وریز وجوهات
بي‎ترديد كساني كه مي‎خواهند اسلام را در آينه اعمال و رفتار اجتماع مسلمانان اين عصر ببينند و آن جمال نوراني و خورشيد جهان تاب را در چنين منظر و آيينه تيره و تار زيارت كنند، سخت در اشتباه‌اند. اگر تصوير چهره اسلام ممكن بود و يك نفر آگاه به تمام...
پنجشنبه: 1 / 04 / 1396 ( )

8
ولايت اميرمؤمنان(ع) و حبّ و بغض في الله[1]

بسم الله الرحمن الرحيم

﴿إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ﴾.[2]

اوّلاً عيد سعيد غدير را خدمت شما تبريک عرض می‌کنم.

اميدوارم شما از شاخه‌ها و برگ‌هاي شجرۀ طيبه ولايت باشيد همان‌طور که در روايت آمده که ولايت درخت تنومندي است سايه‌گستر در تمام هستي و همۀ افراد برجسته و نخبۀ جهان هستي در زير سايۀ آن آرميده و از ثمرات آن استفاده مي‌کنند، شيعيان ائمه طاهرين(ع) مثل برگ‌هاي اين درختان و متصل به اين درخت هستند،[3] اميدوارم شما از برگ‌هاي اين درخت باشيد، ما و هر‌کسی که بخواهد در دنيا و مخصوصاً در آخرت مقامی ‌کسب کند و در درگاه خداوند متعال رتبه‌اي داشته باشد بايد در زير سايۀ درخت ولايت آرميده باشد و از ثمرات اين درخت استفاده کرده باشد در روايتي که شيعه و سني نقل کرده‌اند آمده است:

«عُنْوَانُ صَحِيفَةُ الْمُؤْمِنِ‏ حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبي‌ طالبٍ».[4]

 

اولين چيزي که در صحيفۀ اعمال مؤمن نوشته مي‌شود، دوستي اميرالمؤمنين(ع) است؛ و اين علامت طيب ولادت،[5] و حسن باطن، و صحّت عقيدۀ انسان است، و ايمان به همين خلاصه مي‌شود که انسان حبّ علي بن ابي‌طالب و ائمّه معصومين(ع)، و مخصوصاً در اين زمان ولايت حضرت وليّ عصر(عج) را داشته باشد.

 

[1]. دیدار گروهی از پاسداران مرکز آموزش عقيدتي نيروي زميني سپاه با حضرت آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی‌مدظله‌العالی در تاریخ 19 آبان 1387.

[2]. صف، ٤. «خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او پیکار می‌کنند، گویی بنایی آهنین‌اند».

[3]. صفار، بصائر الدرجات، ص58 – 60؛ فرات کوفی، تفسیر، ص219 – 220؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج1، ص406 – 409.

[4]. خطیب بغدادی، تاريخ بغداد، ج٤، ص٤١٠؛ ابن‌مغازلی، مناقب علی بن ابی‌طالب(ع)، ص198؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج5، ص230؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج2، ص3؛ ج2، ص230، 290، 400؛ ابن‌بطریق، عمدة عیون صحاح الاخبار، ص370؛ سیوطی، الجامع الصغیر، ج2، ص182؛ مجلسی، بحار الانوار، ج39، ص284، 305؛ قندوزی، ينابيع المودّه؛ ج1، ص272، 375ـ376.

[5]. جزری، اسنی المطالب، ص57 – 58؛ امینی، الغدیر، ج3، ص26؛ ج4، ص322.

نويسنده: