وریز وجوهات
بسمه تعالی با آرزوی قبولی طاعات و عبادات روزه‌داران گرامی؛‌ نظر مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی پیرامون میزان زکات فطره‌ و کفاره روزه بشرح ذیل است:   مؤمنان مبلغ معادل یک صاع  (3 کیلوگرم) گندم یا...
چهارشنبه: 30/خرد/1397 (الأربعاء: 6/شوال/1439)

عفو و گذشت بي‌نظير در تاريخ

همه مي‌دانند كه مردم مكّه تا چه‌ حد، پيامبر‌(ص) عزيز خدا و ياران و اصحاب ايشان را آزار داده و از استهزا و تمسخر و تكذيب و جسارت و بي‌ادبي‌هاي قولي و عملي كوتاهي نكردند. او و يارانش را در «شِعبِ ابي‌طالب» محصور و در فشار اقتصادي و منع آذوقه گذاردند و گروهي از مؤمنان، ناچار به حبشه هجرت كردند.

پس از آن‌همه آزار و اذيّت، براي كشتنِ پيامبر خدا‌(ص) ، هم‌پيمان شدند و حتّي جايي‌که رسول خدا‌(ص)  ترك وطن و حَرَم كرد و به يثرب هجرت فرمود، باز هم از اذيّت او دست برنداشتند و به‌سوي او لشکركشي كردند.

در اين شرايط، پيامبر‌(ص)  اين شهر را فتح مي‌كند. خانه و ديار و همه‌چيز مردم اين شهر در اختيار سپاه اسلام درآمده و هر فرماني را كه پيامبر اكرم‌(ص)  درباره آنها بدهد، فوراً و بدون چون‌وچرا اجرا مي‌شود.

اگر بفرمايد: «اَلْقَتْل»، همه اهل‌مكّه كشته مي‌شوند؛ و اگر بفرمايد: «اَلنَّهْب»، تمام اموالشان به غارت مي‌رود؛ و اگر بفرمايد «الْاَسْر»، همه را

 

اسير مي‌سازند؛ ولي آن معدن حلم و گذشت و عفو و رحمت، وقتي شنيد كه «سعد» مي‌گويد:

«أَلْيَوْمُ يَوْمُ الْمَلْحَمَةِ»؛ «أَلْيَوْمُ تُسْتَحَلُّ الْحُرْمَةُ»؛[1]

«امروز روز خون ريختن و كشتار است؛ امروز حرمت اهل‌مكّه حلال مي شود».

فرمود:

«بَلِ الْيَوْمُ يَوْمُ الْمَرْحَمَةِ»؛

«بلکه امروز روز مهر و رحمت است».

و به علي‌‌(علیه‌السلام) فرمود: «سعد را درياب، و لِوا را از او بگير و با رفق و مدارا وارد مكّه شو».[2]

وقتي رسول خدا‌(ص) وارد مكّه شد، بزرگان قريش گمان مي‌كردند، همه قتل‌عام مي‌شوند؛ ولي پيغمبر خدا‌(ص) بر در خانه معظم كعبه ايستاد و گفت:

«لا اِلهَ إِلّا اللهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ وَهَزَمَ الْاَحْزابَ وَحَدْه»؛

 

«نيست معبودي جز خداي يکتا و يگانه، آنکه وعده‌اش را وفا کرد و به انجام رسانيد، و بنده‌اش را ياري کرد، و سپاهش را عزت بخشيد و ديگر گروه‌ها را شکست داد».

سپس خطاب به آنها فرمود:

«ماذا تَقُولُون، وَماذا تَظُنُّونَ؟»؛

«چه مي‌گوييد، و چه گمان مي‌بريد؟».

عرض كردند:

نَقُولُ خَيْراً، وَنَظُنُّ خَيْراً. أَخٌ كَريمٌ وَابْنُ أَخٍ كَريمٍ قَدْ قَدَرْتَ؛[3]

سخن به خير مي‌گوييم و گمان خير و نيکويي مي‌بريم. برادري كريم و پسر برادر كريمي هستي كه بر ما قدرت يافته‌اي.

رسول خدا‌‌(ص) و مظهر رحمت، از اين سخنان رقت فرمود و ديدگان وي اشك آلود شد. مردم مكّه كه پيغمبر‌(ص) را به اين حال ديدند، صدايشان به گريه بلند شد و زار مي‌گريستند. آنگاه حضرت فرمود: من آن گويم كه برادرم يوسف گفت:

 

«﴿لا تَثْريبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمينَ؛[4] اِذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقاءُ»؛[5]

«امروز بر شما ملامت و سرزنشي نيست. خدا شما را بيامرزد او رحم‌کننده‌ترين رحم‌كنندگان است. برويد، همه آزاديد».

 

[1]. مفيد، الارشاد، ج1، ص60، 135.

[2]. ابن عبدالبر، الاستيعاب، ج2، ص597 ـ 599؛ ابن ابی‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، ج‌17، ص272.

[3]. کلينی، الكافي، ج4، ص225؛ ر.ک: صالحی شامی، سبل‌الهدی و الرشاد، ج5، ص242؛ بحرانی، حلية‌الابرار، ج1، ص304.

[4]. يوسف، 92.

[5]. کلينی، الکافی، ج4، ص225 ـ 226.

موضوع: 
نويسنده: