وریز وجوهات
همزمان با دهه مبارکه مهدویت برگزار می‌‌‌‌‌‌شود: مسابقه سراسری طرح مطالعاتی "نوید امن و امان" ضمن تبریک فرارسیدن ایّام مبارکه دهه مهدویت، و با توجّه به اهمّیت لزوم معرفت صحیح حضرت بقیة الله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف، و ترویج فرهنگ...
سه شنبه: 2 / 03 / 1396 ( )

شخصيت اخلاقی امام‌حسين‌(علیه‌السلام)

مسلّم است كه ارزش واقعي انسان‌ها به علم و كمالات و فضايل و صفات اخلاقي است.

افراد بشر هرچند از جهت جسم و ظاهر و لباس و مكان و مال و مقام و اين‌گونه عوارض باهم تفاوت‌هايي دارند ولي اين تفاوت‌ها سبب امتياز آنها بر يكديگر نيست. آن چيزي كه سبب امتياز حقيقي است علم و فضيلت و اخلاق و رفتار نيك است.

به‌عبارت‌ديگر: فضيلت آدميان در تمتع از لذائذ حيواني، و برخورداري از آنچه مابه‌الاشتراك انسان و ساير حيوانات است، نيست بلكه كمال آدمي وابسته به مابه‌الامتياز او از حيوانات است.

هرچه بهره او از اين مابه‌الامتياز بيشتر باشد، فاصله‎اش از عالم حيواني زيادتر و در عالم انسانيت جلوه و نمايش انساني او بيشتر مي‎شود.

بسياري از انسان‌ها هستند كه به ‌صورتْ انسانند، اما به سيرت و معنا، در همان عالم حيوانيت مانده‎اند. بعضي هم فاصله‎اي را كه بين عالم حيوانيت محض و انسانيت كامل و تمام‌عيار است طي مي‎نمايند و در اين فاصله گاه در يك نقطه توقف مي‎كنند و گاه به سير خود ادامه داده تا به سرحدّ انسانيت كامل و تمام‌عيار مي‎رسند.

 

علم و اخلاق و معارف افراد، نشان‌دهندة مقدار سير آنها و مراحلي است كه از اين فاصله پيموده‎اند.

انسان فطرتاً شيفته اخلاق پسنديده است، و صاحبان مكارم اخلاق را دوست مي‎دارد، و تحت‌تأثير مناظر حساس اخلاقي قرار مي‎گيرد.

در تمام قرون و اعصار، عدالت، طهارت نفس، امانت، صداقت، استقامت، ثبات قدم، شجاعت، صراحت لهجه، صبر و حلم، وفاي به عهد، تواضع، رحم، احسان، اغماض و گذشت، فداكاري و ايثار، آزادي‌خواهي و خدمت به همنوع، و ساير صفات حميده محبوب بشر بوده، و هرچه هم شكل دنيا عوض شود، و ظواهر زندگي تغيير كند در اين احساس بشر و احترام او از نيكوكاران و نيكوخويان، تغييري حاصل نمي‎شود.

چنانچه صفات رذيله مانند، حسد، تكبّر، نفاق، ظلم و بي‎رحمي، خيانت، دروغ، كينه‌توزي و خودبيني، هميشه مورد تنفّر و نامطبوع بوده است.

علم اخلاق بر اساس همين توجّه فطري انسان و درك باطني او به وجود آمده است.

راجع به اخلاق حميده و اضداد آن، اطلاع بر تحقيقات و مطالعات علماي علم اخلاق و معرفة‌النفس براي كسي كه در مقام تهذيب اخلاق خويش باشد لازم و سودمند است.

برنامه‎هاي تربيتي و اخلاقي اسلام كه آخرين اديان آسماني است، عالي‎ترين و جامع‎ترين برنامه‎هاي اخلاقي است و علاوه بر آنكه اخلاق، موضوع يك قسمت مهم احكام و فصل مخصوصي از تعاليم اسلام است، درضمن تعاليم و احكام ديگر نيز جنبه تربيت و تكميل نفوس رعايت شده و در احكام عبادات و معاملات، واجبات و محرمات، تكاليف روزانه، انفاقات و معاشرت با مردم حتي

 

در جهاد با كفار، تربيت جامعه و پرورش فكر و اراده و اصلاح باطن كاملاً ملاحظه شده است.

مجاهدة با نفس و رذائل اخلاقي را، «جهاد اكبر» ناميده‎اند، و حسن خلق را نشانه كمال ايمان معرفي نموده‎اند.

دانشمندان و فلاسفة اسلام، با اقتباس از تعاليم اخلاقي اين دين بهترين كتاب‌ها را در علم اخلاق نوشته، و ادبيات عرب و عجم هر دو نمونه اين دستورات و برنامه‎هاي اخلاقي است.

كلمات جامع پيغمبر اعظم|، و خطبه‎ها و كلمات قصار اميرالمؤمنين و ساير ائمه طاهرين‌(علیه‌السلام) ، و محامد اخلاق و كرائم صفات هريك سند افتخار مسلمين و دليل زنده كمال برنامه‎هاي تربيتي اسلام است.

از تشويقات و فضايل و ثواب‌هايي كه براي هريك از صفات حسنه فرموده‎اند ميزان توجّه و اعتناي اسلام به پرورش اخلاق معلوم مي‎شود.

در قرآن مجيد در آية 164 سورة آل‌عمران، و آية 2 سورة جمعه، برنامه كار و دعوت پيغمبر‌(ص)  باصراحت در سه قسمت خلاصه شده است:

1. تلاوت آيات خدا.

2. تزكيه و تربيت نفوس.

3. تعليم كتاب و حكمت.

و در حديث معروف است كه فرمود:

«إِنَّمَا بُعِثْتُ لِاُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأْخْلَاقِ»؛[1]

 

شخص پيامبر‌(ص)  به تمام اخلاق فاضله و صفات ممتازه آراسته و در حسن اخلاق، يگانه نمونه كمال بشري و به تصديق دوست و دشمن مثل اعلا، و سرآمد تمام مردم بود.[2]

 

راجع به صفات پيغمبر(ص)، خلق و خو، روش و رفتار آن حضرت علاوه بر آنچه كتاب‌هاي سيره و تواريخ نوشته‎اند متبحّرين در علوم اسلامي و دانشمندان بزرگ كتاب‌هاي مخصوصي نوشته‎اند كه مطالعه آنها براي راهنمايي انسان به اخلاق و فضايل، كافي و وافي است.

اهل‌بيت^ و اوصياي رسول خدا‌(ص)  نيز در اخلاق و علم و عمل نمونه آن حضرت و به‌اتّفاق موافق و مخالف، برجسته و نابغه بودند.

اميرالمؤمنين، فاطمه زهرا و حسنين و ساير ائمه^ هريك نماينده تكامل و ترقي انسان، و امتداد خلق كريم و عظيم نبوي بودند، و تابش معنويت اخلاق پيغمبر‌(ص)  در وجودشان آشكار بود.

 

 

[1]. بیهقی، السنن‌الکبری، ج10، ص192؛ ابن‌عبدالبر، الاستذکار، ج8، ص576؛ همو، التمهید، ج16، ص254. «از جانب خدا فقط برای این مبعوث شدم که اخلاق پسندیده و رفتار نیکو را به حدّ کمال برسانم».

[2]. جاي بسي تأسف است اگر مسلمانان با داشتن تعاليم پرارزش اخلاقي و برنامه‎هاي جامعه آسماني، در نكبات فساد اخلاق گرفتار شوند و به تقليد از مسيحي‎ها و ملل مغرب‌زمين كه فاقد مدنيت اخلاقي مي‎باشند، از صفات ممتاز اسلامي و كرائم آداب كه موجب مباهات ملل اسلام بود دست شسته و به بي‎عفتي و بي‎غيرتي و هتك شرف و منحرف ساختن جوانان و بانوان و ارتباط‌دادن آنها با بيگانگان، و ميگساري و قمار و رقص و توسعه فساد افتخار كنند و مجلات و مطبوعاتي داشته باشند كه اين روش‌هاي ناپسند را ترويج و با انتشار داستان‎ها و سرگذشت‌هاي شهوت‌انگيز و عكس‌ها و صور قبيحه، آتش غرائز حيواني جوانان را روشن سازند بااينكه استقلال و موجوديت هر ملت، وابسته به بقاي عادات و اخلاق و آداب اوست و اگر آداب و اخلاق او در اخلاق ديگران هضم شد، استقلال و شخصيت او نيز خواه‌وناخواه هضم مي‎شود.

به تصديق دانشمندان عالي‌مقام و جامعه‌شناس، وضع فعلي مسلمين و ضعف كنوني آنها مربوط به ضعف فلسفه و اخلاق و برنامه‎هاي تربيتي و تعاليم اجتماعي نيست؛ زيرا تعليماتي از تعاليم اسلام استوارتر و جامع‌تر نيست؛ بلكه علت آن ملتزم نبودن آنها به احكام اسلام و بيرون شدن امور از برنامه‎هاي شرعي و جهل به معارف عاليه و هدف‌هاي اسلامي و ضعف آنها در علوم تجربي و صنعت است. بايد مسلمانان با تكميل صنايع و علوم جديد، خود را از بيگانگان بي‎نياز كرده پول‌هايي را كه صرف تقليد از روش‎هاي نكوهيده و آداب زشت غربي‌ها مي‎نمايند، صرف ترقي علم و صنعت كنند تا هم كشورهاي اسلامي در شاهراه ترقي به‌سرعت گام بردارند و هم از فساد اخلاق و آفات تمدن جديد محفوظ و مصون بمانند. اي كاش براي آگاهي از تعاليم اخلاقي اسلام و روش تربيتي قرآن، اين مسلمان‌هاي غرب‎زده مراجعه به كتاب‌هاي مسلمين و بلكه دانشمندان غرب مي‎نمودند، و اين‌قدر كوركورانه و شتاب‌زده، راه مغرب را كه راه ضعف و ذلّت و فساد اخلاق است پيش نمي‎گرفتند. اكنون دنيا در آتش نكبات اخلاقي غربي‌ها مي‎سوزد و اضطراب فكري و ناراحتي روحي ميلياردها انسان را بيچاره كرده و هيچ‌كس از طغيان ناگهاني حرص و آز صاحبان سلاح‌هاي ويران‌كننده در امان نيست و هر روز از سوء اخلاق و مظالم آنها چيزها مي‎شنويم و مي‎خوانيم كه انسان از نقل آن شرمنده مي‎شود.

آري، مسلمان‌ها بايد در فضايل و كرامت نفس و پاك‌دامني و عفت و امانت، ملت نمونه باشند و با تمسك به كلمه توحيد و اتحاد و همبستگي اسلامي، قوي‎ترين ملل باشند. نبايد كارشان به جايي برسد كه اجتماع آنها به يك اجتماع مسيحي و دوران‌هاي جاهليت شبيه‎تر باشد تا به يك اجتماع عالي و درخشان اسلامي.

نويسنده: