وریز وجوهات
صبح امروز ۲۹ مهرماه ۱۴۰۰ آقای دکتر قالیباف ریاست محترم مجلس شورای اسلامی با مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دام ظله الوارف ملاقات کرد. در این دیدار که نمایندگان مردم قم نیز حضور داشتند آقای دکتر قالیباف با تبریک عید مسعود...
يكشنبه: 2/آبا/1400 (الأحد: 17/ربيع الأول/1443)

ماه رمضان، ماه دعا

﴿وَقَالَ رَبُّكُمْ اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُم إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾؛[1]

«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم. درحقيقت، كساني ‌كه از پرستش من كبر مي‌ورزند به‌زودي خوار در دوزخ درمي‎آيند».

يكي از وظايف و برنامه‎هايي كه روزه‎داران در ماه رمضان اجرا مي‎نمايند، دعا و مناجات و طلب حوايج از خداوند قاضي‌الحاجات است.

خواندن دعا و طلب‌ خير كردن از خداوند در هر زمان، مستحب و توان‌بخش روان و از اسباب نشاط دل، انبساط‌خاطر و تجديد قواي فكري و روحي است.

«دعا» رافع غم و اندوه، غذاي مقوّي روح، برطرف‌كننده ناراحتي‎ها، سبب خوش‎بيني و امّيد به آينده و نجات از كابوس نااميدي است.

دعا، خواندن پروردگار و ياري‌خواستن و حاجت‌طلبيدن از اوست كه انسان فطرتاً از اين نعمت بزرگ و رحمت واسعه الهي، بهره‎مند است.

بشر ـ هرچه هم قوي و نيرومند باشد ـ در شدايد و سختي‎ها به وجود خدا ـ ‎كه برتر از همه و بي‎نياز از همه و كارساز همه است ـ

 

رومي‎آورد و به او پناهنده مي‎شود و رفع سختي‎ها و بلاهايي را كه به آن گرفتار شده را از او مي‎طلبد. فطرتش او را به‌سوي خدا رهبري مي‎نمايد و غير از خدا كارسازي نمي‎يابد:

﴿قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّٰهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّٰهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ﴾؛ [2]

«بگو: به نظر شما، اگر عذاب خدا شما را در رسد يا رستاخيز شما را دريابد، اگر راست گوييد، كسي غير از خدا را مي‎خوانيد؟ [نه،] بلكه تنها او را مي‎خوانيد، و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور مي‎گرداند، و آنچه را شريك [او] مي‎گردانيد فراموش مي‎كنيد».

اگر افتي بدام ابتلايي
 

 

به‌جز او از كه ميجويي رهايي[3]
 

 

انسان در پستي و بلندي‎هاي زندگي و حوادث روزگار و در برابر پيشامدهاي سخت و ناگوار به مواردي مي‎رسد كه غير از دعا هيچ‎گونه تكيه‎گاهي براي خود نمي‎يابد و فقط دعا مي‎تواند ضعف و ناتواني روحي او را جبران كند.

يكي از چيزهايي كه هر بيمار و گرفتار به آن شايق و مايل است «دعا» است.

 

هر شخص بيمار و هر انسان مبتلا و ناراحت مايل است دوستي داشته باشد كه دردهاي خود را با او بگويد و او را از ناراحتي‎هاي خود آگاه ساخته، گرفتاري‎هاي خود را برايش شرح دهد و آنچه را بر سرش آمده يكايك براي او بازگو كند و به‌اصطلاح، «عقده‎گشايي» نمايد.

علم روان‌شناسي اين را يكي از راهكار‎هاي تخفيف آلام و سبك‌شدن اضطراب، نگراني و ناراحتي روحي شناخته است.

اگر شخصي غصّه و اندوه خود را در دل نگاه داشته و پنهان كند و يا كسي را نيابد كه غم دلش را آنچنان‌كه هست به او بگويد، در آتش اضطراب و خيالاتِ غم‌افزا مي‎سوزد و دنياي وسيع را بر خود تنگ و تاريك مي‎بيند.

يكي از فوايد دعا اين است كه مؤمن، با خداي مهربان و شنوا، رازها، غصّه‎ها و رنج‎ها و افسردگي‎هايش را در ميان مي‎گذارد و گرفتاري‌هاي خود را بي‎كتمان شرح مي‎دهد؛ و از او چاره‎جويي مي‎كند و مي‎داند كه خدا از هركس به او نزديك‎تر است؛ ناله و صدايش را مي‎شنود و او را پاسخ مي‎گويد.

بنده مؤمن، پس از دعا احساس مي‎كند كه آلام دروني‎اش تخفيف يافته و سنگيني بار اندوه و فشارهاي روحي‎اش سبك‎تر شده است.

راستي اگر دعا نبود و اگر بندگان راه به دعا نمي‎بردند و ناچار بودند راز دل و غصّه‎هاي خود را بازگو نكنند، چقدر زندگي ناگوار و تلخ مي‎شد و عقده‎هاي روحي، آنان را آزار مي‎داد.

 

ما بايد به‌خاطر وجود نعمت «دعا»، حمد خدا را به‌جا آوريم و اين نعمت را عزيز و گرامي بداريم.

در دعاي «ابو‌حمزه» است كه:

«اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي أَدْعُوهُ فَيُجِيبُنِي وَإِن ْكُنْتُ بَطِيئاً حِينَ يَدْعُونِي»؛

«حمد براي آن خدايي است كه او را مي‎خوانم؛ پس مرا جواب مي‎دهد، هرچند من در جواب او ـ ‎وقتي مرا بخواند ـ كُند هستم».

و در همان دعا مي‎خوانيم:

«اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي أَسْأَلُهُ فَيُعْطِيَنِي وَإِنْ كُنْتُ بَخِيلاً حِينَ يَسْتَقْرِضُنِي»؛

«حمد، مخصوص خدايي است كه از او مي‎خواهم، پس مرا عطا مي‎كند؛ هرچند وقتي از من وام بخواهد[4] بخل مي‌ورزم».

و در فرازهاي ديگري از اين دعاي زيبا مي‎خوانيم:

«اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي اُنَادِيهِ كُلَّمَا شِئْتُ لِحَاجَتِي وَأَخْلُو بِهِ حَيْثُ شِئْتُ لِسِرِّي بِغَيْرِ شَفِيعٍ فَيَقْضِي لِي حَاجَتِي»؛

«سپاس مر خداي را كه هر زمان بخواهم براي نيازم او را ندا مي‎كنم و براي رازگفتن با او خلوت مي‎نمايم؛

 

بدون اينكه شفيعي داشته باشم، پس حاجتم را برمي‎آورد».

«اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي أَدْعُوهُ وَلَا أَدْعُو غَيْرَهُ وَلَو دَعَوْتُ غَيْرَهُ لَمْ يَسْتَجِبْ لِي دُعَائِي»؛[5]

«سپاس از آن خدايي است كه او را مي‎خوانم و غير او را نمي‎خوانم و اگر غير او را بخوانم، دعايم را مستجاب نمي‎كند».

دعا، همّت را بلند، اراده و تصميم را استوار، و انسان را در برابر حوادث بزرگ و مصائب جانكاه مجهّز و بيمه مي‎سازد.

حضرت سيّدالشّهدا×‎ در آغاز روز عاشورا ـ ‎كه مي‎بايست به استقبال آن‌همه بلا و مصيبت برود و آن شدايد و سختي‌ها هركدامش براي اينكه تهمتنان جهان را از پاي درآورد و به خاك ذلّت و تسليم بنشاند، كافي بود ـ روي به درگاه خدا آورد، و با اين جمله‎هاي پرمعنا خدا را خواند و از او تأييد و قوّت خواست و در آن ميدان شدايد و نوائب، سرمويي از صراط مستقيم منحرف نشد و لحظه‎اي از هدف و مقصد عالي خود ديده برنداشت و فرمود:

«اَللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي فِي كُلِّ كَرْبٍ وَأَنْتَ رَجَائِي فِي كُلِّ شِدَّةٍ وَأَنْتَ لِي فِي كُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِي ثِقَةٌ وَعُدَّةٌ، كَمْ مِنْ هَمٍّ يَضْعُفُ فِيهِ الْفُؤَادُ وَتَقِلُّ فِيهِ الْحِيلَةُ وَيَخْذُلُ فِيهِ الصَّدِيقُ وَيشْمُتُ فِيهِ الْعَدُوُّ.
 
أَنْزَلْتُهُ بِكَ وَشَكَوْتُهُ إِلَيْكَ رَغْبَةً مِنِّي إِلَيْكَ عَمَّنْ سِوَاكَ فَفَرَّجْتَهُ عَنِّي وَكَشَفْتَهُ، فَأَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ نِعْمَةٍ وَصَاحِبُ كُلِّ حَسَنَةٍ وَمُنْتَهَی كُلِّ رَغْبَةٍ».[6]

در جمله‎هاي روح‌بخش اين دعا دقّت كنيد تا دريابيد سلاحي كه حسين‌×‎ به آن مسلح بود، سلاحي بود كه اگر تمام دنيا، سپاه و لشکر مي‎شد و با سپاه كوفه هم‌دست مي‎شدند، نمي‎توانستند حسينِ حقيقت و فضيلت را بشكنند و شهامت و شجاعت و استقامت او را متزلزل سازند و او را از مقصد و هدفي كه دارد به جاي ديگر و نقطه ديگری متوجّه نمايند.

آري، خدا پشتيبان، مددكار و اميد و مقصد و منتهاي حسين×‎ بود، كه توانست از آن ميدان بلا، شرافتمندانه و سربلند بيرون آيد و ذليل و زبون و تسليم كفّار نگردد؛ و دين خدا را با بذل جان خود و جوانان و يارانش ياري نمايد.

دعا، وسيله تهذيب باطن و نشان از شعور دعاكننده به فقر و نيازش به خدا و باعث رسوخ صفت تواضع و فروتني و افتادگي و پرهيز از تكبّر و گردنكشي است.

 


[1]. غافر، 60.

[2]. انعام، 40 ـ 41.

[3]. از گنج دانش مرحوم آيت‎الله والد+.

[4]. اشاره به آيه كريمه 245 سوره بقره: ﴿مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً﴾.

[5]. طوسی، مصباح‌المتهجد، ص582؛ ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص157 (دعای ابوحمزه ثمالی).

[6]. طبری، تاريخ، ج4، ص321؛ مفيد، الارشاد، ج2، ص96. «خدايا تو در هر گرفتاری پناه من هستی و تو در هر سختی امّيد من هستی و تو برای من در هر بلايی که به من برسد پناه و ساز و برگ من هستی. خدايا چه مشکل‌ها و گرفتاری‌ها که قلب در آن ضعيف می‌شود و چاره کم می‌گردد و دوست خوار شده و از امتحان درنمی‌آيد و دشمن شماتت می‌کند؛ به پيش تو آوردم و به تو شکايت کردم که از ديگران نااُمّيد شده و به تو روی آوردم، پس آن گرفتاري‌ها را برطرف کردی و بازکردی، پس تو صاحب هر نعمتی و صاحب هر نيکی و پايان و منتهای هر خواسته هستی».

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: