وریز وجوهات
ﺳﺨﻦ ﺑﻪ ذﮐﺮ ﺗﻮ آراﺳﺘﻦ ﻣﺮاد اين است * ﮐﻪ ﭘﯿﺶ اهل هنر ﻣﻨﺼﺒﻲ ﺑﻮد ﻣﺎ را و ﮔﺮ ﻧﻪ ﻣﻨﻘﺒﺖ آﻓﺘﺎب ﻣﻌﻠﻮم است * ﭼﻪ ﺣﺎﺟﺘﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﺸّﺎطه روي زﻳﺒﺎ را سخن گفتن از شخصيت با عظمت و والايي که از سوي مسلمان و غيرمسلمان, صدها هزار کتاب و خطابه و مقاله و قصيده و رساله...
دوشنبه: 19/آذر/1397 (الاثنين: 1/ربيع الثاني/1440)

سپاه سعادت و لشكر شقاوت

منظرة شب عاشوراي كربلاي سال 61 هجري قمري منظره‌اي

 

عبرت‌انگيز و آموزنده بود؛ سعادت، مناعت و بلندي همّت از سيماي ياران امام‌حسين(علیه‌السلام)، و شقاوت، دنائت و پستي از چهرة پليد پيروان بني‌اميّه هويدا بود.

سپاه حسين‌(علیه‌السلام) كه خود را چون رهبرشان، سعيد مي‌دانستند و به موقفي كه داشتند افتخار مي‌كردند و در حُسن عاقبت خود هيچ شبهه و شكي به دل راه نمي‌دادند و فاصله‌اي بين خود و رستگاري و رسيدن به لقاء‌الله، جز شهادت در ركاب آقا و مولايشان نمي‌ديدند، آرام و مطمئن شب را به عبادت، به صبح رساندند.

و سپاه يزيد، ابن‌زياد و عمر سعد گرچه خود را به ظاهر پيروز مي‌ديدند، امّا هيچ‌يك خود را با موضعي كه داشتند سعادتمند نمي‌دانستند و جز شمر و تني چند از هم‌قماشانش، كه شايد از كشتن اولياءالله و فرزندان پيغمبر و آن مظاهر ايمان، توحيد و كمال انسانيت لذّت مي‌بردند و احساس شرم نمي‌كردند، ديگران همه با وجدان خويش در جنگ و جدال بودند.

موضوع: 
نويسنده: