وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون جناب حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ علیرضا حدائق دامت تاییداته رحلت والد معظم آیت‌الله آقای حاج شیخ محمد رضا حدائق رضوان الله تعالی علیه را به جنابعالی و بیت مکرم آن فقید سعید و علما و فضلای حوزه...
جمعه: 29/تير/1397 (الجمعة: 7/ذو القعدة/1439)

نظر صحيح در معناى ولايت تكوينى

اگرچه از بيانات گذشته، نظر صحيح در معناى ولايت تكوينی معلوم شد؛ امّا جهت مزيد بصيرت و توضيح بيشتر عرض مى‌شود: ولايت و استقلال و اختيار رتق‌ و‌ فتق و تدبير کائنات و امر خلق و رزق و ميراندن و زنده‌ كردن و امساك و حفظ كرات و آسمان و زمين، و اداره شئون وجودى عالم امكان و سازمان ممكنات، مخصوص ذات بی‌ى زوال يگانه خداوند سبحان بوده و شريك و نظيرى براى او نيست، و ادّعاى شركت و اعتقاد به شركت كسى با خدا، در هر‌ يك از اين امور كفر و شرك است و فقط خدا است كه بر کائنات سلطنت و حكمرانى و فرمانروايى دارد و غير از او كسى حاكم مطلق و سلطان نبوده و ملكوت هرچيز به دست او است؛ ملائكه و انبيا و اوصيا همه تحت سيطره قدرت و ولايت او قرار دارند؛.

(وَلا يَمْلِكُونَ للاَِأنفُسِهِمْ ضَرّاً وَلا نَفْعاً وَلا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَلا حَياةً وَلا نُشُوراً)؛[1]

««و مالک زیان زيان و سودخویش سودخويش نیستندنيستند، و نه مالک مرگ و حیات حيات و رستاخیز رستاخيز خویشندخويشند»».

و مملوك و مخلوق و مطيع و منقاد و تسليم اوامر او هستند؛

(وَللّٰهِِلّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّماواتِ وَالاَْرْضِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالْاصالِ)؛[2]

 

««تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین زمين هستند ـ از روی اطاعت یا يا اکراه ـ و همچنین همچنين سایه‌هایشانسايه‌هايشان، هرر صبح و عصر برای خدا سجده می‌کنند»».

حتى قول به اينكه خلق و رزق و تربيت و اماته و احيا و جميع اين‌ گونه امور به معصومين‌(علیهم‌السلام)  تفويض شده و در آن ولايت دارند، به اين معناى كه خدا اين كارها را مقارن اراده آنها انجام مى‌دهد، باطل است و چنان‌که علاّمه مجلسى& در بحارالانوار[3] و مرآة العقول[4] تصريح فرموده است، اگرچه عقلاًا مانعى ندارد، اخبار بسيار مانع از آن است؛ بلكه مى‌توان گفت: عقلاً هم جايز نيست؛ زيرا اگر اين افعال را خداى تعالى غير‌ مقارن به اراده آنها انجام مى‌دهد، پس در تمام موارد به آنها تفويض نشده است، و اگر فقط مقارن آنها انجام مى‌دهد، اين خلاف شأن ربوبيت و الوهيت و متبوعيت مطلق و اسماءالحسنى و صفات كمال الهى است، و قول به انعزال خدا از تصرف در امور، خلاف آیه:

(كُلَّ يَوْم هُوَ فِي شَأْن)؛[5]

و «او هر روز در شأن و کاری است»

. مى‌باشد.

 

امّا با حفظ اين جهات ـ چنان‌که در مطلب سوم، پنجم و هفتم از مطالب بخش اوّل، و در ضمن بيان نوع پنجم از انواع ولايت تكوينى به‌ وضوح رسيد ـ عقلاً و شرعاً امكان دارد كه خداوند متعال به خاصّ از بندگانش (از فرشته و انسان)، به‌ه جهت اظهار رفعت و علوّ شأن يا تأييد آنها و اتمام حجت بر ديگران، يا مصالح ديگر ولايت و قدرت در تصرّف در کائنات يا مأموريت‌ هاى خاصى ـ مثل تدبير امور ـ عطا كند تا در مواردى كه فقط مأمورند، مأموريت خود را انجام دهند و در موارد ديگر، برحسب مصالح و جهات ثانوى كه در داخل نظام کائنات پيش مى‌آيد، طبق آن مصلحت تصرفاتى بنمايند، يا اينكه کائنات را مطيع و فرمان‌ بر آنها سازد تا بر حسب اقتضا و مصلحت، هر تصرّفى را كه مصلحت ديدند، بنمايند.

اين اقدار و اعطاى اختيار از جانب خدا، با نفوذ و جريان اراده و مشيت او منافى نيست و كناره‌ گيرى از تمشيت امور و اداره عالم امكان نمى‌باشد، چنان‌که منافى با بطلان تفويض ـ حتى به معنايى كه علاّمه مجلسى(ره) آن را معقول شمرده ـ نمى‌باشد؛[6] زيرا خلق، آفرينش، اصلاح، انتظام، اداره کائنات، تدبير امور خلق و رزق و اَعمار، تقدير آجال و موت و حيات و امور ديگر از اين قبيل امور است و اعطاى

 

قدرت و ولايت به بنده‌ اى در تصرّف در کائنات، در مواردى كه مصالح ثانوى و لطف و مقتضيات خاصّه باشد ـ مثل اظهار معجزه و اتمام حجت و قوّت و نفوذ كلام و تبليغ نبىّ و وصىّ و اطمينان قلوب مؤمنين امرى ديگر است و تفويض نمى‌باشد؛ بلكه اين اذن و اعطاى اختيار و فرمان‌بر ساختن کائنات و اقدار عبد، از رشته‌هاى همان تدبير كلّى الهى و تنظيم امور و قيام به امر مُلك و ملكوت است كه برر حسب حكمت و قاعده لطف لازم مى‌باشد، و احاديث و روايات كثيره متواترى از طرق خاصّه و عامّه دلالت دارند كه حضرت رسول اكرم‌(ص) و ائمه اطهار‌(علیهم‌السلام)  اين ولايت و اذن و قدرت را دارا و تصرفات آنها در کائنات به صورت اعجاز و خوارق، در موارد بسيار از حقايق مسلّم تاريخ است و انكار آن، ـ كه امر واقع شده است و نزد ارباب اطّلاع از تاريخ و كتب معتبر حديث ترديدناپذير است ـ خردمندانه نيست، چنان‌که اعتراض به اعطاى اين ولايت از جانب خدا، گستاخى بزرگ و خلاف تسليم و حاكى از جهل و بى‌ معرفتى مى‌باشد، كه خداوند در اين زمينه مى‌فرمايد:

(وَقالُوا لَوْلا نُزِّلَ هذا الْقُرْآنُ عَلى رَجُل مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيم * أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْض دَرَجات لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً
 
سُخْرِيّاً وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمّا يَجْمَعُونَ)؛[7]

««و گفتند چرا این اين قرآن بر مرد بزرگ (و ثروتمندی) از این اين دو شهر (مکه و طایفطائف) نازل نشده است؟ آیا آيا آنها رحمت پروردگارت را تقسیم تقسيم می‌کنند؟ ما معیشت آنها را در دنیا دنيا تقسیم تقسيم کردیم کرديم و بعضی را بر بعضی برتری دادیمداديم، یکدیگر يکديگر را مسخّر کرده (و باهم تعاون نمایندنمايند) و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع‌آوری می‌کنند، بهتر است»».

با همين توضيحى كه داده شد، رفع هر شبهه مى‌شود. علاوه‌ بر اينكه در مورد ملائكه نيز اين تصرفات بر حسب آيات و روايات ـ چنان‌که كراراً گفته شد ـ ثابت است و همان‌ نحو كه ولايت آنها ـ ـ در امورى كه به آنها مأموريت داده شده و مناصب و مقاماتى كه دارند ـ ـ منافى با توحيد و موجب اشكالى نيست، در ولايت پيغمبر و امام به‌ نحوى كه تحقيق شد، اشكالى پيش نمى‌آيد و اين‌ گونه اعطاى اختيارات و ولايت‌ ها از جانب خدا داخل در اداره امور کائنات و قيام به شئون عوالم ممكنات است كه قائم به آن فقط خداى واحد اَحد است و در مقابل، شرك و تفويض نافى آنها است و راجع به مجارى فيض هم، چون مكرّر توضيح داديم، نظر صحيح و تحقيق در آن، همان است كه در بررسى كلام محقق اصفهانى(ره) بيان كرديم.[8]

 


[1]. فرقان، 3.

[2]. رعد، 15.

[3]. مجلسی، بحارالانوار، ج 25، ص 348.

[4]. مجلسی، مرآة العقول، ج 3، ص 145.

[5]. الرحمن، 29.

[6] . مجلسی، مرآةالعقول، ج3، ص143 (باب التفويض ﺇلی الله و ﺇلی الأئمه ^ فی أمر الدين).

[7]. زخرف، 31 و - 32.

[8]. در رساله «مفهوم وابستگی جهان به وجود امام ‌(علیه‌السلام) » نيز، توضيحاتی داده‌ايم.

نويسنده: