وریز وجوهات
شب قدر، شب نور، رحمت و شب نزول قرآن و مَطلع خیرات و سعادات، و هنگام نزول بركات و سرآغاز زندگی نوین بشر و مبدأ تحوّل و تاریخ كمال واقعی انسان‎هاست. * شب قدر، شب آزادی بشر شبی كه اگر نبود و نیامده بود، شب تیره بدبختی انسان به پایان نمی‎رسید و...
پنجشنبه: 31/خرد/1397 (الخميس: 7/شوال/1439)

ارزش انتظار در قرآن و حديث

(قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدى)؛[1]

«بگو: همه منتظرند، پس انتظار بکشید! زود باشد که بدانید راه راست‌پویان و کسانی که هدایت یافته‌اند، کیانند؟!».

(وَقُلْ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنّا عامِلُونَ * وَانْتَظِرُوا إِنّا مُنتَظِرُونَ)؛[2]

«بگو به آنان‌که ایمان نمی‌آورند (از راه تهدید)!: عمل کنید به حال خود، ما هم عمل می‌کنیم و منتظر باشید، ما هم منتظریم».

حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمود:

«إِنَّ لَنا دَوْلَةً يَجيءُ اللهُ بِها إِذا شآءَ. ثُمَّ قالَ: مَنْ
 
سَرَّ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحابِ الْقآئِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَلْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَمَحاسِنِ الْأَخْلاقِ وَهُوَ مُنْتَظِرٌ»؛[3]

«البته كه براى ما دولتى است كه وقتى خدا خواست آن را مى‌آورد. هركس شاد مى‌شود كه از اصحاب قائم(عج) باشد، بايد منتظر باشد و بايد كار به پارسايى و اخلاق نيك كند و منتظر باشد».

امام زين‌العابدين(ع) فرمود:

«تَمْتَدُّ الْغَيْبَةُ بِوَلِيِّ اللهِ عَزَّوَجَلَّ الثّاني عَشَرَ مِنْ أَوْصِيآءِ رَسُولِ اللهِ وَالْأَئِمَّةِ بَعْدَهُ(علیهم السلام)، إِنَّ أَهْلَ زَمانِ غَيْبَتِهِ الْقآئِلِينَ بِإِمامَتِهِ وَالْمُنْتَظِرينَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ كُلِّ زَمان»؛[4]

«غيبت ولى خدا و دوازدهمين وصىّ پيغمبر خدا و امامان بعد از پيغمبر(ص) امتداد پيدا مى‌كند. اهل زمان غيبت آن حضرت كه معتقد به امامت و منتظر ظهور او باشند، از اهل هر زمان برترند».

رسول خدا(ص) فرمود:

«أَفْضَلُ الْعِبادَةِ انْتِظارُ الْفَرَجِ»؛[5]

 

«برترين عبادت انتظار فرج (و پايان نابسامانى‌ها و دشوارى‌ها و بى‌عدالتى‌ها و ظهور دولت حقّه حضرت مهدى(عج) و برقرارى مطلق نظام اسلامى) است».

 

[1]. طه، 135.

[2]. هود، 121 ـ 122.

[3]. نعمانی، الغيبه، ص270؛ صافی گلپايگانی، منتخب‌الاثر، ج3، ص210.

[4]. طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص50؛ صافی گلپايگانی، منتخب‌الاثر، ج2، ص218.

[5]. صدوق، کمال‌الدين، ص287؛ سيوطی، الجامع‌الصغير، ج1، ص192؛ صافی گلپايگانی، منتخب‌الاثر، ج3، ص214.

نويسنده: