رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
پنجشنبه: 17/آذر/1401 (الخميس: 14/جمادى الأول/1444)

نمونه‌ای از مساوات اسلامی

در این غزوه، مسلمانان هفتاد شتر داشتند كه هر دو، یا سه، یا چهار نفر از آنها به‌تناوب بر یكی از شترها سوار می‌شدند.

 

پیغمبر خدا‌(ص) نیز در این قسمت، مانند سایر اصحاب و سربازان مجاهد بود. آن حضرت با امیرالمؤمنین علی‌‌(علیه‌السلام) و ابولُبابه نیز، مانند دیگران یك شتر داشتند كه به ‌نوبت بر آن سوار می‌شدند.

وقتی نوبت پیاده رفتن، به رسول خدا‌(ص) می‌رسید علی‌‌(علیه‌السلام) و اَبولُبابه عرض می‌كردند:

«اِرْكَبْ یا رَسُولَ اللهِ وَنَحْنُ نَمشی عَنكَ»؛[1]

«سوار شو ای پیغمبر خدا، ما به‌جای تو پیاده راه می‌رویم».

رسول خدا‌(ص) ، آن مظهر عدل الهی و آن معلّم بزرگ انسانیّت و بنیان‌گذار قوانین مساوات و دموكراسی حقیقی، در پاسخ آنها فرمود:

«ما أَنْتُما بِأَقْوى عَلَى الْمَشْیِ مِنّی، وَلا أَنَا بِأَغْنى عَنِ الْأَجْرِ مِنْكُما»؛[2]

«شما در راه رفتن از من نیرومندتر نیستید و من هم در کسب اجر و ثواب، از شما بی‌نیازتر نیستم».

درود بر آن امّتی كه از چنین رهبر بزرگواری پیروی می‌كند.

 

یقیناً همه صحابة مخلص، با كمال میل دوست داشتند كه یك شتر در اختیار پیامبر عزیز و مهربانِ آنها باشد تا زحمت پیاده رفتن را متحمّل نشود و برای آنها كه سوار بودند، دیدن اینكه پیامبر خدا و رهبر و پیشوای بزرگشان راه را پیاده طی می‌كند، بسیار دشوار بود.

ولی رسول اعظم‌(ص) بر این روش و آیین مبعوث شده و می‌خواست این مساوات را برقرار سازد و رهبران و زمامداران را با این رفتار تربیت نموده و به آنها درس فروتنی و تواضع و همكاری با زیردستان بدهد؛ و روش‌های جبّارانه و استعمارگرانه حكومت‌ها و فرمانروایان گذشته و آینده را محكوم كند و شأن و ارزش بشر را آشكار سازد و حقوق انسان‌ها را با گفتار و رفتار خود اعلام فرماید. او فقط به رضای خدا و اجر و ثواب و تقرّب به درگاه باری تعالی نظر داشت. این روشی است كه اگر جوامع مسلمانان معاصر، با آن آشنا شوند، به زودی در مسیر ترقّی و پیشرفت وارد شده و با گام‌های بلند، به‌سوی اهداف عالی اسلامی، پیش خواهند رفت.

 

[1] ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری، ج2، ص21؛ احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص411، 418، 422؛ ابویعلی موصلی، مسند، ج9، ص243؛ بیهقی، السنن‌الکبری، ج5، ص258.

[2] احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص411، 418، 422؛ هیثمی، مجمع‌الزوائد، ج6، ص68.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: