وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم «وَ مَا رَمَيتَ إذ رَمَيتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمي» سپاس بي حدّ و حصر، خداوند متعال را سزاست که با فضل خود، و عنايات خاصّه حضرت ولي عصر عجّل الله تعالي فرجه الشريف، سپاه اسلام را بر سپاه کفر و سپاه ضدّ بشريت، پيروز نمود؛ دشمن...
جمعه: 3/آذر/1396 (الجمعة: 5/ربيع الأول/1439)

. عظمت در رعايت مساوات و برابري انساني با مردم

در اين عظمت پيغمبر عظيم‌الشأن اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، يگانه معلّم مساوات و برابري بود علاوه بر آنكه به‌وسيله وحي الهي و آيات قرآن مجيد برابري و مساوات انسان‌ها را اعلام داشت عملاً نيز آن را به مردم تعليم داد.

مجالس او بالا و پايين نداشت و از چگونگي نشستن آن حضرت و اصحابش پيغمبر شناخته نمي‌شد تا كسي بگويد آن‌كه مقدّم بر همه و بالاي مجلس نشسته است پيغمبر است؛ يا اينكه اغنيا و اقويا به او نزديك‌تر بنشينند. اين حرف‌ها كه هنوز هم در دنياي به‌اصطلاح متمدّن هوادار دارد در مجلس پيغمبر و مكتب تربيتي او وجود نداشت. فقير و غني و شاه و گدا همه از چشم پيغمبر يكسان بودند.

در جنگ بدر كه مركب و اسب و شتر مسلمان‌ها كم بود و مطابق نفرات مركب نداشتند و مراكب را بين نفرات به‌طور متعادل تقسيم كردند به هر دو يا سه نفر يك مركب رسيد. كه به‌تناوب سوار و پياده شوند. ازجمله به پيغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و دو نفر ديگر كه يك نفر از آنها علي(علیه‌السلام) بود يک مركب رسيد هر وقت نوبت پياده رفتن پيغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و فرمانده كل قوا مي‌شد امام علي(علیه‌السلام) و نفر ديگر مي‌گفتند: يا رسول الله! شما سوار باشيد؛ پياده نشويد، ما پياده مي‌آييم. اما پيغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) قبول

 

نمي‌فرمود و پياده مي‌شد و قريب به اين مضمون مي‌گفت: «نه شما از من در پياده رفتن تواناتريد و نه احتياج من به اجر و ثواب و رحمت خدا از شما كمتر است».[1]

 در يكي از غزوات و جنگ‌ها مي‌خواستند گوسفندي را ذبح و طبخ نمايند هركدام از اصحاب كاري را عهده‌دار شدند. پيغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «من هم هيزم جمع مي‌كنم». گفتند: ما شما را از كار بي‌نياز مي‌سازيم. فرمود: «نمي‌خواهم بر شما امتياز داشته باشم».[2]

مي‌فرمود:

«كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَآدَمُ مِنْ تُرَابٍ‏ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ‏ وَلَيْسَ لِعَرَبِيٍّ‏ عَلَى‏ عَجَمِيٍّ‏ فَضْلٌ إِلَّا بِالتَّقْوَى‏»؛[3]
«اَلنَّاسُ سَوَاءٌ كَأَسْنَانِ المَشْطِ»؛[4]

همه‌ مردم با هم برابرند؛ كسي را بر كسي برتري نيست.

 

 

[1]. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج2، ص91؛ بیهقی، دلائل‏النبوه، ج‏3،ص39؛ ذهبی، تاریخ‌الاسلام، ج2، ص79 – 80؛ مقریزی، امتاع‌الاسماع، ج2، ص207.

[2]. طبرسی، مكارم‌الاخلاق، ص251-252؛ مجلسی، بحارالانوار، ج‏73، ص 273.

[3]. ابن‌شعبه حرانی، تحف‌العقول، ص34؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج‏1، ص 128؛ مجلسی، بحارالانوار، ج73، ص350. «همه شما از آدم هستيد و آدم از خاك ‌است، گرامي‌ترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست و نيست براى عرب فضيلت و برترى بر عجم مگر به پرهيزکارى».

[4]. یعقوبی، تاریخ، ج2، ص100؛ قاضی ‌عبدالجبار اسدآبادی، تثبيت دلائل النبوه، ج‏2، ص553. «مردمان مساوي‌اند مانند دندانه‏هاى شانه».

نويسنده: