وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم قال الله تعالي: ﴿يَا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾ حضرت صادق، امام راستین پیشوا و مقتدای اهل دین کرد احیا، شرع جدش مصطفی داد رونق، رسم و آئین ولا مکتب فقه و فضیلت باز کرد...
جمعه: 29/تير/1397 (الجمعة: 7/ذو القعدة/1439)

قرآن و غزوه بدر

در سوره‌هاي آل عمران، نساء، انفال و حج در بيش از چهل آيه، خدا اين غزوه و تأييدهاي غيبي و كمك‌ها و ياري‌هايي را كه به مسلمانان نموده، شرح داده؛ و در آيه 41 سوره انفال، اين روز تاريخي را «يَوْمُ الْفُرْقان» ناميده است؛ ازاين‌جهت كه در آن، حق از باطل جدا شد و ظاهر گشت كه شرك و بت‌پرستي باطل، و توحيد و خداپرستي، حق است.

آشكار شد، حقّي كه آسمان و زمين بر آن برپاست، و فطرت و سرشتِ انسانيّت و وجود تمام اشيا بر آن گواهي مي‌دهند، همان دعوتِ رسول خدا‌(ص)  است؛ حقِّ خدايي خدا، يگانگي و خالقيت او، سلطنت و حاكميّت او بر جميع اشيا، افراد، اصناف و نژادها و خضوع ِهمه عالم آفرينش در برابر قدرت و حكومت مطلقه و تدبير و تقدير اوست.

 

باطل در آن عصر به صورت‌هاي گوناگون زمين را فراگرفته، جهان را تاريك ساخته و حجاب حق شده بود. شرك ـ بت‌پرستي و خضوع در برابر سلطنتِ فرمانروايانِ طاغي كه خود را در روم و ايران و نقاط ديگر، فَعّالِ ما يَشاء و خداي زمين و مالك بندگان خدا مي‌شمردند ـ رواج يافته بود.

گردنكشان مستبدّي بودند كه خود را بر مردم تحميل كرده و اطاعت خود را بر آنها لازم مي‌دانستند؛ و از آنان چاپلوسي، كرنش و خاكساري مي‌خواستند؛ يا آنان را مجبور به انجام اعمالي مي‌كردند كه به‌طوركامل با آزادي منافات داشت و خود را شريك خدا در حاكميّت بر بندگانش معرّفي كرده و نيز خويش را اَنبازِ حق مي‌شمردند. ازاين‌رو، زمان آن بود كه حق آشكار، و باطل محو و مغلوب شود.

حق، پرستش و اطاعت و فرمان‌بري از خدا، و او را يگانه و يكتا شناختن، و ايجاد نظم جهان و قوانينِ آن را حقِ او دانستن است.

باطل، شرك به خدا و پرستش اشخاص، و پيروي از هوي‌ها، برنامه‌ها، روش‌ها و عادت‌های باطل، و تقليدهاي مذموم و فرمان‌بري از كسي غير از خداوند متعال است.

آنچه با وقوع جنگ بدر، بطلان آن آشكار شد، شرك، پرستش افراد و پيكره‌هاي آنها و اطاعت از تشريعات و مقررّات مجعول بشري بود؛ و حقّي كه ظاهر گرديد، رجوع و بازگشت همه امور، و تشريع شرايع و

 

تقنين قوانين به خدايي است كه جز او خدا و معبودي نيست و بازگشت همه به‌سوي اوست و غير از او صاحبِ سلطنت مطلقه و حاكم شرعي وجود ندارد.

با آشكار شدن حق، تعظيم و تكريم غيرخدا ممنوع شد و انسان‌ها مساوي و برابر گرديدند؛ تا جز در برابر خدا و حاكميّت و شريعت او، در برابر هيچ قدرت و زورمندي خاضع نشوند و تعظيم نكنند؛ و كسي نيز نتواند آنها را در هر ناحيه و كشوري كه هستند، استثمار و استعمار كند.

اين است هسته مركزي تعاليم اسلام و حقيقتي كه رشد و ترقّي و آزادي و انسانيّت هر جامعه بسته به‌ ميزان درك و فهم آن جامعه از اين حقيقت است.

روز بدر «يَوْمُ الْفُرْقان» است؛ زيرا فُرقان، مرز بين دو عهد و دو عصر اسلامي گرديد. عهد گذشته، كه عهد صبر و تحمّل و بردباري و انتظار وقت و آماده شدن بود؛ و عهد جديد، كه عهد حركت، نهضت، قوّت، پيش‌دستي و دفاع، و مبارزه با ظلم، ستم، جهل و شرك شد. آري، عصر حركت ودفاع؛ عصر نهضت و جهاد.

اسلام با برنامه‌هاي اصيل و مسلك مستقل و مكتب جامعي كه به جهانيان عرضه مي‌دارد، راهنماي فكر و انديشه، عقيده و اخلاق، نظام اجتماع، نظام دولت، و اعلانگر عام و مطلق آزادي بشر است؛ زيرا

 

اسلام با دعوت به توحيد و الوهيّت خداي يگانه و حاكميّت او و كنار گذاردن كساني كه غاصب حكومت و الوهيّت خدا هستند، بايد با حركت و پيشروي و قوّت و قدرت و جهاد نيز وارد ميدان شود، و دست ياري و هدايت و كمك خويش را به‌سوي همه انسان‌هاي محروم و مقيّد و مَسلوبُ‌الحقوق دراز كرده و شرّ ظلم و ستم غاصبان و متجاوزان به حكومت خدا و طبقات به‌اصطلاح ممتاز را از مردم دور كند؛ و تقسيم‌ها و طبقه‌بندي‌هايي را كه در آن عصر و تا عصر ما، رايج و سبب محروميّت گروهي و بهره‌گيري گروه ديگر بود و حتّي حقّ تعليم و تعلّم را از اكثريت مردم سلب مي‌كرد، از بين برد و براي تحقّق اين اهداف، نمي‌توان تا ابد در انتظار ماند.

پيغمبر خدا‌(ص) تا غزوه بدر، نزديك پانزده سال از دوران فرخنده رسالت خود را، به ارشاد و تبليغ و دعوت به توحيد و صبر در برابر آزار و اذيّت قوم و ناملايمات گذرانيد؛ ولي اسلام فقط شعائر عبادي، تعليمات اخلاقي، و عقيده قلبي نيست.

اسلام ديني است چندبعدي؛ كه تمام جوانب حيات بشر، چون: دولت و حكومت، فرد و اجتماع، حيات و زندگي و دنيا و آخرت را دربرمي‌گيرد؛ و براي پياده كردن اين اهداف از جانب خدا آمده است و حصول اين اهداف و تطبيق واقعي اسلام بر حيات بشر، محتاج به اعمال قدرت و برداشتن موانعي است كه بر سر راه اين مقاصد قرار دارد.

 

علاوه‌براين، تاريخ و گذشت زمان نشان داد كه حكومت‌هاي مستبد و جيره‌خواران مكتب بت‌پرستي و مزدوران و استثمارگران، از آزادي و تبليغ و هدايت ياران حق و خداپرستان، به شدّت جلوگيري مي‌كردند؛ و كوشش مي‌نمودند تا اين چراغ هدايت، كه روزبه‌روز تاريكي‌ها را برطرف و دل‌هاي غرق در ظلمت و ضلالت و جهالت را روشن مي‌ساخت، خاموش سازند.

بنابراين، با‌توجّه‌به اين مسائل نيز، تحقّق اهداف اسلام و نگاهداري اين يگانه چراغ درخشان هدايت، محتاج به اعمال قدرت و دفاع و جهاد في سبيل الله شد؛ و نيز از اين رو روز بدر «يوم الفرقان» است كه اسلام، فرقاني بين دو عهد جاهليّت و اسلام مي‌باشد. بشريّت بعد از نظام اسلام، مانند بشريّت قبل از آمدن نظام اسلام نيست. عقيده توحيد اسلام، افكار را عوض كرد و با آزادي، عدالت و مساوات آشنا ساخت. تساوي حقوق، عدالت و حرّيّت اسلام، در جوامع غير اسلامي نيز اثر گذاشت و از آن اقتباس شد.[1]

 

حتّي صليبي‌ها كه براي نبرد با اسلام، به كشورهاي ما هجوم آوردند، از تعاليم و اجتماع آزاد و برابرِ اسلام، براي كشورهاي خود كه در سياه‌چال انحطاط فكري و اخلاقي افتاده و از حقوق انساني محروم بودند، سوغات‌هاي گران‌بهاي فراواني بردند.

جنگ بدر، فرقان بين دو نوع تفكّر در عوامل پيروزي و عوامل شكست شد. يكي تفكّر مشركان و بت‌پرستان كه عوامل پيروزي را اسلحه و مهمّات جنگي و كثرت نفرات مي‌شمردند؛ و ديگري تفكّر مؤمنان و تربيت‌شدگان مكتب اسلام، كه عوامل پيروزي را در درجه نخست در استقامت، فداكاري و ايمان به هدف، همفكري و مدد و ياري خدا مي‌دانستند.

عوامل ظاهري فتح در صف مشركان و شكست در جبهه مسلمانان، آن‌چنان نمايان بود كه منافقان گفتند:

﴿غَرَّهَؤلاء دينُهُمْ﴾؛[2]

«مؤمنان را دينشان مغرور كرده است».

خدا خواست اين نبرد كه اوّلين نبردِ مهم و جنگ ميان اسلام و كفر بود، به پيروزي مسلمانان پايان يابد؛ و قلّت مؤمنين بر كثرت بسيار مشركين غالب و پيروز شوند؛ تا آشكار شود كه فتح و پيروزي در

 

جنگ، به روحيّه قوي و افراد جانباز و فداكار، و عقيده صالح و هدف پاك، بيشتر ارتباط دارد تا به اسلحه و جمعيّت؛ و مسلمان‌ها بدانند كه صاحبان عقايد و اهداف صحيح اجتماعي بايد جهاد كنند و نااميد نباشند؛ و اقليّت يا ضعف مادّي، سبب تضعيف روحيّه و در نهايت عقب‌نشيني آنها نگردد و منتظر نباشند كه توانايي مادّي آنها با دشمنان آزادي و غاصبان حقوق انسان‌ها برابر شود؛ زيرا اگر آنها از لحاظ عِدّه و عُدّه برتري داشته باشند، مسلمانان و حقّ‌طلبان از جهت روحيّه و قوّت هدف و عظمت مقصد برتري دارند.

﴿وَلاتَهِنُوا وَلاتَحْزَنُوا وَ أنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤمِنينَ﴾؛[3]

«و سستي نكنيد و غمگين نباشيد كه اگر ايمان داشته باشيد، برتر خواهيد بود».

 

[1]. «گوستاولوبون» فرانسوي مي‌گويد: همه مسلمانان جهان، حقيقت مذهب خود را در دو جمله كه عبارت از: «لا اله الا الله و محمّد رسول الله» باشد بيان مي‌كنند، كه از حيث جامعيّت، اختصار و سادگي واقعاً حيرت‌انگيز است.

ونيز مي‌گويد: راستي اين است كه در ميان تمام مذاهب دنيا فقط اسلام مي‌باشد كه اين تاج افتخار را بر سر نهاده و اول از همه وحدانيّت صرفه و خالص را در عالم انتشار داده است. گوستاولوبون، تمدّن اسلام وعرب، ص130 ـ 143.

[2]. انفال، 49.

[3]. آل عمران، 139.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: