وریز وجوهات
به مناسبت ایام جانسوز اربعین حسینی (علیه السلام) و رحلت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، شهادت امام حسن مجتبی و شهادت امام رضا (علیهماالسلام)، مجلس عزاداری و سوگواری با حضور علماء، فضلا، هئات مذهبی و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام...
جمعه: 3/آذر/1396 (الجمعة: 5/ربيع الأول/1439)

نامه شماره 26

 به نام آنكه جان بخشيد در دل‌ها و پاك ساخت قلب‌ها را

با تقديم احترام خدمت شريف و گرامي جنابعالي سلام و درود فراوان ميفرستم و سلامتي و طول عمر جنابعالي را از ايزد منّان خواستارم.

جناب آقاي آيت‌الله العظمي صافي، مرجع تقليد محترم من،

تاكنون مدت دو سالي است كه قصد مكاتبه با شما را دارم، امّا به دلايلي اين افتخار نصيبم نشده بود، بالاخره امروز مصمّم شدم تا مكاتبهام را با مرجع تقليدم آغاز كنم و خودم را از زندان سؤال نجات دهم. اميدوارم زياد وقت گراميتان را نگيرم و شما لطف كنيد و جواب‌هاي مرا بدهيد.

اوّل از همه، رسالهاي از خودتان ميخواستم كه احكام اوّليه و ثانويّه را مفصّل شرح داده باشد و سؤال‌وجواب نباشد. اگر مقدور بود برايتان، لطفاً برايم بفرستيد.

سؤالات من بسيار است و اكثر آنها شخصي است. من دانشجوي رشته كارداني حسابداري در ... تهران هستم.

به رشته طراحي علاقه وافر دارم. جديداً به عقد آقاي ... درآمدهام. ايشان با ما زندگي ميكنند، به دليل اينكه خانوادهشان اهل بيرجند هستند. درحقيقت شايد زندگي مشترك ما شروع شده باشد. سؤال من اين است، آيا ايشان حقّ دارد بر تمام امور من، نظارت و كنترل داشته باشد، يا فقط در مواردي خاصّ؟

موقعيّتي در دانشكده پيش آمده كه من ميتوانم طراحي را ادامه دهم. ايشان اين كلاس را براي من ممنوع كردهاند. آيا

 

من ميتوانم باز هم به‌دنبال اين رشته بروم يا نه؟ دليل ايشان اين است كه به درسم لطمه ميخورد؛ هر‌چه صحبت كردهام راضي نشدهاند. از اين موارد زياد پيش ميآيد. ميخواستم بدانم با وجود اينكه هنوز در خانه پدرم هستم، مسئوليّت من به گردن پدرم است يا ]شوهرم[ آقاي ...، با توجه به جلب رضايت هر دو، حرف كدام در حال حاضر مهم‌تر است؟

آيا او حقّي در اين زمان بر من دارد و ميتواند مرا از تحصيل محروم كند؟

درضمن آيا گذشته من ربطي به او دارد؟ من از زمان تولد تا رسيدن به او را برايش با جزئيات و احساساتم بيان نمودهام. شايد اشتباه كردهام، چون او حساس شده است. البته شايد من نتوانستهام آن‌طور كه بايد خودم را تشريح كنم و خودم را به او بشناسانم؛ چون حقيقتاً خودم را هنوز نشناختهام و درگير خودم هستم.

ما هر دو ميخواهيم بر اساس قوانين شرعي و اسلامي پيش برويم و زندگيمان را حلال گردانيم. بر اين اساس من چه بايد بكنم تا زني نمونه باشم. البته جواب را ميدانم كه بايد مطالعه كنم و الگويم را حضرت زهرا÷ قرار دهم، اما باز هم به كمك شما احتياج دارم.

به من بگوييد تا چه حد ايشان ميتوانند در گذشته من حقّي داشته باشند؟ و آيا من همه چيز را بايد با او در ميان بگذارم و نميتوانم مواردي را از او پنهان كنم تا موقعيّت مناسب پيش آيد؟

 

مثلا ميتوانم پنهاني، طراحي را ادامه دهم يا نه؟ و لازم است همه اتفاقاتي كه برايم در طول روز ميافتد، براي او بازگو كنم، حتي اگر به ضرر زندگيمان باشد و خدشهاي بر صميميّت ما وارد كند.

درضمن ايشان جواني پاك و سالم از هر نظر هستند و من ايشان را هديهاي از جانب خدا ميدانم.

و ميخواستم بدانم آيا شما شعر هم ميگوييد؟ اگر بله و امكان دارد و افتخار ميدهيد قسمتي از نوشتههايتان را برايم بفرستيد. ببخشيد كه اين‌قدر طول كشيد. منتظر جواب شما هستم. من براي شنيدن جواب عجله دارم.

با تشكر و احترام فراوان خدمت جناب‌عالي

تهران / مقلّد شما

 

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: