وریز وجوهات
  بسم الله الرحمن الرحیم قال الله تعالی: «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیّامِ الله» السَّلام علی مولانا صاحب العصر و الزّمان بقية الله ارواح العالمين له الفداء و علی آبائه الطّاهرين و علی شيعته، المتمسِّکين بأمره، الفائزين بولايته و المنتظرين لظهوره...
دوشنبه: 19/آذر/1397 (الاثنين: 1/ربيع الثاني/1440)

مسئله اصطفا

نكته‎اي كه در اينجا اشاره به آن مناسب است اين است كه: شايد در اين جمله نظر به اينكه امام‌(علیه‌السلام) مي‎فرمايد: «رَبِّي وَرَبُّ آبَائِيَ الْأَوَّلِينَ» و نمي‎فرمايد: «رَبُّنَا وَرَبُّ آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ» غرض عنايات خاصّه الهيّه به آن حضرت و پدران و نياكان بزرگوارش حضرت ابراهيم، اسماعيل، نوح و ديگران و خصوص پيغمبر‌(ص) و اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام) باشد؛ چون اين عنايات در كار به وجود آمدن شخصيّت باعظمتي مثل شخصيّت امام‌حسين‌(علیه‌السلام) مؤثّر بوده و توجّه به آن شايسته است.

از حضرت آدم‌(علیه‌السلام) تا خاتم‌(ص) پدران حضرت، تحت عنايت خاصّه خداوند متعال بوده‎اند و خدا آنها را برگزيده است. چنان‌كه مي‎فرمايد:

﴿إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفَى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ‏ إِبْرَاهِيمَ‏ وَ آلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ﴾؛[1]

و از اينجا به مسئله اصطفاي الهي كه در آيات ديگر نيز مثل: ﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا﴾[2] مي‎رسيم كه بعضی نادان‌هاي به‌اصطلاح روشنفكر! آن را انكار نموده‎اند.

پس از اين اذكار، امام‌(علیه‌السلام) ثنا و ستايش، تمجيد و اخلاص خود را در توحيد و اقرار خود را به نعمت‌هاي خدا كه از بسياري و فراواني

 

بيرون از شمار و احصا است عرض مي‎نمايد و سوابق نعمت‌هاي خدا را بر خود از آغاز آفرينش و اول عمر خود ياد مي‎كند و از اينكه انواع نيازها و حاجت‌ها و فقرهاي او را به غنا و بي‎نيازي مبدّل فرمود و رنج‌ها، غم‌ها و دشواري‌ها را از او دفع و رفع نمود و آساني و عافيت در بدن و سلامت در دين، عطا فرمود كه اگر جميع اولين و آخرين بنده را در ياد آنها كمك كنند از عهده ياد آنها و توجّه به يكايك از آنها برنخواهند آمد.

بنده همان بِه كه ز تقصير خويش
ورنه سزاوار خداونديش
 

 

عذر به درگاه خدا آورد
كس نتواند كه به‌جا آورد
 

 

پاك و بلند است پروردگار كريم، عظيم و مهربان از اينكه نعمت‌هايش احصا شود يا كسي به پايان ثنا و ستايش او برسد يا الطاف و موهبت‌هاي او را مكافات كند و پاداش دهد.

از او كه صاحب كرم، بي‎نيازي، عفو، مغفرت، رحمانيّت، لطف و همه اوصاف كمال است، بايد سؤال نمود و عرض حاجت كرد و در مقام تمجيد، تحميد، سپاس، ستايش و نيايش هم اقرار به عجز و ناتواني نمود.

به جايی كه خاصّان فَرَس رانده‎اند
 

 

 

به لا أُحْصِی از تک فرو مانده‎اند
 

     
 

نه فرس ـ كه تشبيه بسيار ضعيفي است ـ اگر بر سير نور هم سير كنند بيشتروبيشتر از آن و ميلياردها سال‌نوري و سال‌هاي از سال‌نوري

 

دارازتر هم طيّ كنند كه مثل حضرت خاتم‎الانبيا‌(ص) بيشتروبيشتر از اينها را طيّ كرده و در پايان سيرش ـ كه تصوّرش براي ما ممكن نيست ـ عرض كنند:

«أَنَا لَا أُحْصِي‏ ثَنَاءً عَلَيْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ»؛[3]

يا عرض كند:

«مَا عَرَفْناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَمَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ».[4]

حال ديگران از انبيا، اوليا و حال مردم ديگر معلوم است.

گفتم همه ملکِ حُسن سرمایه توست
 

 

 

خورشيد فلک چو ذرّه در سایهݘ توست
 

گفتا غلطی ز ما نشان نتوان يافت
 

 

 

از ما تو هر آنچه ديده‎ای پایهݘ توست
 

     
 

لذا امام‌(علیه‌السلام) هم در اين بخش پس از اين نيايش‌ها، سپاس‌ها، ستايش‌ها و عرض ناتواني از احصاي نعمت‌هاي الهي به سؤال و

 

درخواست مي‎پردازد خطاب به خدا مي‎نمايد و عرض مي‎كند:

«صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَتْمِمْ عَلَيْنَا نِعَمَكَ وَأَسْعِدْنَا بِطَاعَتِكَ سُبْحَانَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ»؛[5]

«پروردگارا صلوات بر محمد و آل محمد بفرست و نعمت‌هايت را بر ما  تمام كن  (يعني استمرار بده و اگرچه آنچه عطا كرده‎اي در كثرت از شمار و احصا بيرون است ولي باز هم عطا كن و عطا كن، و هرگز نعمت و فيض خودت را از ما قطع نفرما) و ما را به اطاعت خودت سعادتمند كن، پاك و منزّهي تو و خدايي غير از تو نيست».

 


[1]. آل عمران، 33. «خداوند، آدم و نوح و آل‌ابراهيم و آل‌عمران را بر جهانيان برتري داد».

[2]. فاطر، 32. «سپس اين کتاب آسماني را به گروهي از بندگان برگزيدة خود به ميراث داديم».

[3]. احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص96، 118، 150؛ ج6، ص201؛ ابن ابي‌جمهور احسائي، عوالي‌اللئالي، ج4، ص114؛ مجلسي، بحارالانوار، ج68، ص23؛ ج82، ص170؛ ج90، ص159؛ ج94، ص228؛ محدّث نوري، مستدرک‌الوسائل، ج4، ص321. «مرا توان مدح و ثنای تو نيست؛ تو خود بايد ثناگوی ذات اقدس خود باشی».

[4].مجلسی،‌ بحارالانوار، ج68، ص23؛ همو، مرآة‌العقول، ج8، ص146. «خداوندا آن‌چنان‌ که شايستة مقام شامخ تو بود، تو را نشناختم و آن‌چنان که شايسته مقام تو بود تو را پرستش نکردم».

[5]. ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص346؛ مجلسی، زادالمعاد، ص180؛ محدّث قمی، مفاتيح‌الجنان، دعای عرفه امام‌حسين(علیه‌السلام).

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: