وریز وجوهات
* بازخوانی پیام‌های مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف - پیام معظم له به مناسبت واقعه دردناک تخریب حرم امامین عسکریین علیهماالسلام بسم الله الرحمن الرحیم ألا ما لهذه السماء لا تمور؟! و ما للجبال تری لا تسير؟!...
دوشنبه: 23/مهر/1397 (الاثنين: 4/صفر/1440)

1. معرفت قلبی

معرفت به قلب و شناخت باطني و قلبي که شخص در باطن و وجدان خود، به عقايد حقّه ايمان داشته و آنها را باور کرده باشد که البتّه مراتب آن از جهت قوّت و ضعف يقين، متفاوت است، و کامل‌ترين آن، مرتبه‌ ايمان حضرت رسول اکرم(ص)، و ائمّه طاهرين(ع) است که آثار آن در مواضع و مواقف بزرگي که برايشان پيش آمد ظاهر گشت، و همان‌گونه که اميرالمؤمنين(ع) فرمود:

 

«لَوْ کُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً»؛[1]

يقين آنان، عالي‌ترين مراتب يقين است که برحسب بعض روايات، از ايمان و يقين همگان سنگين‌تر است که اگر ايمان همه را با هم، با ايمان مثل علي(ع) بسنجند، ايمان علي(ع) از همه، بيشتر و محکم‌تر است. اين ايمان است که در آيات متعدّد قرآن آثار آن بيان شده است، مثل اين آيه کريمه:

﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ﴾؛[2]

 و اين آيه:

﴿الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ﴾؛[3]

و مثل اين آيه:

﴿لَا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّٰهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ

 

أُولَئِكَ حِزْبُ اللّٰهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾.[4]

مظاهر اين ايمان در تاريخ اسلام و صحابه پيغمبر امثال بلال و ياسر و سميّه و ابودجانه و صحابه اميرالمؤمنين، و سایر ائمّه و شخصيّت‌هاي مجاهد مسلمان در ادوار مختلف بسيار است، که از بارزترين آن مظاهر و در رديف اوّل، شهدای کربلا در آن موقف وحشتناک که دل شيردلان جهان را متزلزل مي‌سازد از خود، آن ايمان محکم و ثابت را نشان دادند و همان‌طور که شاعر مي‌گويد:

لَبِسُوا الْقُلُوبَ عَلَی الدُّرُوعِ وَ أَقْبَلُوا
 

 

 

يَتَهَافَتُونَ عَلَی ذَهَـابِ الْأَنْفُسِ[5]
 

     
 

صحنة کربلا و فداکاري‌هاي سيّدالشّهداء(ع) و يارانش، مشحون به ايمان به حقّ و يقين به عالم غيب بود. همه مواضع آنها و رفتار و گفتارشان، نماينده قوّت ايمان و صبر و استقامت و اعتقاد به خدا و پيغمبر بود.

 

اخلاق کريمه، مثل زهد و پارسایي و عفّت و کظم غيظ و ضبط نفس و توکّل و رضا به قضا و تسليم و تفويض امور و کارها به خدا و تواضع و نوع‌دوستي و نوع‌پروري و سایر صفات محموده، يا از اساس ناشي از ايمان مي‌باشند، و يا سبب کمال و قوّت و فعليّت آنها مي‌شود.

 

[1]. «اگر پرده‌ها کنار روند و بیفتند، بر يقين من افزوده نمى‌شود». ابن‌ابي‌الحديد، شرح نهج البلاغه، ج7، ص 253؛ ج10، ص142؛ ج11، ص 179، 202؛ ج13، ص8.

[2]. «مؤمنان، فقط كسانى هستند كه وقتى ياد خدا شود دل‏هايشان ترسان مى‏شود، و هنگامى كه آيات او بر آنان خوانده شود به ايمانشان مى‏افزايد، و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند». انفال، 2.

[3]. «آنان که به غیب ایمان می‌آورند». بقره، 3.

[4]. «گروهى را كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند، نمى‏يابى كه با كسانى كه با خدا و پيامبرش دشمنى دارند، دوستى برقرار كنند گرچه پدرانشان يا فرزاندانشان يا برادرانشان يا خويشانشان باشند. اينانند كه خدا ايمان را در دل‏هايشان پايدار كرده، و به روحى از جانب خود نيرومندشان ساخته، و آنان را به بهشت‏هايى كه از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است درمى‏آورد، در آنجا جاودانه‏اند؛ خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند. اينان حزب خدايند، آگاه باش كه يقيناً حزب خداوند پيروزند». مجادله، 22.

[5]. «قلب‌ها را بر روي زره نهاده بودند،گويي براي مرگ از يکديگر پيشي مي‌گيرند». ابن‌عنبه حسینی، عمدة الطالب، ص357.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: