وریز وجوهات
اللهم صلی علی علی بن موسی الرضا المرتضی، الامام التقی النقی و علی آبائه و اولاده المعصومین،  سیما بقیة ‌الله فی الارضین السلام علیکم و رحمة الله با عرض اخلاص و ادب به دانشجویان عزیز، امیدهای آینده‌ی اسلام، فرزندان دلاور و پرتلاش ملت شریف...
دوشنبه: 29/مرد/1397 (الاثنين: 8/ذو الحجة/1439)

تربيت‌هاي ربوبي

امام شهيد مانند اينكه مقدماتي و يا وجوهي براي اجابت دعاهايش ذكر كند، تربيت‌هاي ربوبي را نسبت به خودش متذكر مي‎شود:

«رَبِّ بِمَا بَرَأْتَني فَعَدَّلْتَ فِطْرَتِي، رَبِّ بِمَا أَنْشَأْتَنِي
 
فَأَحْسَنْتَ صُورَتِي، رَبِّ بِمَا أَحْسَنْتَ إِلَيَّ وَفِي نَفْسِي عَافَيْتَنِي رَبِّ...».[1]

چه نيكو و پروازدهنده روح و نشاط‎انگيز است اين جمله‎ها و چه لذّت‌بخش ضمير است خدا را به مثل اين كلمات خواندن و ستودن.

حقيقت اين است كه ما هرگز از عهده شكر نعمت امامت، ولايت و هدايت ائمّه(ع) برنخواهيم آمد؛ زيرا بااين‌همه معارف كه بخش بسيار گسترده آن در اين دعاست، اگر به امامت آنها هدايت نمي‎شديم هرگز به اين معارف آشنا نمي‎گشتيم.

از رهگذر خاک سر كوی شما بود
 

 

هر نافه كه بر دست نسيم سحر افتاد
 

 

امام‌(علیه‌السلام) عرض مي‎كند:

«پروردگارم! به‌سبب اينكه مرا ايجاد كردي و فطرتم را معتدل و راست قرار دادي؛

پروردگارم! به‌سبب اينكه مرا از عدم به وجود آوردي و صورتم را نيكو ساختي؛

پروردگارم! به‌سبب اينكه به من احسان كردي و عافيت نفساني عطا فرمودي؛

پروردگارم! به‌سبب اينكه مرا نگهداري كردي و توفيق دادي؛

پروردگارم! به‌سبب اينكه انعام كردي بر من، پس مرا هدايت نمودي؛

 

پروردگارم! به‌سبب اينكه مرا برگزيدي و از هر خير به من عطا فرمودي؛

پروردگارم! به‌سبب اينكه به من طعام دادي و سيرابم نمودي؛

پروردگارم! به‌سبب اينكه مرا بي‎نياز گردانيدي و ذخيره و سرمايه بخشيدي؛

پروردگارم! به‌سبب اينكه مرا ياري كردي و عزيز گردانيدي؛

پروردگارم! به‌سبب اينكه به من پوشش صافي (نرم و ملائم‌بودن بدن) پوشاندي و از صنع و ساخته‎هاي خودت كه كافي است بر من آسان كردي».

پس از اين خطاب‌هاي جميل و عرفان‌آموز كه هريك غذاي روح و مقوّي عقل است و پس از بيان اين امور و الطاف الهي و اعتراف به نعمت‌هاي او و ناچيزي خود كه از اسباب استجابت دعاست، درخواست‌هاي خود را ابتدا با درخواست صلوات بر محمد وآل محمد(ع) به عرض مي‎رساند؛ زيرا صلوات بر محمد و آل محمد(ع) كه دعايي مستجاب است ـ و به لحاظ بعضی معاني آن، دعا براي عامّه بشر بلکه خصوص امّت آن حضرت و شخص دعاكننده است ـ موجب مستجاب‌شدن ساير دعاهاست.

طبق صريح آيه كريمه:

﴿إِنَّ اللّٰهَ‏ وَمَلَائِكَتَهُ‏ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً﴾؛[2]

 

صلوات مأمورٌبه است و وجوب في‌الجمله آن و استحباب و رجحان مطلق و بسيار مؤكّد آن، ثابت و مسلّم است و فضائل و فوائد آن بسيار است و احاديث شريفه ازطريق شيعه و سنّي بر آن ترغيب دارند و در كيفيّت آن بر صلوات بر «آل» نيز دستور فرموده‎اند و بدون صلوات بر پيغمبر و آل آن حضرت(ع) در تشهّد نماز، نماز ناقص و باطل است و حتّي از صلوات بر پيغمبر بدون صلوات بر آل، نهي شده است و متأسّفانه اهل‌سنّت برخلاف روايات خودشان و دستور پيغمبر‌(ص) سيره خود را بر ترك صلوات بر آل قرار داده و در سخنان و نوشته‎ها «صلي الله عليه وسلّم» بدون «وآله» مي‎گويند (!) و با اين روش و التزام زشت، دهن‌كجي به رسول خدا‌(ص) مي‎نمايند و از معاويه، بني‌اميّه و نواصب پيروي مي‎كنند.

شما كه مي‎گوييد اهل‌بيت(ع) را دوست مي‎داريد، دشمني و عداوت نداريد و از آنها نيستيد كه مي‎گفتند:

سنّي سنّي نيست مگر آنكه كمي بغض اهل‌بيت را داشته باشد‎(!).

چرا ملتزم به اين شعارهاي باطل و توهين‎آميز به مقام رسالت و نبوّت شده‎ايد. چنان‌كه پس از قرائت قرآن مجيد ملتزمند كه: «صَدَقَ اللهُ الْعَظِيمُ» بگويند و از گفتن: «العَلِيّ» بااينكه در قرآن مجيد ﴿اَلْعَلِيُّ الْعَظِيمُ﴾[3] است؛ چون نام علي‌(علیه‌السلام) هم علي است، ابا دارند.

 

و اگر اين مردم كه در اساس و باطنشان بغض اهل‌بيت(ع) را دارند مي‎توانستند، اصلاً «العليّ» را از اسماءالله الحسني حذف و بيست‌ويک آيه را نيز از قرآن حذف مي‎نمودند، آياتي مثل:

﴿وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ﴾؛[4]
﴿وَرَفَعْنَاهُ مَكَاناً عَلِيّاً﴾؛[5]
﴿وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيّاً﴾؛[6]
﴿وَإِنَّهُ في اُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ﴾.[7]

اينها كه مصرّ به حفظ اين شعائر ضدّ اهل‌بيت و عترت طاهره(ع) هستند بايد توجّه داشته باشند كه پيغمبر‌(ص) به علي‌(علیه‌السلام) فرموده است:

«لَا يُحِبُّكَ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَلَا يُبْغِضُكَ إِلَّا مُنافِقٌ»؛[8]

و ديگر اينكه: شخصيتي مثل جابر بن عبدالله انصاري از اصحاب پيغمبر‌(ص) مي‎گفت:

 

«مَا كُنَّا نَعْرِفُ الْمُنَافِقينَ إِلَّا بِبُغْضِهِمْ عَلِيّاً»؛[9]

«ما منافقين را جز به دشمني ايشان با علي‌(علیه‌السلام) نمی‌شناختیم».

همچنين به اين مسئله كه بعضی اصحاب مي‎گفتند:

«كُنَّا نُبَوِّرُ أَوْلَادَنَا فِي زَمَانِ رَسُولِ اللّٰهِ‌(ص) بِحُبِّ عَلِيٍّ»؛[10]

بايد توجّه كنند كه با اين سيره‎ها و روش‌هاي توهين‎آميز و اصرار بر آن مسئله، طيب ولادت خود را بايد بررسي نمايند.

به‌هرحال «صلوات» يكي از اذكار مهم است كه فضيلت بسيار دارد و كتاب‌ها بالخصوص درباره آن و معناي صلوات از خدا بر آنها و صورت‌هاي گوناگون از صلوات كه مأثور است و از گفتار بزرگان و بلغا به نظم و نثر نوشته شده است.

در بخش‌هاي بعد باز هم در اين زمينه سخن را اعاده مي‎دهيم، در اينجا غرض همين است كه صلوات بر پيغمبر و آل او(ع)  ذكر و ياد خدا و رسول و اهل‌بيت(ع) است و دعا براي آنها و درخواست صلوات براي آنها از خداست.

 

بنا بر تحقيقي كه ما داريم و به آن اشاره كرديم، درعين‌حال ‌كه ادب، تعظيم و دعا موجب مزيد ارتفاع درجات بلند آنهاست، دعا براي خود صلوات‌فرستنده و ديگران نيز هست چون هرچه بيشتر صلوات ‌فرستاده شود مردم و خلق‎الله بيشتر به فيض مي‎رسند، علاوه ‌بر ‌اين جهات، موجب استجابت دعاهاي ديگر است كه پس از صلوات خوانده مي‎شود. چنان‌كه در روايات، قريب به اين مضمون است كه: «براي استجابت دعا متوسّل به صلوات شويد و در اول، صلوات بفرستيد؛ زيرا خداوند متعال كريم‌تر است و شأنش اجلّ از اين است كه دعايی را مستجاب و دعاي بعد از آن را مستجاب نفرمايد».[11]

باري پس از صلوات، دعا براي حوايج در اين بخش شروع مي‎شود؛ دعا براي طلب ياري بر سختي‌ها و شدايد روزگار، نجات از اهوال دنيا و اندوه‎هاي آخرت، كفايت شرّ ظالمين و كفايت‌هاي ديگر، حراست و محافظت و دعا براي اهل، مال و بركت در رزق و روزي و احساس ذلّت و حقارت در پيش خود كه موجب تواضع و فروتني و بزرگ‌بودن در چشم مردم است و دعا براي اينكه خداوند به‌واسطه گناهانش او را رسوا نسازد و سلب نعمت از او ننمايد و دعا و درخواست‌هاي ديگر كه از آن

 

‌جمله، درخواست اين است كه خدا او را به غيرخودش وانگذارد به‌خاطر اينكه من بنده توأم و تو مرا آفريدي نبايد به‌ حال خود واگذاري بااينكه من به‌خودي‌خودم اگر به‌ خود واگذار شوم بيچاره و عاجز هستم؛ نه ضرري مي‎توانم از خود دفع كنم و نه خيري را به‌سوي خود جلب نمايم.

پس بايد مرا يا خودت در زير بال عنايت، حمايت و هدايت خودت قرار دهي يا به‌ كسي وامی‌گذاري كه مرا مثل خودت به لطف و احسان، عطوفت و مهرباني و خير و صلاحم بپردازد. از من غايب نشود و از حالم بي‎خبر نماند. به آنچه برايم خير است و سود من در آن است و به آنچه ضرر و زيان من در آن است عالم باشد و آن غير از خودت كسي نيست چون همه تحت تربيت تو هستند.

مرا به غير خودت به چه كسي وامي‎گذاري؟ آيا به خويشاوندان و نزديكاني كه از من مي‎بُرند يا به غير اينها كه با من به خشونت رفتار مي‎كنند يا به كساني ‌كه مرا استضعاف مي‎نمايند؟ به هركس مرا واگذاري و هركس را بر من ولايت دهي اگر او تحت رعايت و حمايت خاصّ و تأييد تو نباشد، نمي‎تواند از من نگهداري نمايد و خودش نيز مثل من محتاج به نگهدار است و نگهباني مورد اعتماد و مصون از خطا و اشتباه نخواهد بود.

 

پس خودت به من نظر عنايت داشته باش و مرا به خودم يا به غيري كه از عمّال اراده تو نباشد و در كنف حمايت او بودن مفهوم حمايت تو را نداشته باشد، وانگذار.

 

[1]. ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص342؛ مجلسی، زاد‌المعاد، ص176؛ محدّث قمی، مفاتيح‌الجنان، دعاي عرفه امام‌حسين(علیه‌السلام).

[2]. احزاب، 56. «خدا و فرشتگان بر پيامبر درود مي‌فرستند، اي کساني که ايمان آورده‌ايد بر او درود فرستيد و سلام گوييد و کاملاً تسليم فرمان او باشيد».

[3]. بقره، 255.

[4]. بقره، 255.

[5]. مريم، 57.

[6]. مريم، 50.

[7]. زخرف، 4.

[8]. ترمذي، سنن، ج5، ص306؛ طبراني، المعجم‌الاوسط، ج2، ص337؛ ج5، ص87؛ صدوق، علل‌الشرائع، ج1، ص145؛ مفيد،  الارشاد،  ج1،  ص40. «دوست نمي‌دارد تو را مگر مؤمن، و دشمن نمي‌دارد تو را مگر منافق».

2. کوفی، مناقب الامام اميرالمؤمنين(علیه‌السلام)، ج2، ص480؛ مغربی، شرح‌الاخبار، ج1، ص153.

3.‌‌‌ کوفي، مناقب الامام اميرالمؤمنين(علیه‌السلام)، ج2، ص480؛ طبراني، المعجم‌الاوسط، ج2، ص328؛ ج4، ص264؛ مغربي، شرح‌الاخبار، ج1، ص153؛ هيثمي، مجمع‌الزوائد، ج9، ص132. «ما در زمان پيامبر فرزندان خود را با حبّ و دوستي علي مي‌آزموديم».

[11]. کليني، الكافي، ج2، ص358، ح16.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: