وریز وجوهات
پیام مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف به مناسبت ارتحال عالم ربّانی آیة ‌الله حاج آقا مرتضی اشرفی شاهرودی ره   بسم الله الرحمن الرحیم   إنّا لله و إنّا إلیه راجعون   حضرت آیة الله آقای...
جمعه: 30/شهر/1397 (الجمعة: 10/محرم/1440)

توجّه به يك نكته مهم:

ازجمله اموري كه در باب خلوص نيّت توجّه به آن لازم است اين است كه: خلوص نيّت در انجام عبادات و هر كار و عملي كه مقصود شخص از آن، رضاي خدا و تقرّب به درگاه او باشد، با قصد فوائد غيرقربي و نتايج مادّي و دنيوي آن حاصل نمي‎شود؛ يعني اگر مثلاً روزه را فقط به‌قصد فوائد صحّي و بهداشتي آن بگيرد يا اين قصد ضميمه قصد للّه و قربت باشد، عمل صحيح نيست. البتّه بسياري از احكام داراي اين‌گونه حكمت‌ها و فوائد دنيوي، جسمي و مادّي هستند و در شرع حكمي كه متضمّن جلب مصلحت يا دفع مفسده‎اي نباشد وجود ندارد ولي در به‌جاآوردن عمل اگر شخص بخواهد مأجور و مقرّب شود بايد به قصد اطاعت و امتثال امر خداوند متعال آنها را به‌جا آورد. لذا در مشهد اطاعت و فرمان‌بري مولاي همه كائنات، بنده واقعي از فلسفه، فايده و حكمتِ دستور مولا نمي‎پرسد و به آن كاري ندارد.

دانستن فلسفه و حكمت، فايده علمي دارد و براي قوّت ايمان و عقيده به احكام شرع و مزيد معرفت و يقين سودمند است، اما شرط عبوديّت و بندگي در مقام فرمان‌بري و اطاعت امر، پرسش از غرض مولا و حكمت عمل نيست؛ زيرا با اخلاص و كمال بندگي منافات دارد. در اينجا تسليم

 

و انقياد هرچه بيشتر باشد عمل كامل‌تر و نشانه مرتبه عبوديّت برتر است.

همان‌طور كه حضرت ابراهيم‌(علیه‌السلام) وقتي به فرزندنش امر خدا را به «ذبح» او ابلاغ كرد او بدون درنگ گفت:

﴿يا أَبَتِ افْعَلْ مَاتُؤْمَرُ﴾؛[1]

نپرسيد فلسفه، حكمت و مصلحت ذبح من چيست، بلكه بي‌چون‌وچرا گفت: اي پدر! آنچه را به آن مأمور شده‎اي انجام بده.

يكي از امتيازات مهم ايماني اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام) بر ديگران از صحابه همين است كه آن حضرت در برابر اوامر و دستورات پيغمبر‌(ص) تسليم محض بود و عرض وجود نمي‎كرد و فرمان را بي‎چون‌وچرا اجرا مي‎كرد. درحالي‌كه بعضي در اعمال سليقه و رأي شخصي و عرض وجود خود تا حدّ اعتراض و ردّ دستور پيغمبر‌(ص) به جسارت، خلاف ادب و عدم تسليم، مي‎ايستادند.

علي‌(علیه‌السلام) محو حقيقت، معنويت، كمال علم و عمل و شخصيّت والاي رسول اكرم‌(ص) بود و به: ﴿وَ مَا يَنْطِقُ‏ عَنِ الْهَوَى *‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى‏﴾[2] مؤمن واقعي بود و عالي‌ترين مرتبه خلوص را دارا بود و به شرايط بندگي ملتزم و متعهّد بود.

 

بنده آن باشد كه بند خويش نيست
 

 

 

جز ‎رضای خواجه‎اش در پيش نيست
 

گر ببرّد خواجه او را پا و دست
 

 

 

دست ديگر آرد كه اين نيز هست
 

نی ز خدمت مزد خواهد نی عوض
 

 

 

نه سبب جويد ز امرش نه غرض
 

 
 

[1].صافات، 102. «اي پدر! هرچه مأموري انجام ده».

[2]. نجم، 3 ـ 4. «هرگز به هواي‌نفس سخن نمي‎گويد؛ سخن او هيچ‌چيز، غير وحي خدا نيست».

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: