وریز وجوهات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى أَشْرَفِ  الأنبِیَاءِ  و المُرسَلینَ  أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ  و عَلَی آله الطَّیِّبِینَ سِیَّمَا  بَقیَّهِ...
جمعه: 3/آذر/1396 (الجمعة: 5/ربيع الأول/1439)

نامه شماره 24

بسم الله الرّحمن الرّحيم

محضر مرجع عاليقدر، حضرت آيتالله العظمي صافي گلپايگاني

با عرض سلام خدمت شما

جوانان درعين‌حالي كه شب و روز به زندگي دنيوي مشغول هستند، در باطن ذات و نفس خويش نيز زندگي ]مرموز[ و پوشيدهاي دارند و اگر‌چه توجهي به آن زندگي ندارند و آن را به‌كلّي فراموش كردهاند، ليكن با داشتن روح و افكار و عقايد حَقّه، اخلاق پسنديده و اعمال شايسته ميتوانند سبب استكمال و ترقّي روحاني خود گردند و سعادت و كمال خود را فراهم سازند، درصورتي‌كه اكثر جوان‌ها با عقايدي باطل و اخلاق زشت و اعمالي ]ناشايست[ باعث نقصان، شقاوت و انحراف نفساني خود شدهاند و به آن مشغول هستند.

به عقيده من بايد اين قشر از افراد را راهنمايي كرد و آنها را در صراط مستقيم، تكامل بخشيد تا جوهر ذات و حقيقتش پرورش و تكامل يافته و به عالم روحانيت صعود و رجوع پيدا كند و اگر آنها تمام كمالات روحاني و اخلاق پسنديده انساني را فداي ارضاي قواي حيواني كنند و اسير خواستههاي نفساني شوند و به صورت حيواني هوسران، كامجو و يا ديوي درنده و خونخوار در آيند، چنين كساني از صراط مستقيم تكامل انحراف يافته و در وادي‌هاي هلاكت و شقاوت سرگردان خواهند شد. درصورتي‌كه در حال حاضر، حتي دختران محصّل، در مدرسههاي راهنمايي، نه دبيرستان]ها[ و نه دانشگاه‌ها، در مدرسههاي راهنمايي،

 

دختران و پسران، در وادي‌هاي هلاكت و شقاوت سرگردانند و عده معدودي كه در اين مسير قرار نگرفتهاند و سعي دارند جوهر ذات و انسانيتشان را كامل كنند و از صراط مستقيم انسانيت به عالم سرور و منبع كمالات رجوع كنند، تحت تأثير عدهاي زياد از آنهايي‌كه راه مستقيم ديانت را هم فراموش كردهاند و از پيمودن صراط دقيق انسانيت عاجز شدهاند، قرار گرفته و جز زندگي سخت و سقوط در هاويه جحيم، سرنوشتي نخواهند داشت.

ما از بسياري از اين رويدادها غافليم، غالب انحرافات و نزاع‌هايي كه در بين نوجوان‌ها و جوان‌هاي اين مرز و بوم به‌وجود ميآيد در پروندههاي دادگستري بايگاني ميشود و تا آنجا كه به قتل منتهي نگردد، به روزنامهها سرايت نميكند و اگر هم به قتل منتهي گردد، بسياري از روزنامهها منتشر نميكنند، پس بايد هوشيار باشيم، كنجكاو باشيم و حداقل به كساني كه در اين مسير قرار نگرفتهاند و يا سست‌اراده هستند، از راه معنويت كمك كنيم.

چون آنچه مسلم است و انحرافات جنسي را افزايش ميدهد، فقدان معنويت است‌؛ مشكل اصلي ما در اين است كه فقط به خودمان توجّه ميكنيم‌؛ بايد افكار خودمان را، نظريات خودمان را فراتر از محدوده خود قرار دهيم‌؛ در هر كشوري وقتي معنويت كم شود و يا رو به سقوط رود، به‌تدريج مفاسد اجتماعي و در رأس آن انحرافات جنسي افزايش مييابد و به‌طور كلّي، عدّهاي از نوجوانان كه راه حق و ايمان را دوست ميدارند، راز و نياز با معبود خود را، دوست ميدارند و از اين‌گونه بيحجابيها و از اين‌گونه

 

خودنماييها ناراحت ميشوند، وقتي در جوّي نامناسب قرار ميگيرند، در جوّي كه هر نوجوان دختر و پسري با فردي از جنس مخالف دوست است و مدام با او در ارتباط است قرار ميگيرند، تحت تأثير اينگونه افراد قرار گرفته، مسير انحراف را پيشه خود ميگردانند و كسي پيدا نميشود و به كسي هم اطمينان پيدا نميكنند كه با او مشورت كنند و راه صحيح را از او طلب كنند (حتي با پدر و مادر خود).

و بالاخره من، پس از سال‌ها فكر كردن و با مشكلات دست‌وپنجه نرم كردن و انحرافات بسياري از مدرسهها و دبيرستان‌ها را مشاهده كردن، ارتباطات تلفني و ارتباطات نزديك بين دختران و پسران كمتر از شانزده ـ هفده ساله را ديدن و شنيدن، از اين‌گونه رفتارها، رنج ميبرم و از اينگونه مسائل بدين نتيجه رسيدم كه هر قدر نونهالان اجتماع از نظر فكر و شجاعت تقويت گردند ولي از نظر ايمان و اخلاق نيرومند نباشند، ديو مفاسد خيلي زود آنها را از پاي درآورده و آنها را متلاشي ميكند و علت اصلي آن، خود پدران و مادران هستند و بدين ترتيب به‌عنوان واكسينهاي فكري، لزوم بحث از اخلاق و مفاسد و راه مبارزه با آنها، ضروري به نظر رسيد كه با شما مشورت كنم و از شما طلب كمك كنم. خواهش ميكنم مرا راهنمايي كنيد، حتّي با فرستادن كتابي در اين زمينه.

اگر من بخواهم، با ياري خدا و كمك شما با اينگونه انحرافات نوجوانان و جوانان، تا اندازهاي حتي محدود، در مدرسه و يا دبيرستاني مبارزه كنم، ازطريق انتشار اعلاميههايي در اين زمينه، چگونه ميتوانم موفق باشم؟ با

 

انتشار چه اعلاميههايي ميتوانم افكار و عقايد نادرست آنها را منحرف سازم و آنها را نسبت به اين مسائل روشن كنم و راه مستقيم را پيشه راهشان قرار دهم؛ از شما استدعا ميكنم كه مرا كمك كنيد؛ البته لازم به يادآوري است كه من هيچگونه مسئوليّتي در اين كشور ندارم؛ منظور من اين است كه حتماً نبايد رييس ارگان و يا رييس سازماني باشم كه جواب نامهام را بدهيد؛ مرا به‌عنوان فردي حقير قبول كنيد و جواب نامهام را بدهيد؛ بيتوجه بودن نسبت به اين نامه يعني بيتوجهي به نسل جوان و جامعه امام‌زمان#، يعني بيتوجهي به اسلام و قرآن.

منتظر نامه پر مهر و محبت شما هستم. خواهش ديگري كه از شما دارم اين است كه چون به ماه مبارك و پر فيض رمضان، نزديك هستيم، خيلي سريع نظر خود را در ‌نامهاي كه ميفرستيد، مكتوب فرماييد.

در حديثِ حَسَن،[1] از حضرت امام جعفر صادق× منقول است كه: «هركه هفت شوط، طواف خانه خدا را بنمايد، حق‌تعالي براي او شش‌هزار حسنه بنويسد، شش‌هزار گناه ]از او [محو بكند، شش هزار درجه براي او بلند كند و شش هزار حاجت او را برآورد، ولي برآوردن حاجت مؤمن بهتر است از ده طواف».[2]

 

ان‌شاءالله هميشه ]از[ توجهات و عنايات و الطاف و مراحم خاصّه حضرت بقيةالله الاعظم، حجة بن الحسن العسكري# بهرهمند باشيد.

التماس دعا

 

 

[1]. قسمى از اقسام حديث.

[2]. ابن‌بابويه، فقه‌الرضا×، ص335؛ کلينی، الکافی، ج2، ص194؛ صدوق، الامالی، ص582؛ ابن‌ابی‌‌جمهور احسائی، عوالی‌اللئالی، ج4، ص25؛ حرّ عاملی، وسائل‌الشيعه، ج9، ص394؛ مجلسى ، محمّد باقر، حليةالمتقين.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: