وریز وجوهات
بسمه تعالی وَ مَنْ‌ قُتِلَ‌ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ‌ سُلْطَاناً حادثه اسفناک شهادت و مجروح‌شدن تعداد زیادی از کودکان معصوم و انسان‌های مظلوم در افغانستان، توسط گروهی از خدا بی‌خبر و از انسانیت دور، موجب تأثر و تأسف شدید جهان...
سه شنبه: 21/ارد/1400 (الثلاثاء: 29/رمضان/1442)

3. اوج انحطاط اخلاقي مردم

انحطاط اخلاقي در آن زمان به ‌حدّي رسيده بود كه تقريباً از هيچ‌كس انتظار نمي‌رفت براي حق، مردانه فداكاري و جان‌نثاري نمايد.

آنان مردمي بودند كه حقّ مرد فداكار و دادگري چون علي‌‌(علیه‌السلام) را نشناختند و ايشان را آن‌همه رنج دادند.

پيشوايي كه در ميان آنها در نهايت سادگي و تواضع مانند فقرا زندگي مي‌كرد و در خوراك و پوشاك و خانه و مسكن به خود سخت مي‌گرفت و براي مردم زندگي مرفّه و آسوده و پرنعمت مي‌خواست و در اقامه عدل و داد، كوشش و زحمت فراوان مي‌كشيد و در زهد و تقوا و علم و فضيلت بي‌نظير بود، سرانجام بدون ‌آنكه از او حقّي بخواهند، يا نسبت ظلم و بيداد يا تغيير سنّتي به او بدهند، او را به‌طور ناگهاني در محراب عبادت شهادت رساندند و حقّ او و پيغمبر‌(ص)  و احترام اسلام را ـ كه با مجاهدت‌های آن يگانه قهرمان غزوات ترويج شد ـ رعايت نكردند.

كدام نشانه، روشن‌تر از اين عمل دالّ بر سوء ‌نيّات و خبث باطن اكثر آن مردم بود؟

در چنين موقعيّتي امام‌‌(علیه‌السلام) با مردمي كه در چنين جهنّم انحطاطِ فكري و خلقي، سقوط كرده بودند، چه‌كاري انجام مي‌داد و چه ‌اصلاحاتي را آغاز مي‌نمود؟ و چگونه هجوم معاويه را از بلاد اسلام دفع مي‌كرد؟[1]

 


[1]. ابوعلم، اهل‌البيت‌(علیهم‌السلام) ، ص333.

موضوع: 
نويسنده: