وریز وجوهات
امروز پنج شنبه ۱۱ مردادماه ۹۷ جمعی از مردم با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته دیدار کردند.   معظم له در این دیدار، با اشاره به مشکلات اقتصادی کشور فرمودند: آیا وقت آن نرسیده است که مسئولان، به وضعیت بد...
پنجشنبه: 25/مرد/1397 (الخميس: 4/ذو الحجة/1439)

21

چرا كاوش براى شناختن امام واجب است؟

پاسخ: كاوش براى شناختن امام به‌اين‌جهت واجب است كه حداقل اين احتمال را دارد كه وى شخصيتى باشد كه اطاعت او به حكم خدا بر ما واجب و بر امور ولايت داشته باشد، و مفسر قرآن و مبين احكام و رهبر دين و دنياى مردم باشد.

با اين احتمال، عقل ما را موظف مى‌نمايد كه پيرامون آن به كاوش بپردازيم و او را شناسايى نماييم و اگر در اين وظيفه مسامحه كنيم و چنين شخصيتى وجود داشته باشد و او را نشناخته باشيم، معذور نخواهيم بود و الزام عقلى و وجدانى داريم كه دنبال اين احتمال را بگيريم تا به نفى يا اثبات آن برسيم.

اين بيان در لزوم شناختن پيغمبر و بلكه لزوم كاوش از وجود خدا نيز جارى است. هيچ‌كس معذور نيست كه در برابر اين‌گونه مسائل بى‌تفاوت باشد و بايد براى هريك از اين پرسش‌ها پاسخ داشته باشد.

 

صاحب و آفريننده اين جهان كيست؟ آيا زندگى و حيات و به‌طوركلى عالم هستى، پوچ و پوك و لغو و باطل و نااميدكننده است، يا بامحتوا و برحقّ و اميدبخش و در مسير بقا و كمال است؟ خداى تعالى بندگان را با نيازى كه به هدايت دارند، چگونه هدايت كرده است؟ آيا به همان هدايت‌هاى عقلى و فطرى اكتفا كرده، يا علاوه‌برآن، به واسطه افرادى به ‌نام انبيا و پيامبران، آنها را به برنامه‌هاى اعتقادى و اخلاقى و عملى هدايت فرموده و حجت را بر مردم تمام كرده و لطفش را كامل نموده است؟ آيا براى رهبرى بعد از پيغمبر، كسى را معين كرده است؟ و اگر معين كرده است، شخص تعيين‌شده كيست؟ اگر هم كسى بشر را متوجّه به اين‌گونه پرسش‌ها ننمايد، خودبه‌خود اين سؤالات برايش پيش مى‌آيد.

علاوه‌براين، در مورد شناخت امام، قرآن و احاديث[1] نيز دلالت و صراحت دارند، مثل آيه:

﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنكُمْ﴾؛[2]

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خداى را اطاعت كنيد و رسول و صاحبان امر از خويش را فرمان بريد».

 

روشن است طبق اين آيه، اطاعت ولى امر واجب است و آن، بدون شناخت او امكان‌پذير نيست؛ ازاين‌جهت شناختن امام واجب است. بنابراين هيچ‌كس در ترك معرفت امام و تحقيق و كاوش از اين موضوع معذور نمى‌باشد.

 

 

.[1] ر.ک: کلينی، الکافی، ج1، ص180 – 185 (باب معرفة‌ الامام والردّ اليه).

[2]. نساء، 59.

نويسنده: