وریز وجوهات
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحيمِ إِنَّا لله و إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ. رحلت عالم ربانی حضرت آیة الله آقای حاج شیخ مجتبی بهشتی رضوان الله تعالی علیه موجب تأثر و تأسف گردید. آن عالم عظیم الشأن عمر با برکت خود را در خدمت به اسلام و مکتب...
دوشنبه: 2/مهر/1397 (الاثنين: 13/محرم/1440)

صفات خدا عين ذات اوست

نكته‎اي كه در اينجا لازم به يادآوري است اين است كه: صفت علم خدا عين ذات اوست و خداوند از صفات حقيقيّه زايد بر ذات ـ كه انسان و ملائكه آن‌چنان هستند ـ منزّه و مبرّا است. بنابراين سخن‌گفتن

 

در حقيقتِ علم الهي، سخن از حقيقت ذات باري‌تعالي و فضولي است كه از آن نهي شده است؛ چون محيط، مُحاط نخواهد شد و مخلوق بر كنه خالق راه نخواهند برد.

فلاسفه راجع به حقيقت علم به معناي اعمّ و علم باري‌تعالي سخن بسيار گفته و اقوال مختلف كه به ده قول مي‎رسد در آن گفته‎اند و راهي را كه نبايد پيمود و نمي‎توان پيمود به گمان خود پيموده‎اند! تَعَالَى اللهُ عَمَّا يَقُولُونَهُ عُلُوّاً كَبِيراً:[1]

«وَكُلَّمَا مَيَّزْتُمُوهُ بِأَوْهَامِكُمْ فِي أَدَقِّ مَعَانِيهِ فَهُوَ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مِثْلُكُمْ مَرْدُودٌ إِلَيْكُمْ وَالْبَارِي تَعَالَی وَاهِبُ الْحَيَاةِ وَمُقَدِّرُ الْمَوْتِ وَلَعَلَّ النَّمْلَ الصِّغَارَ تَتَوَهَّمُ أَنَّ لِلهِ تَعَالَی زُبَانِيَتَيْنِ أَيْ قَرْنَيْنِ، فَإِنَّهُمَا كَمَالُهَا وَتَتَصَوَّرُ أَنَّ عَدَمَهُمَا نُقْصَانٌ لِمَنْ لَا يَكُونَانِ لَهُ وَلَعَلَّ حَالَ كَثِيرٍ مِنَ الْعُقَلَاءِ كَذَلِكَ فِيمَا يَصِفُونَ اللهَ تَعَالَی بِهِ».[2]

 

و همچنين در حديث است كه:

«إِيَّاكُمْ وَالتَّفَكُّرَ فِي اللَّهِ وَلَكِنْ إِذَا أَرَدْتُمْ أَنْ تَنْظُرُوا إِلَى عَظَمَتِهِ فَانْظُرُوا إِلَى عَظِيمِ‏ خَلْقِهِ‏».[3]

راجع به علم خدا از جهت احاطه و سعه آن، بيانات، خطبه‎ها و دعاهاي مأثوره از اهل‌بيت(ع) بسيار است كه اگر جمع‎آوري شود شايد كتاب‌هاي زيادي فراهم شود.

امام‌(علیه‌السلام) در پايان اين چند جمله كه به علم خدا مربوط مي‎شود درحالي‌كه وجودش مشحون به درك عظمت و سعه علم و حلم باري‌تعالي ـ جلّت عظمته ـ است زبان به تسبيح مي‎گشايد و خدا را به پاكي و بلندي رتبه مي‎ستايد و عرض مي‎كند:

«سُبْحانَكَ وَتَعالَيْتَ عَمَّا يَقُولُ الظَّالِمُونَ عُلُوّاً كَبِيراً تُسَبِّحُ لَكَ السَّماواتُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ، وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ، فَلَكَ الْحَمْدُ وَالْمَجْدُ وَعُلُوُّ الْجَدِّ، يا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ وَالْفَضْلِ وَالْإِنْعامِ، وَالْأَيادِي الْجِسامِ، وَأَنْتَ الْجَوادُ الْكَرِيمُ الرَّؤُوفُ الرَّحِيمُ».[4]

 

«پاك و منزّهي تو از هر نقص و عيب، جهل و عجز، و بلند و برتري تو از آنچه ستمكاران مي‎گويند[5] برتري بزرگ. تسبيح می‌کنند تو را آسمان‌ها و زمين‌ و آنچه در بين آنهاست و نيست چيزي مگر اينكه تسبيح مي‎گويد يا تسبيح مي‎كند تو را به حمد و سپاس تو (كه محتمل است مراد اين باشد كه لازمه حمد و سپاس خدا و ثنا بر او به صفات جماليّه و جلاليّه و اقرار به كمال او، تسبيح، شهادت، گواهي و اقرار به پاكي و تقدّس حضرت باري از هر نقص و ناتمامي است) پس تنها براي توست حمد و سپاس و مجد و بلندي مقام اي صاحب جلال و اكرام و فضل و انعام و نعمت‌هاي بزرگ و تويي بخشنده كريم، رئوف و مهربان».

پس از اين ثنا و تسبيح و اقرار به نعمت‌هاي خدا، از خدا سؤال مي‎نمايد و به اين‌گونه عرض حاجت مي‎كند:

«اَللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلَالِ وَعَافِنِي فِي بَدَنِي وَدِينِي وَآمِنْ خَوْفِي وَأَعْتِقْ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ».[6]

 

در اين جمله از خدا وسعت روزي حلال و عافيت در بدن و دين و امان از خوف و بيم و آزادي از آتش درخواست مي‎نمايد. معلوم است كه هركدام از اين حوايج از حاجت‌هاي مهم ديني و دنيوي است.

 

[1]. اشاره به آيه 43 سوره اسراء.

[2]. شبر، حقّ اليقين، ص71 ـ 72. «هرچه شما در باريک‌ترين توهّمات خود آن را مشخّص کنيد و بپنداريد او خداست، او خدا نيست او مخلوق و مصنوع شماست که به خودتان برمي‌گردد. خدا بخشنده زندگي و مقدّرکننده مرگ است. شايد مورچه کوچک که دو شاخک دارد خيال مي‌کند که خدا دو شاخک دارد چون دو شاخک براي او کمال است و هرکس آن را ندارد ناقص است، حال بسياري از عقلا که مي‌خواهند خدا را توصيف کنند اين‌گونه است».

[3]. فيض کاشاني، الوافي، ج1، ص374. «بپرهيزيد از تفکر در (ذات) خدا هرگاه مي‌خواهيد در عظمت او تفکر کنيد، در عظمت مخلوقات او تفکر کنيد».

[4]. ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص347؛ مجلسی، زادالمعاد، ص182؛ محدّث قمی، مفاتيح‌الجنان، دعای عرفه امام‌حسين(علیه‌السلام).

[5]. ستمكاران، علم و حلم او را انكار مي‎نمايند يا مثل بعضي فلاسفه منكر علم او به جزئيات مي‎شوند يا سخنان ديگر كه با تنزّه و تقدّس حضرت او منافات دارد.

[6]. ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج1، ص347 ـ 348؛ مجلسی، زادالمعاد، ص182؛ محدّث قمی، مفاتيح‌الجنان، دعای عرفه امام‌حسين(علیه‌السلام).

موضوع: 
نويسنده: