وریز وجوهات
به مناسبت ایام جانسوز اربعین حسینی (علیه السلام) و رحلت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، شهادت امام حسن مجتبی و شهادت امام رضا (علیهماالسلام)، مجلس عزاداری و سوگواری با حضور علماء، فضلا، هئات مذهبی و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام...
جمعه: 3/آذر/1396 (الجمعة: 5/ربيع الأول/1439)

معلمان بشری

انبياي عظام يكي از بزرگ‌ترين وظايفشان، تعليم‌‌وتربيت است و حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) طبق فرموده خودشان: «إِنَّمَا بُعِثْتُ مُعَلِّماً»،[1] معلم كتاب و حكمت بود.

اميرالمؤمنين و ساير ائمه اطهار(علیهم‌السلام) مظاهر صفت تعليم و تربيت جامعه الهيّه هستند. مدرسه تعليم و بيان علوم و معارف و احكام آن بزرگواران، از همان صدر اسلام گشايش يافت و تا به امروز، يگانه مدرسه جهاني است كه هزاران معلم در آن پرورش يافته و در اطراف و اكناف جهان، شهر و روستا، مساجد و حسينيه‎ها، منازل و مدارس، شغل مقدّس آموزگاري دارند.

حضرت سيدالشهدا(علیه‌السلام) عليه و علي اولاده و علي اصحابه الكرام افضل التحية و السلام - كه در ايّام دو ماه محرّم و صفر، در سراسر عالم اسلامي، به‌خصوص كشور عزيزمان، مجالس سوگواري و عزاداري آن حضرت منعقد است و همه مدارس تعليم‌وتربيت از بركت وجود ذي‌جودش مي‎باشد، در مسجد مدينه، عالي‌ترين حلقه

 

درس را داشت كه خود آن بزرگوار، مدرّس و معلّم آن بود و صحابه و تابعين در آن افتخار شاگردي و كسب علم را داشتند.[2]

بديهي است در اينجا احتياج به تذكر نيست كه مقصود از تعليم و معلّم، تعليم علوم مشروعه و معلّم كمالات مفيده است.

معلّم قرآن، معلّم احكام، معلّم اخلاق، معلّم اعتقادات و اصول دين، معلّم خطّ و نگارش، معلّم تاريخ و سرگذشت عبرت‌انگيز گذشتگان، معلّم علوم ادب، معلّم علوم پزشكي، معلّم فيزيك، شيمي، رياضيات، هيئت و نجوم، معلّم انواع صنايع، معدن‌شناسي، زمين‌شناسي، گياه‌شناسي و ... همه فضيلت دارند، و تعليم همه را مي‎توان به‌عنوان خدمت به جامعه و عزّت و شوكت اسلام و مسلمين و رفع نياز از بيگانگان، براي كسب ثواب و رضاي خداوند متعال انجام داد.

درصورتي‌كه معلّم با اين شعور و ادراك عالي و هدف مقدس، علومِ مذكوره را تعليم دهد، هيچ يك از متاع‌هاي دنيوي را نمي‎توان با ارزش كار او برابر شمرد.

 

[1]. ابوداود طيالسی، مسند، ص298؛ ابن‌ماجه قزوينی، سنن، ج1، ص83؛ دارمى، سنن، ج1، ص100‌؛ ابن‌عبدالبر، التمهيد، ج5، ص118. «تنها براى تعليم، برانگيخته شدم».

[2] . ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج14، ص179؛ ر.ک: ابن‌کثير، البداية و النهايه، ج8، ص162؛ علایلی، سموالمعنی فی سموالذات، ص98 – 102؛ نگارنده، پرتوی از عظمت امام‌حسين×، ص153- 156.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: