وریز وجوهات
امروز پنج شنبه ۱۱ مردادماه ۹۷ جمعی از مردم با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته دیدار کردند.   معظم له در این دیدار، با اشاره به مشکلات اقتصادی کشور فرمودند: آیا وقت آن نرسیده است که مسئولان، به وضعیت بد...
دوشنبه: 29/مرد/1397 (الاثنين: 8/ذو الحجة/1439)

* آسان بودن معرفت اجمالی خدا

با اينکه براي مخلوق، معرفت ذات خالق تعالي‌شأنه ممکن نيست،

 

و سخن‌گفتن از حقيقت ذات و صفات ذاتيه او ممنوع است، لیکن معرفت اجمالي خدا بسيار آسان است؛ در قرآن کريم مي‌فرمايد:

﴿أَ فِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ﴾؛[1]

«آيا در خدایي که خالق آسمان‌ها و زمين است شک است؟»

 که چون استفهام انکاري است معنایش اين است که در خدا شک نيست.

همچنان‌که در وجود باني براي بنا، و صانع براي صنعت، و مخترع براي اختراع شکّ نيست، در وجود خداوند متعال و خالق آسمان و زمين، شکّ نيست.

در آيه شريفه مي‌فرمايد:

﴿أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ﴾؛[2]

آيا اشيا و پديده‌ها خودبه‌خود پيدا شده و بدون خالق خلق شده‌اند يا اينکه خودشان خالق و پديدآورنده هستند؟! بديهي است پاسخ اين است که نه خودبه‌خود پيدا شده و نه خود، خود را آفريده‌اند. پس بايد خالقي از غير خودشان داشته باشند که مثل آنها پديده نباشد، و اين پرسش در او چون پديده نيست مورد نداشته باشد.

و به‌عبارت‌ديگر، امام(ع)  در اين بيان، خطاب به سؤال‌کننده به چهار مطلب اشاره فرموده است:

 

يکي اشاره به نبود هر پديده‌اي که در اين عالم است قبل از خلقت آنها، از انسان و حيوان و درخت و سنگ و کوه و زمين و آسمان که همه در اين نظر علي‌السّواء و برابرند؛ همه پديده‌اند و نبوده‌اند.

دوّم به وجود و حدوث همه بعد از عدم.

سوّم به اينکه اين کاينات، مسبوق به عدم، خودشان، خود را نيافريده‌اند، چنان‌که تو خودت را نيافريده‌اي.

و چهارم به اينکه کائنات مسبوق به عدم و نيز تو، خود و ديگران را نيافريده‌اند، زيرا همه در اين عجز و ناتواني از پديدآوردن خود که (محال و غير معقول است)، و پديدآوردن ديگران (که آن به جهتي ديگر و بالوجدان غير معقول است)، همه مساوي و برابرند، و کسب وجود آنها از يکديگر، مثل کسب گدايان، مال و منال از يکديگر، و کسب عقل از ديوانه، و علم از جاهل، و قدرت از عاجز است.

علم بشر هم هرچه پيش رفته و ذرّات و اتم و ژن‌ها و کهکشان‌ها و بيشتر و برتر از آنها را هرچه کشف کرده، هيچ از اين سلسله کائنات را جاعل و فاعل آن نيافته و نخواهد يافت:

 

گـدایي را گــدایي ميهمـان شـد
 

 

 

گـدا بهـر گـدا جويـاي نـان شـد
 

ز مسكينان كو، يك نـان طلب كرد
 

 

 

كـفي نان از پي مهمـان طلب كرد
 

نشد كارش از آن بيمايگان راست
 

 

 

كه نتوان حاجت إلا از غني خواست

 

گـدايان گـر كـم و گر بيش باشند
 

 

 

همـه بيمــايه و درويـش بـاشند
 

چـه در وحـدت چـه انـدر لاتناهي
 

 

 

دهــد امكـان به نفـي خود گواهي
 

زهــي در وحدت و جود و غنایيش
 

 

 

جهـان از تـو غنيّ و بي‌تو درويش
 

     
 

بنابراين مطلب بسيار روشن و بديهي است که اگر عقل بشر جايز مي‌داند که بنایي که نبوده و فعلي که واقع نشده و صنعتي که انجام نشده، خودبه‌خود موجود شده و واقع گردد، مي‌تواند جايز بداند که اين‌همه کائنات بي‌شمار نيز خود موجود شده باشند.

 

 

[1]. ابراهیم، 10.

[2]. طور، 35.

موضوع: 
نويسنده: