وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحیم الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ.   حادثه دردناک زلزله در بخش بزرگی از کشور ما و عراق، موجب تأسف و تأثر فراوان گردید. متأسفانه در این مصیبت غمبار تعداد...
جمعه: 3/آذر/1396 (الجمعة: 5/ربيع الأول/1439)

بنی‎اميّه در قرآن و حديث

در كتب تفسير و حديث به‌ طرق اهل‌سنّت روايات متعدد از حضرت امام‌حسن و امام‌حسين‌(علیهما‌السلام) و يعلي بن مرّه؛ ابن‌عمرو و سعيد بن مسيب روايت شده كه رسول اعظم‌(ص)  در خواب ديد بني‎اميّه يكي از پس ديگري چون بوزينگان به منبرش بر مي‎جهند. پيغمبر‌(ص)  غمناك شد، و پس از آن ديگر كسي او را خندان نديد.

خدا آية 60 سورة اسراء را نازل فرمود:

﴿وَ مَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي اَرَيْنَاكَ اِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَاناً كَبِيراً﴾.[1]

و نيز نازل شد:

﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ...﴾[2]

و سوره قدر نيز نازل گرديد.[3]

 

ابن‌عساكر از ابي‌ذر روايت كرده كه پيغمبر‌(ص)  فرمود: وقتي بني‌اميّه به چهل تن برسند بندگان خدا را به غلامي و كنيزي مي‎گيرند و مال خدا را در اموال خود وارد سازند و كتاب خدا را به‌كار نبندند.[4]

ابن‌منده و ابونعيم از عمران (حمران) بن جابر يماني و ابن‌قامع از سالم حضرمي از پيغمبر‌(ص)  روايت كرده‎اند كه فرمود:

«وَيْلٌ لِبَنِي اُمَيَّةَ وَيْلٌ لِبَنِي اُمَيَّةَ وَيْلٌ لِبَنِي اُمَيَّةَ».[5]

ابن‌مردويه از علي‌(علیه‌السلام)  روايت كرده كه فرمود: در سوره محمّد‌(ص)  آيه‎اي در شأن ما و آيه‎اي در شأن بني‌اميه است.

«إِقْرَأْ السُّورَةَ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَی آخِرِهَا»؛[6]

«سوره را از اول تا به آخر بخوان».

و اما روايات در مذمّت بني‌اميّه و اينكه آنها آفت دين و آفت اين امت و دشمن پيغمبر‌(ص)  و شجره ملعونه هستند بسيار است.[7]

 

[1]. «و ما رؤیایی که به تو ارائه دادیم، نبود جز برای آزمایش و امتحان مردم و درختی که به لعن در قرآن یاد شده و ما به ذکر این آیات عظیم آنها را می‌ترسانیم و لیکن بر آنها جز طغیان و کفر و انکار شدید چیزی نیفزاید».

[2]. کوثر، 1 ـ 3. «و ما به تو خیر کثير عطا کردیم ...».

[3]. نيشابوري، تفسیر غرائب القرآن، ج1، ص537 ـ 538 (تفسير سوره قدر)؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج3، ص444؛ ج4، ص6؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج4، ص191؛ همو، تاريخ‌الخلفاء، ص13؛ ابن‌عقیل علوی، النصائح الکافیه، ص139.

[4]. ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج57، ص253.

[5]. حلبی، السیرة‌الحلبیه، ج1، ص510؛ ابن‌عقیل علوی، النصائح‌الكافيه، ص139. «واي بر بني‌اميه، واي بر بني‌اميه، وای بر بنی‌امیه».

[6]. ابن‌مردويه اصفهاني، مناقب علي بن ابي‌طالب(علیه‌السلام)، ص320.

[7]. ر.ک: ابن‌عقیل علوی، النصائح‌الكافيه، ص139 ـ 142؛ امینی، الغدير، ج8، ص248 ـ 249.

موضوع: 
نويسنده: