وریز وجوهات
مشهد مقدس همزمان با سالروز شهادت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه‌السلام، سراسر اندوه و اشک بود.   هیئات و دسته‌های بزرگ عزاداری و جمعیت چند هزار نفری دوستداران و شیعیان امیرالمومنین علی علیه‌السلام با چشمانی اشکبار و قلوبی...
پنجشنبه: 31/خرد/1397 (الخميس: 7/شوال/1439)

شکايت به اميرمؤمنان(ع)

اين روزها احوالات يکي از علما را می‌خواندم از کساني که زمانش به زمان ما نزديک است اين عالم در شرح زندگي خود نوشته بود:

من در نجف در نهايت ضيق معاش بودم، مدتي گرسنه بودم، سفره‌اي داشتم که نان خشک در آن بود، آمدم نان‌ها را بخورم ديدم نمي‌شود، با خود گفتم ببرم خدمت حضرت اميرالمؤمنين(ع) و به آقا بگويم اين وضعيت ما است، اين نان ما است، وقتي سفره را برداشتم و زير عبا گرفتم و خواستم از حضرت گله کنم، در صحن کسي به من

 

رسيد و گفت: کجا می‌روي؟ آقا خودش همين نان خشک‌ها را می‌خورد و زندگيش همين‌طور بود، نمی‌خواهد اين نان‌ها را به داخل حرم ببري، درضمن کمکي هم به او کرده بود و او برگشته بود.

درعين‌حال که در ضيق بودند اما در تحصيل علم کوشا بودند و به آن مقامات بلند رسيدند و اين کتاب‌ها را نوشتند، ما الآن می‌توانيم مثلاً کتاب بحار الانوار را از اول تا آخر مطالعه کنيم؟ آن‌وقت آنها موسوعۀ حديثي مثل بحار مي‌نوشتند يا کتاب‌هاي ديگر مثل کتاب‌هاي علامه در رشته‌هاي مختلف.

موضوع: 
نويسنده: