدّن در طول چهارده قرن، نصیب انسان شده است‎ در نظر بگیریم، و با زندگی كم تحرّك و خاموش و كم نور پیش از آن مقایسه كنیم تا معلوم شود چگونه جنبش و نهضت اسلام و قیام مسلمین و رسالت پیامبر بزرگ خدا محمّد بن عبدالله ‎صلّی‎الله علیه وآله، ‎مبدأ اصلاحات، جنبش‎ها و انقلابات آزادی‌خواهانه و مترقّی گردید و كاروان بشریت را با سرعت و شتاب روزافزون، هر چه بیشتر به پیش برد و این آدمی‎زاد را كه صدها قرن بود با كندی و سستی و ناتوانی گام بر می‎داشت، در ظرف چهارده قرن به كجا رسانید و دامنه فكر و اندیشه او را از حدود زمین و ماه و كرات در گذرانید.

* قرآن، محور شب قدر

آری، قرآن افكار را دگرگون كرده و شخصیّت انسان را محترم شمرد و حقوق بشر را با صراحت اعلام كرد و پرستش افراد را محكوم كرده و قدرت‎های شخصی را در هم شكست و هیأت حاكمه را محدود و از آن تجمّلات، تبذیرها، امتیازات و حیف و میل بیت المال و غارت دست‎رنج مردم باز داشت و برای همه، حقوق مدنی متساوی قرار داد.

* راز پنهانی شب قدر

قرآن، شب قدر را «لیلة مباركة» خوانده و در شأن آن یك سوره نازل شده و شرافت آن شب، از هزار ماه بیشتر است. هر چند در تعیین شب قدر اختلاف است، ولی قول معتمد و محقّق ـ ‎كه از روایات معتبره گرفته شده ـ این است كه از شب «نوزدهم» و «بیست و یكم» و «بیست و سوّم» ماه رمضان بیرون نیست و به احتمال قوی ـ ‎كه برخی از احادیث هم مثل «روایت جهنی» مؤید آن است ـ شب قدر، شب بیست و سوم است و از برخی اخبار دیگر استفاده می‎شود كه هر یك از این سه شب «شب قدر» است.

به هر حال اگر به طور یقین، شب قدر معلوم نشود، نهان بودن آن متضمّن حكمت و مصلحتی بوده و ممكن است آن مصلحت این باشد كه مسلمانان تمام شب‎های این ماه، یا لااقل این سه شب را در عبادت و پرستش خدای تعالی و تلاوت قرآن و آموختن معارف، حقایق و تعالیم آن، بیشتر اهتمام نمایند و سراسر ماه را «ماه قرآن» قرار دهند و در شب‎های «نوزدهم» و «بیست و یكم» و «بیست و سوّم»، در توبه و استغفار و اصلاح احوال و خواندن قرآن و دعا، جدّ و جحد بلیغ نمایند و تا صبح بیدار باشند.

نكته دیگری كه در پنهان‌ماندن شب قدر به نظر می‎رسد، این است كه اگر این شب با این همه قدر و منزلت، مشخّص و شناخته شود، بسیاری از مردم به عبادت در آن اكتفا كرده و از فیض توجّه و دعا در سایر شب‎ها باز می‎مانند و بسا كه سبب غرور یا عجز بعضی شود؛ در حالی كه چون پنهان و نامشخّص است، مؤمنان در تمام شب‌هایی كه طرفِ احتمال است به ذكر الهی و توبه اشتغال می‌ورزند و از بركات و ثواب‎های بیشتری مستفیض شده و به واسطه تمرین زیادتر، ملكات فاضله در آن‎ها راسخ‎تر می‎شود.

* لزوم بهره‌برداری معنوی از شب‌های قدر

پس، شب قدر از فرصت‎های بسیار ارزنده و مغتنم است و ما باید این شب را برای تفكّر در اوضاع اسلامی و توجّه بیشتر به تعالیم قرآن مجید غنیمت بدانیم و به مقدار ارتباط خود با قرآن و احكام آن، كاملاً رسیدگی كنیم.

باید از لیالی متبرّكه «احیاء» ـ ‎كه در فضیلت آن و شب زنده‎داری و عبادت در آن در كتب دعا و حدیث، اخبار بسیار وارد شده‎ ـ استفاده كنیم. شب‌های قدر شب‌هایی است كه هر شخصی در آن به در خانه خدا برود، به سعادت حضور معنوی و لذّت تقرّب نایل می‎شود.

* شب دعا برای تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام

از جمله وظایف مهمّ در این شب‎ها، تجدید عهد با ولیّ امر حضرت بقیة‎الله ‎عجّل الله تعالی فرجه‎ و خواندن دعای معروف: «اَللهم كُن لِوَلِیكَ...» می‎باشد؛ زیرا شب قدر به آن حضرت تعلّق خاص دارد و در آن شب ملائكه بر آن بزرگوار نازل می‎شوند و تمسّك به قرآن و عترت و كتاب مبین و امام مبین هم اقتضا دارد كه در شب قدر، مؤمنان به ثقلین قرآن مجید و آخرین امامِ عدالت‎گستر و بقیّه عترت هادیه و مصداق حقیقی «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَینا مِنْ عِبَادِنَا»؛ یعنی به حضرت حجّة بن الحسن العسكری ‎روحی و ارواح العالمین له الفدا تمسّك نموده و بدانند كه به تصریح اخبار متواتره ثقلین، امن و نجات از ضلالت و گمراهی، فقط در سایه تمسّك به قرآن و عترت حاصل می‎شود و برای نجات از این همه انحرافات و سرگردانی‎های گوناگون، راهی جز توسّل و تمسّك به هدایت «قرآن و عترت» نیست.

بايد همگان اين شب را غنيمت بدانيم؛ برای كسب معارف دين، توبه، تجديد عهد، اعاده حيثيت، دعا، خودسازی اخلاقي و نو كردن ايمان به خدا، يقين به حساب و معاد، پاك ساختن نيّات از غل و غش و كينه‌ی برادران اسلامی و درخواست خير، سعادت، هدايت و امنيت براي همه بنی نوع بشر و مخصوصاً دعا برای تعجيل در امر فرج صاحب اين شب‌ها حضرت صاحب‌الزّمان عليه السلام؛ آقايی كه «بيمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الأرض و السماء» است.

امّيد است جلوه‌های اسلامی در همه نهادها و برنامه‌ها از بركت دعاهای خالصانه در اين شب‌ها بيش از پيش شود و نقاط ضعف اقتصادی، اجتماعی و مناهی و ملاهی و معاصی كه هويّت جامعه را تهديد می‌كند در اين شب برطرف شود.

اينجانب از همه شب‌زنده داران در اين شب‌های مبارك قدر، خاضعانه استدعا دارم كه همه دل‌ها را متوجّه آن امام عزيز و مهربان، محبوب دل‌های عارفان و ذخيره بزرگ پيامبران نمايند و شب قدر را با ياد آن حضرت و دعا برای فرج موفور السّرورش و اجرای عدالت واقعی در سراسر گيتی تمام كنند؛ برای فرج آن حضرت دعا كنيد تا برای همه گشايش و فرج حاصل شود. وظيفه همه مسلمانان در اين شب‌های مبارك، دعای همگانی برای فرج است.

بياييد پيمانی محكم و استوار با آن حضرت داشته باشيم كه همه زندگی خود را در راه رضا و خوشنودی ايشان سپری نموده و غم و غصّه‌هايی كه آن بزرگوار برای مشكلات مسلمانان دارند را برطرف نماييم.

موضوع: 
«عزّت‌ در سایه‌ی وحدت»؛ درسی از دانشگاه «بدر»
«عزّت‌ در سایه‌ی وحدت» (ویژه‌نامه ماه رمضان/7)
(سلسله نوشتار‌های آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف درباره ماه مبارک رمضان/7)

یکی از وقایع مهمّی که در ماه مبارک رمضان اتّفاق افتاد، غزوه‌ی بدر بود که بنا به نقلی در هفدهم این ماه در سال دوّم هجرت، به وقوع پیوست.(1)
يكي از پيروزي‌هاي بسيار چشمگير و با عظمت و اهميّت تاريخ اسلام، پيروزي مسلمانان در زير پرچم توحيد و فرماندهي وجود شريف پيغمبر خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم در جنگ بدر است.

* بدر، نخستین مقابله سپاه اسلام و کفر

اين جنگ، نخستين مقابله‌ی سپاه اسلام با كفر، و نبرد اهل توحيد با اهل شرك بود. مشركان در اين جنگ، از جنبه‌ی ساز و برگ و اسلحه و مهمّات بر مسلمانان برتري داشتند و نفرات و افراد آنها تقريباً، سه برابر سپاه اسلام بود.
پيروزي سپاه اسلام در اين جنگ، براي آينده‌ی اسلام، از ارزش و اهميّت ويژه‌اي برخوردار بود و در تعيين مسير تاريخ اسلام، به حسب ظاهر تأثير فراوان داشت.
اين جنگ، براي دين توحيد و آيين جهاني اسلام، ارزش حياتي داشت و فتحي كه در آن نصيب مسلمانان شد، پايه و مادر تمام فتوحاتِ آينده گرديد.
مسلمانان با صبر و استقامت، در اين غزوه جهاد كردند و صدق نيّات و راستي ايمان و اسلام خود را آشكار ساختند و خدا آنان را ياري نمود و در جنگ پيروز شده، دين را ياري كردند و پافشاري آنها در اين جهاد، سبب گسترش دعوت اسلام و ثبات اركان آن شد.
در اين غزوه، مسلمانان از بوته امتحان سربلند بيرون آمدند و نشان دادند كه توانايي رساندن دعوت اسلام به جهانيان را دارا هستند و در هنگام فداكاري و جانبازي، اسلام را از اموال و اولاد و جان‌هاي خود گرامي‌تر مي‌دارند.

* درس‌های «بدر»

اين غزوه، درس‌هاي زيادي به مسلمانان آموخت كه فراگيري و عمل به آن مي‌تواند آنها را به عزّت و عظمت صدر اسلام برساند كه ما در اين نوشتار به دو درس آن اشاره مي‌كنيم:

- درس اوّل: لزوم همراهی عمل با عقیده

تنها، قوّت دليل و برهان، وضوح علمي و استيلاي سلطان حقّ در ضماير و قلوب، بدون استيلاي آن بر عالم خارج و ظواهر اجتماع، سبب حكومت مطلق حقّ و محو باطل نخواهد شد و تنها عقيده به اينكه امري حق و امر ديگر باطل است، حقّ را در دنياي مردم و زندگي جامعه، ميزان و مرجع نساخته و باطل را از دنياي انسان‌ها بيرون نمي‌راند.
مادامي كه سلطنت باطل باقي باشد و مانند عصر فرعون، اهل حق، استضعاف شوند، جامعه از بركات حكومت حق محروم خواهد بود. بايد باطل، رانده و كوبيده شود و حقّ جانشين آن گردد؛ بايد حقّ و حقّ‌پرستان غالب و سپاه باطل مغلوب شود، و معناي (لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ)  ظاهر شود.
اسلام، دينِ حركت و انقلاب عليه چهره‌هاي ظلماني و باطل‌پرستان است و يك نظريّه و عقيده ساده ايجابي و علمي نيست.
اين درس، از دروس بسيار مهمِّ اين واقعه است كه مسلمانانِ عصر ما ضرورت آن را بايد درك كنند و علّت انحطاط مسلمانان را در عدم توجّه به آن جستجو نمايند.
اسلام در عصر حاضر، براي صدها ميليون از پيروانش به صورت يك عقيده ساده و نظريّه صحيح و استوار، كه منطق و علم و برهان آن را تأييد كرده، در آمده است و مفاهيم ديگر و لزوم ارتباطش با عالم خارج منظور نمي‌شود.
مسلمانان، با كثرت جمعيّت، نفوذ كشورها و ممالكي كه در اختيار دارند، حركت و نهضت، تشكيل حكومت و ترقّي صنعتي وعلمي و تطبيق اسلام را با واقعيّت اوضاع واجتماع خود، عملاً جزء مفاهيم اسلام نمي‌گيرند؛ بنابر اين جامعه جاهلي، در سراسر عالم اسلام، جايگزين جامعه اسلام شده و زشت‌ترين قيافه‌هاي مهيب ارتجاع، در اجتماعات آنها خودنمايي دارد.
پري نهفته رُخ و ديو، در كرشمه و ناز * بسوخت عقل ز حيرت كه اين چه بوالعجبي است

- درس دوم: لزوم اتّکا به خداوند

مؤمنان بايد متّكي به تدبير خدا و ياري او باشند و با توكّل، در برابر كثرت اهل باطل، خود را نبازند و شكسته نگردند و بدانند كه نيرومندترين عاملي كه در جهاد حق‌پرستان با اهل باطل، سبب غلبه و پيروزي است، ايمان به مبدأ و حقيقت، ثبات، استقامت، شرافت هدف و مقصد است.
مجاهدان غزوه بدر، با روحيّه قوي، عزم و شوق به ياري حقّ، ميل به شهادت و لقاء الله و اينكه جهاد، منتهي به اِحدي الحُسَنَينْ: يا نصر و پيروزي و يا شهادت و بهشت است، نبرد مي‌كردند و از غرور به اسلحه و زيادي مهمّات و تكبّر و خودخواهي پرهيز داشتند.
با اين پشتوانه‌ها، اهل حقّ هميشه پيروزند، اگر چه به ظاهر هم مغلوب شوند. اهل باطل مغلوبند، اگر چه به ظاهر غالب شوند.

* اسباب نصرت و پیروزی مسلمانان

به طور خلاصه، اسباب نصر و پيروزي چنانچه از آيات مربوط به غزوه بدر استفاده مي‌شود، عبارت است از:
- ثبات در هنگام جهاد و ديدار دشمن و در هر گونه مبارزه با اهل باطل.
- اتّصال به ذكر خدا و اتّكا به كمك و تدبير او.
- اطاعت خدا و رسول.
- پرهيز از نزاع و اختلاف.
- صبر و شكيبايي بر خطرات و مصايب جهاد.
- پرهيز از ريا كاري، ستم و خودبيني.
اينها صفاتي است كه تقريباً مسلمانان امروز كمتر دارا هستند و عامل شكست و ضعف آنها در برابر كفّار، فقدان اين صفات است.
مسلمانان صدر اسلام اگر در جنگي شكست مي‌خوردند يا از نظر ضعف اقتصادي، يا اسلحه و مهمّات جنگي دشمن را قوي‌تر مي‌ديدند، از نظر روحي عقب‌نشيني نكرده و تسليم نمي‌شدند و دارايي‌هاي خود را با ارزش‌تر از دارايي دشمن مي‌دانستند و نعمت ايمان را برتر از هر چيز مي‌شمردند و نيروي معنوي و فكري خود را بر قدرت مادّي و ظاهري دشمن غالب و برتر از آن مي‌ديدند.

* نقایص جوامع اسلامی عصر ما

بيشتر جوامع اسلامی عصر ما، به جاي اتّكا به ياري خدا و سرمايه‌هاي فكري و معنوي و شجاعت روحي، بيشتر به نيرو و قدرت مادّي بيگانگان اعتماد می‌كنند و در تقليد از عادات زشت آنها با يكديگر به رقابت پرداخته، با پشت پا زدن به عادات ديني و بي‌اعتنايي به التزامات اسلامي، خود را به بيگانگان نزديك مي‌سازند.
عدّه‌اي به گونه‌اي غربزده و خود باخته شده‌اند كه نمي‌توانند به طور فرض در يكي از مجامع بين المللي با لباس ملّي و اسلامي شركت كنند و حتّي از بستن كراوات كه بندي از بندهاي رقيّت است، غافل نمي‌شوند و در مجالس رسمي خويش هم به كسي كه اين بند را نبسته باشد، حقّ شركت نمي‌دهند، در حالي كه مي‌بينيم ملل ديگر، با همان لباس ملّي خود در هر مجلس رسمي و بين المللي شركت مي‌كنند و هيچ‌كس اين التزام را علامت عقب‌ماندگي آنها نمي‌شمارد.

* اتحّاد اسلامی، بزرگترین وسیله پیروزی

اتّحاد و اتّفاق اسلامي كه بزرگترين وسيله قوّت و شوكت و پيروزي مسلمانان بود، امروز به نفاق و تجزيه و تقسيم ممالك مبدّل شده و در هر نقطه واقليمي، اجتماعي مجزّا، منفرد و مستقل تشكيل گرديده و حكومت‌هاي كوچك و ضعيف، تشتّت و تفرّق را در عالم اسلام رهبري كرده و براي مصالح و منافع شخصي خود هرگز حاضر نيستند واقعاً عليه منافع استثمارگران شرق و غرب قدمي بردارند و به سوي وحدت اسلامي و برداشتن اين فاصله‌هاي دروغين و جعلي پيش بروند و بدين‌سان، عالم اسلام را از قوّه مركزي و مركز ثقل و يك مجمع يا هيأت يا حكومت واحدي كه جهان اسلام را رهبري مي‌كند، محروم مي‌سازند.
اجتماع واحد صدر اسلام، قبايل متشتّت و حكومت‌هاي ملوك الطوايفي، قبيله‌اي واصطكاك منافع و پراكندگي‌هاي آنها را تحت لواي اسلام و پرچم توحيد ويكتاپرستي، به اتّصال، هماهنگي، هم فكري و وحدت تبديل كرد.
در آن روز، مسلمان‌ها تحت رهبري پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم، حكومتي واحد و ملّتي يكپارچه داشتند و در سرتاسر عالم اسلام، چيزي به نام «قوميّت گروهي»، «تجزيه‌طلبي» و ... وجود نداشت.
هيچ‌كس در فكر تصاحب منطقه يا ناحيه اي براي خويش نبود. آنان كه عليه حكومت‌ها قيام مي‌كردند، هر كدام مسلمان و پيرو افكار اسلامي بودند، هدفشان تجزيه نبود، بلكه تعديل، اصلاح و برقرار كردن حكومت اسلامي بود.
نظاير اين نقايص و عيوب است كه جامعه مسلمانان را بيمار ساخته و مسلمانان صدر اسلام از آن مصون بودند و تا اين بيماري‌ها درمان نشود، امّتِ اسلام توانايي تجديد مجد و عظمت گذشته را نخواهد داشت.

پی‌نوشت‌ها:
1. سيره‌ی ابن هشام، جلد 2، صفحه 260 و 261.

 

موضوع: 
احیاگر مصلح (کریم اہلبیت امام حسن مجتبی علیہ السلام)
(ماہ مبارک رمضان کے بارے میں آیت ‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف کے سلسلہ وار نوشتہ جات /6)

حضرت امام حسن مجتبی علیہ السلام جیسے عظیم الشأن اور عالیقدر رہبر و پیشواء کی شخصیت اس سے کہیں عظیم ہیں کہ مجھ جیسا حقیر ان کے بارے میں کوئی مقالہ یا کوئی کتاب لکھے۔

 اہلسنت دانشوروں کی نظر میں

بزرگ شیعہ مؤلفین و مصنفین اور دانشوروں کے علاوہ اہلسنت کے بھی بزرگ علماء نے حضرت امام حسن مجتبی علیہ السلام کی حیات طیبہ اور آپ کی تاریخ زندگی کے بارے میں کتابیں لکھی ہیں۔ اور تاریخ، روایات، تفسیر، اخلاق، تراجم اور دیگر علوم کی دسیوں کتب میں انہوں نے  امام حسن مجتبی علیہ السلام کے فضائل و مناقب بیان کئے ہیں؛ منجملہ یہ کتابیں ملاحظہ فرمائیں: «صحيح بخاري»، «صحيح مسلم»، «سنن ترمذي»، «سنن ابن ماجه»، «طبقات ابن سعد»، «سنن ابي داود»، «خصايص نسايي»، «جامع الصّغير»، «مصابيح السنّة»، «اسعاف الرّاغبين»، «نورالأبصار»، «تذكرة الخواص»، «الاتحاف»، «كفاية الطّالب»، «شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد»، «مرآة الجنان»، «ملتقي الأصفياء»، «نظم درالسمطين»، «فرايد السّمطين»، «سيرة حلبيه»، «اسد الغابة»، «الاستيعاب»، «الاصابة»، «تاريخ الخلفاء»، «الفصول المهمّة» و ....

اب ہم اختصار کو مدنظر رکھتے ہوئے «توفيق ابو علم»  کی كتاب «اہل البيت» کے کچھ حصوں کا ترجمہ پیش کرتے ہیں۔  اہلسنت کی یہ کتاب سنہ 1390 ہجري میں مصر میں شائع ہوئی۔ اور ہم یہاں اسے کچھ اضافات کے ساتھ ذکر نقل کرتے ہیں:

 بے شمار فضائل

شیعہ اور اہلسنت دونوں کا اس عقیدے پر اتفاق ہے کہ امام حسن مجتبی علیہ السلام اصحاب «كساء» میں سے ایک ہیں کہ جن کی شأن میں  آيۂ «تطہير»نازل ہوئی۔ نیز متواتر حدیث «ثقلين» میں بھی شامل ہیں اور قرآن کی رو سے آپ کا شمار ان چار افراد میں بھی ہوتا ہے جو پيغمبر صلّی ‌الله عليه و آله و سلم کے ہمراہ «نجران» کے نصاریٰ کے ساتھ مباہلہ کے لئے حاضر ہوئے۔

«اسامة بن زيد» نے روايت كی ہے کہ پيغمبر صلّي الله عليه و آله و سلم نے فرمایا: یہ دونوں (حسن اور حسين)، میرے بیٹے ہیں اور میرے نواسے ہیں. خدايا! میں انہیں دوست رکھتا ہوں؛ پس تو انہیں دوست رکھ اور جو انہیں دوست رکھتا ہے تو انہیں دوست رکھ ۔

«عائشه» نے نقل كیا ہے کہ: «اِنَّ النَّبِيَّ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كانَ يَأخُذُ حَسَناً فَيَضُمْهُ اِلَيهِ ثُمَّ يَقُولُ: «اللّهُمَّ إنَّ هذا ابْني وَ اَنَا اُحِبُّهُ فَاَحِبَّهُ وَ اَحِبَّ مَنْ يُحِبُّهُ»

«انس بن مالك» کہتے ہیں: حسن عليه السّلام؛ پيغمبر صلّي الله عليه و آله و سلم کی پاس آئے اور میں نے چاہا کہ انہیں پيغمبر صلّي الله عليه و آله و سلم سے دور کروں تو پيغمبر صلّي الله عليه و آله و سلم نے فرمایا: « وای ہو تم ہر اے انس! تم میرے بیٹے اور میرے ثمرِ حیات کو مجھ سے دور کر رہے ہو. جس نے اسے اذیت پہنچائی اس نے مجھے اذیت دی اور جس نے مجھے اذیت پہنچائی اس نے خدا کو اذیت دی .»

 مكارم اخلاق

امام حسن عليه السّلام نے خانهٔ وحي میں پرورش پائی اور آپ مدرسۂ توحيد اور اپنے جد پیغمبر اکرم صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم کی آگوش لطف و رحمت کے پروردہ ہیں۔

امام حسن علیہ السلام مکارم اخلاق، صفات حسنہ اور نیک سیرت کے لحاظ سے نمونہ تھے اور آپ کی غیر معمولی محبوبیت کی ایک وجہ آپ کا وہی اخلاق کریمہ ہے اور آپ کے انہی اوصاف حمیدہ کی وجہ سے ہر کوئی آپ کی سراہتا ہے اور آپ کی مدح و ثناء کرتا ہے۔

ادب، حِلم، فصاحت، صداقت، سخاوت، شجاعت، تقوا، عبادت، زہد، تواضع اور تمام اوصاف حمیدہ آپ میں جمع تھے اور آپ سے خُلق و خلق محمّدی سے آشکار ہوتا تھا۔

 عذاب الٰہی کا خوف

حضرت امام حسن علیہ السلام اپنے زمانے کے سب سے زیادہ عابد، زاہد اور فاضل شخص تھے۔ آپ جب بھی حج کا ارادہ کرتے تو پیدل سفر کرتے اور کبھی حج کے سفر کے لئے پا برہنہ جاتے۔ اور جب آپ وضو کرتے تو آپ  کے بدن پر لرزہ طاری ہو جاتا اور رنگ زرد پڑ جاتا اور آپ کسی حال میں بھی خدا کے ذکر کو ترک نہ کرتے۔ آپ پارسا ، بردبار اور صاحب فضل تھے اور آپ خوف خدا رکھتے تھے۔

 بے نظیر زہد

امام حسن مجتبی علیہ السلام کے زہد کا یہ عالم تھا کہ ان تمام اسباب و وسائل کو ترک کر دیا تھا کہ جو دنیا کی طرف راغب کریں اور خانۂ آخرت اور پرہیزگاروں کی منزل کی جانب متوجہ تھے اور آپ نے خود بیان فرمایا ہے کہ: «مَنْ عَرَفَ اللهُ اَحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهَّدَ فيها، وَ الْمُؤْمِنُ لايَلْهُو حَتّي يَغْفُلَ، اِذا تَفَكَّرَ حَزَنَ»

امیر المؤمنین امام علی علیہ السلام نے حکومت و خلافت سے اسلام اور مسلمانوں کی مصلحت کے لئے قطع نظر کیا۔ امام علیہ السلام جب بھی انسان کی موت اور اس کی منزل کو ذہن میں تصور کرتے تو بے ساختہ رونا شروع کر دیتے اور جب بھی حشر و نشر اور پل صراط سے گذرنے کو تصور کرتے تو گریہ کرتے اور جب خدا کی بارگاہ میں حساب و کتاب کو یاد کرتے تو اس قدر گریہ کرتے کہ بے ہوش ہو جاتے۔

 رحمت الٰہی کا نمونہ

حضرت امام حسن مجتبی علیہ السلام اپنے جد رسول خدا صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم کی مانند رحمت الٰہی کا نمونہ اور پیکر تھے ؛  جو ناامید اور غمگین دلوں میں امید کی شمع روش کر دیا کرتے تھے۔ آپ نادار اور لاچار لوگوں سے ملنے جاتے، بیماروں کی عیادت کرتے ، جنازوں میں شرکت فرماتے، مسلمانوں کی دعوت کو قبول کرتے اور آپ کی یہ کوشش ہوئی کہ کہیں کوئی آپ سے رنجیدہ کاطر نہ ہو جائے، آپ کی طرف سے کبھی کسی کو کوئی تکلیف نہیں پہنچی، آپ فقراء سے ساتھ بیٹھتے اور برائی و بدی کا نیکی سے جواب دیتے۔

امام حسن مجتبیٰ علیہ السلام کا حلم

حضرت امام حسن مجتبی علیہ السلام حقیقی معنوں میں ایک انسان کامل اور پیغمبر صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم کے اخلاق حسنہ کا کامل نمونہ تھے۔ غصہ سے کبھی آپ پر ہیجانی کیفیت طاری نہ ہوتے اور آپ غصہ کے عالم کوئی کام انجام نہ دیتے اور آپ کا عمل ان آیات مبارکہ کا نمونہ تھے کہ:  «وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَالْعافينَ عَنِ النّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ»؛ «وَلا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلاَالسَيِّئَةُ، اِدْفَعْ بِالَّتي هِي اَحْسَنُ»

امام حسن مجتبی علیہ السلام اپنے دشمنوں کی ہر حرکت کا صبر و استقامت اور بردباری سے جواب دیتے یہاں تک کہ اہلبیت علیہم السلام کے ایک خبیت ترین دشمن «مروان حكم» نے آپ کے حلم اور بردباری پہاڑ سے تشبیہ دی ہے۔

امام حسن مجتبی علیہ السلام حلم و بردباری اور عفو و بخشش میں اپنے جد رسول خدا صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم کی طرح دنیا والوں کے لئے نمونہ تھے۔ تاریخ نے آپ کے اخلاق کے کچھ نوادرات کو محفوظ کیا ہے اور جو اس بات پر دلالت کرتے ہیں کہ امام حسن مجتبیٰ علیہ السلام دنیائے اسلام میں اخلاقیین کے لئے اسوہ و نمونہ اور ادب و اخلاق کے بانی ہیں۔

 لوگوں سے محبت

کریم اہلبیت امام حسن علیہ السلام شیریں بیاں، کوش اخلاق، صاحب حسن معاشرت و الفت تھے اور لوگوں کے محبوب تھے۔ بوڑھے، جوان، اور عام لوگ سب آپ کو آپ کے اوصاف حمیدہ کی وجہ سے دوست رکھتے تھے۔ آپ ہمیشہ لوگوں پر عطا و بخشش کرتے چاہے وہ آپ سے درخواست کرتے یا چاہے وہ آپ سے کسی چیز کا تقاضا نہ کرتے۔

آپ نماز صبح کے بعد سورج طلوع ہونے تک تعقیبات انجام دیتے اور پھر لوگوں سے ملاقات کے لئے جاتے اور ان سے الفت و محبت سے پیش آتے اور جب ظہر کی نماز کا وقت ہوتا تو مسجد میں بیٹھ جاتے اور لوگوں کو علم و ادب کی تعلیم دیتے۔

یہ امام حسن مجتبیٰ علیہ السلام کے فضائل و مناقب کے (بحر بیکراں میں سے ) کچھ ناچیز قطرے تھے اور آپ کے فضائل و مناقب اس کہیں زیادہ ہیں کہ جنہیں بیان کیا جا سکتا ہے۔ آخر میں ہم کریم اہلبیت امام حسن مجتبی علیہ السلام کی بارگاہ میں عقیدت کے کچھ اشعار پیش کرتے ہیں۔

آن که حریمش حَرَم کبریا است / خاک درش کعبه اهل وفا است

آن که سراپا همه لطف است و مهر / و آن که دلش منبع فیض خدا است

شخص شرف گوهر بحر کَرَم / و آن‌که رُخش آینه حق‌نما است

اُسوه حلم است و مُدارا و صبر / مظهر بخشایش و صلح و صفا است

عین کمالات و خصال نکو/  معدن ایثار و گذشت و حیا است

آن‌ که پس از شاه ولایت على / مقصد و مقصود ز دو انّما است

آیه تطهیر و فمن حاجّک / سوره‌اى از منقبتش هل اتى است

عالم تفسیر و بطون کتاب / گواه آن کریمه قل کفى است

در کف امرش همه کون و مکان / تابع فرمان جنابش قضا است

ز ابر عطایش همگان بهره‌مند / غم‌زدگان را کرمش غم‌زدا است

همچو نبى صاحب صفح جمیل / مُلتزم عهد الست و بلى است

صاحب این وصف و علامات کیست؟ / کاین همه‌اش قدر و مقام و بها است

سبط مهین حافظ شرع مبین / سیّد خوبان حسن مجتبى است

موضوع: 
ولی عہدی کو قبول کرنے کے فوائد اور حکمتیں
(ماہ مبارک رمضان کے بارے میں آیت ‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف کے سلسلہ وار نوشتہ جات /۲ )

ماہ مبارک رمضان میں وقوع پذیر ہونے والے تاریخی حوادث اور واقعات  میں سے ایک حضرت امام علی بن موسی الرضا علیہ السلام کی ولی عہدی اور بیعت تھی۔ شیخ مفید (۱) اور دوسرے مؤرخین کے مطابق یہ واقعہ یکم ماہ مبارک رمضان سنہ ۲۰۱ ہجری کو پیش آیا۔

مأمون الرشید کی جانب سے امام علی بن موسی الرضا علیہما السلام کو ولی عہدی سونپنا ایک سیاسی چال تھی اور امام رضا علیہ السلام بھی اس پیش کش کے جواب میں خراسان کی طرف روانہ ہو گئے اور اس مختصر مقالہ میں ہم امام رضا علیہ السلام کی خراسان کی طرف روانگی کے مقبول ہونے کے بارے میں کوئی بحث نہیں کرنا چاہتے کیونکہ یہ ہماری بحث سے خارج ہے ، نیز ہم ان ظریف نکات اور مو شکافیوں میں وارد نہیں ہونا چاہتے اور ہم امام علیہ السلام کے اس عمل پر لب کشائی نہیں کر سکتے چونکہ امام علیہ السلام کا کردار و فرمان اور رفتار و گفتار متواتر روایات اور حکم عقل کی رو سے ہمارے لئے حجت ہے اور امام علیہ السلام جو حکم بھی دیں اسے کسی چون و چرا کے بغیر انجام دینا چاہئے چونکہ امام علیہ السلام کا فرمان درحقیقت  خدا اور پیغمبر خدا صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم کا فرمان ہے۔

کوتاہ فکر ، چھوٹی سوچ اور تنگ ذہن کبھی بھی ان حقائق کی انتہا تک نہیں پہنچ سکتے۔ ان بزرگ اولیائے الٰہی یعنی محمد و آل محمد ( جو سردار اولیاء ہیں) کے اقدامات کے بارے میں یہی کہہ سکتے ہیں: «عِبادٌ مكرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِاَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»(۲)

لہذا ہم اس مختصر تحریر میں اپنی سوچ و فکر کی محدودیت اور اس وسیع و عریض میدان اور بحر بیکراں میں اپنی توانائی کے مطابق اس بیعت کی حکمتوں اور اس کے فوائد کو بیان کریں گے:

* معارف کی نشر و اشاعت کا سنہری موقع

ہارون الرشید کے زمانے میں شدید اختلاف اور حضرت امام موسی بن جعفر علیہم السلام کی طولانی قید کے بعد شیعہ اور اہلبیت علیہم السلام کے طرفدار علنی اور رسمی طور پر اہلبیت علیہم السلام تک رسائی حاصل نہیں کر سکتے تھے  اور حکومت کی سختیوں  کی وجہ سے اس المی مدرسہ میں تعطیل ہو چکی تھی کہ جس کا افتتاح حضرت امام صادق علیہ السلام نے فرمایا تھا اور جو عالم اسلام پر خورشید تاباں کی طرح نور افشانی کر رہا تھا۔ پس اگر اس اختلاف میں اور شدت آ جاتی تو علوم آل محمد علیہم الصلوۃ و السلام بتدریج لوگوں کی دسترس سے دور ہو جاتے۔ کتابوں کی تألیفات، ان کی نشر و اشاعت، روایات کی جمع آواری اور نقل روایت پر حکومت نے سخت نظر رکھی ہوئی تھی نیز ان سب امور پر حکومتی جاسوسوں کی بھی دقیق نظر تھی۔ پس اگر امام علی بن موسی الرضا علیہما السلام یہ اقدام نہ فرماتے تو علوم اہلبیت علیہم السلام میں سے علماء و محدثین کے ہاں اس قدر علم کی بھی اشاعت نہ ہوتی  اور اس قدر علم بھی باقی نہ رہتا۔

آزادی خواہ، شیعوں اور کتاب و سنت کے مکمل نفاذ کے طالب حضرات کے لئے ظاہری آزادی کا وجود بھی ایک گرانقدر اور سنہری موقع شمار ہوتا ہے کیونکہ اس موقع کے دوران اپنے افکار  کی نئے سرے سے نشر و اشاعت کی جا سکتی ہے۔ نیز اس دور میں نوجوانوں اور اس طبقہ کو صحیح توحیدی اور اسلام کے آزادی بخش افکار سے آشنا کیا جا سکتا تھا کہ جنہوں نے ہارون الرشید کے زمانے میں حضرت امام موسی بن جعفر علیہم السلام کی قید کے دوران  بنی عباس کے مکاتب و مدارس میں تربیت حاصل کی تھی۔ اور اس کے ضمن میں ان کے سامنے شیعہ مذہب کو متعارف کروایا جا سکتا ہے اور تمام اسلامی اقوام و ملل تک رسالت اسلام کو پہنچانے کے لئے ایک تحریک اور نہضت برپا کی جا سکتی ہے۔

حضرت امام علی بن موسی الرضا علیہم السلام کی ولی عہدی اور ظاہری طور پر مأمون کا اہلبیت پیغمبر صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم کی طرف مائل ہونے سے دانشوروں، محدثوں اور شیعہ شعراء کے لئے ایک بہترین موقع تھا کہ اس دوران انہوں نے اسلامی ذمہ داریوں کی ادائیگی اور علوم و فضائل آل محمد صلوات اللہ علیہم اجمعین  کی تبلیغ و ترویج کے لئے جو اقدامات کئے  ان کی ماضی میں نظیر و مثال نہیں ملتی۔

لیکن اگر امام رضا علیہ السلام کوئی دوسری روش اختیار کرتے اور انقلاب و جنگ کا راستہ اختیار کرتے ہوئے ایک دوسرے کے آمنے سامنے آتے اور مأمون کے مقابلہ میں آ جاتے تو بیشک آپ کو بہت سی مشکلات اور رکاوٹوں کا سامنا کرتا پڑتا۔ نیز امام علیہ السلام کی خلافت کے لئے سیاسی اور اجتماعی و سماجی فضا سازگار نہیں تھی کہ جس کی وجہ سے حق پرستوں کو شکست ہو سکتی تھی اور ہارون الرشید کے زمانے کی بنسبت اختلافات میں اور زیادہ شدت آ سکتی تھی۔ اور اگر امام علیہ السلام یہ راستہ اختیار کرتے تو فکری انقلاب کے لئے یہ سنہری اور بے نظیر موقع بھی ضائع ہو جاتا۔

* بنی ‌عبّاس کا اہلبيت عليہم‌السلام کی حقانیت کا اعتراف کرنا

بنی عباس کے اکثر و بیشتر خلفاء نے اہلبیت اطہار علیہم السلام سے اپنے تمام تر بغض و عباد اور حسد  کے باوجود کہیں نہ کہیں اہلبیت عصمت و طہارت علیہم السلام کے فضائل کو نقل کیا ہے اور وہ ان ہستیوں کو پیغمبر اکرم صلی اللہ علیہ و آلہ و سلم کے حقیقی وارث  اور صرف انہیں ہستیوں کو ہی مسلمانوں کی رہبری و قیادت اور خلافت کے لائق سمجھتے تھے اور وہ ان کے فضائل و علوم اور صلاحیت کا انکار نہیں کر سکتے تھے اور نہ ہی وہ ان ہستیوں کو نازیبا حرکات و سکنات سے متہم کر سکتے تھے۔ اس بناء پر انہوں نے جاہ و ریاست اور سلطنت کی محبت اور لالچ میں خلافت کو غصب کیا اور اسی وجہ سے وہ ظلم و ستم، خونریزی اور بڑے بڑے مظالم کے مرتکب ہوئے اور انہوں نے بزرگ سادات کو قید کیا، انہیں قتل کیا، نیز شیعوں کو طرح طرح کی تکالیف دیں۔

ان سب کے باوجود مأمون کے زمانے تک اس بارے میں کوئی عام ، رسمی اور حکومتی اعلان صادر نہیں ہوا۔ بنی عباس کے خلفاء ظاہری طور پر خود کو خلافت کے لئے شائستہ سمجھتے تھے اور خلافت کو اپنا حق شمار کرتے تھے۔

امام رضا علیہ السلام کی ولی عہدی کا موضوع ایک رسمی اور حکومتی اعتراف تھا؛ جو کہ ایک سند ہےکہ جس نے بنی امیہ و بنی عباس کی تمام تر تبلیغات اور دعووں پر خطِ بطلان کھینچ دیا تھا۔ اگرچہ مأمون نے اس کے باوجود خلافت سے کنارہ کشی اختیار نہ کی اور خلافت ؛ امام علیہ السلام کے سپرد نہ کی لیکن اس کا یہ اقدام خود اس کے خلاف اس کا اپنا اقرار تھا کہ جس کی وجہ سے اسے مسند خلافت کا غاصب شمار کیا گیا۔

میرے عقیدہ کے مطابق تاریخ میں یہ واقعہ ایک بے مثال اور بے  نظیر فتخ اور کامیابی ہے۔  اور یہ ہماری سوچ سے بڑھ کر امام رضا علیہ السلام کی حقانیت کا اعتراف ہے۔

* مکتب اہلبیت علیہم السلام کے سامنے مختلف ادیان و مذاہب کا خضوع

امام علی بن موسی الرضا علیہما السلام کا خراسان کی جانب سفر کرنا ایک مناسب موقع تھا کہ ائمہ اطہار علیہم السلام کے پاس موجود میراثِ نبوت شمار ہونے والے علوم اور معارف اسلام کی نشر و اشاعت ہو اور وہ علماء اور دانشوروں کی دسترس میں قرار پائیں۔

مأمون کا زمانہ مسلمانوں کے لئے فلسفی مکاتب و اصطلاحات سے آشنائی کا زمانہ تھا اور اس زمانے میں فلسفی کتابوں کا عربی زبان میں ترجمہ ہوا اور مأمون نے بھی اس سے استفادہ کیا اور وہ خود ذاتی طور پر اس کی ترویج و تشویق کرتا۔  اور اس کے نتیجہ میں اسلامی عقائد اور مسائل میں فکری اشکلات و شبہات کی تعداد میں اضافہ ہوا  اور دوسری طرف سے دیگر ادیان کے علماء اور مسلمانوں میں بحث اور مناظروں میں بھی  وسعت آ گئی اور یوں مذہبی ابحاث رائج ہو گئیں۔

حضرت امام علی بن موسی الرضا علیہ السلام نے مسلمانوں کے عقائد کی حفاظت اور ہر قسم کے شک و شبہ اور اعتراض و اشکال کو ردّ کرنے کے لئے مختلف ادیان کے علماء سے مناظرے کئے اور انہیں شکست دیتے ہوئے لاجواب کیا۔ ان بحث مباحثوں اور مناظروں کی تفصیلات تاریخ و حدیث کی کتابوں میں درج ہیں کہ جو آج کے زمانے میں فنّ احتجاج و استدلال اور عقائد کے اثبات کے لئے بہترین سرمایہ شمار ہوتے ہیں اور جن سے تمام علماء و دانشور استفادہ کرتے ہیں۔ اس زمانے میں جب بھی امام علیہ السلام کی خدمت میں فلسفی مسائل کے متعلق کوئی بھی اعتراض و اشکال پیش کیا جاتا تو وہ آنحضرت سے اس کا کافی و شافی جواب سنتے۔

امام رضا علیہ السلام کے علم و فضل نے دنیائے اسلام کو بھر دیا اور آپ کے اس سفر نے علمی ابحاث، دینی معارف،اسلامی  علوم ، عقائد اور فقہ کی تجدید کی اور اسی وجہ سے امام رضا علیہ السلام کو «مجدّد رأس مأة ثانيه» کہا جاتا ہے۔

امام رضا علیہ السلام کی رحلت کے نصف صدی سے بھی کم مدت کے بعد تألیف ہونے والی کتاب «عيون اخبار الرّضا» میں اعلی اور معتبر اسناد سے استفادہ کیا گیا ہے اور اس کتاب نے آنحضرت کے مقام علم و جلالت اور آپ کی بے نظیر عظمت کے چند گوشوں کو کسی حد تک بیان کیا ہے۔ اہلسنت کے بزرگ علماء و مشائخ بھی امام رضا علیہ السلام سے خاص عقیدت رکھتے تھے اور آپ کو بزرگ اولیاء میں شمار کرتے تھے اور انہوں نے بھی آپ کی مدح و ثناء میں کثرت سے اشعار و قصائد لکھے ہیں۔

میری نظر میں حضرت امام رضا علیہ السلام کی اس روش کے بہترین اور اہم ترین آثار میں سے ایک یہی ہے کہ مکتب اہلبیت علیہم السلام کے دامن سے وابستہ ہو کر دوسرے ادیان و مذاہب نے اس مکتب کی معرفت حاصل کی اور آنحضرت کے علم کے سامنے خضوعانہ طور پر پیشانی رکھی۔

 

حوالہ جات:

۱. مسار الشيعة، ص ۲۷.

۲ . وہ سب اس کے محترم بندے ہیں ، جو اکسی بات پر اس پر سبقت نہیں کرتے ہیں اور اس کے احکام پر برابر عمل کرتے رہتے ہیں.»/سوره انبياء، آيه ۲۶ اور ۲۷۔

موضوع: 

صفحه‌ها

  • of 23
اشتراک در RSS - مناسبت‌ها