وریز وجوهات
روز یکشنبه 17 جمادی الأولی 1439 هـ.ق، مدیرکل و معاونان کمیته امداد استان قم با حضور در بیت مرجع عالیقدر آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف، از توصیه‌های معظّم‌له بهره‌مند شدند. در ابتدای این دیدار، آقای میر شکار مدیر کل کمیته امداد استان...
چهارشنبه: 2/اسف/1396 (الأربعاء: 5/جمادى الآخر/1439)

2

امامت چه مفهومى دارد و چگونه شرح و تفسير مى‌شود؟

پاسخ: امام و امامت، برحسب لغت مشتق از «اُم»؛ به معناى هر چيز است كه چيزهاى ديگر به آن ضميمه و نسبت داده مى‌شوند، و يا از او پيدا مى‌شوند، يا الهام مى‌گيرند[1]، و اطلاق امّت هم بر گروه و جماعتى كه در يك امر اشتراك فكرى و اعتقادى يا سياسى يا مكانى يا زمانى يا زبانى دارند و به‌هم ضميمه شده‌اند، ظاهراً از همين جهت است، و ترجمه و تفسير امام به پيشوا و قائد و رهبر، همه به اين ملاحظه است.

پس امام و امت و امامت، در معنا به‌هم نزديك و وابسته‌اند. هركجا كه امّت هست، امام و امامت نيز هست و امت بى‌امام معنا ندارد، چنان‌كه مردمى كه در يك شهر و يك مكان مسكن دارند، يا اهل يك زمان و يك زبان باشند، درصورتى‌كه از جهت سياست و اجتماع و دين يكسان نباشند، ظاهراً اطلاق امّت بر آن مجاز است؛ چون

 

اطلاق «امام» بر زمان و مكان قابل توجيه نيست و بالاخره اطلاق امّت بر مردمى كه پيشوا و امام و رهبر واحد داشته باشند، با معناى اصل موافق‌تر است و حقيقت است. لذا اطلاق امام بر پيغمبر و امام و اطلاق امّت بر پيروان پيغمبر و امام حقيقت است.[2]

امّا اطلاق امّت بر مردم فارس و روم و هند يا اصناف پرندگان و جانداران ديگر، يا پيروان تورات و انجيل، اگر مجاز نباشد، مثل اطلاق امّت بر پيروان پيغمبر و امام، ظاهر در معناى حقيقى نيست.

بنابراين، امّت به گروهى گفته مى‌شود كه به‌واسطه پيروى از امام واحد، همه هم‌قطار و به امام خود انتساب داشته و مقتدى باشند؛ و امام كسى است كه اين گروه به او منضم و منتسب و رهبر و پيشوا و مقتداى آنها باشد.

اين‌هم ناگفته نماند، چنان‌كه اشاره شد، برحسب لغت؛ «امام» بر هركس كه جماعتى به او انضمام و انتساب دارند ـ خواه امام حقّ و عدل باشد يا امام باطل و جور ـ اطلاق مى‌شود؛ امّا وقتى به‌طورمطلق گفته شود، ظاهر در امام حقّ است؛ يعنى آن امام حقّ مقصود است.

اين توضيحات برحسب لغت و مفهوم و معناى لغوى امام و امامت و امت است كه بااين‌حال بايد گفت: به تحقيق و بررسى و مراجعه به

 

كتاب‌هاى لغت و خصوصاً تأمّل بيشتر در آيات قرآن مجيد و نهجالبلاغه و ديگر احاديث نياز دارد.

 

[1]. فراهيدی، العين، ج8، ص426؛ راغب اصفهانی، مفردات، ص22.

[2]. رجوع شود به تعليقه 1.

نويسنده: