وریز وجوهات
به مناسبت ایام جانسوز اربعین حسینی (علیه السلام) و رحلت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، شهادت امام حسن مجتبی و شهادت امام رضا (علیهماالسلام)، مجلس عزاداری و سوگواری با حضور علماء، فضلا، هئات مذهبی و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام...
جمعه: 3/آذر/1396 (الجمعة: 5/ربيع الأول/1439)

1. عظمت در رسالت و دعوت

در بين دعوت كساني ‌كه در تاريخ بشر براي اصلاحات اجتماعي يا انقلاب‌های بنيادي قيام كرده‌اند. دعوتي عالي‌تر و رسالتي انقلابي‌تر و جامع‌تر از رسالت پيغمبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نبوده است.

بديهي است درك عظمت اين رسالت محتاج به بررسي‌هاي زيادي است كه به‌طور فهرست به بعضی از آنها اشاره مي‌شود:

1. بررسي اوضاع اخلاقي و ديني جوامع بشري در عصر ظهور آن حضرت.

2. بررسي اوضاع علمي و فرهنگي.

3. بررسي اوضاع اجتماعي ملل و امم.

4. بررسي اوضاع سياسي و رژيم‌هاي حاكم بر جوامع انساني.

5. بررسي وضع بانوان در سراسر دنيا و به‌خصوص در جزيرة‌العرب.

6. بررسي وضع بردگان و غلامان.

7. بررسي اوضاع اقتصادي و نظامات مالي.

8. بررسي عادات و قواعد و رسوم.

9. بررسي نظامات جنگي.

10. بررسي ارزش حقوق انسان در آن زمان.

 

و بررسي‌هاي ديگر كه فعلاً در اين مقاله مجال بسط و تفصيل آن نيست و همه منتهي به اين مي‌شود كه دنيا در تمام اين شئون، وضع بسيار غيرانساني و اسف‌انگيزي داشت كه اگر رسالت حضرت محمّد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به كمك بشريت نيامده و از او دستگيري نكرده بود و سير ارتجاعي بشر از آن عصر به بعد همچنان ادامه مي‌يافت دنيا از علم و فضايل و حقوق و آزادي و آنچه بعد از آن حضرت به ظهور پيوسته محروم مي‌ماند.

اساس عظمت دعوت پيغمبر اسلام، دعوت به توحيد و يكتاپرستي است كه در كلمه‌ طيّبه «لا اله الا الله» خلاصه مي‌شود. كلمه‌اي كه از آن ارزنده‌تر و آزادي‌بخش‌تر و روشن‌تر و نجات‌دهنده‌تر نيست. كلمه‌اي كه در آن تمام برابري‌ها و برادري‌ها و الغاي امتيازات پوچ و موهوم نهفته است. كلمه‌اي است كه به‌گفته‌ «گوستاولوبون» دانشمند مشهور فرانسوي در كتاب تمدن اسلام و عرب در بين اديان تاج افتخاري است كه فقط بر سر اسلام قرار دارد.[1]

كلمه‌اي كه استثمار و استضعاف را محكوم و ريشه‌كن مي‌سازد و هر اطاعتي را كه در اطاعت خدا و قانون خدا درج نباشد ناروا و غيرمجاز قرار مي‌دهد. كلمه كه اعلان آزادي بشر و حقوق انسان‌ها است. كلمه‌اي كه مستبدّان را به زانو در آورد و اعلان جنگ داد و

 

بشريت را عليه آنها بسيج كرد. آري حكم مخصوص خدا است و غير از او كسي كه سزاوار پرستش باشد نيست. همه بايد شعارشان كلمه «لا اله الا الله» باشد. شعاري كه يك فرد عادي را با بزرگ‌ترين امپراطوري‌هاي عالم برابر مي‌سازد و شعاري كه هركس آن را فهميد و درك كرد خود را با كسري و قيصر مساوي و برابر و بلكه در ارزش انساني برتر يافت.

راجع به اين شعار و اين كلمه و معاني گسترده‌ آن كه شامل تمام شئون حياتي انسان مي‌شود سخن حتي در يك كتاب بزرگ به پايان نمي‌رسد و اين‌جانب در رساله‌اي به نام «رساله توحيديه» ابعادي از عقيده توحيد را كه با آزادي بشر و استقلال انسان‌ها و تهذيب افكار از عقايد موهوم و خرافي ارتباط دارد، شرح داده‌ام.

پايه ديگر دعوت اسلام، برابري و مساوات است كه آن هم رشته‌اي از معني كلمه توحيد است. در قرآن مي‌فرمايد:

(تَعَالَوْاْ إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللّٰهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّٰهِ)؛[2]

«بياييد به‌سوي كلمه‌اي كه مساوي و برابر ميان ما و شما است: اينكه نپرستيم مگر خدا را و شريكي براي او قرار

 

ندهيم و بعضی از ما بعضی ديگر را سواي خدا ارباب و صاحب‌اختيار خود نگيرد».

پايه سوم دعوت اسلام، دعوت به برادري و همكاري و اخوت همگاني است كه در آن رنگ و نژاد و فاصله‌هاي ديگر محو شود و تمام بشر را بتواند با هم برادر سازد؛ كه قرآن مي‌فرمايد:

(وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّٰهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً)؛[3]

«همه به ريسمان خدا چنگ بزنيد و متفرّق و جدا نشويد و نعمت خدا را بر خودتان ياد كنيد آن هنگام كه با هم دشمن بوديد و خدا ميان دل‌هاي شما الفت و پيوند داد پس به لطف او برادر شديد».

پايه چهارم رسالت اسلام، دعوت به عدالت و حكم به عدل و احسان و نيكي است كه در قرآن مي‌فرمايد:

(إِنَّ اللّٰهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ)؛[4]

«خدا به عدل و احسان امر مي‌كند».

(اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى)؛[5]

«عدالت ورزيد كه به پرهيزكاري نزديك‌تر است».

 

(وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ)؛[6]

«وقتي ميان مردم حكم كرديد، به عدل حكم كنيد».

پايه پنجم، دعوت به الغاي امتيازات نژادي و قبيله‌اي و هر امتياز ديگر كه مانع تشكيل جامعه بزرگ و برادري جهاني است. در قرآن مي‌فرمايد:

(إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِن ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ  اللّٰهِ أَتْقَاكُمْ)؛[7]

«ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست)؛ گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شما است‏».

پايه ششم، دعوت به سعي و عمل و كار و كوشش است. چنانچه در قرآن مي‌فرمايد:

(وَأَنْ ليْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى) ؛[8]

«و اينكه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست».

پايه هفتم، دعوت به برابري زن و مرد در ارزش‌هاي واقعي انساني است. چنانچه مي‌فرمايد:

 

(مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ)؛[9]

«هركس از مرد و زن كه عمل صالح كند و مؤمن باشد او را به حياتي پاك زندگي مي‌دهيم و نيكوتر از آنچه عمل كردند به آنها پاداش مي‌دهيم».

و در سوره‌ احزاب مي‌فرمايد:

(إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ   فُرُوجَهُمْ  وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللّٰهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللّٰهُ   لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيماً)؛[10]

«به يقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان باايمان و زنان باايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان باخشوع و زنان باخشوع، مردان انفاق‌كننده و زنان انفاق‌كننده، مردان روزه‏دار و زنان روزه‏دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا

 

هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى‏كنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است».

كه حاصل معني اين است كه در اين فضايل ده‌گانه اسلام: ايمان، عبادت خدا، راستي، صبر و شكيبايي، خشوع و ترس از خدا، صدقه و احسان و نيكي، روزه‌داري و عفت و پاكدامني، بسيار به ياد خدا بودن براي مرد و زن آمرزش و مغفرت و مزد بزرگ آماده است كه در اين ميدان مسابقه در ارزش‌هاي حقيقي انساني زن و مرد طبق تعاليم اسلام شركت نمايند و هركس گوي سبقت را بربايد به خدا نزديك‌تر و از كمال انساني بهره‌مند‌تر است. اينها علاوه بر حقوق مالي و مدني است كه اسلام به زن عطا كرده و به او استقلال و شخصيت داده است كه انساني‌تر از آن در هيچ مكتبي نيست.

پايه هشتم، اين است كه عقل و فهم بشر را مخاطب قرار داده و مرد م را به تعقّل و تفكّر مأمور مي‌سازد و از آنها مي‌خواهد كه به حكومت عقل گردن نهند و حق را از باطل تشخيص دهند. در قرآن مجيد مي‌فرمايد:

(إِنَّ فِى ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِى الْأَلْبَابِ)؛[11]

«در اين مثال تذكرى است براى خردمندان (از ناپايدارى دنيا)»

( ‏ فَبَشِّرْ عِبَادِ  *  الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَدَاهُمُ اللّٰهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَابِ﴾‏؛[12]

 

«پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند».

پايه نهم، اين است كه بشر را به علم و دانش و بينش تشويق مي‌نمايد و مقام علم را بالا برده و مافوق تمام مقامات قرار داده است و در آيات متعدّد قرآن مجيد خدا علم و دانش و دانشمندان را ستوده و به آن تشويق و امر فرمود و نام علما را در رديف نام خود و فرشتگان ياد كرده است.[13]

 

پايه دهم، اين است كه تعليماتش همه مطابق فطرت است و تحميل بر فطرت بشر نيست؛ خواسته‌هاي واقعي بشر را بر مي‌آورد، و غرائز او را رعايت و ملاحظه نموده است؛ به هرچه نيكو و فطرت‌پسند است فرمان داده و از هرچه وجدان و فطرت پاك از آن متنفر است نهي كرده است. در قرآن مجيد مي‌فرمايد:

(فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَةَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ)؛[14]

«به‌پا دار روي خود را از براي دين حنيف و خالص. فطرت خدا است كه مردم را بر آن سرشته است تبديلي در آفرينش خدا نيست اين است دين قيّم و استوار ولي بيشتر مردم نمي‌دانند».

 

پايه‌ يازدهم، اين است كه دعوت اسلامي، افراد مسلمان را متعهّد و مسئول مي‌نمايد كه در حسن جريان امور و اجراي احكام و برنامه‌ها و نظامات اسلامي و تأمين مصالح عمومي مداخله و نظارت نمایند و جامعه رستگار را چنان جامعه‌اي مي‌داند كه اين اصل در آن اجرا مي‌شود و اين اصل در دو عبارت كوتاه و پرمعني خلاصه مي‌شود: «امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر».

در قرآن مجيد مي‌فرمايد:

(وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)؛[15]

«بايد از شما گروهي باشند كه به‌سوي خير و نيكي دعوت كنند و امربه‌معروف و خوبي بنمايند و از منكر و كار زشت باز بدارند و ايشان همان رستگاران‌اند».

و به‌قدري اين اصل نظارت مردم بر اجرا قوانين بزرگ است كه امام علی(علیه‌السلام) مي‌فرمايد:

«مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَالْجِهَادُ فِي سَبِيلِ الله عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُـجِّيٍّ‏».[16]

 

پايه‌ دوازدهم، دعوت اسلام به صلح و سازش و گذشت و اغماض و عفو و مقابله کردن با بدي به نيكي و پاداش دادن سفاهت و جهالت به مهر و محبّت و ياري و اعانت است در قرآن مجيد مي‌فرمايد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِى السِّلْمِ كَآفَّةً)؛[17]

«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد همگان در سازش وارد شويد».

و نيز مي‌فرمايد:

(وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ)؛[18]

«خوبي و بدي برابر نيستند. بدي را به آن‌طور كه نيكوتر است برگردان تا آن كسي كه ميان تو و او دشمني است مثل دوست خويشاوند گردد».

و پايه‌هاي ديگر راجع به عالم غيب و امور مالي و اقتصادي و سياسي و اخلاقي و عفت عمومي و آداب و فضايل و تعاون و خيرخواهي و رعايت اعتدال در كارها و امور انساني ديگر كه همه از قرآن مجيد و سيره پيغمبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و اميرالمؤمنين و ساير ائمه طاهرين(علیهم‌السلام) استفاده مي‌شود و شايسته است كه شخص مسلمان حداقل آيات مربوط به اين پايه‌ها را كه در هر مجمع انساني عالي‌ترين اصول شمرده مي‌شود حفظ نمايد.

 


[1]. لوبون، تمدن اسلام و عرب، ص143.

[2]. آل‌عمران، 64.

[3]. آل‌عمران، 103.

[4]. نحل، 90.

[5]. مائده، 8.

[6]. نساء، 58.

[7]. حجرات،13.

[8]. نجم، 39.

[9]. نحل، 97.

[10]. احزاب، 35.

[11]. زمر، 21.

[12] . زمر، 17 – 18.

[13]. در اين‌جا مناسب است به منزلت بزرگ و مقام عالي و ارزنده و مسئوليت بزرگي كه دانشجويان عزيز دارند توجه شود. دانشجويان، شما مي‌دانيد كه جامعه‌ مسلمان از جهت راهنمایي‌هاي انساني و تعاليم اعتقادي و اخلاقي و اجتماعي و سياسي و ارشاد به تمام اصول واقعي و سازنده يك جامعه به تمام معنا زنده و متحرّك و مترقّي است و ضعيف نيست و به تصديق دانشمندان بزرگ در هر عصر و زمان تعاليم اسلام پيشرو و انسان‌سازترين تعاليم و برنامه‌ها است. ضعفي كه مسلمانان پيدا كرده‌اند در ناحيه‌ علوم مادّي و تجربي است كه جوامع اسلامي به دانشمندان و محققان و متخصصان در رشته‌ها و شُعب متعدّد اين علوم احتياج دارند و اين شما دانشجويانيد كه وظيفه داريد متعهدانه اين ضعف را برطرف نماييد و اين خلأ بزرگ را پر كنيد.

درس بخوانيد و كوشش كنيد و تحقيق نمایيد براي اينكه آينده جامعه اسلام به علم شما و به ابتكار شما و به تحقيق شما مباهات کند؛ برای اینکه شخصیت‌ علمی شما باعث عزّت مسلمين و احتياج ديگران به مسلمانان باشد؛ هيچ حد و مرزي براي تحقيق و بررسي قائل نباشيد و هرچه مي‌توانيد جلو برويد. چرا بايد جوایز علمي نصيب ديگران شود و چرا بايد هميشه نظرات و تئوري‌هاي ديگران در دانشگاه‌هاي دنيا تدريس شود؟

تا چند قرن پيش، مسلمانان با‌ تقدّم علمي در همه‌جا شهرت و معروفيت داشتند و دانشمندان ما در واقع بنيان‌گذاران علوم بودند؛ جابر بن حيان يكي از شاگردهاي حضرت امام جعفر صادق× است كه كتاب‌هايش به زبان‌هاي زنده ترجمه شده و اختراعاتي دارد و بيش از پانصد رساله در رشته‌هاي علمي نوشته و كسي است كه به پدر شيمي ملقّب شده است.

شما دانشجويان عزيز اگر درس مي‌خوانيد براي اينكه مدركي بگيريد يا علم را وسيله رسيدن به پول و مقام قرار دهيد ارزش شما ازنظر اسلام همان پول و مقامي است كه به آن مي‌رسيد و مزد شما هم همان است ولي اگر براي رفع كمبودي كه در اجتماع مسلمانان است و براي تجديد عظمت‌هاي علمي مسلمانان و براي اينكه ذخائر و سرمايه‌هاي واقعي اسلام باشيد و مسلمين را از فقر علمي نجات دهيد و از بيگانه بي‌نياز سازيد درس می‌خوانيد، بدانيد منزلت و رتبه شما بسيار بسيار رفيع است و اجر و پاداش شما را فقط خدای بزرگ مي‌تواند عطا كند و عطا مي‌فرمايد. به اميد كوشش شما و تعهدات اسلامي شما.

[14]. روم ، 30.

[15]. آل‌عمران، 104.

[16]. نهج‌البلاغه، حکمت 374 (ج4، ص89)؛ مجلسی، بحارالانوار، ج97، ص89. «تمام كارهاى نيك و جهاد در راه خدا در جنب امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر چيزى نيست جز به مانند انداختن آب دهان در درياى پهناور».

[17]. بقره، 208.

[18]. فصلت، 34.

نويسنده: