وریز وجوهات
  ورود به مکّه پس از ورود به مكه مكرمه كه حدود ساعت هشت روز جمعه بود مستقيماً به منزلي كه در اختيار گروه، گذارده شده و در محل معابده بود رفتيم. بيشتر برادران پس از مختصري استراحت براي طواف و نماز طواف وسعي و تقصير به اتفاق عالم كاروان به...
جمعه: 31 / 06 / 1396 ( )

ذلت پهلوي را خواهيد ديد

شاهد اینکه گفتم آقاي والد ما اميدوار به آينده بود اين قضيه است که: يک روز رئيس شهرباني عده‌اي از روحانيون را که جواز عمامه هم داشتند به شهرباني برده بود و عمامۀ آنها را برداشته بود، آنها با همان کيفيت آمده بودند منزل ما و گفته بودند می‌خواهيم آقا را ببينيم، آقا اينها را که ديده بود، حالشان به هم‌خورده بود و گفته بود:

من می‌ميرم ولي به شرطي که شما زنده باشيد و ذلت اين پهلوي را ببينيد او گمان مي‌کند اسلام فقط در ايران است.

ايشان به پهلوي بسيار بدبين بودند و می‌گفتند انگليسي‌ها او را آورده‌اند، حتي ايشان در مجالس و محافل هم اين مطلب را می‌گفتند.

زماني که پهلوي قرارداد «دارسي» را که مظفرالدين‌شاه با يک انگليسي امضا کرده بود لغو کرد و رفت آبادان و شير نفت را به دريا باز کرد، در آن زمان روزنامه‌ها اين خبر را نوشتند، بازار را چراغاني کردند، در همين گلپايگان هم چراغاني کردند، همه

 

تلگراف زدند و تبريک گفتند، رئيس شهرباني آمد و به آقا گفت آيا اين هم دروغ است؟ گفتند نه راست است، منتظر بود ايشان هم تلگراف تبريکي بنويسد گفتند:

پهلوي را انگليسي‌ها آوردند.

راست است ولي من نمی‌توانم باور کنم با اینکه می‌دانم پهلوي را انگليسي‌ها بر سر کار آورده‌اند، عليه آنها مقاومت کند، بعد هم صحت کلام ايشان معلوم شد چون از مدت زمان قراردادي که ملغي اعلام کرده بود چند سال بيشتر باقي نمانده بود و طبق قرارداد بايد در پايان مدت تمام دستگاه‌ها را تحويل ايران بدهند و بروند، وقتي پهلوي قرارداد را لغو کرد آنها به ديوان داوري لاهه شکايت کردند و دوباره قرارداد را بستند بعداً رئيس شهرباني می‌گفت من خجالت می‌کشم.

و السلام عليکم ورحمة الله وبرکاته

 

 

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: