وریز وجوهات
بسمه تعالی ضمن ارزوی قبولی طاعات و عبادات کلیه‌ی مؤمنین خداجوی به اطلاع می‌رساند که رؤیت حلول ماه شوال در شامگاه پنجشنبه 24 خرداد بر حضرت ایت الله العظمی صافی گلپایگانی مد ظله العالی ثابت گردید و جمعه 25 خرداد 1397 عید سعید فطر و برابر با اول...
پنجشنبه: 31/خرد/1397 (الخميس: 7/شوال/1439)

فضيلت دعا

سخن‌گفتن از فضيلت دعا با تصريحات مؤكّد قرآن مجيد و احاديث شريفه بر فضيلت آن، توضيحِ واضحات است. دعا، بخش مهمّي از برنامه‎هاي ديني اسلامي است كه متضمّن بخش‌هاي مهم ديگر مثل تعليم، تربيت، تزكيه و تكامل در عقل، عقيده، ايمان و اخلاق است.

در هنگام دعا، اتّصال و ارتباط بنده با خدا محكم مي‎شود و عالم غيب و وجود صاحب اين جهان را كه همه به او محتاج و نيازمندند و خواه‌وناخواه به‌حكم:

 

﴿وَلِلّٰهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلالُهُم بِالغُدُوِّ وَالْآصَالِ﴾؛[1]

«هركس در آسمان‌ها و زمين است ـ با همه آثار وجوديش ـ به رغبت و اشتياق و به جبر و الزام، شب‌ و روز به طاعت خدا مشغول است».

همه خاضع حكم و فرمان او هستند، احساس و ادراك مي‎نمايند و شعور، باور و ايمان او به علم و قدرت و ساير صفات كمال او، بيشتر مي‎شود.

بشر به فطرت خود، نياز به دعا و ميل به نيايش، تضرّع و ابتهال در برابر قدرت مافوقِ همة نيروهاي عالمِ مادّي و كلّ جهان خلقت را درك مي‎نمايد و بدون دعا و توجّه به حقيقتي كه مافوق تمام حقايق و قاهر، غالب و حاكم بر همه است، روحش آرام نمي‎شود.

او كسي را مي‎خواهد كه درهرحال صداي او را بشنود و دَرِ خانه‎اش هميشه به‌ روي او باز باشد و از حاجات او آگاه باشد و در هنگام بلا و سختي به او پناه ببرد و به او اميدوار باشد و از همة حالات و از راز دلش مطّلع باشد و چيزي بر او مكتوم و مخفي نباشد و از عجز و ناتواني منزّه و مبرّا باشد. چنان‌كه قرآن مجيد مي‎فرمايد:

 

﴿يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَما يَخْرُجُ مِنْها وَما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَما يَعْرُجُ فيها وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ماكُنْتُمْ وَاللّٰهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصيرٌ﴾؛[2]

«خدا مي‎داند آنچه به درون زمين مي‎رود و آنچه از آن خارج مي‎شود و آنچه از آسمان نازل مي‎گردد و آنچه در آسمان عروج مي‎كند و او با شماست هرجا كه باشيد و او به آنچه مي‎كنيد بينا و آگاه است».

دعا، وجدان‌هاي تاريك را روشن و اشخاص خسته را از خستگي بيرون مي‎آورد و نشاط آنها را تازه مي‎كند و از تسلّط يأس و افكار تشويش‌آميز و خطرناك بر انسان جلوگيري مي‎نمايد و در هنگام مصائب، تسلّي‌بخش او مي‎شود و در مواقف عظيم و هراس‎انگيز كه شخص به ايستادگي، مقاومت، تحمّل، بردباري و استواري نياز دارد، دعا همه اينها را به او مي‎دهد. هيچ مادّه و سرمايه‎اي نمي‎تواند به‌قدر دعا به انسان كمك و ياري كند.

امام‌سجاد‌(علیه‌السلام) در يكي از حالات بسيار شورانگيز دعایي‎اش ـ كه شرحش در كتاب‌هاي سيرة اهل‎بيت(ع) مذكور است ـ به درگاه خدا عرض مي‎كند:

«يا مَنْ قَصَدَهُ الضَّالُّونَ فَأَصَابُوهُ مُرْشِداً وَأَمَّهُ الْخَائِفُونَ فَوَجَدُوهُ مَعْقِلاً وَلَجَأَ إِلَيْهِ الْعَائِذُونَ
 
فَوَجَدُوهُ مَوْئِلاً، مَتَی رَاحَةُ مَنْ‎ نَصَبَ لِغَيْرِكَ بَدَنَهُ وَمَتَی فَرَحُ مَنْ قَصَدَ سِوَاكَ بِنِيَّتِهِ؟»؛[3]

«اي كسي كه گمراهان او را قصد كردند و او را راهنما و مرشد خود ديدند و ترسناكان به‌سوي او رفتند و او را پناهگاه خود يافتند و پناه‌جویان به‌سوی او پناهنده شدند و او را پناهنگاه خود یافتند. كجا و چه زماني راحت است براي آنكه بدنش را براي غير تو به‌پا دارد (و در برابر غير تو بايستد و خضوع و بندگي كند) و چه زمان فرح و نشاط است براي كسي كه غير تو را نيّت نمايد؟».

افرادي كه به دعا راه نيافته‎اند از بهترين لذايذ معنوي، محروم و در زندگي، بي‎پناهگاه هستند و در برابر هر حادثه و جرياني روحشان شكست‎پذير است و ناچار به هر دري روي مي‎آورند و به هر چيزي متشبّث و به هركس چاپلوسي و تملّق مي‎گويند. آنها مخاطب اين شعر شاعرند كه مي‎گويد:

حاجت ز خلق میطلبی اين چه گمرهی است
 

 

 

خاكت به ‌سر مگر به خدا آشنا نه‌ای
 

     
 

البتّه احساس نياز به دعا و احتياج به آن در هنگام شدايد، بيشتر مي‎شود و بسياري حتّي ناخودآگاه به خدا متوجّه مي‎شوند و اگر به

 

زبان هم نگويند به دل «يَا أَرْحَمَ الرَّاحمِينَ» و «يَا مَنْ يُجِيبُ دَعْوَةَ الْمُضْطَرِّينَ» و... مي‎گويند. فطرت آنها كه بر توحيد است در اين مواقع بيدار مي‎شود. چنان‌كه در قرآن مجيد مي‎فرمايد:

﴿قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذَابُ اللّٰهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّٰهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُم صادِقينَ * بَل إِيَّاهُ تَدْعُونَ﴾؛[4]

«بگو آيا مي‎بينيد اگر شما را عذاب خدا آمد، يا ساعت (كه مراد از آن يا هنگام مرگ يا روز قيامت است) آيا غير خدا را (براي رفع اهوال و سختي‌هاي آن) مي‎خوانيد اگر راست مي‎گوييد، بلكه او را مي‎خوانيد».

در دعا موضوعي كه مهم است توجّه بنده به فقر و نياز خود به خداي بي‎نياز و غنيّ است و به‌عبارت‌ديگر خودشناسي و خداشناسي است؛ خودشناسي به اينكه چيزي محسوب نيست و مالك چيزي نيست:

﴿لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَلَا ضَرّاً﴾؛[5]

و خداشناسي به اين است كه انسان بفهمد مالك همه خيرات و وليّ همه نعمت‌ها و برآورنده همه حاجت‌ها و آفريننده و روزي‌دهنده

 

همه‌چيز، خداوند متعال است. هرچه اين احساس فقر بيشتر باشد و معرفت به غنا و بي‎نيازي خدا كامل‌تر گردد، درجه دعا و ربط بنده با خدا بالاتر و قوي‌تر مي‎گردد و بيشتر مي‎فهمد كه خودش و همه به او محتاجند و همه بايد به او عرض حاجت كنند. او قاضي‎الحاجات و كافي‎المهمّات است. همه بايد دست حاجت به‌سوي او دراز كنند كه بيشتر حاجات آنها را بدون سؤال و درخواست آنها و بي‎آنكه آنها ملتفت به آن شده باشند برآورده نموده و برآورده مي‎سازد كه:

«هُوَ الَّذِي يُعْطِي مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَلَمْ يَعْرِفْهُ»؛[6]
«يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا».[7]

و نيز:

دست حاجت چو بری پیش خداوندی بر
 

 

 

كه كريم است و رحيم است  و غفور است و ودود
 

کرمش نامتناهی نعمش بی‎پايان
 

 

 

هيچ خواهنده از اين در نرود بی‌مقصود
 

       
 

توجّه به غير او و توسّل به غير وسايلي كه او قرار داده و برگزيده است، مثل توجّه و توسّل فقير به فقير و حاجت‌خواستن گدا از گداست. همان‌‌گونه ‌كه در اين اشعار لطيف است كه مي‎گويد:

 

گدائی را گدائی ميهمان شد
ز مسكينان كو يك نان طلب كرد
نشد كارش از آن بی‎مايگان راست
گدايان گر كم و گر بيش باشند
چه در وحدت چه اندر لاتناهی
زهی در وحدت وجود و غنايش
 

 

گدا بهر گدا جويای نان شد
كفی نان از پی مهمان طلب كرد
كه نتوان حاجت الّا از غنی‎ خواست
همه بی‎مايه و درويش باشند
دهد امكان به نفی خود گواهی
جهان از تو غنی و بی تو درويش
 

 
قالَ اللهُ تَعَالَی: ﴿يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ‏ الْفُقَراءُ إِلَى اللّٰهِ وَ اللّٰهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ﴾؛[8]

«اي مردم! شما همه فقير و نيازمند به خدا هستيد و اوست كه تنها بي‎نياز و حميد است».[9]

در فضيلت دعا، اخبار و احاديث ـ چنان‌كه اشاره شد ـ بسيار است ازجمله اين حديث ـ باتوجه‌به فضيلت و ثواب بسياري كه قرائت قرآن كريم دارد ـ حائز اهميّت است:

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَن الْحُسَيْنِ بْنِ سَعيدٍ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عيسی، عَنْ مُعَاوِيةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبي عَبْدِ اللهِ(علیه‌السلام): رَجُلَيْنِ افْتَتَحَا الصَّلَاةَ في سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ فَتَلا هَذَا الْقُرآنَ
 
فَكَانَتْ تِلَاوَتُهُ أَكْثَرَ مِنْ دُعَائِهِ وَدَعَا هَذا أَكْثَرَ فَكَانَ دُعَاؤُهُ أَكْثَرَ مِنْ تِلَاوَتِهِ ثُمَّ انْصَرَفَا فِي سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ، أَيُّهُمَا أَفْضَلُ؟ قَالَ: «كُلٌّ فِيهِ فَضْلٌ كُلٌّ حَسَنٌ». فَقُلْتُ: إِنِّي قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ كُلّاً حَسَنٌ وَ أَنَّ كُلّاً فِيهِ فَضْلٌ فَقَالَ: «الدُّعاءُ أَفْضَلُ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ  اْدْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ[10] هِيَ وَاللهِ الْعِبَادَةُ، هِيَ وَاللهِ أَفْضَلُ، هِيَ وَاللهِ أَفْضَلُ أَ لَيْسَتْ هِيَ الْعِبَادَةُ، هِيَ وَاللهِ الْعِبَادَةُ، هِيَ وَاللهِ الْعِبَادَةُ، أَ لَيْسَتْ هِيَ أَشَدَّهُنَّ؟ هِيَ وَاللهِ أَشَدَّهُنَّ، هِيَ وَاللهِ أَشَدَّهُنَّ، هِيَ وَاللهِ أَشَدَّهُنَّ».[11]

معاوية ‎بن عمار گفت به امام‌جعفر صادق‌(علیه‌السلام) گفتم كه: دو نفر باهم هم‌زمان شروع به نماز كردند و هم‌زمان باهم نماز را به‌ پايان رساندند، يكي از آنها تلاوت قرآن را در نماز بيشتر از ديگري داشت و ديگري دعا بيشتر خواند كدام‌يك افضل است؟ در

 

جواب فرمود: «هر دو داراي فضيلتند و هر دو نيك هستند». پرسش‌كننده گفت: مي‎دانم كه هر دو فضيلت دارند و هر دو خوب هستند. فرمود: «دعا فاضل‌تر است؛ مگر نشنيده‎اي فرمودة خدا را كه مي‎فرمايد: پروردگارتان اين دعوت را كرد كه مرا بخوانيد تا استجابت كنم به‌درستي كساني كه از عبادت من استكبار مي‌ورزند به‌زودي با كمال ذلّت، داخل جهنّم خواهند شد. آن نماز (كه دعايش بيشتر است) به خدا سوگند عبادت است، آن نماز به خدا سوگند افضل است، آن به خدا سوگند افضل است آيا آن عبادت نيست؟ آن به خدا سوگند عبادت است، آن به خدا سوگند عبادت است. آیا آن شدیدتر نیست؟ به خدا سوگند نماز همراه دعا شدیدترین عبادت است...».

و اين حديث را نيز از اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام) بخوانيد كه مي‎فرمايد:

«مَنْ اُعْطِيَ أَرْبَعاً لَمْ يُحْرَمْ أَرْبَعاً: مَنْ اُعْطِيَ الدُّعَاءَ لَمْ يُحْرَمِ الْإِجَابَةَ، وَمَن اُعْطِيَ التَّوْبَةَ لَمْ يُحْرَمِ الْقَبُولَ، وَمَنْ اُعْطِيَ الْإِسْتِغْفَارَ لَمْ يُحْرَمِ الْمَغْفِرَةَ، وَمَنْ اُعْطِيَ الشُّكْرَ لَمْ يُحْرَمِ الزِّيَادَةَ»؛[12]

«هركس چهار چيز به او عطا شود، از چهار چيز محروم نمي‎شود: كسي‌ كه دعا به او عطا شود (موفّق به دعا

 

گردد) از اجابت محروم نمي‎شود و كسي ‌كه توبه به او عطا شود (موفّق به توبه شود) از قبول توبه محروم نمي‎شود و كسي‌ كه استغفار به او عطا شود (موفّق به طلب مغفرت و آمرزش گناه از خدا شود) از مغفرت و آمرزش محروم نمي‎شود و كسي‌ كه شكر به او عطا شود (و موفّق به شكر نعمت‌هاي خدا شود) از زيادشدن نعمت محروم نمي‎شود».

سپس امام‌(علیه‌السلام) مي‎فرمايد: و تصديق اين (گفتار)، كتاب خداست كه

در مورد اجابت دعا مي‎فرمايد:

﴿اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾؛[13]

«بخوانيد مرا، درخواست شما را روا مي‌سازم».

و در مورد استغفار مي‎فرمايد:

﴿وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّٰهَ يَجِدِ اللّٰهَ غَفُوراً رَحيماً﴾؛[14]

و در مورد سپاسگزاري مي‎فرمايد:

﴿لَئِنْ شَكَرْتُم لَأَزِيدَنَّكُمْ﴾؛[15]

 

و در مورد قبول‌شدن توبه مي‎فرمايد:

﴿إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللهُ عَلِيماً حَكِيماً﴾[16]؛[17]

در اينجا و در خاتمه اين مقدمه چند نكته را تذكر مي‎دهيم:

اول اينكه: دعاهايي كه از پيغمبر اكرم‌(ص) و ائمّه طاهرين(ع) رسيده است يكي از منابع بزرگِ علم و معرفت است كه مي‎توان ازطريق تأمل در معاني و مضامين آنها به مقامات بلند علم و عرفان، عروج نمود. واقعاً بسياري از اين دعاها را كه در نهايت فصاحت، بلاغت، حسن مضمون، قداست و لطافت معناست بايد از معجزات شمرد؛ زيرا غير از كسي ‌كه علمش لَدُنّي باشد نمي‎تواند اين معاني و حقايق را بيان نمايد. نمونه آنها دعاهاي صحيفه سجاديه معروف به صحيفه كامله و زبور آل محمد و انجيل اهل‌بيت(ع) است كه بايد همه مسلمانان به آن افتخار نمايند. چنان‌كه شرح آن به ‌نام رياض‎السالكين تأليف سيّد اجلّ سيّد علي‌خان نيز از آثار ممتاز، و پرفايده و در نوع خود بي‎نظير است.[18]

 

همچنين دعاهاي صحيفه ثانيه، صحيفه ثالثه، صحيفه رابعه، صحيفه علويّه و ساير دعاهايي كه در كتاب‌هايي مثل: البلدالأمين و المصباح كفعمي و مصباح‌المتهجد شيخ طوسي و كتاب‌هاي سيّد بن طاووس و كتاب دعاي بحارالانوار و كتاب‌هاي ديگر كه همه اينها نه‌فقط كتاب دعا هستند كه كتاب معرفت و خداشناسي، نبوّت و پيغمبرشناسي، امامت و امام‎شناسي، و كتاب اخلاق و آداب هستند.

دوم اينكه: هرچند دعا به هر زبان و هر بيان كه باشد دعاست و براي آن الفاظ خاصّي معيّن نشده است و هركس مي‎تواند به‌قدر معرفت خود و بدون‌واسطه كسي با خداي خود، رابطه دعايي برقرار نمايد و حوايج خود را به‌ زبان خودش از خدا بخواهد و هيچ آداب و ترتيبي نجويد، و هرچه دلِ تنگش مي‎خواهد بگويد؛ ولي دعاخواندن با دعاهايي كه از اهل‌بيت(ع) رسيده است افضل و كامل‌تر است و از نقص و خطاب‌هاي كوتاه و نارسا منزّه است.

آنها كه در اوج مقام معرفت قرار دارند مي‎فهمند كه بايد خدا را چگونه خواند و چگونه مخاطب قرار داد و چه حوايجي را از او طلبيد. كسي كه جهل‎هاي مختلف او را احاطه كرده است چگونه مي‎تواند چنان‌كه شايسته است در محضر خدا زبان به سخن باز نمايد.

سوم اينكه: دعا، مجرّد خواندن خدا و با خدا سخن‌گفتن است و شرط آن دانستن حاجت يا بيان حاجت نيست. فوائد و بركات مهمي كه بر آن مرتّب مي‎شود، بر همان سخن‌گفتن با خدا و خدا را به

 

اسماءالحسني خواندن و نعمت‌هايش را برشمردن و ستايش او و نيايش، تضرّع و تذلّل‌نمودن نيز مرتّب مي‎شود. چنان‌كه در دعا نيز شرط نيست كه براي مقاصد اخروي باشد بلكه براي مقاصد مشروعه دنيوي نيز باشد باز دعاست و مستحب است كه همه‌چيز را و حتّي ـ برحسب بعضی روايات[19] ـ نمك طعام را از خدا بخواهد.

چهارم اينكه: براي كمال دعا، شرايط و آدابي است كه در كتاب‌هاي دعا ذكر كرده‎اند. چنان‌كه براي استجابت دعا نيز موانعي است كه بايد برطرف شود كه از آن‌ جمله: حرام‌بودن لقمه و غذا، ترك صله رحم و امور ديگر است. چنان‌كه در دعاست:

«اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتي تَحْبِسُ الدُّعاءَ»؛[20]

«خدايا! ببخش بر من گناهاني را كه دعا را حبس مي‎كند».

كه از آن معلوم مي‎شود اقتضاي دعا براي اجابت از بين نمي‎رود ولي تأثير آن حبس مي‎شود تا وقتي كه گناهي را كه مانع استجابت بوده است با توبه و اداي حقوق ذوي‎الحقوق و قضاي آنچه بايد انجام شود، تدارك نمايد.

 

شرايط استجابت دعا نيز اقسامي دارد، بعض اوقات شريفه، اماكن مقدسه، مواقع و مواقف و امور ديگر تأثير دعا را سريع مي‎سازد كه تفاصيل آنها به‌طور مبسوط و مشروح در كتاب‌هاي دعا مذكور است و با مراجعه به تأليفات بزرگان از حقايق عالي و مقاصد مهمّه‎اي كه از دعا منظور است آگاه شويد؛ و در مواقع توجّه و دعا، اين حقير مسكين و بسياربسيار محتاج به مغفرت و رحمت خدا و پدر و مادرم را فراموش نفرماييد.

پنجم اينكه: اگرچه بايد همه‌چيز را از خدا خواست ولي اگر مطلب و حاجت، امري باشد كه با اسباب عادّي فراهم مي‎شود و فراهم‌كردن آن براي شخص ميسّر است، اكتفا به دعا صحيح نيست بايد اسبابي را كه خداي مسبّب‎الاسباب براي آن مقرّر و مقدّر كرده است فراهم كرد و درعين‌حال از او هم تأثير اسباب را التماس نمود. چنان‌كه در داستان آن‌كه در محضر رسول خدا ‌(ص) ناقه خود را رها كرد و گفت: توكّل بر خدا كردم، رسيده است كه آن حضرت به او فرمود:

«اِعْقِلْها وَتَوَكَّلْ»؛[21]

«زانوي شتر را ببند و توكّل كن».

البتّه در مواردي هم كه دست شخص از اسباب امري كوتاه است

 

نبايد نااميد شود و دست از دعا و طلب حاجت از خدا برندارد و در دعا اصرار و الحاح نمايد و لهجه صادق و راست داشته باشد. مثلاً كسي كه براي حوايج مسلمانان دعا مي‎كند يا حاجت شخصي كسي را از او مي‎خواهد بايد درخواستش جدّي و واقعي باشد. اگر خداوند امكان انجام اين حوايج و خدمات نوعي يا شخصي را به او عطا كرده باشد و او از بذل امكانات خود امساك نموده و بخل بورزد و بااينكه مي‎تواند از گرفتاران دستگيري نمايد، براي آنها دعا كند، معلوم است كه در دعا صادق نيست و مثل تشنه‎اي است كه آب در دستش باشد و آن را نياشامد و دعا كند كه خدا او را سيراب نمايد!

 

[1]. رعد، 15.

[2]. حديد، 4.

[3]. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابي‌طالب، ج3، ص248؛ بحراني، مدينة ‌معاجز الائمة الاثنی‌عشر(ع)‌، ‌ج4، ص380، 392 ـ 393؛ مجلسي، بحارالانوار، ج46، ص40.

[4]. انعام، 40 ـ 41.

[5]. اعراف، 188. «من مالک سود و زيان خويش نيستم».

[6].  ابن‌شاذان قمی، الروضة فی فضائل اميرالمؤمنين(علیه‌السلام)، ص20.

[7]. طوسي، مصباح‌المتهجد، ص70، 331، 599.

[8]. فاطر، 15.

[9]. حميد، هم محتمل است به‌ معناي محمود و حمدشده و هم به معناي حامد و سپاس‌گزارنده باشد.

[10]. غافر، 60.

[11]. طوسي، تهذيب‌الاحکام، ج2، ص104؛ ابن‌فهدحلي، عدةالداعی‌، ص35؛ حر عاملي، وسائل‌الشيعه، ج6، ص438.

[12]. نهج‎البلاغه، حکمت 135 (ج4، ص33).

[13]. غافر، 60. «بخوانيد مرا، درخواست شما را روا مي‌سازم».

[14]. نساء، 110. «و هرکس كار زشت انجام دهد يا به خود، ستم كند و پس از آن از خدا آمرزش بخواهد، خداوند را آمرزندة مهربان مي‎يابد».

[15]. ابراهيم، 7. «اگر شكر نعمت به‌‌جا آوريد، نعمت شما را افزون مي‎سازيم».

[16]. نساء، 17. «خدا توبه كساني را مي‎پذيرد كه كار زشت و ناشايسته از روي ناداني به‌جا  آورده پس از آن به‌زودي (پيش از رسيدن مرگ) توبه كنند، پس خدا آنها را مي‎بخشد و خدا (به توبه راستي) دانا و (درباره هركس) درستكار است».

[17]. نهج‌البلاغه، حکمت 135 (ج4، ص33 ـ 34).

[18]. ر.ک: مدني شيرازي، رياض‌السالکين.

[19]. سرخسی، المبسوط، ج30، ص273؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج2، ص65.

[20]. ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج2، ص707؛ کفعمي، المصباح، ص555؛ محدّث قمی، مفاتيح‌الجنان، دعای کميل.

[21]. ترمذي، سنن، ج4، ص77؛ ج5، ص417؛ ابن‌ابی‌عاصم، الآحاد و المثاني، ج2، ص215؛ طبرسي، مشکاةالانوار، ص551.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: