وریز وجوهات
شب قدر، شب نور، رحمت و شب نزول قرآن و مَطلع خیرات و سعادات، و هنگام نزول بركات و سرآغاز زندگی نوین بشر و مبدأ تحوّل و تاریخ كمال واقعی انسان‎هاست. * شب قدر، شب آزادی بشر شبی كه اگر نبود و نیامده بود، شب تیره بدبختی انسان به پایان نمی‎رسید و...
چهارشنبه: 30/خرد/1397 (الأربعاء: 6/شوال/1439)

سفره‌اي با نان و ترشي

بعضي اوقات غذايشان نان و ترشي بود زندگي ما هم با اين کيفيت بود، زندگي سخت و مشقت‌باري براي ما بود ولي عادت داشتيم و شکايتي نداشتيم.

مرحوم والد، مدرس معروف اصفهان بود.

آقاي والد با اینکه مدتي در تهران زندگي کرده بودند (زماني که شيخ فضل‌الله در تهران بود) و بسيار محترم بودند، شخصيت علمی ‌داشتند، در اصفهان مدرس معروفی بودند، البته بنده يادم نيست و بعدها متولد شدم، اما هيچ وقت به‌خاطر نجات از مشکلات و گرفتاري‌ها نمی‌گفتند برگرديم تهران.

خودمان کارهایي را متحمل می‌شديم، قدري زمين داشتيم البته کم بود بالاخره زندگي به اين صورت بود.

ولي درعين‌حال ظاهر زندگي بسيار آبرومند بود، هر‌کس می‌آمد با چاي از او پذيرايي می‌کرديم.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: