وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم   مسلمانان عموماً و شيعه اثنى‌عشرى خصوصاً، انتظار ظهور شخصيتى را مى‌كشند كه انقلاب اسلام را جهان‌گير، حقّ و عدالت را پيروز، بشر را از تضادهاى گوناگون، استثمار، استعباد و استعمار و از وقوف و توقف نجات دهد، و به‌سوى...
سه شنبه: 2 / 03 / 1396 ( )

برطبق دلايل محكم تاريخي و احاديث متواتر، پي‌ريزي و شكل‌گيري تشيّع در همان عصر رسالت انجام گرفته است و از سال‌هاي آغاز دعوت پيامبر (ص) اين كار شروع شده و ازطريق طرح

 

حديث ثقلين و ابلاغ رسمي و همگاني آن در جريان غدير خم و... پايان يافته است.

البتّه رسول خدا (ص) در آن بيماري كه منجرّ به رحلتشان شد، مي‌خواستند كه این مطلب به‌صورت كتبي هم نوشته شود كه به شهادت ادلّه محكم تاريخي و روايات معتبر با منع عمر و بي‌ادبي‌اي كه به پيامبر خدا شد آن حضرت را از نوشتن آن باز داشتند.[1]

اصول اعتقادي شيعه در جاي‌جاي رهنمودهاي پيامبر (ص) مورد اشاره قرار گرفته است، به‌عنوان‌مثال رهبري امّت اسلام بارها در فرصت‌هاي مناسب در سخنان حضرت رسول اکرم (ص) به چشم مي‌خورد و اهميت مسئله امامت به اندازه‌اي در فرمايشات آن حضرت مورد تأكيد واقع شده است كه حتّي درضمن يك روايت معروف و بلكه متواتر فرموده‌اند:

«مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مَيْتَةً جَاهِليَّةً»؛[2]

«كسي كه بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد به

مرگ جاهليّت از دنيا رفته است».

 

مرگ در حال جهل به امام (ع) با مردن در دوره جاهليت برابر و بلكه عين آن شمرده شده است.

 و يا اينكه شرايط امام چيست؟ و امام از چه طايفه‌اي است؟ و اينكه عدد ائمّه علیهم‌السلام دوازده نفرند، همه برحسب روايات متواتر ازطرف شخص پيامبر (ص) بيان شده است.

همچنين صفات علمي و روحي امام (ع) و اينكه بايد اعلم و اكمل از همه باشد و نيز اين مطلب كه جانشيني پيامبر و امامت امّت بعد از آن حضرت يك منصب الهي است كه مثل اصل رسالت از سوي خدا برگزيده مي‌شود و بسياري امور ديگر كه در قرآن و مصادر روايي مطرح شده است.

فكر شيعي در همان سال‌هاي اوّل ظهور اسلام بر اساس متون اصلي اسلام پي‌ريزي شده است، ولي در آن عصر در برابر تفكّر شيعي فكر مخالفي ‌ـ‌ كه مدّت‌ها بعد با عنوان فكر سنّي ناميده شد ـ قرار نگرفته بود و اسلام و مسلمانان به دو شعبه تقسيم نشده بودند. زيرا افرادي كه پس از رحلت پيامبر (ص) فكر مخالف‌ را ـ كه موجب انشعاب در صفوف مسلمين شد ـ مطرح كردند، در حيات آن حضرت به‌طورعلني در برابر اسلام ناب ـ كه بعدها به نام اسلام شيعي معروف شد ـ نمي‌توانستند موضع‌گيري نمايند.

اين انشعاب به‌طوررسمي بعد از پيامبر (ص) با اجتماعِ عدّه‌اي در

سقيفه و تعيين جانشين براي پيامبر (ص) خودنمايي كرد.

 

بايد اضافه كنيم كه برطبق رهنمودهاي ارائه شده در قرآن كريم يك مرجع و منبع معتبر به‌منظور تفسير و تنظيم و تشريح عقايد در اسلام پيش‌بيني شده و در آيات متعدّد ازجمله در سوره نساء به آن تصريح شده است:

﴿وَلَوْرَدُّوهُ‏ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى‏ أُولِي الْأَ مْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ﴾؛[3]

«و درحالي‌كه اگر آن را به پيامبر و پيشوايان بازگردانند، از ريشه‌هاي مسائل آگاه خواهند شد».

از اين آيه اصل اختصاص رهبري به رسول و اولي‌الأمر كه همان امامان معصوم‌اند استفاده مي‌شود.

برحسب احاديث متواتر، پيامبر (ص) اين مرجع صالح را كه همان عترت آن حضرت و ائمّه اهل‌بيت علیهم‌السلام هستند به‌صراحت معرّفي كردند و فرمودند: آنها با قرآن و قرآن با آن‌هاست و از هم جدا نخواهند شد.[4]

و حتّي درضمن يك حديث اضافه كردند:

«فَإِنَّ فِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ فِي كُلِّ خَلَفٍ عُدُولاً
يَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَانْتِهَالَ الْمُبْطِلِينَ»؛[5]

 

«در ميان ما اهل‌بيت، در هر نسلي، كساني هستند كه در دين استوارند و هر گونه تحريف غلوّكنندگان و فتنه اهل باطل را، از دين دور مي‌كنند».

 
[1].  بخاری، صحيح، ج5، ص127 – 138؛ مسلم نيشابوری، صحيح، ج5، ص76، و ديگر منابع معتبر شيعه و اهل‌سنّت.
[2]. صدوق، کمال‌الدين، ص404؛ خزاز قمی، کفایة‌الاثر، ص296 ؛ محدّث نوري، کشف‌الاستار، ص78 – 79.
[3]. نساء ،‌ 83.
[4].  صفار، بصائرالدرجات، ص30 – 31؛ صدوق، الامالی، ص500 ، 616؛ همو، کمال‌الدين، ص234 – 240.
[5]. صفار، بصائر‌الدرجات، ص30 – 31؛ کلينی، الکافی، ج1، ص32؛ مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص92.
نويسنده: