وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم قال الإمام الصادق عليه السلام: «مَن قَال فينا بَيتَ شعر بَني اللهُ له بَيتاً في الجنة» السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ للهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ...
جمعه: 27/مهر/1397 (الجمعة: 8/صفر/1440)

پاسخ به التجاء مردم

مسلم به كوفه آمد و بدون آنكه مالي و رشوه‏اي براي سران قبائل بياورد[1] يا وعدة مقام و منصب به كسي بدهد يا كسي را تهديد نمايد، در محيطي آزاد شروع به كار كرد و چنانچه مي‏دانيم با حُسن استقبال مردم كه كاشف از همان خواسته‏هاي واقعي و كمال خوش‌بيني آنها به حسين‏(علیه السلام) ‏ و تنفر شديدشان از بني‌اميّه بود روبه‌رو شد. هجده‌هزار نفر يا شصت‌هزار نفر با او با رغبت و شوق، بيعت كردند و تشكيل خلافت اسلامي پي‌ريزي گرديد، زمامداري حسين‏(علیه السلام) ‏ رسميت يافت. چون اهل حل­و­عقد و مسلمانان آزادانه با احدي جز آن حضرت بيعت نكرده بودند، آن حضرت در عرف كساني هم كه خلافت را با اجماع مي‏دانند، خليفة شرعي گرديد. پس اين بيعت، يك بيعت واقعي بود، زيرا نه پول در كار بود و نه زور، ولي متأسفانه

 

حوادثي كه پيش آمد و محبت مال و زروزيور دنيا و بيم از مرگ و ضعف ايمان و فقدان شجاعت اخلاقي، آنها را از استقامت و فداكاري در راه مقصد و عقيده بازداشت تا با آن وضع اسف‏انگيز و جنايت‌بار، عهدشكني و بي‌وفايي كرده و ذليل و مغلوب مطامع پست مادي شدند.

بديهي است آنچه از حسين(علیه السلام) ‏ صادر شد از جواب نامه‏ها و اعزام مسلم و عزيمت خود آن حضرت به‌سوي عراق، همه به ظاهر پاسخ مثبت به نداي التجا و استغاثه مردم كوفه و كوشش براي تشكيل حكومت اسلامي بود.

اما چون باطن كار بر آن حضرت معلوم بود و چون او برنامه‏اي را كه انبيا و اوليا اجرا كردند اجرا مي‏نمود، دعوت مردم كوفه را قبول و حجت را بر آنها تمام كرد و مفاد آية كريمة( لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيَّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيَّنَةٍ)[2] را به‌كار بست.
 

[1]. حضرت مسلم براي مخارج خود هفتصد درهم در كوفه قرض كرد كه در هنگام شهادت وصيت به پرداخت كرد. عقاد،‌ ابوالشهداء، ص215 و سایر كتب مقتل.

[2]. انفال، 42. «تا آنها که هلاک (و گمراه) می‌شو.ند، از روی اتمام‌حجّت باشد».

نويسنده: