وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم قال الإمام الصادق عليه السلام: «مَن قَال فينا بَيتَ شعر بَني اللهُ له بَيتاً في الجنة» السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ للهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ...
پنجشنبه: 24/آبا/1397 (الخميس: 6/ربيع الأول/1440)

پيرامون مقام ولايت

ازجمله چندى است كه عوامل مزدور و مغرض و مأمور ـ كه به هويت آنها اشاره شد ـ به مقامات قدسيه انبيا و اوصيا، متهتّكانه و بى‌ادبانه جسارت كرده و شئون و مراتب مسلّم و معلوم آنها را انكار مى‌كنند و مى‌خواهند از اين راه جنگ داخلى برپا‌كرده، تشكّل و هم‌بستگى نيرومند مسلمانان را در برابر دشمنان اسلام و مزدوران الحاد و استعمار ضعيف نمايند. يكى را برمى‌انگيزند تا فضايل و علوم لدُنّى آنها را انكار كند، و ديگرى را مأمور حمله به حريم ولايت آنها مى‌سازند و شئونى را كه خداوند متعال به آن بزرگواران عطا كرده است، حاشا مى‌نمايند. حتى پاى جسارت را فراتر گذاشته، با نواصب و دشمنان اهل‌بيت رسالت هم‌صدا شده، پيروى از يزيد، معاويه، زياد، ابن‌زياد، حجّاج و متوكّل را شعار خود ساخته، و آيين بنى‌اميه و دشمنان آل محمّد‌(علیهم‌السلام)  را نوسازى مى‌نمايند.

 

پاره‌اى هم با تأويلات و تفسيرهاى نادرستى در پيرامون مسائلى مانند عصمت، طهارت، شفاعت، ولايت، وصايت و امامت مى‌خواهند خود را روشن‌فكر جلوه دهند، تا تنى چند از افراد خام و روشن‌فكرزده را به ‌دور خود جمع كرده، در مقاصد جاه‌طلبانه خود از آنها استفاده نمايند.

راجع به ولايت تكوينى و تشريعى نيز باب بحث و انكار را باز كرده، و خوشبختانه يا متأسفانه، بيشتر آنان كه در انكار آن مبالغه دارند، معنای صحيح آن را درك نكرده و ندانسته و متعصّبانه و از راه لجاج و عناد انكار مى‌كنند، چنان‌که بسیاری از معترضان و مخالفان آنها نيز از ناحيه علم و آگاهى هم‌طراز آنها هستند.

ازاين‌جهت بسا مى‌شود كه سلب و ايجاب طرفين وارد بر دو موضوع شده و آنچه يك نفر اثبات و از آن دفاع مى‌نمايد، غير آن چيزى است كه ديگرى انكار و ردّ كرده است و مفهوم ولايت تكوينى و ولايت تشريعى نزد كسى كه آن را ردّ مى‌كند، مفهومى است كه اثبات‌كننده ولايت تكوينى و تشريعى هم آن را ردّ مى‌نمايند و در نظر اثبات‌كننده نيز مفهومى است كه ردّكننده هم آن را اثبات مى‌كند و اگر طرفين بفهمند نفى و اثبات آنها در دو مورد است و به‌هم ارتباط ندارد، مى‌فهمند كه نزاع آنها لفظى بوده و ناآگاهى و ترك تحقيق باعث آن شده است.

 

پاسخ‌هايى پيرامون اين دو جمله داده شده است؛ ولى به ‌نظر مى‌رسد به‌طور كافى روشن‌كننده اين مطلب نيست و محلّ بحث را تعيين نمى‌كنند و موارد لفظى بودن اين بحث و موارد حقيقى بودن آن را آشكار نكرده‌اند.

البته پاره‌اى هستند كه عامدانه و مغرضانه و مأمورانه، راه خلاف را مى‌پويند و حتى ادعيه‌اى مثل دعای «جوشن كبير» كه تمامش ذكر خدا و اسماء‌الحسنى و توحيد است و كتاب‌هايى مثل الغدير را خرافات مى‌گويند و ولايت تكوينى و تشريعى را به هر معنایی انكار مى‌كنند، حتى از ابن‌تيميه‌ها و ابن‌قيّم‌ها و ابن‌حطان‌ها و نواصب ديگر هم در دشمنى با اهل‌بيت‌(علیهم‌السلام)  پيش افتاده‌اند؛ ولى بيشتر كسانى كه در ميدان اين مجادلات كشيده شده‌اند، فريفته الفاظ گرديد‌ه‌اند كه اگر بفهمند منكران مأمور و مزدور چه قصدى داشته و چه حقايق مقدّس و ثابتى را انكار مى‌كنند، از آنها بيزارى مى‌جويند.

قسمتى از اين كتاب به‌طور اختصار، توضيحى است راجع به اين دو موضوع (ولايت تكوينى و ولايت تشريعى) كه در دو بخش تنظيم شده؛ در بخش اوّل كه به‌منزله مقدمه است، بعضى از مطالب بسيار مهم و اصولى تذكّر داده شده كه در درك حقيقت اين بحث و اطراف و جوانب آن مفيد بوده و دانستن آن، با قطع نظر از اين بحث نيز كمال لزوم را دارد. و در بخش دوم - ان شاء ‌الله تعالی- توضيحات

 

و تحقيقات پيرامون ولايت تكوينى و ولايت تشريعى به عرض پژوهشگران و جويندگان حقايق مى‌رسد.

اميد است براى روشن شدن اذهان و حفظ وحدت كلمه مسلمين و جلوگيرى از تفرقه، مؤثّر باشد.

(إِنْ أَرَدْتُ إِلاَّ الاِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَما تَوْفِيقِى إِلاّ بِاللّٰهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ)؛[1]

«من جز اصلاح ـ تا آنجا که توانایی دارم ـ نمی‌خواهم. و توفیق من جز به خدا نیست؛ بر او توکّل کردم و به‌سوی او بازمی‌گردم».

 

 


[1]. هود، 88.

موضوع: 
نويسنده: