وریز وجوهات
  دبیر و اعضای محترم مجمع خیرین سلامت کشور با حضور در بیت مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی دام ظله الوارف، با ایشان دیدار کردند. در ابتدای این دیدار، دکتر شهریاری دبیر کل مجمع، گزارشی از فعالیت‌ها و برنامه‌های این مجمع ارائه...
چهارشنبه: 3/بهم/1397 (الأربعاء: 16/جمادى الأول/1440)

اصرار بر انصراف

ابن­عباس، مي‏گفت: جمع بسياري از ما اهل‌بيت(ع)، شك نداشتند كه حسين(علیه السلام) ‏ در طف كشته مي‏شود.[1]

ابن­عباس ابن­عمر، محمد بن حنفيه و عبدالله بن جعفر در انصراف آن حضرت، اصرار داشتند و تقاضاي خود را از سيد شهيدان تكرار مي‌نمودند؛ زيرا اينان شهادت آن امام مجاهد مظلوم را پيش‏بيني كرده بودند؛ آنان عرض مي‌كردند: اگر تو كشته شوي نور خدا خاموش مي‏گردد، تو نشانه راه‌يافتگان، و اميد مؤمنان هستي.[2]

از همه بيشتر شخص حسين(علیه السلام) ‏ از خبرهاي جد و پدرش با­اطلاع و از روحيات مردم آگاه بود! او از همه بهتر آنها را مي‏شناخت و مي‌فرمود:

«اَلنَّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا، وَالدّينُ لَعِقٌ عَلی أَلْسِنَتِهِمْ ...فَإِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ»؛[3]

«مردم بندة دنيا هستند و دين لق‌لقة زبانشان مي‌باشد... پس هنگامي که­ مردم در برابر هجوم بلاها قرار مي‌گيرند عدة دين‌داران به قلت مي‌گرايد».

ازاين‌جهت، زماني كه در بين راه يك نفر از بني­عكرمه از آن حضرت تقاضاي انصراف از كوفه را نمود و عرضه داشت: شما وارد

 

نمي‏شويد مگر بر نيزه و شمشير، حضرت فرمود:

«يا عَبْدَ اللهِ! إِنَّهُ لَيْسَ يَخْفَی عَلَيَّ الرَّأْيُ ما رَأَيْتَ وَلكِنَّ اللهَ لَا يُغْلَبُ عَلی أَمْرِهِ»؛[4]

«اي بنده خدا! آنچه گفتي بر من پوشيده نيست و پايان كار همان است كه تو مي‏بيني؛ ولي بر امر (قضا و حكم خدا)، نمي‏توان غالب شد».

«به خدا سوگند! تا خونم را نريزند، رهايم نمي‏كنند. و چون مرا كشتند خدا كسي را بر آنها مسلط سازد كه ذليلشان سازد تا آنكه از خرقه حيض خوارتر شوند».[5]

 

[1]. حاکم نيشابوری، المستدرک، ج3، ص179؛ خوارزمی، مقتل­الحسين(علیه السلام) ، ج1، ف8، ص160؛ مقريزی، امتاع‌الاسماع، ج12، ص238؛ ج14، ص145.

[2]. خوارزمي، مقتل­الحسين(علیه السلام) ، ج1، ف10، ص 218.

[3]. ابن­شعبه حراني، تحف‌العقول، ص‏245؛ مجلسی، بحارالانوار، ج44، ص383؛ ج75، ص117.

[4]. طبري، تاریخ، ج4، ص301؛ طبرسی، اعلام‌الوری، ج1، ص447 - 448؛ ابن­کثير، البداية و النهايه، ج8، ص185.

[5]. طبري، تاريخ، ج4، ص296؛ ابن­اثير جزری، الکامل فی التاريخ، ج4، ص39؛ زرندی، نظم دررالسمطين، ص214 - 215.

نويسنده: 
کليد واژه: