رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
جمعه: 15/مهر/1401 (الجمعة: 11/ربيع الأول/1444)

احكام تیمم

مسأله710. اگر مختصری از پیشانی و پشت دست‎ها را هم مسح نكند تیمم باطل است؛ چه عمداً مسح نكند، یا مسأله را نداند، یا فراموش كرده باشد، ولی دقت زیاد هم لازم نیست، و همین قدر كه بگویند تمام پیشانی و پشت دست مسح شده كافی است.

مسأله711. برای آن كه یقین كند تمام پشت دست را مسح كرده، باید مقداری بالاتر از مچ را هم مسح نماید، ولی مسح بین انگشتان لازم نیست.

مسأله712. پیشانی و پشت دست‎ها را بنابر احتیاط واجب باید از بالا به پایین مسح نماید و كارهای آن را باید پشت سر هم به جا آورد، و اگر بین آن‌ها به قدری فاصله دهد كه نگویند تیمم می‎كند، باطل است.

مسأله713. در موقع نیت باید معین كند كه تیمم او بدل از غسل است، یا بدل از وضو، و اگر بدل از غسل باشد، باید آن غسل را معین نماید، و چنان‌چه اشتباهاً به جای بدل از وضو، بدل از غسل یا به جای بدل از غسل، بدل از وضو نیت كند، یا مثلاً در تیمم بدل از غسل جنابت، نیت تیمم بدل از غسل مس میت نماید، تیمم باطل است.

مسأله714. بنابر احتیاط در تیمم باید پیشانی و كف دست‎ها و پشت آن‎ها پاك باشد، و اگر كف دست نجس باشد و نتواند آن را آب بكشد، احتیاط مستحب آن است كه دو تیمم كند؛ یكی با كف دست و یكی با پشت دست، یعنی پشت دست را به چیزی كه تیمم به آن صحیح است بزند، و به پیشانی و پشت دست‎ها بكشد.

 

مسأله715. انسان باید برای تیمم، انگشتر را از دست بیرون آورد، و اگر در پیشانی یا پشت دست‎ها یا كف آن‌ها مانعی باشد، مثلاً چیزی به آن‌ها چسبیده باشد برطرف نماید.

مسأله716. اگر پیشانی یا پشت دست‎ها زخم است، و پارچه یا چیز دیگری را كه بر آن بسته نمی‎تواند باز كند، باید دست را روی آن بكشد، و نیز اگر كف دست زخم باشد و پارچه یا چیز دیگری را كه بر آن بسته نتواند باز كند، باید دست را با همان پارچه به چیزی كه تیمم به آن صحیح است بزند، و به پیشانی و پشت دست‎ها بكشد.

مسأله717. اگر پیشانی و پشت دست‎ها مو داشته باشد، اشكال ندارد، ولی اگر موی سر روی پیشانی آمده باشد، باید آن را عقب بزند.

مسأله718. اگر احتمال دهد كه در پیشانی، یا كف دست‎ها، یا پشت دست‎ها مانعی هست، چنان‌چه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، باید جستجو نماید تا یقین یا اطمینان پیدا كند كه مانعی نیست.

مسأله719. اگر وظیفه او تیمم است و نمی‎تواند تیمم كند، باید نایب بگیرد، و كسی كه نایب می‎شود، باید او را با دست خود او تیمم دهد، و اگر ممكن نباشد، باید نایب، دست خود را به چیزی كه تیمم به آن صحیح است بزند، و به پیشانی و پشت دست‎های او بكشد.

مسأله720. اگر در بین تیمم شك كند كه قسمتی از آن را فراموش كرده یا نه، اگر از محل آن نگذشته، باید آن قسمت را با آنچه بعد از آن است به جا آورد، و اگر از محل آن گذشته، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله721. اگر بعد از مسح دست چپ شك كند كه درست تیمم كرده است یا نه، تیمم صحیح است.

مسأله722. كسی كه وظیفه‎اش تیمم است، نمی‎تواند پیش از وقت نماز برای نماز تیمم كند، ولی اگر برای كار واجب دیگر یا مستحبی تیمم كند و تا وقت نماز عذر او باقی باشد، می‎تواند با همان تیمم نماز بخواند.

مسأله723. كسی كه وظیفه‎اش تیمم است، اگر بداند تا آخر وقت عذر او باقی می‎ماند، در وسعت وقت می‎تواند با تیمم نماز بخواند، ولی اگر بداند كه تا آخر وقت عذر او بر طرف می‎شود، احتیاط لازم آن است كه صبر كند، و با وضو یا غسل نماز بخواند، بلكه اگر امید

 

دارد كه عذرش برطرف می‎شود، نیز بنابر احتیاط لازم صبر كند، و با وضو یا غسل نماز بخواند یا در تنگی وقت با تیمم نماز بخواند.

مسأله724. كسی كه نمی‎تواند وضو بگیرد یا غسل كند، اگر احتمال ندهد كه عذرش به زودی برطرف شود، می‎تواند نمازهای قضای خود را با تیمم بخواند، ولی اگر احتمال دهد به زودی عذر او برطرف می‎شود، خواندن نماز قضا برای او اشكال دارد.

مسأله725. كسی كه نمی‎تواند وضو بگیرد یا غسل كند، جایز است نمازهای مستحبی را كه مثل نافله‎های شبانه‌روز وقت معین دارد، با تیمم بخواند، ولی اگر احتمال می‎دهد كه تا آخر وقت آن‌ها عذر او بر طرف می‎شود، احتیاط این است كه آن‌ها را در آخر وقت به جا بیاورد.

مسأله726. كسی كه احتیاطاً باید غسل جبیره‎ای و تیمم نماید، مثلاً جراحتی در پشت او است، اگر بعد از غسل و تیمم، حدث اصغری از او سر زند، مثلاً بول كند، برای نمازهای بعد تا عذرش باقی است تیمم بدل از غسل واجب نیست، و وضو كافی است.

مسأله727. اگر به واسطه نداشتن آب یا عذر دیگری تیمم كند، بعد از برطرف‌شدن عذر، تیمم او باطل می‎شود.

مسأله728. چیزهایی كه وضو را باطل می‎كند، تیمم بدل از وضو را هم باطل می‎كند، و چیزهایی كه غسل را باطل می‎نماید، تیمم بدل از غسل را هم باطل می‎نماید.

مسأله729. كسی كه نمی‎تواند غسل كند، اگر چند غسل بر او واجب باشد، می‎تواند به قصد بدل از همه، یك تیمم كند، و بهتر آن است كه بدل از هر غسلی یك تیمم بنماید؛ ولی اگر بدل از غسل جنابت تیمم كرد، دیگر بدل از سایر اغسال تیمم نكند مگر رجاءاً.

مسأله730. كسی كه نمی‌تواند غسل كند، اگر بخواهد عملی را كه برای آن غسل واجب است انجام دهد، باید بدل از غسل تیمم نماید، و اگر نتواند وضو بگیرد و بخواهد عملی را كه برای آن وضو واجب است انجام دهد، باید بدل از وضو تیمم نماید.

مسأله731. اگر بدل از غسل جنابت تیمم كند، نباید برای نماز وضو بگیرد، ولی اگر بدل از غسل‎های دیگر تیمم كند، باید وضو بگیرد، و اگر نتواند وضو بگیرد، باید تیمم دیگری هم بدل از وضو بنماید.

 

مسأله732. اگر بدل از غسل تیمم كند، و بعد كاری كه وضو را باطل می‎كند برای او پیش آید، چنان‌چه برای نمازهای بعد نتواند غسل كند، باید وضو بگیرد، و بنابر احتیاط واجب بدل از غسل، تیمم نماید، و اگر نمی‎تواند وضو بگیرد، دو تیمم كند؛ یكی بدل از غسل، و دیگری بدل از وضو، ولی اگر تیمم او بدل از غسل جنابت بوده، چنان‌چه یك تیمم نماید به قصد این كه آنچه تكلیف او است انجام داده باشد، كافی است.

مسأله733. كسی كه باید برای انجام عملی، مثلاً برای خواندن نماز، بدل از وضو و بدل از غسل تیمم كند، احتیاط مستحب آن است كه تیمم سومی هم به قصد این كه بتواند آن عمل را انجام دهد بنماید، ولی اگر در تیمم اول، نیت بدل از وضو به نیت بدل از غسل نماید، و تیمم دوم را به قصد این كه وظیفه خود را انجام داده باشد به جا آورد، تیمم سوم لازم نیست.

مسأله734. كسی كه وظیفه‎اش تیمم است، اگر برای كاری تیمم كند، تا تیمم و عذر او باقی است، كارهایی را كه باید با وضو یا غسل انجام داد می‎تواند به جا آورد، ولی اگر عذرش تنگی وقت بوده، یا با داشتن آب برای نماز میت یا خوابیدن تیمم كرده، فقط كاری را كه برای آن تیمم نموده می‎تواند انجام دهد.

مسأله735. در چند مورد مستحب است نمازهایی را كه انسان با تیمم خوانده دوباره بخواند:

اول ـ آن كه از استعمال آب ترس داشته، و عمداً خود را جنب كرده، و با تیمم نماز خوانده است.

دوم ـ آن كه می‎دانسته یا گمان داشته كه آب پیدا نمی‌كند، و عمداً خود را جنب كرده، و با تیمم نماز خوانده است.

سوم ـ آن كه تا آخر وقت، عمداً در جستجوی آب نرود و با تیمم نماز بخواند، و بعد بفهمد كه اگر جستجو می‎كرد، آب پیدا می‎شد.

چهارم ـ آن كه عمداً نماز را تأخیر انداخته، و در آخر وقت با تیمم نماز خوانده است.

پنجم ـ آن كه می‎دانسته یا گمان داشته كه آب پیدا نمی‎شود، و آبی را كه داشته ریخته است.

 

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: