وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم در کتاب شریف عيون اخبار الرضاعلیه السلام آمده است: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ الْـمُتَوَکِّلِ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْـحُسَیْنِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَر الْأَسَديُّ قَالَ: حَدَّثَنَا...
شنبه: 24/مهر/1400 (السبت: 9/ربيع الأول/1443)

نگرانی از انحطاط اوضاع سیاسی و اقتصادی مسلمانان

يكي از اموري كه همواره فكر ايشان را به خود مشغول مي‌داشت و موجب نگراني ايشان بود، انحطاط اوضاع سياسي، اقتصادي و صنعتي مسلمانان بود.

معظم‌له اين ضعف مسلمانان و نياز آنها به بيگانگان را علت عمده تسلط آنها بر مسلمانان مي‌دانست، و آن را به ضعف یا سوء مديريت و وابستگي مديران به همان اجانب مستند مي‌شمرد.

به همین خاطر موضوعي كه بيشتر و بسيار نسبت به آن حاكميت و اعضای آن تذكر مي‌داد و اعتراض مي‌كرد و به آن، عدم لياقت و عدم علاقه آنها به پيشرفت و ترقي مملكت را برای خودشان اثبات مي‌كرد، همين عقب‌ماندگي‌ها بود.

ایشان معتقد بود كه وسایل جلو بردن جامعه و كشور به‌سوی استقلال و خودكفایی بيشتر در اختيار این گروه حاكم است، مع‌ذلك بیگانگان به پيشرفت‌هايي نایل شده‌اند و اينها يا درجا مانده‌اند یا وابسته‌تر شده‌اند.

مخصوصاً براي آنها، آلمان را مثال مي‌زد كه پس از جنگ به چه روز و چه وضع ذلت‌بار و اسفناك و فقر و فلاكتی افتاد، ولي طولي نكشيد

 

كه باز در مسير ترقي و اصلاح امور به پيشرفت‌هاي بزرگ نايل شد، ولي اين كشور كه پل پيروزي ناميده‌ شد با‌همه امكاناتي كه داشت قدمي به جلو برنداشت، و همچنان نيازمند به بيگانگان باقي ماند.

در اين موضوعات، ايشان به نقاط ضعف دقيقاً توجه داشتند و كل اوضاع عالم اسلام و عوامل سوء جريآنها و سوء اداره اين ممالك را زير نظر داشته و از سلطه استعمارگران بر اين دنياي بزرگ و وطن پهناور همه مسلمانان رنج مي‌بردند.

هم سیر تقدم و ترقي جوامع، و هم علت تنزل و سير قهقرایي ملت‌ها را تذكر مي‌دادند، و ازجمله خطر اشاعه فحشا و اختلاط زن و مرد، و ترغيب به موسيقي و ملاهي را مهم مي‌دانستند.

آن فقيد علم و اسلام، همواره نگران اوضاع مسلمين در سراسر جهان بود، و از ذلت جوامع اسلامي و تسلط استعمارگران و استضعاف آنها رنج مي‌برد، و تا مي‌توانست همگان را به بازگشت به مجد، عظمت، عزت، قوت و قدرت گذشته، و كسب علوم، فنون و صنايعي كه دستيابي به آن‌ها، ديگران را بر مسلمانان مسلط و چيره می‌نمود، تشويق و ترغيب مي‌كرد.

مكرر در مورد ايران به مسئولان امور و سايرين مي‌فرمود كه چرا پس از جنگ جهاني دوم كه آلمان شكست خورد و به آن روزهاي فقر و فلاكت و درد و رنج گرفتار شد، با تلاش و كوشش و تحمل مصائب بزرگ، دوباره پاي در جاده ترقي گذارده و مي‌رود تا آن

 

خسارت‌هايي كه به ظاهر جبران‌ناپذير بود تدارك و جبران نمايد، و صنعت و علم و استقلال خود را احيا كند و همان موقعيت خود را كه داشت به دست بياورد، اما شما كه كشورتان پل پيروزي نام‌گذاري شده، همچنان وابسته مانده و اگر عقب نرفته باشيد در اين اوضاع و بحران كه مي‌توانستيد كسب حيثيت و قدرتي بنماييد يك قدم به جلو برنداشتيد بااينكه تمام امكانات مالي و مادي كلان را در اختيار داشتيد. غرامت‌هايي كه به عهده آلمان آمد به عهده شما نيامد. (البته چنان‌كه مكرر عرض كردم آنچه مي‌نويسم عين الفاظ ايشان نيست بلكه مضمون بيانات ايشان است).

ایشان غصه مي‌خورد كه دولتمردان ما به فكر چيزي که نيستند استفاده از فرصت‌ها و پيش بردن امور و جلو بردن مملكت است، و خلاصه او بر اوضاع عالم اسلام و سير تطورات جهان و علل تقدم بيگانگان و راه‌هاي اصلاح امور و دفع تأخر، تقهر و ضعف‌هاي موجود آگاه بود، و سير سياست و اجتماع را زير نظر داشت.

نويسنده: