وریز وجوهات
  - فطره مهماني كه پيش از مغرب شب عيد فطر با رضايت صاحبخانه وارد شده در صورتي كه بگويند، امشب نان او را داده، بر او واجب است هر چند نان خور او حساب نشود. - فطره مهماني كه پيش از مغرب شب عيد فطر بدون رضايت صاحبخانه وارد مي‌شود و مدتي نزد او...
دوشنبه: 5 / 04 / 1396 ( )

بنی‎اميّه در قرآن و حديث

در كتب تفسير و حديث به‌ طرق اهل‌سنّت روايات متعدد از حضرت امام‌حسن و امام‌حسين‌(علیهما‌السلام) و يعلي بن مرّه؛ ابن‌عمرو و سعيد بن مسيب روايت شده كه رسول اعظم‌(ص)  در خواب ديد بني‎اميّه يكي از پس ديگري چون بوزينگان به منبرش بر مي‎جهند. پيغمبر‌(ص)  غمناك شد، و پس از آن ديگر كسي او را خندان نديد.

خدا آية 60 سورة اسراء را نازل فرمود:

﴿وَ مَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي اَرَيْنَاكَ اِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَاناً كَبِيراً﴾.[1]

و نيز نازل شد:

﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ...﴾[2]

و سوره قدر نيز نازل گرديد.[3]

 

ابن‌عساكر از ابي‌ذر روايت كرده كه پيغمبر‌(ص)  فرمود: وقتي بني‌اميّه به چهل تن برسند بندگان خدا را به غلامي و كنيزي مي‎گيرند و مال خدا را در اموال خود وارد سازند و كتاب خدا را به‌كار نبندند.[4]

ابن‌منده و ابونعيم از عمران (حمران) بن جابر يماني و ابن‌قامع از سالم حضرمي از پيغمبر‌(ص)  روايت كرده‎اند كه فرمود:

«وَيْلٌ لِبَنِي اُمَيَّةَ وَيْلٌ لِبَنِي اُمَيَّةَ وَيْلٌ لِبَنِي اُمَيَّةَ».[5]

ابن‌مردويه از علي‌(علیه‌السلام)  روايت كرده كه فرمود: در سوره محمّد‌(ص)  آيه‎اي در شأن ما و آيه‎اي در شأن بني‌اميه است.

«إِقْرَأْ السُّورَةَ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَی آخِرِهَا»؛[6]

«سوره را از اول تا به آخر بخوان».

و اما روايات در مذمّت بني‌اميّه و اينكه آنها آفت دين و آفت اين امت و دشمن پيغمبر‌(ص)  و شجره ملعونه هستند بسيار است.[7]

 

[1]. «و ما رؤیایی که به تو ارائه دادیم، نبود جز برای آزمایش و امتحان مردم و درختی که به لعن در قرآن یاد شده و ما به ذکر این آیات عظیم آنها را می‌ترسانیم و لیکن بر آنها جز طغیان و کفر و انکار شدید چیزی نیفزاید».

[2]. کوثر، 1 ـ 3. «و ما به تو خیر کثير عطا کردیم ...».

[3]. نيشابوري، تفسیر غرائب القرآن، ج1، ص537 ـ 538 (تفسير سوره قدر)؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج3، ص444؛ ج4، ص6؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج4، ص191؛ همو، تاريخ‌الخلفاء، ص13؛ ابن‌عقیل علوی، النصائح الکافیه، ص139.

[4]. ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج57، ص253.

[5]. حلبی، السیرة‌الحلبیه، ج1، ص510؛ ابن‌عقیل علوی، النصائح‌الكافيه، ص139. «واي بر بني‌اميه، واي بر بني‌اميه، وای بر بنی‌امیه».

[6]. ابن‌مردويه اصفهاني، مناقب علي بن ابي‌طالب(علیه‌السلام)، ص320.

[7]. ر.ک: ابن‌عقیل علوی، النصائح‌الكافيه، ص139 ـ 142؛ امینی، الغدير، ج8، ص248 ـ 249.

موضوع: 
نويسنده: