وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خير خلقه حبيب إله العالمين أبي‌القاسم محمّد و آله الطّاهرين سيّما بقية الله في الأرضين قال الله الحکيم: «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ...
يكشنبه: 26/آذر/1396 (الأحد: 28/ربيع الأول/1439)

مقدمه

برحسب روايات بسيار در عصر غيبت حضرت صاحب‌الامر(علیه السلام) ، به‌واسطه فتنه‌هاى زياد و آزمايش‌هاى شديدى كه پيش مى‌آيد، حفظ دين سخت دشوار مى‌شود و از بوته امتحان جز افرادى كه در شدايد شكيبا و در معرفت و ولايت استوار و پابرجا باشند، بى‌غلّ و غش و خالص بيرون نخواهند آمد.

گمراهى‌ها و اغواها و انحراف‌ها از حقّ فراوان مى‌شود و حتى به اسم اسلام بدعت‌ها مى‌سازند و شبهه‌ها منتشر مى‌كنند و تحيّرها و سرگردانى‌ها ايجاد مى‌نمايند و چنان شود كه برحسب بعضى روايات شخص صبح مى‌كند درحالى‌كه مؤمن است، و شام مى‌كند درحالى‌كه منافق يا كافر است. همچنين شب مى‌كند در حال اسلام و ايمان، و صبح مى‌كند در حال كفر و نفاق.[1]

خلاصه، امواج ابتلائات، امتحانات، موجبات تزلزل عقيده، شك در

 

عقايد دينى و ارتداد از هر سو افراد را احاطه مى‌نمايد، آن‌چنان تميز و تخليصى پيش مى‌آيد كه نظير آن را نه كسى ديده و نه شنيده باشد. اكثريت در منجلاب فساد و گمراهى غوطه‌ور شوند و چنان شود كه كسى عقايد اسلامى حتى اسم جلاله «الله» را نتواند بگويد مگر به‌طور پنهانى و براى كسى ايمانش سالم نماند.

«إِلاّ مَنْ يَفِرُّ مِنْ شاهِقٍ إِلى شاهِقٍ وَمِنْ جُحْرٍ إِلى جُحْرٍ»؛[2]

براى اينكه مؤمنان حقيقى آگاه باشند و در حفظ دين و ايمان خود موفّق گردند و تندترين بادهاى فتنه، پاى ثبات و استقامت آنها را نلغزاند:

اوّلا: در احاديث بسيارى كه ازطريق شيعه و سنى روايت شده است خبر داده‌اند كه اين آگاهى قبلى پس از پيشامد آن حوادث، موجب قوّت ايمان اهل بينش و معرفت مى‌گردد.

ثانياً: هشدارها داده‌اند و مردم را از اينكه دين خود را از دست بدهند، برحذر نموده‌اند. چنان‌كه از حضرت مولا امام على(علیه السلام)  روايت شده است كه فرمود:

«ذاكَ حَيْثُ تَكُونُ ضَرْبَةُ السَّيْفِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَهْوَنَ مِنَ الدِّرْهَمِ مِنْ حِلِّهِ. ذاكَ حَيْثُ يَكُونُ الْمُعْطى أَعْظَمَ
 
أَجْراً مِنَ الْمُعْطِي. ذاكَ حَيْثُ تَسْكَرُونَ مِنْ غَيْرِ شَرابٍ؛ بَلْ مِنَ النِّعْمَةِ وَالنَّعِيمِ وَتَحْلِفُونَ مِنْ غَيْرِ اضْطِرارٍ وَتَكْذِبُونَ مِنْ غَيْرِ إِحْراجٍ. ذاكَ إِذا عَضَّكُمُ الْبَلاءُ كَما يَعَضُّ الْقَتَبُ غارِبَ الْبَعِيرِ. ما أَطْوَلَ هذَا الْعَناءَ وَأَبْعَدَ هذَا الرَّجاءَ»؛[3]

«اين پيشامدها (كه پيش از اين جمله بدان اشاره فرموده) وقتى خواهد شد كه ضربت شمشير بر مؤمن آسان‌تر است از به دست آوردن يك‌ درهم از راه حلال، اين زمانى مى‌شود كه عطاشده اجرش از عطاكننده بالاتر است. اين در وقتى خواهد شد كه مست گرديد بدون شراب؛ بلكه از نعمت و نعيم، و سوگند ياد كنيد بدون اضطرار، و دروغ بگوييد بدون اينكه در حرج مانده باشيد. اين زمانى است كه بلا شما را بگزد چنان‌كه پالان، كوهان شتر را مى‌گزد. چه طولانى و دراز است مدت اين رنج و زحمت! و چه دور است اين رجا و اميدوارى».

ثالثاً: برحسب روايات، حضرت رسول اكرم(ص)  و ائمه طاهرين(علیهم السلام) از كسانى‌ كه در اين عصر ثابت‌قدم مى‌مانند، مدح و تقدير فراوان نموده، ايمان آنها را ستوده، به پاداش‌هاى بزرگ و درجات بلند وعده داده‌اند.

 

ازجمله رسول خدا(ص)  در حديثى كه در آن، حكايت اسلام‌آوردن «جندل بن جنادة بن جبير» ذكر شده است، پس از آنكه جندل از اوصياى آن حضرت پرسيد و رسول اكرم(ص)  به او خبر داد كه  دوازده نفرند و اسامى آن عزيزان درگاه خدا را بيان فرمود، او را از غيبت امام دوازدهم خبر داد و فرمود:

«طُوبى لِلصّابِرينَ في غَيْبَتِهِ. طُوبى لِلْمُقيمينَ عَلى مَحَبَّتِهِمْ. اُولئِكَ الَّذِينَ وَصَفَهُمُ اللهُ في كِتابِهِ وَقالَ: )هُدىً لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ([4] ثُمَّ قالَ‌اللهُ تَعالى: )اُولئِكَ حِزْبُ اللّٰهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْمُفلِحونَ([5]؛[6]

«خوشا به حال صبر‌كنندگان در غيبت او! خوشا به حال پايندگان بر دوستى ايشان. ايشانند آنان كه خدا در كتابش آنها را وصف نموده و فرموده است: «قرآن مايه هدايت پرهيزكاران است. (پرهيزكاران) كسانى هستند كه به غيب (آنچه از حس پوشيده و پنهان است) ايمان مى‌آورند». سپس فرمود: «آنها حزب خداوند (الله)اند؛ بدانيد حزب خداوند رستگارانند».

 

و حضرت امام زين‌العابدين(علیه السلام)  - برحسب روايت ابوخالد كابلى از آن بزرگوار- مى‌فرمايد:

«إِنَّ أَهْلَ زَمانِ غَيْبَتِهِ؛ الْقائِلِينَ بِإِمامَتِهِ، الْمُنْتَظِرينَ لِظُهُورِهِ، أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ كُلِّ زَمانٍ؛ لِاَنَّ اللهَ تَبارَكَ وَتَعالى أَعْطاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَالْاَفْهامِ ما صارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشاهَدَةِ، وَجَعَلَهُمْ في ذلِكَ الزَّمانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجاهِدينَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ ‌اللهِ(ص)  بِالسَّيْفِ، اُولئِكَ الْمُخْلِصُونَ حَقّاً وَشيعَتُنا صِدْقاً، وَالدُّعاةُ إِلى دينِ ‌اللهِ عَزَّ وَجَلَّ سِرّاً وَجَهْراً»؛[7]

«به‌ تحقيق كه، اهل زمان غيبت او كه قائل به امامت او هستند و منتظر ظهور آن حضرتند، از اهل هر زمان ديگر فاضل‌ترند؛ براى اينكه خدا آن‌چنان خردها و فهم‌هايى به آنها عطا فرموده است كه غيبت، نزدشان به‌منزله مشاهده و ديدار گرديده است و ايشان را در اين زمان به‌منزله جهادكنندگان با شمشير در پيش ‌روی رسول خدا(ص)  قرار داده است. ايشان حقّاً مخلصند و به‌ راستى شيعه ما هستند و دعوت‌كنندگان به‌سوی خدا در پنهان و آشكارند».

 

در كتاب المحاسن برقى، سند را به «فيض بن مختار» رسانده كه گفت: شنيدم حضرت امام‌صادق(علیه السلام)  مى‌فرمود:

«مَنْ ماتَ مِنْكُمْ وَهُوَ مُنْتَظِرٌ لِهذَا الْاَمْرِ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقآئِمِ في فِسْطاطِهِ». قالَ: ثُمَّ مَكَثَ هُنَيئَةً، ثُمَّ قالَ: «لا بَلْ كَمَنْ قارَعَ مَعَهُ بسَيْفِهُ. قالَ: لا وَاللهِ إِلاّ كَمَنِ اسْتَشْهَدَ مَعَ رَسُولِ اللهِ(ص) »؛[8]

«هركس از شما بميرد و او منتظر براى اين امر باشد (يعنى منتظر قيام حضرت مهدى(علیه السلام)   باشد)، مثل كسى است كه با حضرت قائم(علیه السلام)   در خيمه آن حضرت باشد». سپس درنگى كرد و فرمود: «نه بلكه مثل كسى است كه با او شمشير زده باشد». پس از آن فرمود: «نه به خدا سوگند مثل آن كسى است كه با پيغمبر(ص)  به شهادت رسيده باشد».

از طرق عامه نيز روايات و احاديث در اين معنا بسيار است. ازجمله از انس بن مالك روايت شده است كه رسول خدا(ص)  فرمود:

«يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ عَلى دينِهِ لَهُ أَجْرُ خَمْسينَ مِنْكُمْ»؛[9]

 

«بر مردم زمانى مى‌آيد كه از براى صبركننده بر دينش، اجر پنجاه نفر از شما مى‌باشد (خطاب پيغمبر(ص)  به اصحاب است)».

رابعاً: دستور و توصيه فرموده‌اند كه با دعا و درخواست از خداوند متعال براى ثبات قدم و منحرف‌نشدن از راه راست، ايمان و عقايد خود را در حفظ و حراست الهى قرار دهند و در اين امتحانات از لغزش قدم و تزلزل عقيده به خدا پناه ببرند و خود را به او بسپارند و از او كمك بگيرند و نيرو بخواهند؛ چون به هنگام امتحانات و حوادثى كه بسا افراد رياضت‌كشيده را تكان مى‌دهد، بهترين و نيرومندترين نگهبان ايمان و عقايد حقّ انسان، استعانت از خدا و ارتباط‌يافتن با عالم غيبت است كه روحيه صبر و شكيبايى انسان را قوى مى‌سازد و او را در برابر ناملايمات ثابت‌قدم و پايدار مى‌نمايد.

لذا در قرآن مجيد دستور داده شده كه به نماز و صبر (كه تفسير به روزه شده است) استعانت بجوييد؛[10] زيرا اين توجه و استعانت، روح مأيوس و نااميد را اميدوار و شخص زجركشيده و شكنجه‌ديده را بر تحمل اين امور شكيبا مى‌نمايد.

 

حاصل اينكه: براى حفظ ايمان، مداومت بر توجه به خدا و دعا، به‌خصوص خواندن دعاهاى مأثور (مثل دعاى شريف ندبه) بسيار مؤثر بوده و اثرات تربيتى و تكميلى و فوايد آن در حفظ ارتباط با حضرت صاحب عصر و سيد و مولا و پيشوا و امام عصر(علیه السلام)  بيش از حدّ تصور است. لذا در كتاب‌هاى دعا، دعاهايى براى عصر غيبت رسيده است كه شايد مختصرترين آنها اين دعا باشد كه موسوم به دعاى غريق است.

«يا اَللهُ يا رَحْمنُ يا رَحِيمُ، يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلى دِينِكَ».[11]

يكى از دعاهاى معروفى كه مؤمنان و منتظران ظهور در عصر غيبت آن ولىّ اعظم خدا(عج) بر آن مواظبت داشته و در آن از خداى تعالى معرفت خودش و معرفت پيامبرش و معرفت حجّتش را مسئلت مى‌نمايند، دعاى معروف «اَللّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ» است.

ثقة‌الاسلام محمّد بن يعقوب كلينى(رحمه الله) كه هم‌زمان با حضرات نواب اربعه4 مى‌زيسته و در سال 328 يا 329 هجری قمری رحلت فرموده است، در جامع بزرگ و شريف كافى كه اقدم جوامع اربعه شيعه است، اين دعا را از حضرت ابى‌عبدالله امام جعفر صادق(علیه السلام)  به

 

دو سند در باب غيبت از كتاب حجت روايت كرده است.[12]

علاوه‌برآن، شاگرد معروف كلينى، ابوعبدالله محمّد بن ابراهيم نعمانى كاتب كتاب الكافى مشهور به «ابن‌زينب يا ابن ‌ابى‌زينب» كه از قدماى محدثين بزرگ شيعه مى‌باشد، در كتاب نفيس و معتبر الغيبه اين حديث را به سند ديگر نيز روايت نموده است.[13]

همچنين شيخ اجل محمّد بن على بن حسين معروف به صدوق+ كه در سال 381 هجری قمری درگذشته است و صاحب كتاب من لا يحضره‌ الفقيه، يكى ديگر از كتب اربعه، در كتاب ارزنده كمال‌الدين و تمام‌النعمه كه همواره مورد استناد و اعتماد علما و محققين بوده و هست، به سه طريق ديگر در باب «ما رُوى عن الصادق جعفر بن محمّد» اين دعاى شريف را روايت كرده است[14] كه در اين سه كتاب معتبر مجموعاً به شش طريق روايت شده است.

لفظ اين دعاى شريف برحسب روايتى كه در الكافى[15]، مقدم بر حديث ديگر روايت شده و برحسب روايت الغيبه نعمانى[16] و سه

 

روايت كمال‌الدين[17] اين است:

«اَللّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ؛ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ؛ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ. اَللّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ؛ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ، ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي».[18]

و در روايت ديگر الكافى كه روايت 29 اين باب است، متن دعا اين است:

عَرِّفْني حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ«اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَكَ، فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْكَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَبِيَّكَ، فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَبِيَّكَ لَمْ أَعْرِفْهُ قَطُّ، اَللّهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَكَ، فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُ عَنْ دِينِي».[19]

كه معلوم است اگرچه صحّت صدور هر دو متن از امام(علیه السلام)  محتمل و بلكه قابل‌قبول است؛ امّا متن اوّل كه به پنج سند روايت شده معتبرتر

 

و جمله‌هايش زيباتر است. بديهى است در صورت وحدت روايت و وحدت مضمون و اختلاف متن، به حكم:

«وَإِنّا لَاُمَراءُ الْكَلامِ، وَفِينا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ، وَعَلَيْنا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ»؛[20]

«و ما (خاندان رسالت) اميران سخن هستيم كه ريشه‌هاى آن در ما فرو رفته و شاخه‌هايش بر ما گسترده شده است».

بايد متن فصيح‌تر و بليغ‌تر را صادر دانست.

لذا ما هم در اين مقاله متن اوّل را در بحث و تفسير مى‌گذاريم.

 

[1]. ابن‌حماد، الفتن، ص15، 23، ‌95؛ احمد بن‌ حنبل، مسند، ج2، ‌ص372، ‌390 - 391، 523؛ ج3،‌ ص453؛ ج4، ص277، 408، 416.

[2]. ابن‌فهد حلی، التحصين، ص13؛ محدث نوری، مستدرک‌الوسائل، ج11،‌ ص388. «جز کسی که از قله‌‌ای به قله‌ای دیگر و از لانه و سوراخی به سوراخ دیگر فرار کند».

[3]. نهج‌البلاغه، خطبه 187 (ج2،‌ ص126)؛ مجلسی،‌ بحارالانوار،‌ ج34،‌ ص212؛ قندوزی، ینابیع‌الموده، ج3، ص272.

[4]. بقره، 2 - 3.

[5]. مجادله، 22.

[6]. قندوزی، ینابیع‌الموده، ج3، ص285؛ صافی گلپایگانی، منتخب‌الاثر، ج2، ص198 - 199.

[7]. صدوق،‌ کمال‌الدین، ص320؛ مجلسی،‌ بحارالانوار،‌ ج52، ص122؛ صافی گلپایگانی، منتخب‌الاثر، ج2، ص218.

[8]. برقی، المحاسن، ج1، ص174؛ ر.ک: مغربی، شرح‌الاخبار، ج3،‌ ص571؛ مجلسی،‌ بحارالانوار، ج52، ص 126؛ صافی گلپایگانی، منتخب‌الاثر، ج3، ص213.

[9]. طوسی، الامالی، ص485؛ متقی‌هندی، كنزالعمال، ج11، ص147؛ مجلسی،‌ بحارالانوار،‌ ج28، ص47.

[10]. بقره، 45،‌ 153.

[11]. صدوق، کمال‌الدین، ص352، طبرسی، اعلام الورى، ج2، ص238، ابن‌طاووس، مهج‌الدعوات، ص332. «ای خدا! ای مهربان! ای آمرزنده! ای حال به حال‌کنندة دل‌ها، دلم را بر دین خودت ثابت و پابرجا بگردان».

[12]. کلینی، الکافی، ج1،‌ ص337،‌ 342.

[13]. نعمانی، الغیبه، ص170.

[14]. صدوق، کمال‌الدین، ص342 - 343،‌ 512.

[15]. کلینی،‌ الکافی،‌ ج1، ص337.

[16]. نعمانی، الغیبه، ص170.

[17]. صدوق،‌ کمال‌الدین، ص342 ـ 343، 512.

[18]. «خدایا خودت را به من بشناسان، اگر تو خودت را به من نشناسانی، من پیامبرت را نمی‌شناسم؛ خدایا پیامبرت را به من بشناسان، اگر پیامبر را به من نشناسانی، حجت تو را نخواهم شناخت؛ خدایا حجتت را به من بشناسان اگر حجتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد». 

[19]. کلینی، الكافى، ج1، ص342. «خدایا خودت را برایم بشناسان، یقیناً اگر تو خودت را برای من نشناسانی، من تو را نخواهم شناخت؛ خدایا پیامبرت را به من بشناسان، اگر تو پیامبرت را به من نشناسانی هرگز او را نخواهم شناخت؛ خدایا حجتت را به من بشناسان، اگر حجتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه می‌شوم».

[20]. نهج‌البلاغه، خطبه 233 (ج1، ص226)؛ ابن‌شعبه حرانی، تحف‌العقول،‌ ص7.

نويسنده: 
کليد واژه: