وریز وجوهات
روز یکشنبه 17 جمادی الأولی 1439 هـ.ق، مدیرکل و معاونان کمیته امداد استان قم با حضور در بیت مرجع عالیقدر آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف، از توصیه‌های معظّم‌له بهره‌مند شدند. در ابتدای این دیدار، آقای میر شکار مدیر کل کمیته امداد استان...
شنبه: 5/اسف/1396 (السبت: 8/جمادى الآخر/1439)

قرآن و غزوه بدر

در سوره‌هاي آل عمران، نساء، انفال و حج در بيش از چهل آيه، خدا اين غزوه و تأييدهاي غيبي و كمك‌ها و ياري‌هايي را كه به مسلمانان نموده، شرح داده؛ و در آيه 41 سوره انفال، اين روز تاريخي را «يَوْمُ الْفُرْقان» ناميده است؛ ازاين‌جهت كه در آن، حق از باطل جدا شد و ظاهر گشت كه شرك و بت‌پرستي باطل، و توحيد و خداپرستي، حق است.

آشكار شد، حقّي كه آسمان و زمين بر آن برپاست، و فطرت و سرشتِ انسانيّت و وجود تمام اشيا بر آن گواهي مي‌دهند، همان دعوتِ رسول خدا‌(ص)  است؛ حقِّ خدايي خدا، يگانگي و خالقيت او، سلطنت و حاكميّت او بر جميع اشيا، افراد، اصناف و نژادها و خضوع ِهمه عالم آفرينش در برابر قدرت و حكومت مطلقه و تدبير و تقدير اوست.

 

باطل در آن عصر به صورت‌هاي گوناگون زمين را فراگرفته، جهان را تاريك ساخته و حجاب حق شده بود. شرك ـ بت‌پرستي و خضوع در برابر سلطنتِ فرمانروايانِ طاغي كه خود را در روم و ايران و نقاط ديگر، فَعّالِ ما يَشاء و خداي زمين و مالك بندگان خدا مي‌شمردند ـ رواج يافته بود.

گردنكشان مستبدّي بودند كه خود را بر مردم تحميل كرده و اطاعت خود را بر آنها لازم مي‌دانستند؛ و از آنان چاپلوسي، كرنش و خاكساري مي‌خواستند؛ يا آنان را مجبور به انجام اعمالي مي‌كردند كه به‌طوركامل با آزادي منافات داشت و خود را شريك خدا در حاكميّت بر بندگانش معرّفي كرده و نيز خويش را اَنبازِ حق مي‌شمردند. ازاين‌رو، زمان آن بود كه حق آشكار، و باطل محو و مغلوب شود.

حق، پرستش و اطاعت و فرمان‌بري از خدا، و او را يگانه و يكتا شناختن، و ايجاد نظم جهان و قوانينِ آن را حقِ او دانستن است.

باطل، شرك به خدا و پرستش اشخاص، و پيروي از هوي‌ها، برنامه‌ها، روش‌ها و عادت‌های باطل، و تقليدهاي مذموم و فرمان‌بري از كسي غير از خداوند متعال است.

آنچه با وقوع جنگ بدر، بطلان آن آشكار شد، شرك، پرستش افراد و پيكره‌هاي آنها و اطاعت از تشريعات و مقررّات مجعول بشري بود؛ و حقّي كه ظاهر گرديد، رجوع و بازگشت همه امور، و تشريع شرايع و

 

تقنين قوانين به خدايي است كه جز او خدا و معبودي نيست و بازگشت همه به‌سوي اوست و غير از او صاحبِ سلطنت مطلقه و حاكم شرعي وجود ندارد.

با آشكار شدن حق، تعظيم و تكريم غيرخدا ممنوع شد و انسان‌ها مساوي و برابر گرديدند؛ تا جز در برابر خدا و حاكميّت و شريعت او، در برابر هيچ قدرت و زورمندي خاضع نشوند و تعظيم نكنند؛ و كسي نيز نتواند آنها را در هر ناحيه و كشوري كه هستند، استثمار و استعمار كند.

اين است هسته مركزي تعاليم اسلام و حقيقتي كه رشد و ترقّي و آزادي و انسانيّت هر جامعه بسته به‌ ميزان درك و فهم آن جامعه از اين حقيقت است.

روز بدر «يَوْمُ الْفُرْقان» است؛ زيرا فُرقان، مرز بين دو عهد و دو عصر اسلامي گرديد. عهد گذشته، كه عهد صبر و تحمّل و بردباري و انتظار وقت و آماده شدن بود؛ و عهد جديد، كه عهد حركت، نهضت، قوّت، پيش‌دستي و دفاع، و مبارزه با ظلم، ستم، جهل و شرك شد. آري، عصر حركت ودفاع؛ عصر نهضت و جهاد.

اسلام با برنامه‌هاي اصيل و مسلك مستقل و مكتب جامعي كه به جهانيان عرضه مي‌دارد، راهنماي فكر و انديشه، عقيده و اخلاق، نظام اجتماع، نظام دولت، و اعلانگر عام و مطلق آزادي بشر است؛ زيرا

 

اسلام با دعوت به توحيد و الوهيّت خداي يگانه و حاكميّت او و كنار گذاردن كساني كه غاصب حكومت و الوهيّت خدا هستند، بايد با حركت و پيشروي و قوّت و قدرت و جهاد نيز وارد ميدان شود، و دست ياري و هدايت و كمك خويش را به‌سوي همه انسان‌هاي محروم و مقيّد و مَسلوبُ‌الحقوق دراز كرده و شرّ ظلم و ستم غاصبان و متجاوزان به حكومت خدا و طبقات به‌اصطلاح ممتاز را از مردم دور كند؛ و تقسيم‌ها و طبقه‌بندي‌هايي را كه در آن عصر و تا عصر ما، رايج و سبب محروميّت گروهي و بهره‌گيري گروه ديگر بود و حتّي حقّ تعليم و تعلّم را از اكثريت مردم سلب مي‌كرد، از بين برد و براي تحقّق اين اهداف، نمي‌توان تا ابد در انتظار ماند.

پيغمبر خدا‌(ص) تا غزوه بدر، نزديك پانزده سال از دوران فرخنده رسالت خود را، به ارشاد و تبليغ و دعوت به توحيد و صبر در برابر آزار و اذيّت قوم و ناملايمات گذرانيد؛ ولي اسلام فقط شعائر عبادي، تعليمات اخلاقي، و عقيده قلبي نيست.

اسلام ديني است چندبعدي؛ كه تمام جوانب حيات بشر، چون: دولت و حكومت، فرد و اجتماع، حيات و زندگي و دنيا و آخرت را دربرمي‌گيرد؛ و براي پياده كردن اين اهداف از جانب خدا آمده است و حصول اين اهداف و تطبيق واقعي اسلام بر حيات بشر، محتاج به اعمال قدرت و برداشتن موانعي است كه بر سر راه اين مقاصد قرار دارد.

 

علاوه‌براين، تاريخ و گذشت زمان نشان داد كه حكومت‌هاي مستبد و جيره‌خواران مكتب بت‌پرستي و مزدوران و استثمارگران، از آزادي و تبليغ و هدايت ياران حق و خداپرستان، به شدّت جلوگيري مي‌كردند؛ و كوشش مي‌نمودند تا اين چراغ هدايت، كه روزبه‌روز تاريكي‌ها را برطرف و دل‌هاي غرق در ظلمت و ضلالت و جهالت را روشن مي‌ساخت، خاموش سازند.

بنابراين، با‌توجّه‌به اين مسائل نيز، تحقّق اهداف اسلام و نگاهداري اين يگانه چراغ درخشان هدايت، محتاج به اعمال قدرت و دفاع و جهاد في سبيل الله شد؛ و نيز از اين رو روز بدر «يوم الفرقان» است كه اسلام، فرقاني بين دو عهد جاهليّت و اسلام مي‌باشد. بشريّت بعد از نظام اسلام، مانند بشريّت قبل از آمدن نظام اسلام نيست. عقيده توحيد اسلام، افكار را عوض كرد و با آزادي، عدالت و مساوات آشنا ساخت. تساوي حقوق، عدالت و حرّيّت اسلام، در جوامع غير اسلامي نيز اثر گذاشت و از آن اقتباس شد.[1]

 

حتّي صليبي‌ها كه براي نبرد با اسلام، به كشورهاي ما هجوم آوردند، از تعاليم و اجتماع آزاد و برابرِ اسلام، براي كشورهاي خود كه در سياه‌چال انحطاط فكري و اخلاقي افتاده و از حقوق انساني محروم بودند، سوغات‌هاي گران‌بهاي فراواني بردند.

جنگ بدر، فرقان بين دو نوع تفكّر در عوامل پيروزي و عوامل شكست شد. يكي تفكّر مشركان و بت‌پرستان كه عوامل پيروزي را اسلحه و مهمّات جنگي و كثرت نفرات مي‌شمردند؛ و ديگري تفكّر مؤمنان و تربيت‌شدگان مكتب اسلام، كه عوامل پيروزي را در درجه نخست در استقامت، فداكاري و ايمان به هدف، همفكري و مدد و ياري خدا مي‌دانستند.

عوامل ظاهري فتح در صف مشركان و شكست در جبهه مسلمانان، آن‌چنان نمايان بود كه منافقان گفتند:

﴿غَرَّهَؤلاء دينُهُمْ﴾؛[2]

«مؤمنان را دينشان مغرور كرده است».

خدا خواست اين نبرد كه اوّلين نبردِ مهم و جنگ ميان اسلام و كفر بود، به پيروزي مسلمانان پايان يابد؛ و قلّت مؤمنين بر كثرت بسيار مشركين غالب و پيروز شوند؛ تا آشكار شود كه فتح و پيروزي در

 

جنگ، به روحيّه قوي و افراد جانباز و فداكار، و عقيده صالح و هدف پاك، بيشتر ارتباط دارد تا به اسلحه و جمعيّت؛ و مسلمان‌ها بدانند كه صاحبان عقايد و اهداف صحيح اجتماعي بايد جهاد كنند و نااميد نباشند؛ و اقليّت يا ضعف مادّي، سبب تضعيف روحيّه و در نهايت عقب‌نشيني آنها نگردد و منتظر نباشند كه توانايي مادّي آنها با دشمنان آزادي و غاصبان حقوق انسان‌ها برابر شود؛ زيرا اگر آنها از لحاظ عِدّه و عُدّه برتري داشته باشند، مسلمانان و حقّ‌طلبان از جهت روحيّه و قوّت هدف و عظمت مقصد برتري دارند.

﴿وَلاتَهِنُوا وَلاتَحْزَنُوا وَ أنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤمِنينَ﴾؛[3]

«و سستي نكنيد و غمگين نباشيد كه اگر ايمان داشته باشيد، برتر خواهيد بود».

 

[1]. «گوستاولوبون» فرانسوي مي‌گويد: همه مسلمانان جهان، حقيقت مذهب خود را در دو جمله كه عبارت از: «لا اله الا الله و محمّد رسول الله» باشد بيان مي‌كنند، كه از حيث جامعيّت، اختصار و سادگي واقعاً حيرت‌انگيز است.

ونيز مي‌گويد: راستي اين است كه در ميان تمام مذاهب دنيا فقط اسلام مي‌باشد كه اين تاج افتخار را بر سر نهاده و اول از همه وحدانيّت صرفه و خالص را در عالم انتشار داده است. گوستاولوبون، تمدّن اسلام وعرب، ص130 ـ 143.

[2]. انفال، 49.

[3]. آل عمران، 139.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: