وریز وجوهات
بسمه تعالی با عرض تبریک فرارسیدن عید سعید فطر به امت اسلامی و روزه‌داران گرامی، به اطلاع مومنان عزیز می‌رساند حلول ماه شوال ۱۴۴۲ برای حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی ثابت شد و پنج‌شنبه (۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۰)، روز اول ماه شوال و عید سعید فطر می‌...
جمعه: 24/ارد/1400 (الجمعة: 2/شوال/1442)

2 ـ تفويض، شرك و باطل است

تفويضى كه باطل و خلاف توحيد است، دو معنا دارد:

اوّل اينكه: بندگان در كارهاى خود مستقل و فاعل بالاستقلال باشند و قضاوقدر الهى در كار نباشد، افعال عباد از حيطه اراده و نظم عامّ الهى در عالم خلقت خارج باشد.

 

دوم اينكه: امر خلق، رزق، اماته، احيا، شفاى بيماران، برقرارى نظامات و تدبير كائنات، به حجج الهى‌(علیهم‌السلام)  يا به غير ايشان واگذار شده باشد كه فاعل بالاستقلال در اين امور باشند و خدا از تدبير امور و افعال كناره‌گيرى كرده و عالم را به غير خود سپرده باشد.[1]

واضح است كه تفويض به اين دو معنا، خلاف براهين عقلى و ادلّه شرعى است.

امّا از‌نظر عقلى:

ازاين‌رو كه استقلال غيرخدا در افعال و تدبير امور کائنات، هرچند به اقدارِ خدا باشد و حادث بوده و ازلى نباشد، منافى با ذاتِ ممكن است كه بى‌استقلال و عينِ وابستگى و تعلق و ارتباط به واجب‌الوجود است؛ خواه مجعول بالذات، ماهيات باشند يا حقايق وجوديه، و فرض وجودى غير از خدا كه به نحو استقلال و استبداد، منشأ جعل و خلق و مبدأ وجود باشد، مستلزم خُلف و خروج آن از امكان به وجوب، و از ارتباط به استبداد و از تعلق به استقلال است و اين، علاوه‌براينكه محال است، عين شرك است.

 خلاصه، مستقل و فاعل بالاستقلال شناختن غيرخدا ـ حتى در افعال شخصى ـ شرك است؛ زيرا فاعل بالاستقلال و وجود مستقل

 

مطلق، منحصر به خداست و فرض استقلال براى غيرخدا، اگرچه در حيثيتى از حيثيّات باشد، فرض محال و شرك است، هرچند آن استقلال به جعل الهى باشد، خواه به جعل تأليفى و تركيبى باشد و خواه به جعل بسيط. بديهى است كه امور مستحيله متعلق هيچ‌گونه جعل واقع نخواهد شد.

و امّا ازنظر شرع:

پس كافی است در ردّ آن، آيه شريفه:

(وَقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ)؛[2]

«يهود گفتند: دست خدا (با زنجير) بسته است، دستهايشان بسته باد! به‌خاطر این سخن از رحمت الهی دور شوند. بلكه هر دو دست (قدرت او) گشاده است».

و نيز آيه كريمه:

(كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ)؛[3]

«همه کسانی که در روی آن (زمين) هستند فانی می‌شوند».

و آيات زيادى كه راجع به امر رزق و خلق، كشف‌ ضرّ، وجوب توكّل به خدا و غير اينها وجود دارد.

 

و نیز روايات بسيارى مثل حديث معروف:

«لا جَبْرَ ولا تَفْوِيضَ وَلكِنْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ»؛[4]

«نه جبر است و نه تفويض؛ بلكه امرى است ميان اين دو».

و حديثى از امام‌رضا(علیه‌السلام):

«مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ يَفْعَلُ أَفْعالَنا، ثُمَّ يُعَذِّبُنا عَلَيْها، فَقَدْ قالَ بِالْجَبْرِ. وَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللهَ فَوَّضَ أَمْرَ الْخَلْقِ وَالرِّزْقِ إِلى حُجَجِهِ‌، فَقَدْ قالَ بِالتَّفْوِيضِ. وَالْقآئِلُ بِالْجَبْرِ كافِرٌ، وَالْقآئِلُ بِالتَّفْوِيضِ مُشْرِكٌ»؛[5]

«هرکس گمان کند خداوند عزوجل کارهای ما را انجام می‌دهد، سپس ما را برانجام کارهای (ناشایست)، عذاب می‌کند قائل به جبر شده است؛ و هرکس گمان کند که امر آفرینش و روزی به حجت‌های خداوند واگذار شده است، به سمت تفویض رفته است؛ درحالی‌که قائل به جبر کافر است و قائل به تفویض مشرک است».

 


[1]. تفويض در امور تشريعى و جعل و وضع تكاليف نيز آمده است كه در آينده، جداگانه از آن بحث خواهد شد. ان شاء الله.

[2]. مائده، 64.

[3]. الرحمن، 26.

[4]. کلینی، الکافی، ج1، ص160؛ ابن ابی‌جمهور احسائی، عوالی‌اللئالی، ج4، ص 109.

[5]. صدوق، عیون اخبارالرضا‌(علیه‌السلام) ، ج2، ص114؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص198؛ مجلسی، بحارالانوار، ج25، ص328.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: