وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون» رحلت آیة الله زاده معظّمِ مرجع عالیقدر مرحوم آیة الله العظمی آقای حاج سید احمد خوانساری قدّس سره حجة الإسلام و المسلمین آقای حاج سید جعفر خوانساری ره صهر مکرّم مرجع عالیقدر مرحوم آیة الله...
دوشنبه: 19/آذر/1397 (الاثنين: 1/ربيع الثاني/1440)

توجّه به يك نكته مهم:

ازجمله اموري كه در باب خلوص نيّت توجّه به آن لازم است اين است كه: خلوص نيّت در انجام عبادات و هر كار و عملي كه مقصود شخص از آن، رضاي خدا و تقرّب به درگاه او باشد، با قصد فوائد غيرقربي و نتايج مادّي و دنيوي آن حاصل نمي‎شود؛ يعني اگر مثلاً روزه را فقط به‌قصد فوائد صحّي و بهداشتي آن بگيرد يا اين قصد ضميمه قصد للّه و قربت باشد، عمل صحيح نيست. البتّه بسياري از احكام داراي اين‌گونه حكمت‌ها و فوائد دنيوي، جسمي و مادّي هستند و در شرع حكمي كه متضمّن جلب مصلحت يا دفع مفسده‎اي نباشد وجود ندارد ولي در به‌جاآوردن عمل اگر شخص بخواهد مأجور و مقرّب شود بايد به قصد اطاعت و امتثال امر خداوند متعال آنها را به‌جا آورد. لذا در مشهد اطاعت و فرمان‌بري مولاي همه كائنات، بنده واقعي از فلسفه، فايده و حكمتِ دستور مولا نمي‎پرسد و به آن كاري ندارد.

دانستن فلسفه و حكمت، فايده علمي دارد و براي قوّت ايمان و عقيده به احكام شرع و مزيد معرفت و يقين سودمند است، اما شرط عبوديّت و بندگي در مقام فرمان‌بري و اطاعت امر، پرسش از غرض مولا و حكمت عمل نيست؛ زيرا با اخلاص و كمال بندگي منافات دارد. در اينجا تسليم

 

و انقياد هرچه بيشتر باشد عمل كامل‌تر و نشانه مرتبه عبوديّت برتر است.

همان‌طور كه حضرت ابراهيم‌(علیه‌السلام) وقتي به فرزندنش امر خدا را به «ذبح» او ابلاغ كرد او بدون درنگ گفت:

﴿يا أَبَتِ افْعَلْ مَاتُؤْمَرُ﴾؛[1]

نپرسيد فلسفه، حكمت و مصلحت ذبح من چيست، بلكه بي‌چون‌وچرا گفت: اي پدر! آنچه را به آن مأمور شده‎اي انجام بده.

يكي از امتيازات مهم ايماني اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام) بر ديگران از صحابه همين است كه آن حضرت در برابر اوامر و دستورات پيغمبر‌(ص) تسليم محض بود و عرض وجود نمي‎كرد و فرمان را بي‎چون‌وچرا اجرا مي‎كرد. درحالي‌كه بعضي در اعمال سليقه و رأي شخصي و عرض وجود خود تا حدّ اعتراض و ردّ دستور پيغمبر‌(ص) به جسارت، خلاف ادب و عدم تسليم، مي‎ايستادند.

علي‌(علیه‌السلام) محو حقيقت، معنويت، كمال علم و عمل و شخصيّت والاي رسول اكرم‌(ص) بود و به: ﴿وَ مَا يَنْطِقُ‏ عَنِ الْهَوَى *‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى‏﴾[2] مؤمن واقعي بود و عالي‌ترين مرتبه خلوص را دارا بود و به شرايط بندگي ملتزم و متعهّد بود.

 

بنده آن باشد كه بند خويش نيست
 

 

 

جز ‎رضای خواجه‎اش در پيش نيست
 

گر ببرّد خواجه او را پا و دست
 

 

 

دست ديگر آرد كه اين نيز هست
 

نی ز خدمت مزد خواهد نی عوض
 

 

 

نه سبب جويد ز امرش نه غرض
 

 
 

[1].صافات، 102. «اي پدر! هرچه مأموري انجام ده».

[2]. نجم، 3 ـ 4. «هرگز به هواي‌نفس سخن نمي‎گويد؛ سخن او هيچ‌چيز، غير وحي خدا نيست».

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: