وریز وجوهات
مشهد مقدس همزمان با سالروز شهادت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه‌السلام، سراسر اندوه و اشک بود.   هیئات و دسته‌های بزرگ عزاداری و جمعیت چند هزار نفری دوستداران و شیعیان امیرالمومنین علی علیه‌السلام با چشمانی اشکبار و قلوبی...
دوشنبه: 28/خرد/1397 (الاثنين: 4/شوال/1439)

نمونه‌اي از مساوات اسلامي

در اين غزوه، مسلمانان هفتاد شتر داشتند كه هر دو، يا سه، يا چهار نفر از آنها به‌تناوب بر يكي از شترها سوار مي‌شدند.

 

پيغمبر خدا‌(ص) نيز در اين قسمت، مانند ساير اصحاب و سربازان مجاهد بود. آن حضرت با اميرالمؤمنين علي‌‌(علیه‌السلام) و ابولُبابه نيز، مانند ديگران يك شتر داشتند كه به ‌نوبت بر آن سوار مي‌شدند.

وقتي نوبت پياده رفتن، به رسول خدا‌(ص) مي‌رسيد علي‌‌(علیه‌السلام) و اَبولُبابه عرض مي‌كردند:

«اِرْكَبْ يا رَسُولَ اللهِ وَنَحْنُ نَمشي عَنكَ»؛[1]

«سوار شو اي پيغمبر خدا، ما به‌جاي تو پياده راه مي‌رويم».

رسول خدا‌(ص) ، آن مظهر عدل الهي و آن معلّم بزرگ انسانيّت و بنيان‌گذار قوانين مساوات و دموكراسي حقيقي، در پاسخ آنها فرمود:

«ما أَنْتُما بِأَقْوى عَلَى الْمَشْيِ مِنّي، وَلا أَنَا بِأَغْنى عَنِ الْأَجْرِ مِنْكُما»؛[2]

«شما در راه رفتن از من نيرومندتر نيستيد و من هم در کسب اجر و ثواب، از شما بی‌نيازتر نيستم».

درود بر آن امّتي كه از چنين رهبر بزرگواري پيروي مي‌كند.

 

يقيناً همه صحابة مخلص، با كمال ميل دوست داشتند كه يك شتر در اختيار پيامبر عزيز و مهربانِ آنها باشد تا زحمت پياده رفتن را متحمّل نشود و براي آنها كه سوار بودند، ديدن اينكه پيامبر خدا و رهبر و پيشواي بزرگشان راه را پياده طي مي‌كند، بسيار دشوار بود.

ولي رسول اعظم‌(ص) بر اين روش و آيين مبعوث شده و مي‌خواست اين مساوات را برقرار سازد و رهبران و زمامداران را با اين رفتار تربيت نموده و به آنها درس فروتني و تواضع و همكاري با زيردستان بدهد؛ و روش‌هاي جبّارانه و استعمارگرانه حكومت‌ها و فرمانروايان گذشته و آينده را محكوم كند و شأن و ارزش بشر را آشكار سازد و حقوق انسان‌ها را با گفتار و رفتار خود اعلام فرمايد. او فقط به رضاي خدا و اجر و ثواب و تقرّب به درگاه باري تعالي نظر داشت. اين روشي است كه اگر جوامع مسلمانان معاصر، با آن آشنا شوند، به زودي در مسير ترقّي و پيشرفت وارد شده و با گام‌هاي بلند، به‌سوي اهداف عالي اسلامي، پيش خواهند رفت.

 

[1] ابن‌سعد، الطبقات‌الکبري، ج2، ص21؛ احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص411، 418، 422؛ ابويعلی موصلی، مسند، ج9، ص243؛ بيهقی، السنن‌الکبری، ج5، ص258.

[2] احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص411، 418، 422؛ هيثمی، مجمع‌الزوائد، ج6، ص68.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: