وریز وجوهات
مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، همزمان با سی‌اُمین نمایشگاه بین المللی کتاب، از سه اثر جدید معظّم له رونمایی کرد. دوره سه جلدی کتاب "فضائل العترة الطّاهرة علیهم‌السلام" حاصل برخی مطالعات و یادداشت‌های معظّم له از حدود...
جمعه: 5 / 03 / 1396 ( )

شرایط و آداب قاضی هنگام قضاوت

حکم قاضی بر له یا علیه در یک پروندة دادرسی می‌تواند مسیر زندگی و آینده یک فرد را دگرگون نماید، آبرو و حیثیت او را در جامعه بخرد و او را به سوی سرافرازی و کمال سوق دهد و یا حرمت و آبروی او را ریخته از جایگاهش در زندگی و جامعه ساقط، و به خاک مذلت بنشاند، ازاین‌رو اسلام در

 

قاضی شرایطی را لازم می‌داند که عادلانه و به حق و راستی و درستی قضاوت نماید و با حکم ناصواب خویش مشکلات و سختی‌های جبران‌ناپذیری را بر فرد و جامعه تحمیل ننماید، بدین جهت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام حضرت محمد(ص) و ائمة اطهار(ع) دستگاه قضا را در مسیر صحیح و درست رهنمون شده‌اند؛ حضرت علی(ع) رفاعه را از قضاوت در حال عصبانیت و مست خواب بودن نهی فرموده است،[1] و به شریح قاضی فرمودند: «در مجلس قضاوت با کسی درگوشی صحبت مکن و اگر عصبانی شدی، برخیز و در حال خشم هرگز داوری مکن»؛[2] و رسول مکرم اسلام(ص)، قاضی را از قضاوت در حالی که عصبانی و غضبناک یا گرسنه و خواب‌آلوده باشد، نهی فرمودند؛[3] و امیرمؤمنان علی(ع) به شریح فرمودند: «در مجلس قضا منشین، مگر اینکه قبلاً چیزی بخوری».[4]

بزرگان از قدمای شیعه اضافه می‌نمایند که: قاضی نباید تشنه باشد یا فکرش مشغول امر تجارت یا ترس و اندوه ویا هر چیز دیگر باشد،[5] یعنی با فراغت کامل ذهن و فکر به امر قضاوت مبادرت ورزد.

 

در مکتب رهایی‌بخش اسلام حتی برای نگاه کردن قاضی به طرفین دعوی، مکان نشاندن آنها، دوری و نزدیکی یکی از طرفین دعوی به قاضی، پذیرش طرفین و شنیدن سخن آنان و نحوة سخن گفتن با آنها (لحن و تن صدا) و اشاره و... امر به مراعات عدالت و تساوی شده است.[6] پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «هر که به داوری کردن میان مسلمانان مبتلا شود، باید در نگاه‌ها و اشاره کردن‌ها و جای نشستن و نحوه نشستن خود نسبت به آنها به‌طور یکسان رفتار کند».[7]

در کتاب شریف فقه الرضا(ع) می‌فرماید: تساوی بین طرفین دعوی بر قاضی واجب است حتی در نگاه کردن به آنها و نباید نگاه کردن قاضی به یکی از آنها بیشتر از دیگری باشد.[8]

شیخ طوسی برای حاکم، تساوی در وارد شدن بر او، نشستنشان پیش او، نگاه کردن به آنها، رعایت سکوت نسبت به آنها و گوش فرا دادن به سخن آنان، و مکان نشاندن آنها به‌گونه‌ای که یکی از آنها از دیگری نزدیک‌تر به قاضی نباشد، را شرط می‌داند.[9] شیخ طوسی و ابن‌زهرة حلبی، تساوی بین طرفین دعوی را حتی در اشاره، برای قاضی لازم می‌دانند.[10]

 

در این موضوع روایات متعددی وجود دارد،[11] و فقهای بزرگ اسلام شرایطی را مقرر داشته‌اند[12] و بعضاً قاضی را از پرداختن به بعضی مشاغل مانند تجارت منع نموده‌اند،[13] که از پرداختن به آنها در این کوتاه سخن صرف‌نظر می‌شود.

 

[1] . مغربی، دعائم الاسلام، ج2، ص537؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج17، ص350.

[2] . کلینی، الکافی، ج7، ص413.

[3] . مغربی، دعائم الاسلام، ج2، ص537؛ محدث نوری، مستدرک  الوسائل، ج17، ص349.

[4] . کلینی، الکافی، ج7، ص413.

[5] . مفید، المقنعه، ص722؛ طوسی، النهایه، ص337.

[6] . حر عاملی، وسائل الشیعه، ج27، ص214.

[7] . دارقطنی، سنن، ج4، ص131؛ بیهقی، السنن الکبری، ج10، ص 135؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج6، ص 102.

[8] . ابن‌بابویه، فقه الرضا، ص260.

[9] . طوسی، المبسوط، ج8، ص149.

[10] . ابن‌زهره حلبی، غنیة النزوع، ص444.

[11]. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج17، ص350.

[12] . مفید، المقنعه، ص722؛ سلار دیلمی، المراسم العلویه، ص230؛ طوسی، النهایه، ص337.

[13] . ابن‌براج طرابلسی، المهذب، ج2، ص590.

موضوع: 
نويسنده: