وریز وجوهات
ﺳﺨﻦ ﺑﻪ ذﮐﺮ ﺗﻮ آراﺳﺘﻦ ﻣﺮاد اين است * ﮐﻪ ﭘﯿﺶ اهل هنر ﻣﻨﺼﺒﻲ ﺑﻮد ﻣﺎ را و ﮔﺮ ﻧﻪ ﻣﻨﻘﺒﺖ آﻓﺘﺎب ﻣﻌﻠﻮم است * ﭼﻪ ﺣﺎﺟﺘﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﺸّﺎطه روي زﻳﺒﺎ را سخن گفتن از شخصيت با عظمت و والايي که از سوي مسلمان و غيرمسلمان, صدها هزار کتاب و خطابه و مقاله و قصيده و رساله...
دوشنبه: 1397/09/19 - (الاثنين:2/ربيع الثاني/1440)

مصيبت دهم

يکي از مصائب بزرگ امام‌حسين×، وداع آخرين او با اهل‌بيت طاهره است. درست تصوّر فرما که حالت آن ‌حضرت و اهل‌بيت او در آن حال چگونه و چه بوده، درصورتي‌که مي‌دانستند ديگر آن ‌حضرت را نخواهند ديد مگر با سر بريده و تن در خاک و خون آغشته؛ نه ياري، نه مددکاري، همه غريب و بي‌کس و بي‌يار و يک بيابان دشمن قسّي‌القلب بي‌رحم.

فارسی
دوشنبه / 10 فروردين / 1394

مصيبت نهم

اگر در صحراي کربلا، هيچ زخمي به بدن مطهّر امام‌حسين‌‌(علیه‌السلام) نمي‌رسيد و سر مبارکش را از بدن اطهرش جدا نمي‌کردند، فقط آن تيري که بر قلب مبارکش آمد، در شهادت آن‌ جناب کافي بود؛ آن‌وقتي که بوالحتوف ملعون تيري از کمان رها کرد و بر پيشاني مبارکش نشست و به روايتي، سنگي چنان بر پيشاني مبارکش زد که درهم شکست.

 

فارسی
دوشنبه / 10 فروردين / 1394

مصيبت هشتم

منسوب به آن جناب است که به درگاه الهي عرض مي‌کرد:

تَرَکْتُ النَّاسَ طُرّاً فِي هَوَاکَا
وَلَوْ قَطَعْتَنِي فِي الْحُبِّ إِرْباً
 

 

فارسی
دوشنبه / 10 فروردين / 1394
فارسی
دوشنبه / 10 فروردين / 1394
فارسی
دوشنبه / 10 فروردين / 1394

مصيبت پنجم

امام‌حسين‌(علیه‌السلام) تا آن دم آخر، صابر و راضي به قضاي الهي بود و منسوب به آن ‌جناب است که به درگاه الهي عرض مي‌کرد:

تَرَکْتُ النَّاسَ طُرّاً فِي هَوَاکَا
 

 

فارسی
دوشنبه / 10 فروردين / 1394

مصيبت چهارم

وقتي که امام‌حسين(ع)، پسر ناکام خود را ديد که با بدن پاره‌پاره و فرق شکافته و لب‌هاي خشکيده در ميان خاک و خون افتاده و مشغول جان‌دادن است، بي‌اختيار چنان صيحه برکشيد و فريادي برآورد که دوست و دشمن به حال او گريستند.

فارسی
دوشنبه / 10 فروردين / 1394

مصيبت سوم

صديقة صغري فرمود:

لَيَتَ‌ السَّمَاءَ طُبِقَتْ عَلَی الْأَرْضِ
 

 

فارسی
دوشنبه / 10 فروردين / 1394

مصيبت دوم

همه شنيده و مي‌دانيد که در روز عاشورا، چند تن را سنگ‌باران کردند. يکي قاسم‌‌ بن ‌الحسن‘ است که بدن لطيف و نازکش را سنگ‌باران کردند، و هدف تير و تيغ و سنگ ساختند، و بر بي‌کسي و غريبي و کوچکي و تشنگي و يتيمي او ترحّم ننمودند.

فارسی
دوشنبه / 10 فروردين / 1394

مصيبت اول

آن‌وقتي که هر دو دست مبارک ابي‌الفضل العباس قطع شده بود و تير کين بر ديده حقّ‌بينش نشسته و بدن اطهرش مانند خانه زنبور از کثرت زخم سنان و تير، سوراخ‌سوراخ گشته و آبي که براي اطفال حمل مي‌نمود بر زمين ريخته بود: آيِساً مِنَ الحَيَاةِ وَقَرِيباً إِلَى الْمَمَاةِ بود که ملعوني با عمودي از آهن رسيد.

فارسی
دوشنبه / 10 فروردين / 1394

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - عاشورا