وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم حادثه ناگوار و دلخراش جان باختن تعدادی از فرزندان عزیز کشورمان، دریانوردان غیور و فداکار هنگام انجام وظیفه، موجب تأثر و تأسف گردید‌. این مصیبت، بسیار سخت و سنگین است و فقط باید از خداوند متعال استمداد نمود که به...
چهارشنبه: 27/دى/1396 (الأربعاء: 29/ربيع الثاني/1439)

1ـ عافيت فكري و اعتقادي:

عافيت فكري و اعتقادي اين است كه شخص در شناخت خدا و

 

صفات و اسماءالحسناي او در شناخت ملائكه و مسائل نبوّت پيغمبران و وحي و امامت خصوصاً شناخت حضرت خاتم‎الانبيا(ص) و اوصيا و خلفاي آن حضرت و در شناخت معاد و خلاصه كلّ امور اعتقادي، ايمانش سالم از انحرافات و پاك از بِدَع و شبهه‎ها باشد و از خطّي كه انبيا خصوصاً حضرت ختمي مرتبت(ص) ترسيم فرموده‎اند بيرون نباشد و همه را با معيارهاي صحيح عقلي و نقلي تحصيل كرده باشد و به آنچه بر حضرت محمد بن عبدالله(ص) نازل شده است اعمّ از اصول يا فروع ايمان داشته باشد كه حتّي به جزئي‎ترين امري از امور اعتقادي و كوچك‌ترين فرع از فروع و احكام شرعي و عملي، ايمان مطمئن داشته باشد و ميل نفس خود را در همه امور، تابع شرع قرار دهد، بديهي است گاه يك انحراف و انكار يك موضوع مسلّمِ دينِ اسلام، شخص را زير سؤال برده و موجب كفر او مي‎شود.

بعضي در موضوع سؤال از اسلام عمر و امثال او اظهار تعجّب مي‎نمايند و با سابقه صحابت آنها و مواضعي كه داشتند آن را بجا نمي‎شمارند و توجّه ندارند.

اولاً: مجرّد صحابت، دليل بر ايمان نيست؛ زيرا در میان صحابه به‌حكم قرآن مجيد و اخبار متواتر حوض، بسياري بودند كه يا از اوّل منافقانه اظهار اسلام كرده بودند يا بعد از رحلت پيغمبر(ص) منحرف از حقّ شدند.

ثانياً: اين اشخاص مواضع مهمّي نداشتند و به گفته يكي از بزرگان،

 

در جهاد، آن دو نفر سابقه اينكه يك نفر را در يك غزوه و جهاد كشته باشند ندارند. مضافاً بر اينكه مواضع سوء آنها بيشتر و مشهورتر بود. بعضي از همين‌ها بودند ـ چنان‌كه پيش از اين نيز گفته شد ـ كه در جنگ احد، رسول خدا(ص) را تنها گذارده و از ميدان جهاد گريختند و به فكر ترتيب صلح با كفّار و بازگشت به كفر افتادند!.

ثالثاً: در مسئله كفر و انحراف فكري و عقيدتي، انكار تمام عقايد يا احكام، لازم نيست بلكه با انكار يك مورد، شخص از اسلام خارج مي‎شود. لذا كسي كه علناً در صلح حديبيه به پيغمبر(ص) اعتراض كند و آن را نپذيرد[1] يا در مسئله متعه حجّ، حكم خدا را كه از زبان پيغمبر(ص) مي‎شنود قبول نكند[2] اسلامش زير سؤال مي‎رود.

ايمان به پيغمبر و رسالت او(ص) بايد مطلق باشد و انكار هريك از اين دو حكم بااينكه از پيغمبر(ص) شنيده بود با اسلام سازگار نيست و از همه بالاتر ردّ او بر پيغمبر(ص) در مسئله وصيّت بود كه فرمود:

«دوات و لوح برايم بياوريد تا بنويسم چيزي را كه پس از من هرگز گمراه نگرديد».[3]

 

ولي او با آن حضرت(ص) مخالفت كرد و آن كلمه خبيثه و اهانت‌آميز را به رسول خدا(ص) گفت. رسول خدايي كه خداوند در شأنش فرموده:

﴿وَ مَا يَنْطِقُ‏ عَنِ الْهَوَى‏ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى‏﴾؛[4]

و رسول خدا(ص) را در چنان حال دشوار به آن صورت كه در حضورش لغوگفتن و اختلاف بسيار شد، آزار داد. [5]

«فَإِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ».

و حاصل اين است كه: عافيت فكري و عقيدتي با انكار امور ثابته اسلاميّه امكان تحقّق ندارد.

 

[1]. قمي، تفسير، ج2، ص312؛ فيض کاشاني، تفسيرالصافي، ج5، ص35؛ ج6، ص491.

[2]. متقي هندي، کنزالعمال، ج16، ص519.

[3]. احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص355؛ بخاری، صحيح، ج1، ص37؛ ج4، ص31، 66؛ مسلم نيشابوری، صحيح، ج5، ص76؛ مفيد، الارشاد، ج1، ص184؛ طبری امامی، المسترشد، ص681.

[4]. نجم، 3 ـ 4. «و هرگز از روي هواي‌نفس سخن نمي‌گويد؛ آنچه مي‌گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست».

[5]. احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص324 ـ 326؛ بخاري، صحيح، ج5، ص137 ـ 138؛ ج7، ص 9؛ ج8، ص 161؛ طبري امامي، المسترشد، ص381 ـ 382.

موضوع: 
نويسنده: