وریز وجوهات
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحيمِ إِنَّا لله و إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ. رحلت عالم ربانی حضرت آیة الله آقای حاج شیخ مجتبی بهشتی رضوان الله تعالی علیه موجب تأثر و تأسف گردید. آن عالم عظیم الشأن عمر با برکت خود را در خدمت به اسلام و مکتب...
يكشنبه: 1/مهر/1397 (الأحد: 12/محرم/1440)

فصل دوم
او از من است

رسول خدا‏‌(ص) حسنين‏‌(علیهماالسلام) را بسيار دوست مي‏داشت و نسبت به آنها فوق‌العاده اظهار علاقه و عطوفت مي‏كرد. روايات و تواريخ بر اين اتّفاق دارند كه آن حضرت‌(ص) نسبت به علي، فاطمه و حسنين(علیهم‌السلام)از تمام مردم و نزديكان خود اظهار مودّت بيشتري مي‌نمود. دوستي آنها يك دوستي سادة پدر نسبت به فرزند نبود؛ بلكه ريشه در علائق، مباني عميق و يگانگي روحي داشت؛ نشانة يك اتّحاد و اتّصال ناگسستني معنوي و توافق كامل فكري بود؛ ازاين‌رو پيامبر‌(ص) مي‌فرمود:

«أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ»؛[1]

«من با هر‌كس كه با شما در صلح و سازش باشد در صلح و سازشم، و با هر‌كس که با شما در جنگ و نبرد باشد در جنگ و نبرد هستم».

يك اتّصال واقعي روحي، و همفكري تمام عيار و يگانگي خالص، لازم است تا پيغمبر‏‌(ص) آن را اين‌گونه شرح دهد. جملة «أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ» صريح در اين است كه طرز تفكر، سلوك و روش آنها با سلوك و روش پيغمبر‏‌(ص) يكي است، و هيچ‌گونه تفاوتي ندارد. كردار، رفتار، جنگ و صلح آنها دقيقاً همان كردار، رفتار، جنگ و صلح رسول خدا‏‌(ص) است.

 

زماني كه اين اخبار را مطالعه مي‏كنيم و از شدّت علاقه و دوستي پيامبر‏‌(ص) به امام‌حسين‏‌(علیه‌السلام) آگاه مي‏شويم، نبايد فراموش كنيم كه گويندة اين كلمات و الفاظ، پيغمبر خدا‌(ص) است. او كسي است كه در دورة زندگاني با گزافه‌گويي، سخنان دور از حقيقت و مدح بیجا مبارزه داشت؛ سخنان و كارهايش براي بشر حجّت، قانون و شريعت بود و آنچه فرمود، ترجمان حقيقت است.

پيامبر اعظم‌(ص) غير از فاطمه‌‌(علیهاالسلام) دختران ديگر، و غير از علي‌(علیه‌السلام) نيز عموزاده‏ها و خويشاوندان بسياري داشت، پس چرا اين‌همه اظهار علاقه و محبّت، مخصوص فاطمه‌(علیهاالسلام) و علي‌(علیه‌السلام) و فرزندان آنها بود؟ و چرا پيغمبر‌(ص) از ميان همة كسان و اصحاب خود، آنها را برگزيد؟ زيرا اين چهار تن نمايندة صفات، روحيّات، اخلاق و كمالات او بودند.

 

[1]. ابن‌ماجه قزوينی، سنن، ج1، ص52؛ ترمذی، سنن، ج5، ص360؛ طبرانی، المعجم‌الکبير، ج3، ص40.

نويسنده: 
کليد واژه: