وریز وجوهات
      در این دیدار حجت الاسلام آقای سید کلب جواد نقوی گزارشی از وضعیت شیعیان و حوزه های علمیه هندوستان محضر مرجع عالیقدر ارائه داد. معظم له نیز با ابراز خرسندی از فعالیت های ایشان برای توفیق روز افزون علمای هندوستان و رفع...
دوشنبه: 29/مرد/1397 (الاثنين: 8/ذو الحجة/1439)

زمامداري علي‌‌(علیه‌السلام)

روش حكومت و زمامداري در اسلام و رابطه حكومت و جامعه، براساس مساوات، عدالت، احترام، رعايت حقوق همگان، توجّه به آزادي افراد و همكاري‌هاي صميمانه و حذف تشريفات بيهوده قرار دارد.

در اسلام فردي حاكم است كه مسئوليتش از ديگران بيشتر و خطيرتر باشد. حاكم مانند برادري مهربان و خادمي دلسوز و امين، وظيفه خود را انجام مي‌دهد و حكومت را وسيله اشباع غرايز حيواني و كبر و نخوت قرار نمي‌دهد. حاكم نمي‌تواند خود يا خويشانش را بر ديگران ترجيح دهد يا زندگي پرتجمّلي داشته باشد؛ يا الگوي زندگي‌اش را كسري و قيصر قرار دهد؛ يا بيش از حقّ خود از بيت‌المال بردارد و با اين اعمال، از مردم ساده و محروم فاصله بگيرد. حاكم بايد به قدري به مردم نزديك باشد كه هركس در هررتبه و مقامي كه باشد، ساده و بي‌پيرايه در مجلس او بنشيند و از جانب ديگران تحقير نشود.

حكومت در جامعه اسلامي بايد سرچشمه درخشان عدالت اسلام بوده و از هرگونه استبداد و استثمار، پاك و منزّه باشد.

حكومت علي‌‌(علیه‌السلام) نشان‌دهنده تمام اين اصول و روشن‌ترين تجلّي حكومت به تمام معنا انساني و معرّف حقيقي روح عدالت و مساوات اسلام بود. علي‌‌(علیه‌السلام) تنها كسي بود كه بعد از پيغمبر‌(ص)  به اهداف و

 

تعاليم اسلام آگاه بود. او آيينه تمام‌نماي نظام اسلام، عدالت اسلام و همه برنامه‌هاي اسلام بود. ازاين‌جهت، حكومتش نيز روشنگر مفاهيم اسلامي در حكومت و سياست و اداره اجتماع و احترام به اصول آزادي و مساوات بود. او زمامداري بود كه حوايج خود را شخصاً عهده‌دار مي‌شد.

هرگاه امام‌‌(علیه‌السلام) به بازار مي‌رفت و كالايي مي‌خريد، خودش آن را به منزل حمل مي‌كرد. گاهي اوقات در حالي كه بيت‌المال مسلمين در اختيارش بود، شمشير خود را در معرض فروش مي‌گذارد.

ايشان همواره با ضعيفان و بينوايان مصاحبت داشت و از آنها دلجويي مي‌كرد و به كارها و شكايات و مظالم، شخصاً رسيدگي مي‌نمود. نان جو مي‌خورد و از غذاهاي لذيذ تناول نمي‌كرد، و مي‌فرمود:

«عَلِّلِ النَّفْسَ بِالْقُنُوعِ وَإِلّا
 

 

طَلَبَتْ مِنْكَ فَوْقَ ما يَكْفيها»؛[1]
 

 

«نفست را به صفت قناعت مداوا كن، و الاّ بيشتر از آنچه را که بسش باشد از تو درخواست می‌کند».

امام‌‌(علیه‌السلام) لباس خود را وصله مي‌زد و جامه وصله‌دار مي‌پوشيد و مي‌فرمود:

 

«يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَتَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَيَقْتَدي بِهِ الْمُؤْمِنُون»؛[2]

«قلب انسان به‌وسيلة لباس مندرس، فروتني مي‌يابد، و نفس انسان رام مي‌شود و ديگر مؤمنين نيز از اين روش درس و سرمشق مي‌گيرند».

هنگامي كه آن حضرت به‌سوي شام مي‌رفت، دهقانانِ انبار ايشان را ديدند، پياده شدند و مراسمي انجام دادند. حضرت فرمود: اين چه ‌كاري است كه انجام داديد؟ گفتند: مراسمي است كه با آن به اميران (زمامداران) احترام مي‌كنيم. امام‌‌(علیه‌السلام) فرمود:

»

«وَاللهِ ما يَنْتَفِعُ بِهذا اُمَراؤُكُمْ وإِنّکُم لتشقُّونَ عَلی أنفُسِکُمْ فِي دُنیاکُم وتشقَّونَ بِهِ في آخِرَتِکُم!»؛[3]

«به خدا سوگند اميران شما از اين‌ کار (از اين تملقات و تشريفات) سودي نمي‌برند. شما خود را در دنيا به رنج و زحمت مي‌اندازيد و در آخرت به اين ‌كار، شقي و بدبخت مي‌شويد.

وقتي يكي از افراد، درحالي‌كه حضرت، سوار بودند چند قدمي به ‌عنوان احترام، پياده اميرمؤمنان‌‌(علیه‌السلام) را مشايعت كرد، اين عمل بر خاطر

 

مَعدلت مآثِرِ آن حضرت گران آمد، فرمود:

«اِرْجِعْ فَإِنَّ مَشْيَ مِثْلِكَ مَعَ مِثْلي فِتنَةٌ لِلْوالي وَمَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ»؛[4]

«برگرد که پياده آمدنِ مثل تو با مثل من، براي والي فتنه و براي مؤمن، خواري و ذلّت است».

يعني اين‌گونه رفتار و احترام، باد در بيني حاکمان و زمامداران مي‌اندازد و آنان را به نخوت و تكبّر تشويق مي‌كند و كرامت و شرافت و عزّت‌نفس مؤمن را تباه مي‌سازد.

 

[1]. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج1، ص368؛ بحرانی، حليةالابرار، ج2، ص233؛ محدث نوری، مستدرك‌الوسائل، ج7، ص365؛ ج15، ص230؛ ج16، ص298.

[2]. نهج‌البلاغه، حکمت 103 (ج4، ص‌23)؛ طبرسی، مکارم‌الاخلاق، ص114.

[3]. نهج‌البلاغه، حکمت 37 (ج‌4، ص10 ـ 11)؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج1، ص372.

[4]. نهج‌البلاغه، حکمت 322 (ج4، ص76 ـ 77)؛ طبری، تاريخ، ج4، ص45.

موضوع: 
نويسنده: