وریز وجوهات
شب قدر، شب نور، رحمت و شب نزول قرآن و مَطلع خیرات و سعادات، و هنگام نزول بركات و سرآغاز زندگی نوین بشر و مبدأ تحوّل و تاریخ كمال واقعی انسان‎هاست. * شب قدر، شب آزادی بشر شبی كه اگر نبود و نیامده بود، شب تیره بدبختی انسان به پایان نمی‎رسید و...
دوشنبه: 4/تير/1397 (الاثنين: 11/شوال/1439)

* زبان حالمان این‌گونه باشد

انسان، در این فضای قدرت غیر متناهی، حقّ قهر کردن با خدا را ندارد، و باید، همه را جلوه قدرت او، و تجلّی حکمت کامل او ببیند که به زبان حال، بلکه به زبان قال، تسبیح او می‌گویند:

﴿وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ﴾؛[1]

همه، او را تنزیه می‌گویند، و همه فقیر و محتاج اویند.

چه خوب گفته است:

به ذکرش هرچه بینی در خروش است
 

 

 

دلـی داند دریـن مـعنی که گوش است
 

نه بلـبل بر گُلـش تسبیح‌خوانی است
 

 

 

که هر خاری به تسبیحش زبانی است
 

     
 

و یا اینکه:

گـر اهل معـرفتی هرچه بنگـری خـوبـست
 

 

 

که هرچه دوست کند همچو دوست محبوبست
 

کــدام بــرگ درخـت است اگـر نـظـر داری
 

 

 

که ســرّ صُنـع الـهی در آن نـه محجــوبست
 

     
 

و یا آن شاعر می‌گوید:

أَیَا عَجَباً کَیْفَ یَعْصِی الْإِلَهَ
وَلله فِي کُـلِّ تَحْــریکِهِ
وَ فِــي کُـلِّ شَیْءٍ لَهُ آیَةٌ
 

 

أَمْ کَیْفَ یَجْحَدُهُ الْـجَاحِدُ
وَ فِـی کُـلِّ تَسْکینِهِ شَاهِدٌ

 

تَدُلُّ عَلَی أَنَّهُ وَاحِدٌ[2]
 

 

و چقدر لذّت‌بخش است ترنّم به این عبارات لذیذ، و نشاط‌انگیز:

«سُبْحَانَكَ مَا أَعْظَمَ شَأْنَكَ، سُبْحَانَكَ مَا أَعْظَمَ مَا نَرَى مِنْ خَلْقِكَ، وَمَا أصْغَرَ كُلَّ عَظِيمَةٍ فِي جَنْبِ قُدْرَتِكَ، وَمَا أَهْوَلَ مَا نَرَى مِنْ مَلَكُوتِكَ، وَمَا أَحْقَرَ ذلِكَ فِيَما غَابَ عَنَّا مِنْ سُلْطَانِكَ، وَمَا أَسْبَغَ نِعَمَكَ فِي الدُّنْيَا، وَمَا أَصْغَرَهَا فِي نِعَمِ الْآخِرَةِ».[3]

 19 رمضان المبارک 1430ق

لطف‌الله صافی

 

 

[1]. «هيچ چيز نيست مگر اينكه او را به ستايشش تسبيح کند». اسراء، 44.

[2]. شگفتا که چگونه کسی خدا را معصیت می‌کند و یا چگونه کسی او را انکار می‌کند درحالی‌که برای خداوند در هر حرکت دادنش و هر ساکن ساختنش گواهی وجود دارد، و در هر چیزی برای او یک نشانه‌ای است که دلالت می‌کند که او یکتا است. ثعلبی، الکشف و البیان، ج10، ص167؛ خطیب بغدادي، تاریخ بغداد، ج6، ص251؛ طبرسی، مجمع البیان، ج10، ص316.

1. «منزّهی از هر عیب، چه بزرگ است شأن تو؛ منزهی چه عظیم است آنچه از مخلوقاتت که می‌‌بینیم، و چه کوچک است هر عظمتی در مقابل قدرت تو، و چه دهشت‌آور است آنچه از ملکوت تو مشاهده می‌‌نماییم و چه اندازه حقیر است آنچه دیده می‌‏شود در برابر آنچه از سلطنت تو برای ما ناپیداست، و چه گسترده و فراوان است نعمت‌‌هایت در این دنیا، و چقدر کوچک است در برابر نعمت‌های آخرتت». نهج البلاغه، خطبه ۱۰۹.

نويسنده: