وریز وجوهات
شب قدر، شب نور، رحمت و شب نزول قرآن و مَطلع خیرات و سعادات، و هنگام نزول بركات و سرآغاز زندگی نوین بشر و مبدأ تحوّل و تاریخ كمال واقعی انسان‎هاست. * شب قدر، شب آزادی بشر شبی كه اگر نبود و نیامده بود، شب تیره بدبختی انسان به پایان نمی‎رسید و...
چهارشنبه: 30/خرد/1397 (الأربعاء: 6/شوال/1439)

21

چرا كاوش براى شناختن امام واجب است؟

پاسخ: كاوش براى شناختن امام به‌اين‌جهت واجب است كه حداقل اين احتمال را دارد كه وى شخصيتى باشد كه اطاعت او به حكم خدا بر ما واجب و بر امور ولايت داشته باشد، و مفسر قرآن و مبين احكام و رهبر دين و دنياى مردم باشد.

با اين احتمال، عقل ما را موظف مى‌نمايد كه پيرامون آن به كاوش بپردازيم و او را شناسايى نماييم و اگر در اين وظيفه مسامحه كنيم و چنين شخصيتى وجود داشته باشد و او را نشناخته باشيم، معذور نخواهيم بود و الزام عقلى و وجدانى داريم كه دنبال اين احتمال را بگيريم تا به نفى يا اثبات آن برسيم.

اين بيان در لزوم شناختن پيغمبر و بلكه لزوم كاوش از وجود خدا نيز جارى است. هيچ‌كس معذور نيست كه در برابر اين‌گونه مسائل بى‌تفاوت باشد و بايد براى هريك از اين پرسش‌ها پاسخ داشته باشد.

 

صاحب و آفريننده اين جهان كيست؟ آيا زندگى و حيات و به‌طوركلى عالم هستى، پوچ و پوك و لغو و باطل و نااميدكننده است، يا بامحتوا و برحقّ و اميدبخش و در مسير بقا و كمال است؟ خداى تعالى بندگان را با نيازى كه به هدايت دارند، چگونه هدايت كرده است؟ آيا به همان هدايت‌هاى عقلى و فطرى اكتفا كرده، يا علاوه‌برآن، به واسطه افرادى به ‌نام انبيا و پيامبران، آنها را به برنامه‌هاى اعتقادى و اخلاقى و عملى هدايت فرموده و حجت را بر مردم تمام كرده و لطفش را كامل نموده است؟ آيا براى رهبرى بعد از پيغمبر، كسى را معين كرده است؟ و اگر معين كرده است، شخص تعيين‌شده كيست؟ اگر هم كسى بشر را متوجّه به اين‌گونه پرسش‌ها ننمايد، خودبه‌خود اين سؤالات برايش پيش مى‌آيد.

علاوه‌براين، در مورد شناخت امام، قرآن و احاديث[1] نيز دلالت و صراحت دارند، مثل آيه:

﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنكُمْ﴾؛[2]

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خداى را اطاعت كنيد و رسول و صاحبان امر از خويش را فرمان بريد».

 

روشن است طبق اين آيه، اطاعت ولى امر واجب است و آن، بدون شناخت او امكان‌پذير نيست؛ ازاين‌جهت شناختن امام واجب است. بنابراين هيچ‌كس در ترك معرفت امام و تحقيق و كاوش از اين موضوع معذور نمى‌باشد.

 

 

.[1] ر.ک: کلينی، الکافی، ج1، ص180 – 185 (باب معرفة‌ الامام والردّ اليه).

[2]. نساء، 59.

نويسنده: